باب ۵ همچنان به بیان مجموعهای از امثال ادامه میدهد که در باب ۹ پایان مییابند.
گاهی نویسنده این کتاب یکی از امثال را خطاب به «پسر من» بیان میکند. مقصود او از این عمل محدود کردن بیانات امثال به جنس مذکر نیست، بلکه از این ساختار برای انتقال توصیه پدری به پسرش استفاده شده است.
این بابی غیر معمول است چون موضوعی خاص در مورد زنی اجنبی[زانیه] را دنبال میکند و به آن مرد جوان هشدار میدهد تا از آن زن دوری کند. زن اجنبی[زانیه] زنی است که مرتکب زنا میشود.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#adultery)
نویسنده مانند پدری که به فرزندان خود تعلیم میدهد، سخن میگوید.
کلمه «گوش» اشاره به شخصی دارد که گوش میدهد. نویسنده به نحوی از با دقت گوش کردن به کسی سخن میگوید که گویی به جلو خم میشود تا گوش او به آن کس که صحبت میکند نزدیکتر شود. ببینید این کلمه را در امثال ۴: ۲۰ چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «با دقت گوش بده»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
تدابیر، با دقت عمل کردن در مورد اعمال و سخنان یک نفر است. ببیند این کلمه را در امثال ۱: ۴ چطور ترجمه کردهاید.
کلمه «لبها» اشاره به کل شخص دارد. نویسنده به نحوی از دقت کردن شخص در مورد گفتن آن چه که درست است سخن میگوید که گویی لبهای شخص، معرفت را مراقبت میکنند. ترجمه جایگزین: «تنها آن چه را که درست است، میگویی» (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
معانی محتمل: ۱) کلمه «لبها» اشاره به کلمات زن اجنبی[زانیه] دارد و نویسنده به نحوی از جذابیت کلام او سخن میگوید که گویی کلام او آغشته از عسل است. ترجمه جایگزین: «کلام زن اجنبی[زانیه] شیرین است، درست مثل این که از عسل آغشته است» یا ۲) نویسنده به نحوی از اغوای بوسههای زن اجنبی[زانیه] سخن میگوید که گویی لبهای او آغشته از عسل هستند. ترجمه جایگزین: «بوسههای زانیه شیرین هستند، درست مثل این که لبهای او آغشته از عسل هستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
معانی محتمل: ۱) کلمه «دهان» اشاره به سخنان زانیه دارد و نویسنده به نحوی از کلام متقاعد کننده او سخن میگوید که گویی از روغن زیتون لطیفتر است. ترجمه جایگزین: «کلام او متقاعد کننده و ملایمتر از روغن زیتون است» یا ۲) نویسنده به نحوی از لذت بوسه زن اجنبی[زانیه] سخن میگوید که گویی دهان او لطیفتر از روغن زیتون است. ترجمه جایگزین: «بوسههای او لطیفتر از روغن هستند.»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی در مورد آسیب ناشی از رابطه با زن اجنبی[زانیه] سخن میگوید که گویی آن زن مثل اَفْسَنتین تلخ است. ترجمه جایگزین: «اما در آخر، او مثل اَفْسَنتین تلخ طعم است و سبب صدمه میشود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
گیاهی که طعم تلخ دارد.
نویسنده به نحوی از درد ناشی از رابطه با زن اجنبی[زانیه] سخن میگوید گویی که آن زن سلاحی تیز است که تن شخص را میبرد. ترجمه جایگزین: «او درست مثل شمشیری بران، زخمی میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا «پایهایش» اشاره به زن اجنبی[زانیه] هنگام راه رفتن دارد. نویسنده به نحوی از رفتار او سخن میگوید که گویی آن زن بر مسیری قدم میگذارد. ترجمه جایگزین: «او بر مسیری راه میرود که به مرگ ختم میشود» یا «سبک زندگی او ختم به مرگ میشود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی در مورد رفتار او سخن میگوید که گویی بر مسیری قدم میگذارد. ترجمه جایگزین: «تا هاویه راه میرود» یا «رفتارش او را به هاویه میکشاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از رفتاری که عمر طولانی به شخص میدهد سخن میگوید که گویی این رفتار مسیری است که به حیات ختم میشود. ترجمه جایگزین: «او به مسیری که ختم به حیات میشود، فکر نمیکند» یا «او نگران مسیری نیست که به حیات ختم میشود» یا «او نگران رفتاری نیست که ختم به حیات میشود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
معانی محتمل: ۱) «طوری سرگردان است که گویی گم شده» یا ۲) «در مسیری غلط قدم بر میدارد»
سخنان معلم از هشدار در مورد زن اجنبی[زانیه] به نصیحت انتقال مییابد.
این دو عبارت انگاره دقت کردن دانش آموز را مطرح میکنند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
نویسنده به نحوی از باز ایستادن از انجام عمل شخص سخن میگوید که گویی آن شخص از آن رو بر میگرداند. ترجمه جایگزین: «از گوش دادن دست نکش»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «دهان» اشاره به شخصی دارد که سخن میگوید. ترجمه جایگزین: «کلام من» یا «آن چه که میگویم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
کلمه «طریق» اشاره به رفتار و شرایط روزانه شخص دارد. ترجمه جایگزین: «خود را از او دور نگه دار» یا «از او دوری کن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
عبارت «به در خانه» اشاره به خود خانه دارد. شاید بهتر باشد به جای کلمه «آمدن» از «رفتن» استفاده کنید چون دومی ممکن است به طور ضمنی اشاره کند که آن سخنگو بر در خانه آن زن است[در فارسی متفاوت انجام شده]. ترجمه جایگزین: «نزدیک خانه او نرو» یا «حتی به خانه او نزدیک نشو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-go)
«اگر چنین کنی.» این عبارت اشاره به سخن او در آیات قبلی دارد.
معانی محتمل برای کلمه «[حرمت]»: ۱) این کلمه اشاره به شهرت کسی دیگر دارد. ترجمه جایگزین: «خوشنامی خود را بین دیگران از دست نخواهی داد» یا ۲) این اشاره به ثروت یا مایملک دارد. ترجمه جایگزین: «ثروت خود را به دیگران نخواهی داد» یا ۳) این اشاره به قدرت دارد و قدرت اشاره به سالهای جوانی دارد. ترجمه جایگزین: «بهترین سالهای عمر خود را به دیگران نخواهی داد»
نویسنده به نحوی از مرگ زود هنگام، احتمالاً به قتل رسیدن سخن میگوید که گویی سالهای زندگی او اجسامی هستند که مجاناً به کسی دیگر میدهد. فعل را میتوانید از عبارت قبلی برداشت کنید. ترجمه جایگزین: «یا سالهای زندگیت را به شخصی بیرحم نده» یا «باعث نشو فردی ظالم ، تو را هنگام جوانی بکشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این احتمالاً اشاره به شوهر زن اجنبی[زانیه] دارد که بیرحمانه با شخصی که با آن زن همبستر میشود، رفتار میکند.
نویسنده به نحوی از تصاحب و لذت بردن از ثروت شخص سخن میگوید که گویی از ثروت خود ضیافتی بر پا میکنند. ترجمه جایگزین: «غریبگان ثروت تو را تصاحب نخواهند کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «خانه» اشاره به خانواده شخص دارد. ترجمه جایگزین: «آن چه کسب کردهای، به غریبگان تعلق نخواهد داشت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
کلمه «گوشت» و «بدن» اساساً یک معنا دارند و اشاره به کل شخص دارند. ترجمه جایگزین: «بدنت از بین میرود» یا «از بین خواهی رفت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-doublet)
«جسماً بپوشی» یا «ضعیف و ناخوش شوی»
هر دوی این عبارات یک انگاره را بیان میکنند و بر میزان انزجار فرد از آن چه معلم گفته، تاکید میکنند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
کلمه «چرا» اعلامی است که بر قوت تنفر او تاکید میکند. کلمه «ادب» را میتوانید با عبارت فعلی ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «آن قدر از زمان تادیب متنفر بودم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-exclamations and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
کلمه «دل» اشاره به شخص و عواطف او دارد. کلمه «تنبیه» را میتوانید به عبارت فعلی ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «از کسانی که من را تادیب میکنند بیزار بودم»
See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
کلمه «گوش» اشاره به شخصی دارد که گوش میدهد. نویسنده به نحوی از با دقت گوش کردن به کسی سخن میگوید که گویی به جلو خم میشود تا گوش او به آن کس که صحبت میکند نزدیکتر شود. ببینید این کلمه را در امثال ۴: ۲۰ چطور ترجمه کردهاید. ترجمه جایگزین: «به کسانی که تو را تادیب میکنند گوش فرا ده»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این دو عبارت اساساً یک معنا دارند و اشاره به جماعتی میکنند که با هم جمع میشوند: ۱) برای پرستش خدا یا ۲) تا او را برای خطایش داوری کند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
این دو عبارت اساساً یک معنا دارند. نویسنده به نحوی از مردی که فقط با همسر خود همبستر میشود سخن میگوید که گویی آن مرد فقط از چاه یا نهر آب خود مینوشد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از آب تازه یا جاری سخن میگوید که گویی آب جاری است. ترجمه جایگزین: «آب تازه» یا «آب جاری» [در فارسی انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده این پرسش بدیهی را مطرح میکند تا بر آن چه پسرش نباید انجام دهد، تاکید کند. ترجمه جایگزین: «جویهای تو نباید...نهرهای تو نباید در میادین عمومی جاری شوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
کلمات «جویها» و «نهرهای آب» احتمالاً بهگویی هستند و اشاره به مایع تولید مثل مردان دارند. معنای محتمل عبارات استعارهای: ۱) اینجا به نحوی از همبستر شدن با زنی غیر از همسر سخن میگوید که گویی با چنین کاری اجازه جاری شدن آب در شوارع عمومی را میدهند. یا ۲) اینجا به نحوی از صاحب فرزند شدن از زنی دیگر سخن گفته شده که گویی مردان با چنین کاری اجازه جاری شدن آب در مکانهای عمومی را میدهند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-euphemism and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
مکانی رو باز در شهر که دو یا چند خیابان یه یکدیگر میرسند. مکانی عمومی که مردم یکدیگر را میبینند و حرف میزنند.
کلمه «آنِ» به «جویها» و «نهرهای آب» و ارجاع این کلمات اشاره دارد.
«آنها را با غریبگان سهیم نشو»
نویسنده به نحوی از همسر پسر خود سخن میگوید که گویی آن زن چشمه است. کلمه «مبارک» اشاره به حس شادی دارد که از زنی به شوهرش دست میدهد. ترجمه جایگزین: «همیشه از همسرت شادی بیابی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
معانی محتمل: ۱) «با زنی که هنگام جوانی ازدواج کردهای» یا ۲) «همسر جوانت»
نویسنده به نحوی از همسر پسر خود سخن میگوید که گویی آن زن «غزالی محبوب و آهویی جمیل» است. «غزال» و «آهو» به معنای گوزنی ماده هستند. آن دو نمادی از زیبایی ظاهری و زیبایی حرکت هستند. ترجمه جایگزین: «او مانند غزال یا آهو زیبا و باوقار است» یا «او به زیبایی و باوقاری غزال است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این کلمه به معنای «پر از فیض[جمال]» نیست بلکه اشاره به «زیبایی هنگام حرکت کردن» دارد.
معانی محتمل: ۱) سینه همسر، امیال جنسی شوهر را تحریک میکند و احتمالاً اشاره به کل بدن همسر آن مرد دارد. ترجمه جایگزین: «سینهاش امیال تو را ارضا کند» یا «بدنش امیال تو را خشنود کند» یا ۲) این استعاره است که نویسنده به آن واسطه به نحوی از ارضا شدن امیال شوهر به وسیله سینه همسر خود سخن میگوید که گویی مادری گرسنگی کودک را بر طرف میکند. ترجمه جایگزین: «سینهاش تو را از شادی پر سازد، درست همان طور که سینه مادر، کودک را سیر میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا به نحوی از هیجان بسیار و شادی از عشقی رمانتیک سخن گفته شده که گویی او از عشق مست است. این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «بگذار محبت او تو را آن چنان که الکل مستان را کنترل میکند، تحت سلطه در آورد» (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
معانی محتمل: ۱) «محبتت نسبت او» یا ۲) «محبتش نسبت به تو»
نویسنده با استفاده از این پرسشهای بدیهی بر آن چه پسرش نباید انجام دهد، تاکید میکند. ترجمه جایگزین: «پسرم، گرفتار زانیه نشو! و سینه زن بیعفت را نگیر!»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
اینجا از هیجانی شدید که از میل به زن ایجاد میشود به نحوی سخن گفته شده که گویی آن پسر اسیر آن زن میشود. این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «به زانیه اجازه نده که اسیرت کند» یا «اجازه نده تو را بفریبد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
کلمه «سینه» اشاره به زنی بیعفت و جذابیت جنسی او دارد. ترجمه جایگزین: «چرا باید زنی بیعفت را در بر گیری»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
معانی محتمل: ۱) «زنی که همسر تو نیست» یا ۲) «زنی که همسر مردی دیگر است»
این دو عبارت هر دو به یک چیز اشاره دارند و تاکید میکنند که خدا هر چه را که هر کس انجام میدهد، میداند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
نویسنده به نحوی از اعمال یا روش زندگی شخص سخن میگوید که گویی طریقی هستند که فرد بر آنها راه میرود. ترجمه جایگزین: «هر جا که میرود» یا «هر چه میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از ناتوانی شریر در اجتناب از عواقب گناهان سخن میگوید که گویی تقصیرات[گناهان] او کسی است که شریر را اسیر میکند. این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «تقصیراتِ شریر او را به دام میاندازد» یا «شریر نمیتواند از عواقب شرارت اجتناب کند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personificationand /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
نویسنده به نحوی از ناتوانی شریر در اجتناب از عواقب گناهان سخن میگوید که گویی تقصیرات[گناهان] دام و بندی هستند که شخص در آنها گرفتار میشود. ترجمه جایگزین: «به خاطر گناهانش، مثل حیوان در دام افتاده خواهد شد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «حماقت فراوان، او را گمراه میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
«چون بسیار ابله است»