باب ۴ همچنان به بیان مجموعهای از امثال ادامه میدهد که در باب ۹ پایان مییابند.
گاهی نویسنده این کتاب یکی از امثال را خطاب به «پسر من» بیان میکند. مقصود او از این عمل محدود کردن بیانات امثال به جنس مذکر نیست، بلکه از این ساختار برای انتقال توصیه پدری به پسرش استفاده شده است.
حکمت زن است
احتمالاً متوجه شدهاید که برای اشاره به حکمت از ضمائر مونث استفاده شده است. این ویژگی از زبان عبری انتقال یافته است. شاید چنین ویژگی در زبان مقصد به خوبی اجرایی شود، ولی در صورت عدم تطابق با زبان خود میتوانید از طرق متداول در زبان خود استفاده کنید.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#wise)
نویسنده مثل پدری که به پسر خود تعلیم میدهد، سخن میگوید.
«با دقت گوش دهید»
«نحوه درک را خواهید دانست» یا «فهم کسب خواهی کرد»
«آن چه به شما تعلیم میدهم نیکو است»
این اشاره به زمان کودکی نویسنده دارد، زمانی که پدرش هنوز از او مراقبت میکرد. ترجمه جایگزین: «وقتی که هنوز پسری بودم که از پدر خود میآموخت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
کلمه «عزیز» اشاره به سنین پایینی دارد که کودک هنوز ضعیف است. کلمه «عزیز» به همراه «یگانه» آرایه ادبی ترکیبی است. ترجمه جایگزین: «تنها کودکی ظریف»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hendiadys)
کلمه «دل» اشاره به ذهن شخص دارد. نویسنده به نحوی از به یاد آوردن کلام کسی سخن میگوید که گویی دل محکم آن کلام را نگه داشته است. ترجمه جایگزین: «همیشه آن چه را که تعلیم میدهم، به یاد داشته باش»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
پدر همچنان آن چه را از پدر خود آموخته بود، به فرزندان خود تعلیم میدهد.
«برای کسب حکمت زحمت بکش» یا «حکمت کسب کن»
«به یاد داشته باش»
«قبول کن»
کلمه «دهان» اشاره به شخصی دارد که سخن میگوید. ترجمه جایگزین: «آن چه میگویم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
نویسنده به نحوی از حکمت سخن میگوید که گویی زنی است و از شخصی وفادار به خود مراقبت میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این را میتوان به حالت مثبت بیان کرد. ترجمه جایگزین: «حکمت را محکم نگه دارد» یا «به حکمت وفادار باش»
«حکمت را دوست داشته باش»
پدر همچنان آن چه را از پدر خود آموخته، به فرزندان خود تعلیم میدهد.
«درک[فهم] را ارزشمندتر از دارایی بدان»
نویسنده به نحوی از حکمت سخن میگوید که گویی حکمت یک زن است و در مورد بخشیده شدن حرمت بسیار به شخص به نحوی سخن میگوید که گویی حرمت شخص را به مکانی مرتفعتر بلند میکند. ترجمه جایگزین: «اگر حکمت را ارزشمند بدانی، او نیز حرمت بسیار به تو خواهد داد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
تا محبت بسیار برای کسی یا چیزی نشان دهد.
نویسنده به نحوی از حکمت سخن میگوید که گویی حکمت یک زن است و از شخصی که ارزش برای حکمت قائل است به نحوی سخن میگوید که گویی آن شخص حکمت را در آغوش میگیرد. ترجمه جایگزین: «اگر حکمت را بسیار عزیز بدانی او باعث میشود مردم به تو حرمت گذارند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از حرمتی که شخص دریافت کننده تاج بدست میآورد سخن میگوید که گویی حکمت تاجی بر سر شخص میگذارد. ترجمه جایگزین: «حکمت مثل تاجی بر سر خواهد بود که حرمت بسیار تو را نشان میدهد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
دایرهای بافته شده از برگ و گل
نویسنده به نحوی از حرمتی که شخص کسب میکند سخن میگوید که گویی حکمت بر سر او تاجی میگذارد. ترجمه جایگزین: «حکمت مثل تاجی زیبا بر سر تو خواهد بود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«با دقت به آن چه به تو تعلیم میدهم گوش ده»
«سالهای بسیار زندگی خواهی کرد»
نویسنده به نحوی از تعلیم زندگی حکیمانه به پسرش سخن میگوید که گویی حکمت پسرش را بر طریقهایی که ختم به حکمت میشوند، هدایت میکند. ترجمه جایگزین: «من به تو نحوه زندگی حکیمانه را میآموزم؛ طریق درست زندگی را به تو شرح میدهم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
هر دو مصرع معنایی مشابه دارند. نویسنده به نحوی از تصمیمات و اعمال شخص سخن میگوید که گویی شخص راه میرود یا میدود و به نحوی از کامیابی شخص سخن میگوید که گویی مسیری خالی از موانع است و پای شخص به جایی گیر نخواهد کرد. ترجمه جایگزین: «وقتی که برنامهای میریزی، در انجام آن موفق میشوی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
نویسنده به نحوی از شخصی که آموخته خود را به یاد میآورد سخن میگوید که گویی «ادب» جسمی است که شخص میتواند آن را محکم نگه دارد. ترجمه جایگزین: «همچنان از آن چه که به تو تعلیم دادم اطاعت کن و هرگز آن را فراموش نکن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از ادبی که زندگی شخص را حفظ میکند سخن میگوید که گویی این ادب زندگی شخص است. ترجمه جایگزین: «زیرا حیات تو را حفظ خواهد کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
نویسنده به نحوی از اعمال شخص سخن میگوید که گویی آن فرد بر مسیری گام میگذارد. ترجمه جایگزین: «آن چه شریران انجام میدهند را انجام نده و در بدکاری به گناهکاران ملحق نشو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«طریق شریران را ترک کن»
احتمالاً میتوانند بخوابند ولی نویسنده اغراق میکند تا شدت میل آنها به ارتکاب اعمال شرورانه را نشان دهد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
نویسنده به نحوی از ناتوانی مردم برای خوابیدن سخن میگوید که گویی خواب، جسمی است که کسی آن را میرباید. احتمالاً میتوانند بخوابند، ولی نویسنده اغراق میکند تا شدت میل آنها به ارتکاب اعمال شرورانه را نشان دهد. ترجمه جایگزین: «قادر به خوابیدن نیستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از باعث آسیب رسیدن به کسی سخن میگوید که گویی باعث لغزش آن شخص میشود. ترجمه جایگزین: «تا این که به کسی آسیب رسانند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
معانی محتمل: ۱) این استعاره است و نویسنده به آن واسطه به نحوی در مورد کسانی سخن میگوید که مدام مرتکب شرارت و خشونت میشوند که گویی آنها مثل کسی که نان و شراب میخورد، شرارت و خشونت را میخورند و مینوشند. ترجمه جایگزین: «شرارت مانند نانی است که میخورند و خشونت مانند شرابی است که مینوشند» یا ۲) اینها غذا و نوشیدنی خود را با شرارت و خشونت به دست میآورند. ترجمه جایگزین: «نانی که با شرارت کردن بدست میآورند و شرابی که با خشونت ورزی بدست میآورند» [نان و شرابی را که با شرارت کردن و خشونت ورزی کسب میکنند]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از اعمال و نحوه زندگی عادلان[پارسایان] سخن میگوید که گویی آنها «طریق» یا «راهی» هستند که بر آن گام بر میدارند. ترجمه جایگزین: «سبک زندگی عادلان[پارسایان]»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده طریق عادلان[پارسایان] را با نور خورشید مقایسه میکند. چنین قیاسی یعنی آنها به خاطر داشتن نور کافی که راه را بر آنها مشخص میکند، مصون هستند. ترجمه جایگزین: «عادلان[پارسایان] در امنیت در طریق خود قدم بر میدارند چون شفق صبح بر آن مسیر میتابد و درخشانتر میشود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این اشاره به سحر یا طلوع خورشید دارد.
این اشاره به زمانی از روز دارد که خورشید درخشانتر از همیشه میتابد. ترجمه جایگزین: «تا خورشید تابانتر از همیشه بتابد» یا «تا روز کامل شود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
نویسنده به نحوی از اعمال و سبک زندگی شریران سخن میگوید که گویی اعمال و سبک زندگی آنها «طریق» یا «راه» است که بر آن گام بر میدارند. ترجمه جایگزین: « راه و روش زندگی شریران»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده طریق زندگی شریران را با تاریکی مقایسه میکند که به معنای همیشه در خطر زندگی کردن است، چون نوری برای دیدن جایی که بر آن گام بر میدارند، ندارند. ترجمه جایگزین: «شریران در خطر بر طریقی گام بر میدارند، چون نوری ندارند که با آن قادر به دیدن باشند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
نویسنده به نحوی از آسیب رسیدن به شخصی که میلغزد سخن میگوید که گویی آن شخص بر جسمی که در راه است میلغزد. ترجمه جایگزین: «نمیدانند چرا آسیب میبینند و بد میآورند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«با دقت گوش بده»
کلمه «گوش» اشاره به شخصی دارد که گوش میدهد. نویسنده به نحوی در مورد با دقت گوش کردن سخن میگوید که گویی به جلو خم میشود تا گوش او به آن کس که سخن میگوید نزدیکتر شود. کلمه «کلمات» را میتوانید در قالب فعل ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «با دقت به آن چه میگویم گوش بده»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
نویسنده به نحوی از مدام اندیشیدن در مورد موضوعی سخن میگوید که گویی اندیشیدن به آن موضوع نگه داشتن آن در جایی قابل رویت است. ترجمه جایگزین: «از اندیشیدن به آنها دست نکش»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی در مورد به یاد آوردن امری سخن میگوید که گویی مخاطب او باید آن را در دل خود نگه دارد. ترجمه جایگزین: «همیشه آنها را به یاد داشته باش»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی از حفظ کلام خود در زندگی شخص سخن میگوید که گویی کلام او زندگی شخص است. ترجمه جایگزین: «کلام من حیات میبخشد» یا «آن چه میگویم حیاتبخش است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
نویسنده به نحوی از درک کامل کلام خود سخن میگوید که گویی شخص به دنبال آنها میگردد تا آنها را بیابد. ترجمه جایگزین: «به کسانی که درک میکنند و به آنها عمل میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «او[ایشان]» اشاره به کسانی دارد «که آنها را مییابند.» فاعل این جمله را میتوانید از عبارت قبلی برداشت کنید. ترجمه جایگزین: «کلام من به بدن یابندگان خود سلامتی میبخشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis)
اینجا کلمه «دل» اشاره به ذهن و افکار شخص دارد. ترجمه جایگزین: «ذهن و افکار خود را مصون نگه دار»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
با تلاشی مداوم و مخلصانه
شناسه مستتر فاعلی در «است» اشاره به دل دارد و «دل» کنایه از ذهن و افکار شخص است. نویسنده به نحوی از زندگی شخص سخن میگوید که گویی چشمهای جاری است که از دل نشات میگیرد. ترجمه جایگزین: «هر چه میگویی و انجام میدهی از افکار تو نشات میگیرد» یا «افکارت مسیر زندگی تو را تعیین میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به نحوی در مورد دروغگویی یا گفتار فریبکارانه سخن میگوید که گویی فاسد شده است و به نحوی از شخصی که کلامی مهربان ندارد، سخن میگوید که گویی کلام مهربانانه را از خود دور میکند. ترجمه جایگزین: «دروغ نگو و فریبکارانه سخن نگو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «چشم» اشاره به شخصی دارد که نگاه میکند. نویسنده به نحوی از وقف بودن شخص برای انجام کاری سخن میگوید که گویی آن شخص مدام و بدون گرداندن سر به سوی دیگر به جلو نگاه میکند. ترجمه جایگزین: «همیشه به جلو نگاه کن و نگاه خود را پیش رویت نگاه دارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «پا» اشاره به شخصی دارد که راه میرود. نویسنده به نحوی از اعمال شخص سخن میگوید که گویی او بر مسیری گام بر میدارد و به نحوی از با دقت نقشه کشیدن سخن میگوید که گویی راه خود را هموار میکند. ترجمه جایگزین: «طریقی هموار برای راه رفتن ایجاد کن» یا «به خوبی خود را برای آن چه میخواهی انجام دهی، آماده کن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«طریقی بی دغدغه» یا «راهی مسطح»
نویسنده به نحوی از اعمال شخص سخن میگوید که گویی آن شخص بر طریقی قدم میگذارد و به نحوی از کامیابی در آن اعمال سخن میگوید که گویی راهی امن و بیخطر هستند. ترجمه جایگزین: «پس هر چه میکنی، درست باشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
جهات «راست» و «چپ» نوعی بیانی متضاد را تشکیل میدهند. این جمله یعنی شخص نباید مسیر هموار را به سوی دیگر ترک گوید. ترجمه جایگزین: «در مسیری راست قدم بگذار و طریق هموار خود را ترک نکن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-merism)
اینجا کلمه «پا» اشاره به شخصی دارد که راه میرود. نویسنده به نحوی از مرتکب نشدن اعمال شرورانه سخن میگوید که گویی شخص بر مسیر شریران قدم نمیگذارد. ترجمه جایگزین: «از شرارت روی برگردان» یا «از شرارت دور بمان»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)