باب ۲۹ از امثال، بخش دوم از کتاب را ادامه میدهد که به سلیمان نسبت داده شده است(باب ۲۵- ۲۹).
این امثال جدا از یکدیگر هستند و اغلب با استفاده از عناصر متضاد به موضوعاتی معمول میپردازند: حکیم/ابله، پول، کاهل/ساعی، گفتن حقیقت، شرور/عادل[پارسا]، کاهل، غرور/فروتنی، شرافتمندی/کج رفتاری.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#wise, /WA-Catalog/en_tw?section=kt#foolish and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#evil and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#righteous)
اینجا به نحوی از لجبازی کردن شخص سخن گفته شده که گویی گردن خود را خشک[سفت] میکند. ترجمه جایگزین: «که لجباز میشود» یا «که از گوش دادن اجتناب میورزد» [در فارسی متفاوت]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «خدا ناگهان او را میشکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
«کسی قادر به شفا دادن او نخواهد بود.» مریضی استعاره از نوعی موقعیت بد است. ترجمه جایگزین: «کسی قادر به کمک کردن به او نخواهد بود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
مردم هنگام خستگی یا غم دمی بلند و طولانی بیرون میدهند. ترجمه جایگزین: «مردم خسته و غمگین میشوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
اسم معنای «انصاف» را میتوانید به عبارتی که با اسم شروع میشود ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «با انجام کار دست» یا «با وضع قوانین منصفانه»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
دانسته به همسایه خود اموری را میگوید که از دروغ بودن آنها آگاه است، تا به این وسیله همسایه را به انجام کاری که مایل است، وا دارد.
نویسنده چاپلوسی شخص را با موقعیتی که شخص به دام میافتد مقایسه میکند. ترجمه جایگزین: «دام بر پا کردن برای گرفتن کسی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
شخص هنگامی که گناه میکند به دام میافتد. او مایل است که به دیگران بدی کند، ولی خدا از عمل او برای مجازات خودش استفاده میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
کلمه «شهر» اشاره به مردمی دارد که در آن شهر زندگی میکنند. استهزاکنندگان سبب رنجیدن مردم میشوند و احتمالاً از خشونتورزی آنها به نحوی سخن گفته شده که گویی شهر را به آتش میکشند. ترجمه جایگزین: «مردم شهر را آشفته میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این اصطلاح به معنای بر طرف کردن خشم خشمگینان است. ترجمه جایگزین: «خشم خشمگینان را آرام میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
معنای محتمل دیگر «به دادگاه میرود بر علیه» است.
احمق بسیار خشمگین میشود و سعی میکند حکیم را از سخن گفتن یا قاضی دادگاه را از قضاوت کردن باز دارد.
این به معنای پر سر و صدا و هیجان زده بودن و قوی حرکت کردن چون طوفانی قوی است. این کلمهای با بار منفی است.
«قادر به رفع مشکل نخواهند بود»
این اصطلاح به معنای «طالب کشتن» بودن است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این به طور کلی اشاره به اشخاص راستین دارد. صفت وابسته به اسم را میتوانید در قالب صفت ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «اشخاص راستین» یا «اشخاص عادل[پارسا]» یا «اشخاص صادق»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-nominaladj)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
«توجه کند.» ببنید چنین کلمهای را در امثال ۱۷: ۴ چطور ترجمه کردهاید.
اینجا از اعمال حاکمان با بیان نتیجهای که حاصل میکنند، سخن گفته شده است. ترجمه جایگزین: «گویی که به خادمانش شریر بودن را تعلیم میدهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کسی که به تندی با دیگران رفتار میکند و زندگی آنها را سختتر میکند.
این اصطلاح به این معنا است که «خداوند[یهوه] هر دو را زنده میکند».
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
کرسی کنایه از حکومت کردن بر قلمرو پادشاهی است. ترجمه جایگزین: «قلمرو پادشاهی او»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
نویسنده به نحوی سخن میگوید که گویی چوب و تنبیه کسانی هستند که حکمت را به دیگران چون عطایی جسمانی هدیه میدهند. ترجمه جایگزین: «اگر والدی از چوب برای ملامتتنبیه فرزند خود استفاده کند، آن فرزند حکیم خواهد شد» یا «اگر والدین فرزندان خود را تادیب کنند و خطای او را گوشزد کنند، آن کودک زندگی حکیمانه را میآموزد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
والدین در اسرائيل از چوب استفاده میکردند تا با زدن فرزندان خود آنها را تادیب کنند. ترجمه جایگزین: «تادیب»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
وقتی کسی شخصی دیگر را تنبیه یا تادیب میکند او به مخاطب خود میگوید که عمل وی را تایید نمیکند.
اسم معنای «شریران» را میتوانید به فعل ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «مردم بیشتر شرارت میکنند و گناهان آنها بدتر میشوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
اسم معنای «افتادن» را میتوانید در قالب فعل ترجمه کنید که خود استعاره است و اشاره به عزل شدن از قدرت دارد. ترجمه جایگزین: «آن شریران سقوط میکنند» یا «آنهایی که شریر هستند قدرت خود را از دست میدهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «خدا آنکه شریعت را نگه میدارد را برکت خواهد داد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. «تنها با حرف زدن با خادم نمیتوانید او را تادیب کنید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
نویسنده از پرسشی استفاده میکند تا توجه خواننده را جلب کند. ترجمه جایگزین: «باید متوجه شده باشی که برای مردم عجول[عجولان] در سخن گفتن چه اتفاقی رخ میدهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
«کسی که به خادم خود اجازه از زیر کار در رفتن را میدهد و با خادم خود بهتر از خادمین دیگر رفتار میکند»
«در پایان جوانی خادم» یا «وقتی خادم بزرگ میشود»
این کلمات ترجمه کلمهای در زبان عبری هستند که کسی از معنای آن مطمئن نیست. برخی این قسمت را به معنای ضعیف شدن خادم و اداره امور خانه توسط دیگران میدانند.
اینجا به نحوی از مسبب بحث مردم بودن سخن گفته شده که گویی بحث را بر میانگیزانند یا بیدار میکنند. اسم معنای «نزاع» را میتوانید «بحث کردن» ترجمه کنید. ببینید کلمات مشابه را در امثال ۱۵: ۱۸ چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «سبب بیشتر بحث کردن مردم میشوند» یا «بانی بحث و جدل مردم میشوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
این اصطلاح به معنای «شخصی است که به راحتی عصبانی» میشود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «مردان کسی که روحی فروتن دارد را جلال خواهند داد» یا «کسی که روحی فروتن دارد، توسط دیگران جلال خواهد یافت» یا «خداوند سبب میشود مردان کسی را که روحی فروتن دارد، جلال دهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
«دشمن خود میشود» [از زندگی خود متنفر میشود]
معانی محتمل: ۱) مردم کسی که «با دزد معاشرت» میکند را به سوگند خوردن وا میدارند تا حقیقت را درباره آنچه که آن دزد سرقت کرده بگوید و همچنین آن مرد که سوگند میخورد میداند که در صورت گفتن حقیقت با مجازات روبه رو خواهد شد. ترجمه جایگزین: «جرات ندارد سوگند بخورد و شهادت دهد» یا ۲) مردم نمیدانند آن دزد کیست ولی بر خدا فریاد بر میآورند تا دزد را لعن کند و آن که با دزد «معاشرت» میکند از اعتراف کردن میترسد و در نتیجه ترس خود از آن دزد، سوگند نمیخورد. ترجمه جایگزین: «حتی بعد از این که مردم او را لعن کردند، چیزی نمیگوید» [اشتباه تایپی در متن- در قسمت ۲ به جای (CURSE) باید کلمه (OATH( گذاشته شود]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
اینجا از ترسیدن از دیگران مانند به دام افتادن سخن گفته شده است. ترجمه جایگزین: «کسی که میترسد مردم ممکن است چه بر سر او آورند مثل شخصی به دامافتاده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
دامی از طناب که حیوانات را گرفتار میکند.
این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «خداوند[یهوه] از کسی که به او توکل کرده، مراقبت میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
کلمه «[روی]» کنایه از گوش سپردن حاکم به سخنانی است که مردم میخواهند به او بگویند. ترجمه جایگزین: «مردم بسیاری میخواهند که به آنها توجه کند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
خداوند[یهوه]، نه حاکمین، رفتار منصفانه مردم را میبینند. اسم معنای «داوری» را میتوانید به «منصفانه» ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «خداوند[یهوه است که واقعاً منصفانه با شخص برخورد میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
کسی که باید مورد انزجار باشد. ببینید این قسمت را در چطور ترجمه کردهاید.