باب ۳۰ بابی از امثال است که به آکور نسبت داده میشود؛ اما هویت او ناشناخته است و فقط در این باب از او نام برده شده است.
اسم کامل این قسمت آكور بنیاقَه است. آکور از کلمه عبری به معنای «جمعآوری کننده» گرفته شده است و برخی از محققان بر این باورند که این اسمی واقعی نیست، بلکه اشاره به سلیمان دارد که امثال را جمعآوری کرده است. احتیاط شرط میکند که همچنان از این اسم در ترجمه خود استفاده کنید.
نویسنده از آیه ۱۵ تا ۳۲ از روشی خاص برای توضیح برخی مسائل استفاده میکند. او میگوید که سه یا چهار چیز است و موارد مورد نظر را فهرست میکند و از هر یک نمونه میآورد و ویژگی مثل «بسیار كوچك است، لیكن بسیار حكیم » را مطرح میکند. مقصود از استفاده از این اعداد معنای حقیقی آنها نیست بلکه نویسنده آنها را به کار برده تا به مخاطب در به خاطر سپردن این نکات کمک کند. (See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#wise)
این امثال جدا از یکدیگر هستند و اغلب با استفاده از عناصر متضاد به موضوعاتی معمول میپردازند: حکیم/ابله، پول، کاهل/ساعی، گفتن حقیقت، شرور/عادل[پارسا]، کاهل، غرور/فروتنی، شرافتمندی/کج رفتاری.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#foolish and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#evil and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#righteous)
اینها اسامی مردان هستند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
این اسم واقعی پسر یاقه است نه اسم نوه او.
این استعاره از پیغامی بسیار مهم است. این پیغام چون از سوی خدا است، اهمیتی ویژه دارد. ترجمه جایگزین: «پیغامی مهم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«به ایتیئیل ــ که ایتیئیل و اًکال است»
«حتماً» یا «بدون شک»
اسم معنای «فهم» را میتوانید در قالب فعل ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «طریقی را که انسانها باید آنها را درک کنند نمیفهمم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
اسم معنای «معرفت» را میتوانید به فعل ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «همچنین چیزی در مورد آن قدوس نمیدانم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
نویسنده با مطرح کردن این پرسشها خواننده را به فکر کردن در مورد عظیمتر بودن خداوند[یهوه] از مردم وا میدارد. ترجمه جایگزین: «کسی تا به حال ...نزول نکرده است. کسی تا به حال...در مشت خود جمع نکرده است. کسی تا به حال...بند ننموده است. کسی تا به حال...استوار نساخته است.» یا «که...نزول کرده؟ که...در مشت خود جمع کرده؟که...بند نموده؟ که...استوار ساخته؟ کسی تا به حال چنین نکرده است.»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
جایی که خدا زندگی میکند.
نویسنده به نحوی از باد سخن میگوید که گویی چیزی است که شخص میتواند آن را بگیرد و در دست خود نگه دارد. ترجمه جایگزین: «باد را در دست خود نگه داشته است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
طریقی که دست او مثلاً هنگام جمع کردن آب یا ماسه شکل میگیرد. «دست کاسه شده او»
اشیایی کوچک را که پخش شدهاند، به نحوی بر تودهای جمع میکنند که میتوان آنها را بلند کرد.
«حدودی را برای پایان زمین مشخص کرده است» یا «مرز پایانی زمین را نشانگذاری کرده است»
نویسنده از این سوال استفاده میکند تا به دستور خواننده را به پاسخ دادن به آنها وا دارد. ترجمه جایگزین: «اسم او و پسر او را اگر میدانی، بگو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
نویسنده با استفاده از وارونهگویی نشان میدهد که نه خود او و نه مخاطبینش کسی را نمیشناسند که بتواند کارهایی را که در پرسشهای قبلی ذکر شدهاند، انجام دهد. ترجمه جایگزین: «فکر نمیکنم کسی را بشناسید که بتواند این کارها را انجام دهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-irony)
اینجا به نحوی از کلمات سخن گفته شده که گویی فلزاتی هستند که شخص برای تمیز کردن قسمتهای بد به آنها احتیاج دارد. ترجمه جایگزین: «مثل فلزی ارزشمند هستند که کسی ناخالصیها را از آن زدوده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
کلمه «سپر» استعاره از چیزی است که از شخص مراقبت میکند. ترجمه جایگزین: «از کسانی که نزد او میآیند و از او چیزی میخواهند، مراقبت میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
بیش از آن چه که گفته، بگویی.
این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «ثابت میکنی که هستی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
معانی محتمل: ۱) «به مردم اجازه بطالتگویی و دروغگویی نده» یا ۲) «نگذار به بطالت و دروغ سخن گویم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمات عبث و دروغ
نویسنده به نحوی از «فقر» و «دولت» سخن میگوید که گویی اشیایی هستند که شخص به دیگری میدهد. این کلمات همچنین اسامی معنایی هستند که میتوان آنها را به «فقیر» و «ثروتمند» ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «نگذار که خیلی فقیر یا خیلی ثروتمند باشم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
این موقعیتی فرضی را توصیف میکند که هنوز رخ نداده است، ولی در صورت ثروتمند شدن نویسنده روی خواهد داد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hypo)
این موقعیتی فرضی را توصیف میکند که هنوز رخ نداده است ولی در صورت فقیر شدن نویسنده روی خواهد داد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hypo)
«کسانی را که میدانند چیزهایی را دزدیدهام، به این فکر وا میدارم که خدایی نیست» یا «شاید با دزدی به نام خدا آسیب رسانم»
به دروغ سخن گفتن در مورد کسی با هدف آسیب رساندن به او
«خادم لعن خواهد کرد»
این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «مردم تو را گناهکار میدانند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
«گروهی از مردم...که لعنت میکنند...برکت نمیدهند»
نوع یا طبقه یا نسل
«گروهی از مردم که هستند»
کلمه «نظر[چشمها]» اشاره به دیدن دارد و دیدن اشاره به افکار یا قضاوت دارد. ترجمه جایگزین: «خود را پاک میپندارند» یا «فکر میکنند منزه هستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمات «نجاست» و «غسل» به نحوی از بخشش خدا سخن میگویند که گویی بخشش او مردم را جسماً از کثیفی پاک میکند. این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «خدا آنها را از گناهانشان نبخشیده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این را باید به کلمهای مودبانه که در برگیرنده قی و فضولات انسان یا حیوان است، ترجمه کنید.
این کسانی را توصیف میکند که خود را از دیگران بهتر میپندارند. چشمان نشان دهنده غرور او هستند و نحوه نگاه کردن او نشان میدهد که فکر میکند از دیگران بهتر است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
اینجا به نحوی از گروهی از مردم که سخنان مضر[پرگزند] میگویند سخن گفته شده که گویی حیوانات وحشی هستند که دندان و چانهای از شمشیر و چاقو دارند و فقرا و نیازمندان را میخورند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
استخوان صورت که دندان از آن بیرون میآیند. [در فارسی متفاوت انجام شده]
این مثال از چیزی است که همیشه بیشتر میخواهد. ترجمه جایگزین: «حرص، دو دختر دارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نوعی کرم که به پوست میچسبد و خون بدن را میمکد.
معنای محتمل دیگر «نام هر دو آنها به من بده» است.
این کاربرد عدد «سه» و «چهار» کنار هم احتمالاً صنعتی شاعرانه است. ترجمه جایگزین: «چهار چیز است که از آن سیر نمیشوند و هرگز نمیگویند که ‘بس است‘»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry)
این را میتوانید به حالت مثبت بیان کنید. ترجمه جایگزین: «همیشه بیشتر میخواهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-litotes)
اینجا به نحوی از زمینی که به خاطر بیبارانی دیگر محصول نمیآورد سخن گفته شده که گویی شخصی است که آب کافی برای نوشیدن ندارد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
چشم، جزگویی از کل شخص است. نویسنده میگوید کسی که والدین خود را استهزا میکند تنها و در بیابان[وادی] میمیرد و کسی او را دفن نخواهد کرد. مردن در بیابان استعاره از مردن بدون دوست یا خانواده است. این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «کلاغ وادی[بیابان] چشم استهزا کننده...پدر را از کاسه در میآورد...و کرکسها او را میخورند» یا «استهزاکننده...پدر تنها میمیرد و کسی که نیست که برای او عزاداری کند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
کلمه «اطاعت» کنایه از خود مادر است. این کلمه همچنین اسم معنا است که میتوان آن را به «اطاعت کردن» ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «مادرِ خود را بیارزش میپندارد و از او اطاعت نمیکند.»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
پرندهای بزرگ، لاغر اندام و سیاه که گیاه و حیوانات مرده را میخورد.
هر پرنده بزرگی که حیوانات مرده را میخورد و سری کوچک و بدون پر دارد.
استفاده از اعداد «سه» و «چهار» احتمالاً صنعتی شاعرانه است. ترجمه جایگزین: «امور بسیاری برای من عجیب هستند و آنها را نمیفهمم، چهارتای آنها»
اینجا در اصل به جای کلمه «میان» از «دل» استفاده شده که اشاره به وسط دریا دارد. ترجمه جایگزین: «در وسط دریا» یا «در دریای باز»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این دو به نظر بهگویی هستند و استعاره از ارتکاب زنا و سپس حمام کردن میباشند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-euphemism and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
استفاده از اعداد «سه» و «چهار» احتمالاً صنعتی شاعرانه است. «چیزهایی هست که زمین را به لرزه در میآورند و زمین تحمل چنین لرزهای را ندارد. چهار مورد از آنها»
این را میتوانید به حالت معلوم ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «احمقی که غذای کافی برای خوردن دارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
مردم قبل از نکاح به حق از آن زن متنفر بودند ولی وقتی ازدواج میکند این انزجار چند برابر میشود. این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «زنی که مردمان نیک هنگام نکاح از او متنفر شدند» یا «هنگامی که زنی طرد شده ازدواج میکند» (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
بر خانه حکومت میکند.
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
حیوانی کوچک با گوشهای گرد و پاهای کوتاه و بدون دُم.
خزندهای کوچک و چهار پا با بدنی کشیده و دُم.
استفاده از اعداد «سه» و «چهار» احتمالاً صنعتی شاعرانه است. ترجمه جایگزین: «چیزهایی هستند که با وقار راه میرود. چهار مورد از آنها»
با شکوه و وقاری مانند پادشاه
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
خروسی که با وقار راه میرود.
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
شدیداً هم زدن
شیرِ حیوان که کسی با مخلوط کردن، آن را غلیظ میکند.