باب ۲۶ از امثال بخش دوم از کتاب را ادامه میدهد که به سلیمان نسبت داده شده است.
این امثال جدا از یکدیگر هستند و اغلب با استفاده از عناصر متضاد به موضوعاتی معمول میپردازند: حکیم/ابله، پول، کاهل/ساعی، گفتن حقیقت، شرور/عادل[پارسا]، کاهل، غرور/فروتنی، شرافتمندی/کج رفتاری.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#wise, /WA-Catalog/en_tw?section=kt#foolish and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#evil and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#righteous)
معمولاً برف در تابستان و باران هنگام درو نمیبارد. چنین امری را میتوانید در ترجمه خود مشخص کنید. ترجمه جایگزین: «درست همان طور که بارش برف در تابستان یا بارش باران هنگام درو، غریب به نظر میآیند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
اینجا به نحوی از لعنتی که گزندی به کسی نمیرساند سخن گفته شده که گویی پرندهای است که نمینشیند. ترجمه جایگزین: «پس لعنت ناحق به منظور خود نمیرسد» [در فارسی انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «لعنتی که شخص لایق آن نیست»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
فرود آمدن بر چیزی یا کسی. [در فارسی انجام نشده]
شلاق، لگام و چوب چیزهایی هستند که برای به حرکت واداشتن اسب، الاغ و احمقان به سوی مورد نظر استفاده میشوند.
لگام از بندهای چرمی ساخته میشود. لگام را بر سر الاغ قرار میدهند و طرف دیگر آن را در دست میگیرند تا الاغ را به جایی که میخواهند ببرند.
در کتاب مقدس مردم به جهت تادیب فرزندان یا غلامان خود را با چوب میزدند.
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
موافق حماقت احمق به او جواب دادن اشاره به پاسخی احمقانه به او دادن دارد. ترجمه جایگزین: «احمق را مطابق حماقتش جواب ده» یا «جواب احمقانه به احمق بده»
کلمه «[نظر]» اشاره به دیدن دارد و دیدن اشاره به افکار یا قضاوت دارد. ترجمه جایگزین: «تا طبق قضاوت خود حکیم نشود» یا «تا خود را حکیم نپندارد»[در فارسی متفاوت انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «دست» اشاره به مسئولیت احمق برای رساندن پیغام دارد. ترجمه جایگزین: «هر که احمقی را برای رساندن پیغام بفرستد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
بریدن پای خود اغراق است و اشاره به آسیب رساندن به خود دارد. ترجمه جایگزین: «مثل کسی که پای خود را قطع میکند و خشونت را مینوشد، به خود آسیب میرساند.»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
اینجا به نحوی از خشونت سخن گفته شده که گویی خشونت[ضرر] مایعی سمی است که شخص میتواند آن را بنوشد. ترجمه جایگزین: «با خشونتورزی به خود آسیب میرساند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
ترتیب این عبارات را میتوانید تغییر دهید. ترجمه جایگزین: «مَثَلی که از دهان احمق بیرون میآید، مثل پای شخصی فلج آویزان است» یا «مَثَلی که از دهان احمقان بیرون میآید به عبثی پاهای آویزان فلجی است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
شخصی که قادر به حرکت دادن پا یا قسمتی دیگر از بدن خود نیست.
کلمه «دهان» کنایه از سخن گفتن است. ترجمه جایگزین: «در سخن احمقان» یا «آن چه احمقان میگویند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
مردم اغلب برای دور پرتاب کردن سنگ آن را در قلاب سنگ میگذاشتند تا سنگ را با سرعت زیاد به نقطهای دور پرتاب کنند. نتیجه سنگ قلاب کردن را میتوانید در ترجمه خود مشخص کنید. ترجمه جایگزین: «سنگ را در قلابی گره میزنند پس قادر به پرتاب کردن آن نیستند»[در فارسی متفاوت انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«احمقی را جلال میدهند»
نحوه شباهت این دو را میتوانید مشخص کنید. ترجمه جایگزین: «مثلْ در دهان احمقان به خطرناکی خاری است که به دست مستی میرود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
معانی محتمل: ۱) اگر شخصی مست بوته خاری را در دست نگه دارد، خار به دست او فرو خواهد رفت یا ۲) اگر شخصی مست عصبانی شود، بوته خاری را بر میدارد تا با آن دیگران را بزند. در معنای محتمل دوم کلمه «خار» اشاره به بوته خار دارد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
کلمه «دهان» کنایه از سخنان شخص است. ترجمه جایگزین: «در سخن احمقان» یا «آن چه که ابلهان میگویند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
«کاری به احمق دهد»
«درست همان طور که سگ قی خود را میخورد»
این سوال خواننده را به فکر کردن در مورد کسی که از نظر خود حکیم است وا میدارد. عبارت «در نظر خود حکیم است» یعنی «فکر میکند که حکیم» است و به طور ضمنی اشاره میکند که آن شخص واقعاً حکیم نیست. ترجمه جایگزین: «شخصی را در نظر بگیرید که فکر میکند حکیم است، در صورتی که چنین نیست»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«احمق میتواند راحتتر از او حکیم شود»
فرد کاهل دراز میکشد و میگوید که چون شیری در کوچه یا راه است، نمیتواند برای کار کردن بیرون رود.
ببینید این قسمت را درامثال ۲۲: ۱۳ چطور ترجمه کردهاید.
این اشاره به مکانی در شهر دارد که فضای زیادی برای راه رفتن و جمع شدن مردم دارد. ترجمه جایگزین: «میدان شهر» یا «خیابانها»
تکه فلزی که در را به چیزی وصل میکند و اجازه باز و بسته شدن را به آن میدهد.
هم در و هم فرد کاهل هر دو حرکت میکنند، ولی جایی نمیروند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
«دست خود را به بشقاب میبرد تا غذا بر دارد» یا «غذا بر میدارد»
این یک اغراق است و اشاره به انجام کار الزامی دارد که مشخصاً به سود شخص است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
عبارت «در نظر خود» اشاره به افکار او دارد. ترجمه جایگزین: «فرد کاهل خود را حکیمتر از آن هفت مرد میپندارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
ترتیب این عبارات را میتوانید تغییر دهید. ترجمه جایگزین: «عابری که از نزاع دیگران خشمگین میشود، مثل کسی است که گوشهای سگ را میگیرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که سگ خشمگین میشود و آن شخص را گاز میگیرد. ترجمه جایگزین: «مثل کسی که با گرفتن گوشهای سگ آن را عصبانی میکند» یا «مثل کسی که گوشهای سگ را میگیرد و آن سگ او را گاز میگیرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که عابر بحث را آغاز میکند و کسانی که در حال دعوا هستند از او خشمگین میشوند و به او آسیب میرسانند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
«آدم دیوانه» (امثال ۲۶: ۱۸) و فریبنده هر دو به دیگران آسیب میرسانند، ولی مسئولیت آن را قبول نمیکنند.
فریبنده با استفاده از این سوال به طور ضمنی اشاره میکند که چون قصدی از این شوخی[لطیفه] نداشته، پس نباید برای آسیبی که ایجاد کرده، سرزنش شود. ترجمه جایگزین: «خطایی نکردم. فقط شوخی میکردم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
شخصی که بسیار غیبت میکند.
تاثیر زغال بر اخگرها و هیزم بر آتش را میتوانید در ترجمه خود مشخص کنید. ترجمه جایگزین: «درست همان طور که زغال به سوختن اخگر و چوب به سوختن آتش کمک میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
برانگیختن نزاع، به معنای آتش بر پا کردن است. برانگیختن نزاع بر آتش، استعاره از ایجاد نزاع یا بحث بین مردم است. ترجمه جایگزین: «سبب دعوای مردم شدن » یا «مسبب بحث کردن مردم بودن »
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا به نحوی از جذابیت گوش سپردن به غیبت سخن گفته شده که گویی غذایی خوش طعم هستند. ترجمه جایگزین: «گوش دادن به غیبت جذاب است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
اینجا به نحوی از نفوذ غیبت به ذهن و تاثیر گذاری آن بر افکار شخص سخن گفته شده که گویی غذایی هستند که به شکم فرد فرو میروند. این جمله معادل است. ترجمه جایگزین: «و به ذهن شخص وارد میشوند و افکار او را تحت تاثیر قرار میدهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا از آرایه ادبی تشبیه استفاده شده است و شخص را به کسی تشبیه کرده که دروغ میگوید تا شرارت را در دل خود پنهان کند، شرارتی که مثل ظرف سفالی است و برای این که ظاهری بهتر بیابد لعاب داده میشود. ترتیب این عبارات را میتوانید تغییر دهید. ترجمه جایگزین: «کسانی که لبهای سوزان[پرمحبت] و دل شریر دارند، مثل کوزهای لعاب داده شده هستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
«لعابی براق که ظرف سفالی را میپوشاند.» ظرف سفالی ارزان و فراوان بود. پس آن را با لعابی براق میپوشاندند تا ظاهری براق و گران پیدا کند.
این اشاره به شخصی دارد که لبهای سوزان[پرمحبت] و دل شریر دارد. ترجمه جایگزین: «همچنین کسی که لبهای سوزان و دل شریر دارد» یا «همچنین کسی که سخنان نیکو میگوید، ولی دل شریر دارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
کلمه «پر محبت[سوزان]» استعاره از «به شدت عاطفی» بودن است و «لبها» کنایه از «سخن» است. ترجمه جایگزین: «سخنی عاطفی» یا «بیان سخنان نیکو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
کلمه «دل» اشاره به افکار، نگرشها، امیال یا احساسات فرد دارد. ترجمه جایگزین: «افکار شرورانه» یا «امیال شرورانه»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
اینجا «با لبها نیرنگ مینماید» اشاره به اجتناب کردن از ابراز احساسات واقعی دارد. عبارت «لبهای خود» کنایه از سخنان او است. ترجمه جایگزین: «احساسات خود را با آن چه میگوید، مخفی میکند» یا «به نحوی سخن میگوید که مردم نمیتوانند احساسات واقعی او را تشخیص دهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
اینجا به نحوی از فریبکار بودن سخن گفته شده که گویی او فریب را در خود ذخیره میکند. معانی محتمل «فریب»: ۱) «فریب» اشاره به دروغ دارد. ترجمه جایگزین: «دروغهای فراوان خود را دوست دارد» یا ۲) «فریب» اشاره به آسیب رساندن به مردم دارد. ترجمه جایگزین: «در خفا برای آسیب رساندن به دیگران تدبیر میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«ولی آنچه میگوید را باور نکن»
عدد هفت نشان از کمال است. معانی محتمل: ۱) «مکروه» اشاره به رفتارها[طرز فکرهایی] دارد که خدا از آنها متنفر است. ترجمه جایگزین: «زیرا دل او از امور نفرتانگیز پر است» یا ۲) «مکروه» اشاره به نفرت او نسبت به مردم دارد. ترجمه جایگزین: «زیرا دل او پر از انزجار است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «اگرچه فریب، تنفر او را میپوشاند» یا «اگرچه او تنفر خود را با فریب میپوشاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
اینجا به نحوی از مخفی کردن تنفر خود نسبت به دیگران سخن گفته شده که گویی تنفر خود را میپوشاند. ترجمه جایگزین: «اگرچه دروغ میگوید تا دیگران نفهمند که او از آنها نفرت دارد» یا «گرچه دروغ میگوید تا مردم ندانند که او از آنها متنفر است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
ظاهر گشتن اشاره به رسوا شدن یا شناخته شدن دارد. ترجمه جایگزین: «شرارت او بین جماعت شناخته شده میشود» یا «جماعت شرارت او را کشف خواهند کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
«جماعت اسرائيلی»
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که آن شخص، گودالی حفر میکند تا کسی در آن به دام بیافتد. ترجمه جایگزین: «هر که گودالی حفر میکند تا کسی در آن به دام افتد» یا «اگر کسی گودالی حفر کند تا کسی را به دام اندازد، آن کس که آن را کنده، به آن سقوط میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
اینجا به طور ضمنی اشاره شده که شخص سنگی بزرگ را هُل میدهد تا به پایین تپه بغلطد و آنجا کسی را له کند. ترجمه جایگزین: «اگر کسی سنگی را هل دهد تا به پایین تپه بغلطد و کسی را له کند، آن سنگ روی خود او بر خواهد گشت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
عبارت «زبان دروغگو» اشاره به کسی دارد که دروغ میگوید. مجروح کردن کسی اشاره به آسیب رساندن به او دارد. ترجمه جایگزین: «دروغگو از کسانی که با دروغ به او آسیب میرسانند، متنفر است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
عبارت «دهان چاپلوس» اشاره به شخصی دارد که چاپلوسی میکند. معانی محتمل: ۱) کسی که از دیگران چاپلوسی میکند باعث ایجاد مشکل برای آنها میشود یا ۲) «کسی که از دیگران چاپلوسی میکند، آنها را نابود میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
ستایش کسی به نحوهای ناصادقانه یا ستایش او در مورد موضوعاتی که صحت ندارند.