باب ۷ همچنان مجموعهای از امثال را بیان میکند که در باب ۹ به پایان میرسند.
مفاهیم خاص در این باب
امثال معمولاً بدون بیان مضمون و در دو مصرع نوشته شدهاند. هر یک از سطور رابطهای خاص با دیگری دارد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
بسیاری از امثال در قالب وعده یا دستور بیان شدهاند، ولی در اصل قصد توصیه کردن به مخاطب خود را دارند.
گاهی نویسنده این کتاب یکی از امثال را خطاب به «پسر من» بیان میکند. مقصود او از این عمل محدود کردن بیانات امثال به جنس مذکر نیست، بلکه در مضمونی بیان شدهاند که پدر به پسر خود هشدار میدهد.
این باب همچنان به موضوع زن اجنبی[زانیه] میپردازد و به آن مرد جوان هشدار میدهد تا از او دوری کند.
نگاه داشتن، اشاره به اطاعت کردن دارد. ترجمه جایگزین: «از کلام من اطاعت کن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا به نحوی از اوامر خدا سخن گفته شده که گویی اشیایی هستند که شخص آنها را در انبار میگذارد. ترجمه جایگزین: «اوامر مرا به خاطر بسپار»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نگاه داشتن اشاره به اطاعت کردن دارد. ترجمه جایگزین: «از اوامر من اطاعت کن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا در اصل از کلمه «سیب چشم» استفاده شده که اشاره به مردمک چشم دارد. اشخاص هنگام پرواز بیموقع حشرهای به سوی صورت، خود از آن مراقبت میکردند. «مردمک چشم» به آن چه شخص ارزشمند میپندارد و حفظ میکند اشاره دارد. ترجمه جایگزین: «مثل ارزشمندترین داراییا
ت»(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
معانی محتمل: ۱) اوامری از خدا هستند که نویسنده میخواهد پسرش آنها را به انگشتری حک کند و بر انگشت خود بگذارد یا ۲) اینجا نویسنده به نحوی از اوامر خدا که میخواهد پسرش آنها را به خاطر بسپارد سخن میگوید که گویی آن اوامر مانند حلقهای هستند که پسرش همیشه آنها را بر دست میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «قلب» اشاره به ذهن شخص دارد و به نحوی از خوب به خاطر داشتن آنها سخن میگوید که گویی شخص باید آنها را بر لوحی سنگی بنویسد. ببیند را چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «اوامر مرا درست مثل این که آنها را بر سنگ نوشتهای، به خاطر بسپار»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا به نحوی از حکمت سخن گفته شده که گویی حکمت شخص است. ترجمه جایگزین: «حکمت را چون خواهرت ارزشمند بپندار»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
اینجا به نحوی از میزان[کیفیت] فهم سخن گفته شده که گویی دوست یا فامیل است. ترجمه جایگزین: « با فهم به گونهای رفتار کن که گویی قوم و خویش توست»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
«قوم و خویش» یا «عضو خانواده»
این اشاره به هر زنی دارد که با مردی ازدواج نکرده است. ترجمه جایگزین: «زنی که ربطی به تو ندارد»
این اشاره به زنی دارد که مردی را نشناخته است.
اینجا به نحوی از سخنانی که به منظور فریب بیان میشوند سخن گفته شده که گویی جسمی لطیف هستند. ترجمه جایگزین: «کسی که سخنانی خوشایند میگوید، ولی میخواهد شما را فریب دهد» [در فارسی انجام شده]
پوششی بر پنجره که از لایههای نازک چوب ساخته شده و دریچهای با خطوطی کج و مربع شکل را در آن تشکیل میدهد.
بیتجربه یا نابالغ
کلمه «او» اشاره به هر زن غریبهای دارد، درست همان طور که در امثال ۷: ۵ به زنان غریبه اشاره میکند. او بر گوشهای مناسب ایستاده بود تا برود. ترجمه جایگزین: «گوشهای که زنی غریبه ایستاده بود»
این اشاره به جایی دارد که دو خیابان به هم میرسند.
زمانی از روز که هوا در حال تاریک شدن است و شب فرا میرسد.
کلمه «دل» اشاره به نیات یا نقشهها دارد. ترجمه جایگزین: «او نقشه فریب کسی را کشیده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«بلند حرف میزد و هر طور که مایل بود رفتار میکرد»
عبارت «پایهایش» اشاره به زن دارد. ترجمه جایگزین: «در خانه نمیماند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
اینجا به نحوی از زن اجنبی[زانیه] سخن گفته شده که گویی جسماً آماده است که کسی یا حیوانی را به دام اندازد. همچنین انگاره به دام انداختن شخص اشاره به متقاعد کردن او بر گناهورزی دارد. ترجمه جایگزین: «ایستاد تا کسی را به دام اندازد» یا «منتظر ماند تا کسی را بیابد و او را به گناه کردن متقاعد کند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
آن زن که در معرفی شده است.
«او را محکم نگه داشت»
اینجا در اصل از کلمه «قوی[زمخت]» استفاده شده که اشاره به «لجاجت» دارد. «چهره بیحیا[قوی]» به معنای لجاجتی است که در چهره شخص نمایان میشود. این به طور ضمنی اشاره میکند که زن با انجام آنچه که میداند غلط است لجوجانه رفتار میکند. ترجمه جایگزین: «با بی شرمی که بر چهرهاش نمایان است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiomand /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
کلمه «نذرها» اشاره به شخصی دارد که وعده قربانی گذراندن برای خدا را داده است. ترجمه جایگزین: «قربانی که به خدا قول داده بودم را گذراندم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
کلمه «روی» اشاره به شخص و به ویژه به حضور آن شخص اشاره دارد. ترجمه جایگزین: «به دنبال تو...میگردد» یا «بفهمد... کجایی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
«بر بستر خود...پاشیدهام»
مادهای از درخت عود[ داربو/ آلوئه] که بویی خوشایند دارد.
ادویهای که از تنه درخت بدست میآید. این ادویه بو و طعمی خوشایند دارد.
اینجا به نحوی از محبت رمانتیک سخن گفته شده که گویی نوشیدنی خوش طعم است. ترجمه جایگزین: «تا جایی که میخواهیم با یکدیگر بنوشیم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«در خانه خود نیست»
ماه در این حالت کاملاً گرد و درخشانتر از همیشه است.
اینجا به نحوی از متقاعد کردن شخص برای پیش گرفتن رفتاری خاص سخن گفته شده که گویی چنین کاری مسیر قدم برداشتن فرد را تغییر میدهد. ترجمه جایگزین: «او را متقاعد کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این زن متاهل میخواهد با «او»، «آن مرد جوان» همبستر شود.
کلمه «لبها» اشاره به سخن شخص دارد. اینجا به نحوی از سخنان ناصادقانه کسی برای تملق گویی از کسی دیگر سخن گفته شده که گویی این سخنان اشیایی نرم و لطیف هستند. ترجمه جایگزین: «کلامی تملق گویانه و فریبنده»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«او را قانع به شرارت کرد.» ترجمه جایگزین: «او را متقاعد کرد که در گناهورزی همراه او شود»
این به نظر اشاره به جوانی دارد که وقتی کم جهت اندیشیدن به آنچه که باید انجام دهد صرف کرده است. ترجمه جایگزین: «سریعاً آن پسر تصمیم میگیرد...که به دنبال او برود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
طرق ساده لوحانه و فریب خوردهای که آن مرد جوان زن اجنبی[زانیه] را دنبال میکند با طریقی مقایسه شده که حیوانی بیخبر از هر جا به خطر میافتد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این اشاره به کشتن حیوان برای خوردن گوشت آن دارد.
معنای جمله عبری مشخص نیست. بسیاری از نسخ ترجمه میگویند «مثل گوزنی که به دام میافتد»
اینجا نحوه فریب خوردگی و اطمینان آن جوان برای دنبال کردن آن زن با طریقی که حیوان بیخبر از خطری که در آن است مقایسه شده است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این قسمت به طور ضمنی اشاره میکند که شکارچی برای به دام انداختن گوزن تیری به سمت آن پرتاب میکند. ترجمه جایگزین: «تا شکارچی تیری به نقطه حساس آن پرتاب کند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
این عضو بدن اشاره به مهمترین بخش بدن حیوان دارد.
این طریقی است که به واسطه آن میگوید آن شخص در نتیجه چنین کاری میمیرد. ترجمه جایگزین: «او را خواهد کشت» یا «به آن دلیل میمیرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این کلمه توجه پسر سخنگو را به نتیجه این درس جلب میکند.
کلمه «راههایش» به معنای مسیرهایی است که شخص بر میگزیند تا بر آنها راه رود. این اشاره به رفتار شخص و انتخابهای او دارد. ترجمه جایگزین: «دل خود را از راههای زن زناکار[زن اجنبی] دور نگه دارد» یا «نگذار دلت مایل به آن چه باشد که زن زنا کار[زانیه] میخواهد انجام میدهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «دل» اشاره به شخص دارد و تاکید به امیال او میکند. ترجمه جایگزین: «تو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
این قسمت هم معنای جمله قبلی است و هشدار اول را تشدید میکند. ترجمه جایگزین: «طریق راستین را برای رفتن به مسیرهای او ترک نکن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
اینجا در اصل از مجروح شدن با نیزه یا پیکان سخن گفته شده که اشاره به کشته شدن دارد. ترجمه جایگزین: «آن زن بانی کشته شدن بسیاری شده است» [در فارسی انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
«طریق» اشاره به انواع رفتار ابلهان دارد. هاویه نام دنیای مردگان بود.
این دو عبارت اساساً یک معنا دارند و برای تاکید به نابودی قربانیان آن زن به کار رفتهاند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
این عبارت مردگان را مانند خفتگان در اتاقهای مختلف هاویه توصیف میکند.