مرگ شائول
شائول مُرد، زیرا از خدا اطاعت نکرد.
در اینجا به صورت تلویحی اشاره شده است که آن مردان همان سربازان اسرائیلی بودند. ترجمه جایگزین:« تمامی ارتش اسرائیل از فلسطین گریختند »
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
در اینجا احتمالا از صنعت ادبی تعمیم استفاده شده است. به نظر میرسد که تمامی سربازان فرار کردند، ولی همگی کشته نشدند. ترجمه جایگزین:« مردان اسرائیلی... اکثر آنها کشته شدند »
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
به چگونگی ترجمه خودتان درباره نام این مردان در اول تواریخ ۸: ۳۳ رجوع کنید.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
عمل فروکردن، استعاره از نتیجه آن، یعنی کشتن است. ترجمه جایگزین:« مرا با آن بکش »
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
صفت اسمی « نامختون » را میتوان به عنوان یک صفت به کار برد. ترجمه جایگزین:« این مردمانی که ختنه نشده هستند خواهند آمد » یا « مردمان ختنه نشده خواهند آمد »
در اینجا منظور از« نامختونان » مردمی است که به یهوه تعلق ندارند. ترجمه جایگزین:«این مردمانی که به یهوه تعلق ندارند» یا «این فلسطینیهای کافر»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
شائول احتمالا دسته شمشیر را بر زمین کوبیده و آن را به جایی تکیه داده که وقتی به زمین افتاد شمیر وارد بدنش شد. این عمل استعاره از نتیجه آن، یعنی مرگ است. ترجمه جایگزین:«با آن خود را کشت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
او احتمالا دسته شمشیر را بر زمین قرار داد و آن را به جایی تکیه داد که وقتی افتاد، شمیر بر بدنش فرو رفت. این عمل استعاره از نتیجه آن، یعنی مرگ است. به چگونگی ترجمه خودتان در این باره به اول تواریخ ۱۰: ۴ مراجعه کنید. ترجمه جایگزین:«خودش را با شمشیرش کشت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
در اینجا کلمه « مُرد » از عبارت قبلی استنباط میشود و میتواند تکرار شود. ترجمه جایگزین:«و سه پسرش نیز مردند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-numbers)
عبارت بالا احتمالا صنعت ادبی تعمیم است. ترجمه جایگزین:«زمانی که مردان اسرائیل»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
«سربازان اسرائیلی گریختند»
«فلسطینیان آمدند و در شهرهایی سکنی گزیدند که اسرائیلی ها از آنها گریخته بودند»، این اتفاق، احتمالا پس از وقایعی رخ داده که در آیات ۸ تا ۱۲ ذکر شدهاند.
این عبارت در اینجا برای اشاره به موضوعی مهم در این داستان استفاده شده است. اگر در زبان شما راهی برای تفهیم آن وجود دارد ار آن در اینجا استفاده کنید.
«تا تمام چیزهای با ارزش را از اجساد مردگان بیرون آورند»
در اینجا «افتاده» روشی مودبانه برای اشاره به اجساد مردگان در صحنه نبرد است. ترجمه جایگزین:«شائول و پسرانش مردند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-euphemism)
«فلسطینیان تمام متعلقات را از جسد شائول در آوردند»
آنها به مردم خود آنچه را که اتفاق افتاده بودند، گفتند و در دعاهایشان، بتهایشان را ستایش کردند.
از اینکه شخصی به دیگران درباره آنچه که اتفاق افتاده، خبر بدهد چنان سخن گفته شده که گویی شخص، جسمی جامد را آورده و به بقیه مردم بدهد. ترجمه جایگزین:« آن چه که اتفاق افتاده را خبر بدهد »
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
فلسطینیها اسلحه شائول را گذاشتند.
نام خدای دروغین است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
کلمه « تمامی » از هر دو جنبه، صنعت ادبی تعمیم است. نام شهر استعاره ای برای مردمی است که در آن زندگی می کنند و نام طایفه، استعارهای برای سربازان آن است. ترجمه جایگزین:«زمانی که مردم یابیش جلعاد، سخنان سربازان ارتش فلسطین را شنیدند »
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
نام شهری است در منطقه ی جلعاد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
استخوان در اینجا جزگویی برای بیان جسد مرده است. ترجمه جایگزین:«جسدهای ایشان»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
«۷ روز»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-numbers)
در آیات ۱۳ و ۱۴ خلاصه چگونگی علت مرگ شائول آمده است. اگر در زبان شما روشی برای نشان دادن آن به عنوان بخشی خارج از خط سیر داستان وجود دارد، آن را به کار ببرید.
آیات ۱۳ و ۱۴ خلاصهای از علت مرگ شائول را بیان میکند. اگر در زبان شما روشی برای نمایش آن خارج از خط سیر داستان وجود دارد، آن را استفاده کنید.
«از یهوه درخواست راهنمایی نکرده بود»
در اینجا « سلطنت او را برگردانید » اصطلاحی است به معنای اعطای سلطنت به یک شخص. ترجمه جایگزین:« داوود پسر یسّی را شاه نامید »