باب ۲۵ بخشی از کتاب را آغاز میکند که به سلیمان نسبت داده میشود(۲۵- ۲۹) و پر است از امثال کوتاه و جدا از یکدیگر.
این امثال جدا از یکدیگر هستند و اغلب با استفاده از عناصر متضاد به موضوعاتی معمول میپردازند: حکیم/ابله، پول، کاهل/ساعی، گفتن حقیقت، شرور/عادل[پارسا]، کاهل، غرور/فروتنی، شرافتمندی/کج رفتاری.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#wise, /WA-Catalog/en_tw?section=kt#foolish and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#evil and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#righteous)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
«چیزی را مخفی نگه دارند»
آنچه حذف به قرینه شده را میتوانید در ترجمه خود بیاورید. ترجمه جایگزین: «اما این جلال... است» [در فارسی انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis)
«بررسی این موضوع» یا «به دنبال اموری گشتن که خدا مخفی نگه داشته است»
دل پادشاهان با اندازه آسمانها و زمین مقایسه شده است. ترجمه جایگزین: «کسی قادر به اندازه گیری ارتفاع آسمانها یا عمق زمین نیست و درست به همان شکلی که کسی نمیتواند دل پادشاهان را بفهمد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این اشاره به هر چه بالای زمین است دارد که شامل خورشید، ماه، ستارگان میشود.
مادهای در فلز که خواهانی ندارد و معمولاً با حرارت دادن آن را از فلز میزدایند.
کرسی کنایه از قدرت برای حکومت کردن است. این کلمات را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «پادشاه کرسی را با ...بر پا میکند» یا «او قدرت حکومت کردن خواهد داشت چون»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
کلمه «بالا» به معنای نقل مکان کردن به جایی نزدیکتر به پادشاه بر روی میز[سفره] است. باعث افتخار بود که کسی بتواند نزدیکتر به پادشاه بنشیند. ترجمه جایگزین: «برای شخص نزدیک نشستن به پادشاه بهتر است از»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«جلوی نجیب زادهای»
این پرسش مطرح شده تا خواننده را به در نظر داشتن امکان سوءبرداشت از چنین موقعیتی وا دارد. نحوه شرمگین شدن خواننده توسط همسایه را میتوانید به روشنی بیان کنید. ترجمه جایگزین: «زیرا در آخر که همسایهات تو را شرمنده میکند، نمیدانی که چه باید بکنی» یا «زیرا اگر همسایهات توضیحی داشته باشد، تو را شرمگین میکند و حرفی برای دفاع از خود نخواهی داشت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«عدم توافق خود را»
«راز همسایهات را با دیگری در میان نگذار»
اینجا «بدنامی» اشاره به سخنان پرگزندی دارد که شخص به دیگران میگوید. عبارت «رفع نشود[ساکت نشود]» را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «نمیتوانی جلوی او را بگیری که در مورد تو حرفهای پرگزند به دیگران نزند» یا «او در مورد تو سخنان شرورانهای میگوید و دیگر شهرتی نیکو نخواهی یافت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
اینجا از نیکویی سخنی که در محل مناسب خود بیان شود به نحوی سخن گفته شده که گویی زیبایی فیزیکی «سیبهایی طلا در مرصعکاری نقره» است. اکثر ترجمهها این استعاره را در قالب آرایه ادبی تشبیه ترجمه کردهاند و ترتیب عبارت را تغییر دادهاند. ترجمه جایگزین: «کلامی که در وقتش بیان شود، مثل سیب طلا در سینی نقره زیباست» [در فارسی انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
سیب برای اسرائيلیان باستان مانند مردم امروزی میوهای آشنا نبود. معنای محتمل: ۱) «سیبها» را باید به «نقش[طراحی]» ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «نقشی طلایی که در کاسه نقرهای حک شده» یا ۲) «سیبها» اشاره به نوعی میوه با رنگ طلایی دارد که کسی در بشقاب یا کاسه میگذاشت. ترجمه جایگزین: «میوه طلایی که در کاسه نقرهای قرار میگیرد.»
این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «پیغامی است که...کسی میگوید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
اینجا به نحوی از ارزش و اهمیت «مودب حکیم» سخن گفته شده که گویی به زیبایی و ارزش طلا است. اکثر نسخ این استعاره را در قالب آرایه ادبی تشبیه ترجمه کردهاند و ترتیب عبارات را تغییر دادهاند. ترجمه جایگزین: «توبیخی حکیمانه برای گوشی شنوا، چون حلقه یا جواهری از طلا ارزشمند است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«گوش» جزگویی از کل شخص است. ترجمه جایگزین: «شخصی که مایل به گوش دادن است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
اینجا قاصد وفادار با خنکی یخ مقایسه شده چون هر دو خوشایند هستند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
یخ[برف] فقط بر قله کوهها میبارد و هنگام حصاد[دروی محصول] در هوای گرم است پس این احتمالاً استعاره از آب تازه، پاک و خنک نهر است. اگر زبان شما کلمهای برای «یخ[برف]» ندارد، شما میتوانید استفاده از «آب خنک، تازه و پاک» را مد نظر داشته باشید.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
تکههای یخ که مثل باران از آسمان میبارند.
این یعنی او آقایان خود که ضعیف و خسته هستند را به قوت و آرامش مجدد وا میدارد.
اغلب نسخ این استعاره را به آرایه ادبی تشبیه ترجمه کرده و ترتیب عبارات را تغییر دادهاند. باران برای اسرائيلیان بسیار مهم بود چون کم میبارید، پس ابر بیباران عبث و بانی ناامیدی قوم اسرائيل بود. ترجمه جایگزین: «کسی که فخر میکند...نمیبخشد مثل ابری و بادی بیباران است» «آن که فخر میکند...نمیبخشد مثل ابر و باد بیباران است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این کلمات را میتوانید به حالت معلوم بیان کنید. ترجمه جایگزین: «کسی که صبور است میتواند حاکم را قانع کند» یا «کسی که صبور است میتواند با حاکم صحبت کند و نظر او را تغییر دهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
کلمه «زبان» کنایه از سخنانی است که شخص با استفاده از زبان خود بیان میکند. کلمه «استخوان» استعاره از مخالفتی[ضدیتی] مقتدرانه است. ترجمه جایگزین: «سخن ملایم بر تضادی مقتدرانه غلبه میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
آیه ۱۶ اصولی کلی را مطرح میکند و بعد از آن آیه ۱۷ مثالی خاص ارائه میدهد. انگاره عسل بسیار خوردن و بعد قی کردن آن، استعاره از جمعآوری بیش از حد هر چیز نیکو و بعداً پشیمان شدن است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
شهادت دروغ با سه اسلحه مقایسه شده که میتوانند مردم را زخمی کنند یا به قتل برسانند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
مرد احمق با قسمتی از بدن مقایسه شده که برای شخص ایجاد مشکل میکند. ترجمه جایگزین: «اعتماد بر مردی خیانتکار در هنگام سختی دردی چون دندان خراب یا پای لغزنده بر شما میآورد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این نوعی ماده معدنی است که هنگام در تماس قرار گرفتن با اسیدی مثل سرکه به شدت صدای هیس میدهد و حباب میکند. بسیاری از نسخ این عبارت را به «زخم» ترجمه میکنند.
شاید لازم باشد که نوع سرودهای سراییده شده را مشخص کنید. ترجمه جایگزین: «سرودهای شادی بخوانی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
کلمه «دل» جزگویی از کل شخص است. ترجمه جایگزین: «شخصی غمگین»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
این یک اصطلاح است. ترجمه جایگزین: «سبب وجدان درد و شرمندگی او از کاری که انجام داده، میشوی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
در اسرائيل بادی که از شمال میوزید معمولاً باران را با خود میآورد. مترجمین آزاد هستند که این کلمات را با انواع بادی که تاثیری مشابه دارند جایگزین کنند. بادی مثل «باد خنک»
برخی از نسخ این قسمت را «کسی که رازها را میگوید» ترجمه کردهاند.
چهره جزگویی از شخص است. ترجمه جایگزین: «مردم را آن قدر خشمگین میکند که میتوانید این حس را در چهرههایشان ببینید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
خانههای دوران کتاب مقدس پشت بامی مسطح داشتند. اسرائيلیان باستان اغلب وقت خود را بر پشت بام میگذراندند، پشت بام معمولاً از داخل خانه خنکتر بود و گاهی بر کنجی از پشت بام پناهی میساختند که جای خواب یک نفر را داشت.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
زنی که اغلب بحث یا شکایت میکند.
آب سرد با خبر خوش مقایسه شده که طراوت و لذت بخش است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
معمولاً انتظار میرود که چشمه یا فواره آبی صاف داشته باشد به همین منوال انتظار میرود مرد عادل بر باورهای خود بایستد. چشمه یا فواره گل آلود با مرد عادلی مقایسه شده که سقوط میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
معانی محتمل استعاری «خم شود» : ۱) این کلمات استعاره از امتناع از جنگیدن با شریران هستند یا ۲) این کلمات استعاره از پیوستن به آنها در شرارت ورزی هستند. ترجمه جایگزین: «کسی که به شریران اجازه شرارتورزی میدهد» یا «کسی که همان کار شریران را انجام میدهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این استعاره از ناتوانی در انجام کار درست است. ترجمه جایگزین: «قادر به ایستادن نیست»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
معانی محتمل: ۱) «وقتی شریران به او حمله میکنند» یا ۲) «وقتی شریران او را به شرارت وا میدارند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
خوردن عسل بسیار و طلبیدن جلال برای خود هر دو خوب هستند، ولی ممکن است عسل بیش از حد بخورید و بیش از حد برای جلال یافتن توسط مردم تلاش کنید.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این را میتوانید به حالت مثبت بیان کنید. ترجمه جایگزین: «امری بد است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-litotes)
«مثل آن است که همیشه درباره نحوه جلال خود توسط دیگران فکر کنی.» معنای این قسمت در زبان اصلی مشخص نیست. برخی از نسخ کتاب مقدس این را «مثل آن است از مردم بیش از حد تعریف کنی» ترجمه کردهاند.
شخصی که بر خود کنترل ندارد و شهر بیدیوار هر دو ضعیف و آسیبپذیر هستند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
«که سپاهی دیوارهای آن را فرو ریخته و نابود کرده»