باب ۲۷ از امثال بخش دوم از کتاب را ادامه میدهد که به سلیمان نسبت داده شده است(باب ۲۵- ۲۹)
این امثال جدا از یکدیگر هستند و اغلب با استفاده از عناصر متضاد به موضوعاتی معمول میپردازند: حکیم/ابله، پول، کاهل/ساعی، گفتن حقیقت، شرور/عادل[پارسا]، کاهل، غرور/فروتنی، شرافتمندی/کج رفتاری.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#wise, /WA-Catalog/en_tw?section=kt#foolish and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#evil and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#righteous)
این قسمت هشدار میدهد تا نسبت به آن چه که فردا ممکن است رخ دهد، فخر ننمایی. چنین امری را میتوانید در ترجمه خود گویاتر بیان کنید. ترجمه جایگزین: «با تکبر درباره تدبیرهای فردای خود سخن نگو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
اینجا به نحوی از اطمینان نسبت به آن چه که در روزی خاص رخ میدهد سخن گفته شده که گویی آن روز خاص اتفاق را با خود میآورد. ترجمه جایگزین: «آن چه که روزی اتفاق میافتد» یا «فردا چه میشود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «دهان» و «لبها» اشاره به شخص دارند، چون قسمتهایی از بدن هستند که شخص با آنها سخن میگوید. ترجمه جایگزین: «نگذار دهانت تو را بستاید...و نگذار لبهایت تو را بستایند» یا «و خود را ستایش مکن...و خود را ستایش مکن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsisand /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
کلمات «تو را بستاید» از عبارت اول برداشت میشوند. شما میتوانید این کلمات را در این قسمت تکرار کنید. ترجمه جایگزین: «غریبی تو را بستاید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis)
اینجا به نحوی از دشواری صبوری کردن با احمقی که خشم تو را بر میانگیزاند سخن گفته شده که گویی دشواری این کار وزنی سنگین دارد. ترجمه جایگزین: «فتنهانگیزی احمق، سختتر از تحمل کردن هر دو آنها است» یا «صبوری کردن با احمقی که تو را خشمگین میکند، از حمل کردن آنها سختتر است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«مشکلی که ابله ایجاد میکند.» «خشم» به معنای اعمال یا سخنانی است که سبب خشم یا رنجش میشود.
اسامی معنای «غضب»، «خشم» و «حسد» را میتوانید در قالب صفت ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «شخص خشمگین بیرحم و منکوب کننده است، ولی کیست که بتواند در مقابل آن که حسود است، ایستادگی کند؟»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
«تندی» [درشتی]
«خشمی نابودگر.» اینجا به نحوی از خشم سخن گفته شده که گویی سیلی خروشان است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این پرسش به طور ضمنی بیان میکند که کسی نمیتواند در مقابل حسد ایستادگی کند. این را میتوانید در قالب جمله خبری بازنویسی کنید. ترجمه جایگزین: «اما کسی قادر نیست که در مقابل حسد بایستد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
اینجا «ایستادن» اشاره به قوی بودن و مقاومت کردن در برابر صدماتی دارد که شخص حسود با حمله خود ایجاد میکند. ترجمه جایگزین: «مقاومت کردن در مقابل شخص حسود» یا « هنگامی که شخصی حسود به او حمله میکند، قوی و استوار بماند» (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اسم معنای «تنبیه» را میتوانید در قالب فعل «تنبیه[توبیخ] کردن» بیان کنید. ترجمه جایگزین: «تنبیه آشکار بهتر است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
«از محبتی که آشکارا ابراز میشود.» اسم معنای «محبت» را میتوانید در قالب عبارتی که با فعل شروع میشود ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «از محبت شدن در خفا»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
«جراحاتی که دوست ایجاد میکند، وفادار هستند.» کلمه «جراحات» اشاره به درد و غصهای دارند که شخص هنگام تادیب یا توبیخ شدن توسط دوست خود حس میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا به نحوی از وفاداریِ توبیخ[تادیب] توسط دوست سخن گفته شده که گویی غم ایجاد شده از توبیخ او سبب وفاداری میشود. ترجمه جایگزین: «تادیب دوست با این که بانی غم میشود، ولی وفادار است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
شما میتوانید وفادار نبودن بوسههای دشمن را در ترجمه خود مشخص کنید. ترجمه جایگزین: «اما بوسههای فراوان دشمن وفادار نیستند» یا «اما ممکن است دشمن سعی کند با فراوان بوسیدنتان، شما را فریب دهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«به فراوانی» یا «دفعات بسیار»
«کسی که سیر است» یا «شخصی که به اندازه کافی غذا خورده و سیر است»
شانه عسل معمولاً خوشایند است، ولی برای کسی که سیر شده چنین نیست.
«هر چیز تلخ، شیرین است»
کلمات «آواره بشود» و «آواره گردد[گمراه گردد]» هر دو در این آیه به یک معنا هستند.[در فارسی متفاوت انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
کلمه «عطر» به معنای روغن یا مرهمی خوش بو است.
کلمه «دل» اشاره به احساسات یا عواطف شخص دارد. ترجمه جایگزین: «شخص را شاد میکند» یا «شخص را خوشحال میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
معانی محتمل: ۱) «حلاوت» اشاره به مهربانی دارد. ترجمه جایگزین: «مهربانی دوستمان را از مشورتهای او تشخیص میدهیم» یا ۲) «حلاوت» اشاره به آن چیزی دارد که در ارتباط با کسی، مورد تحسین ما است. ترجمه جایگزین: «آن چه در مورد دوستی تحسین میکنیم، نصایح او هستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «برادر» به طور کلی اشاره به اقوامی مثل اعضای قبیله، طایفه یا گروهی از مردم[قوم] دارد.
مشکلات و بدشانسیهای فراوان
کلمه «دل» اشاره به احساسات یا عواطف شخص دارد. ترجمه جایگزین: «من را شاد میکند» یا «من را خوشحال میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
کلمه «مجاب ساختن» به معنای پاسخ دادن به سوال نیست. این به معنای عکس العمل نشان دادن نسبت به شخصی است که استهزا میکند. نحوه ارتباط چنین امری با سبب ملامت شدن را میتوانید در ترجمه خود مشخص کنید. ترجمه جایگزین: «سپس با گفتن از تو به آن که مرا استهزا میکند، پاسخ میدهم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
کسانی که با بیرحمی دیگری را مسخره میکنند.
ببینید عبارت مشابه را در امثال ۲۲: ۳ چطور ترجمه کردهاید.
«آنکه حکیم است» یا «مردی که عقل سلیم دارد»
«اشخاص بیتجربه و نابالغ»
این اشاره به تجربهای ناخوشایند مانند مریضی، درد یا دیگر زحمات دارد.
قرض دهنده پول به کسی، جنسی مثل جامه را به عنوان ضمانت بازپرداخت پول خود میگیرد. او آن جنس ضمانت گرفته شده را بعد از پرداخت بدهی پس میدهد. اگر قرضگیرنده فقیر باشد ،کسی دیگر چیزی را به عنوان ضمانت به قرضدهنده میدهد. معنای کامل این جمله را میتوانید به روشنی بیان کنید. ببینید این جمله را درامثال ۲۰: ۱۶ چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «جامهای را به ضمانت گیر که ضامن بازپرداخت بدهی غریبه باشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
این یعنی کسی چیزی را به قرضدهنده پول میدهد تا ضامن بازپرداخت بدهی باشد. ببینید این قسمت را در امثال ۲۰: ۱۶ چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «کسی که بازپرداخت آن چه قرض گفته شده را تضمین میکند» یا «کسی که بازپرداخت وام را تضمین میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
«به رهن بگیر[به ضمانت گیر]» به معنای نگه داشتن آن به عنوان ضمانتی برای بازپرداخت بدهی است. ببینید این قسمت را در امثال ۲۰: ۱۶ چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «جامه او را به عنوان ضمانت بازپرداخت بدهی نگه دارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
«اگر کسی به همسایهاش برکت دهد»
این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «همسایه آن برکت را لعنت میپندارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این یعنی مردم را از یکدیگر خشمگین کنید یا سبب عدم توافق شدید بین مردم شوید.
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که باران مرتب میچکد. ترجمه جایگزین: «چکیدن دائم باران»[نم نم دائم باران]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«روزی که دائم باران میبارد»
اینجا به طور ضمنی گفته شده که باز داشتن او دشوار یا عبث است گویی که چنین کاری مثل نگه داشتن باد یا روغن در دست است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«او را نگه دارد» یا «او را تحت کنترل نگه دارد.» اینجا به طور ضمنی اشاره به ممانعت از ستیزه جویی[بحث کردن] آن زن شده است. ترجمه جایگزین: «از نزاع او را باز دارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«باد را نگه دارد» یا «باد را تحت کنترل گیرد»
این دو عبارت نحوهای را که آهن و مرد میتوانند بهبود یابند، با یکدیگر مقایسه میکنند. ترجمه جایگزین: «درست همان طور که تکه آهن میتواند تکه آهنی دیگر را تیز کند، شخصیت مرد نیز میتواند با ارتباط داشتن با دوستش بهبود یابد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
«که از آن...مراقبت میکند»
این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «ارباب آن که را از او مراقبت میکند، حرمت مینهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این به معنای افکار شخص است. ترجمه جایگزین: «آن چه فرد به آن میاندیشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
این اسم به معنای «نابودگر» است. ترجمه جایگزین: «نابودگر»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
«هرگز پر نمیشوند»
کلمه «چشمان» اشاره به امیال شخص دارد. ترجمه جایگزین: «امیال انسان»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
این اشاره به نحوه تصفیه طلا یا نقره دارد. فلزات را با دمای بالا حرارت میدهند تا آب شوند و ناخالصی از آنها زدوده شود. ببینید این قسمت را در امثال ۱۷: ۳ چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «بوته برای تصفیه نقره و کوره برای تصفیه طلا استفاده میشود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
ظرفی که برای حرارت دادن مواد مختلف به کار میرود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-unknown)
اجاقی که حرارت شدیدی ایجاد میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-unknown)
این را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «وقتی کسی دیگری را میستاید، در همان حال او را نیز میآزماید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این یعنی حتی اگر ابله رنج یا درد ببیند (کوبیده شدن در زبان عبری استعاره از رنج است) همچنان ابله باقی میماند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
ابزاری محکم با انتهای کروی که برای کوبیدن چیزی در کاسه به کار میرود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-unknown)
این دو عبارت اساساً یک معنا دارند و به منظور تاکید با هم استفاده شدهاند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
«گله گوسفندان»
«گله بزها»
این جمله در اصل از حالت سوالی استفاده کرده که پاسخی منفی را میطلبد تا به این وسیله نشان دهد حکومت زمینی برای همیشه باقی نمیماند. این را میتوانید در قالب جمله خبری بیان کنید. ترجمه جایگزین: «تاج، نسل اندر نسل باقی نمیماند»[در فارسی متفاوت]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
کلمه «تاج» کنایه از حکومت پادشاه بر قلمرو خود است. ترجمه جایگزین: «حکومت پادشاه»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
«جوانه نمایان میشود» یا «علف تازه میروید»
آیات ۲۶ و ۲۷ به همراه آیات ۲۳ تا ۲۵ همه یک مَثَل را تشکیل میدهند.
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که پشم گوسفندان برای ساختن لباس استفاده میشود. ترجمه جایگزین: «پشم برهها برای ساخت لباس استفاده میشود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که پول حاصل از فروش بزها برای خرید زمین کافی خواهد بود. ترجمه جایگزین: «فروش بزها، بهای خرید زمین را فراهم میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که غذای کافی برای کنیزان خواهید داشت. ترجمه جایگزین: «برای غذای کنیزان شیر بز موجود خواهد بود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«غذا»