Key Terms

امت ها:

نکته:

واژه "غیریهودی" اشاره به هر کسی که یهودی نیست دارد، غیر یهودی ها افرادی هستند که از نسل یعقوب نیستند.

  • در کتاب مقدس، واژه "ختنه نشده" همچنین اشاره به غیریهودی ها دارد زیرا بسیاری از آنها فرزندان پسرشان را آنگونه که در اسرائیل ختنه می‌کردند،انجام نمی دادند.
  • برای اینکه خدا یهودی ها را به عنوان افراد خاص خودش انتخاب کرده بود،آنها غیریهودی ها را به عنوان بیگانه‌ای می پنداشتند که هرگز نمی‌توانستند افراد خدا باشند.
  • یهودی ها را همچنین "اسرائیلی ها" یا "عبری ها" در زمان های مختلف تاریخ صدا می‌زدند.
  • غیر یهودی ها را می‌توان به عنوان "نا یهودی" یا "غیر اسرائیلی" (در عهد قدیم) ترجمه کرد.
  • طبق سنت، یهودی ها نه با غیریهودی غذا میخورند و نه با آنها معاشرت می‌کنند،که در ابتدا موجب به وجود آمدن مشکلاتی در کلیساهای اولیه می‌شد.

(نگاه کنید به: Israel, Jacob, Jew)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H1471, G14820, G14840, G16720

امید، امیدوار

تعریف:

امید عبارت از داشتن علاقه شدید برای وقوع اتفاقی است. امید می‌تواند اشاره یا دلالت به اطمینان یا عدم اطمینان در مورد یک رویداد در آینده کند.

  • در کتاب مقدس، واژه "امید" نیز به معنای "اعتماد" است، مانند "امید من به خدا است". اشاره به انتظار مطمئن برای دریافت آنچه خدا به قوم خود وعده داده است.
  • گاهی اوقات ULT این واژه را در زبان اصلی به‌عنوان "اطمینان" ترجمه می‌کند. این بیشتر در عهد جدید در شرایطی اتفاق می‌افتد که در آن مردمی که به عیسی به‌عنوان نجات‌دهنده خود ایمان دارند، اطمینان (یا اطمینان یا امید) دریافت آنچه را که خدا وعده داده است دارند.
  • "نا امیدی" به معنای نداشتن انتظار اتفاق خوب است. این بدان معناست که به‌صورت کامل مطمئن است که این اتفاق نخواهد افتاد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در برخی زمینه‌ها، واژه "امید" را می‌توان به "آرزو" یا "میل" یا "انتظار" ترجمه کرد.
  • عبارت "هیچ چیز برای امید داشتن نیست" را می‌توان به عنوان "هیچ چیز برای اعتماد کردن نیست" یا "بدون انتظار هیچ چیز خوب نیست" ترجمه کرد.
  • "نا امیدی" را می‌توان به‌عنوان "انتظار هیچ چیز خوبی نداشتن" یا "امنیت نداشتن" یا "مطمئن باشید که هیچ چیز خوبی اتفاق نمی‌افتد" ترجمه کرد.
  • عبارت "به خود امید بسته‌اید" را همچنان می‌تواند به عنوان "به خود اعتماد کرده‌اید" یا "به آن اعتماد کرده اید" ترجمه کرد.
  • عبارت "من با کلام تو امید می‌یابم" را می‌توانید به صورت "من اطمینان دارم که کلام تو درست است" یا "کلام تو به من کمک می‌کند به تو اعتماد کنم" یا "وقتی از کلام تو اطاعت می‌کنم، مطمئناً برکت می‌گیرم" ترجمه کرد.
  • عباراتی مانند "امید به خدا" را نیز می‌توان به صورت "به خدا توکل کرد" یا "به یقین بدانید که خدا به وعده‌اش عمل می‌کند" یا "مطمئن باشید که خدا وفادار است" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: bless, confidence, خوب, obey, trust, word of God)

رجوع به کتاب مقدس:

کد کلمه ها:

  • Strong’s: H0982, H0983, H0986, H2620, H2976, H3175, H3176, H3689, H4009, H4268, H4723, H7663, H7664, H8431, H8615, G00910, G05600, G16790, G16800, G20700

با ایمان، وفاداری، قابل اعتماد

تعریف:

"با ایمان" بودن به خدا یعنی مدام مطابق تعالیم خدا زندگی کردن. یعنی بواسطۀ اطاعت از او وفادار بودن. شرط با ایمان بودن "وفاداری" است.

  • به کسی که با ایمان است می‌توان همیشه در نگه داشتن وعده ها و کامل کردن مسئولیت ها در قبال افراد دیگر اعتماد کرد.
  • فرد با ایمان در انجام وظایف پشتکار دارد، حتی هنگامی که طولانی و سخت است.
  • وفاداری به خدا تمرین استوار در کارهایی است که خدا از ما می‌خواهد انجام بدهیم.

پیشنهادات ترجمه:

  • در بسیاری از متن ها “با ایمان" را میتوان به عنوان "وفادار" یا "وقف شده" یا "قابل اعتماد" ترجمه کرد.
  • در متن های دیگر، "با ایمان" را میتوان توسط کلمه یا عبارتی که معنی "کسی که به ایمانش ادامه میدهد" یا "در باور و اطاعت از خدا پایدار است" ترجمه کرد.
  • راه هایی که می‌شود "وفاداری" را ترجمه کرد شامل "استقامت در باور داشتن" یا "ثابت قدم بودن" یا "قابل اعتماد بودن" یا "باور داشتن و اطاعت کردن از خدا" است.

نگاه کنید به: believe, faith, believe

Bible References:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۸ تصویر ۵ همسر آن مقام دولتی تلاش می‌کرد که با یوسف همبستر شود، اما یوسف نپذیرفت که نسبت به خدا گناه ورزد. پس آن زن عصبانی شده و تهمتی ناروا به یوسف نسبت داد. او دستگیر و روانه زندان شد. اما یوسف حتی در زندان نیز به خدا وفادار ماند و خدا او را برکت داد.
  • داستان ۱۴ تصویر۱۲ خدا به ‌گونه معجزه‌آسایی از میان صخره‌، آب برای آشامیدن به آنها ‌داد. ولی با این همه، قوم اسرائیل از خدا و از موسی گله‌مند بوده و غُر می‌زدند. با وجود این، خدا همچنان به عهدی که با ابراهیم، اسحاق و یعقوب بسته بود، وفادار ماند.
  • داستان ۱۵ تصویر۱۳ چون یوشع سالخورده شد، همه قوم بنی‌اسرائیل را گرد هم آورد. سپس او به مردم یادآوری کرد که آنها قول داده بودند، از عهدی که خدا بر کوه سینا با آنها بسته بود، اطاعت کنند. مردم قول دادند که نسبت به خدا وفادار بمانند و از شریعت او اطاعت کنند.
  • داستان۱۷ تصویر۹ داوود سال‌های زیادی عادلانه حکومت کرد. او مطیع خدا بود و خدا نیز او را برکت می‌داد. با این حال در اواخر عمر دچار گناه بزرگی در برابر خدا شد.
  • داستان ۳۵ تصویر۱۲ پسر بزرگ‌‌تر به پدرش گفت: « تمام این سال‌ها با وفاداری تو را خدمت کردم! هرگز از فرمانت سرپیچی نکردم و در تمام این مدت، حتی یک بزغاله هم به من ندادی تا بتوانم با دوستانم جشن بگیرم. اما این پسرت، ثروت تو را در راه‌های گناه آلودش تلف کرده و اکنون که به خانه برگشته، بهترین گوساله پرواری را برای او سر بریدی تا جشنی برپا کنی.»
  • داستان ۴۹ تصویر۱۷ اگر دوست خدا و خادم عیسای خداوند هستید، مشتاق پیروی از تعالیم عیسی خواهید بود. با اینکه یک مسیحی هستید، شیطان هنوز شما را وسوسه می کند تا گناه کنید، اما خدا همیشه به وعده‌های خود وفا می‌کند. او می‎فرماید اگر به گناهان خود اعتراف کنید، شما را می‌بخشد و به شما قدرت می‌دهد تا با گناه مبارزه کنید.
  • داستان ۵۰ تصویر۴ عیسی این را نیز گفت که: «خادم از آقای خود بالاتر نیست. همان‌گونه که اربابان این جهان از من نفرت داشتند، شما را هم به خاطر من شکنجه کرده و خواهند کشت. در این جهان رنج خواهید کشید ولی دل قوی دارید؛ زیرا من، شیطان را که حاکم این جهان است شکست داده‌ام. اگر تا به آخر به من وفادار بمانید، آنگاه خدا شما را نجات خواهد داد!»

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H0529, H0530, H0539, H0540, H0571, H0898, H2181, H4603, H4604, H4820, G05690, G05710, G41030

برادر

تعریف:

واژه "برادر" به هم خون مذکری گفته‌ میشود که دست کم از یک سمت (پدر یا مادر) از نظر ژنتیکی مشترک باشد.

  • درعهد قدیم، واژه "برادران" را برای اشاره به خویشاوندان یا همکاران نیز استفاده میکردند،مانند اعضای یکسان یک تبار، طایفه، حرفه، یا افراد گروه زمانی‌ که کلمه اینگونه استفاده می‌شود، این واژه میتواند هم به زن و هم به مرد اشاره داشته باشد.
  • در عهد جدید، رسولان اغلب از واژه "برادران" برای اشاره به ایمانداران مسیحی، از جمله مرد و زن استفاده می‌کنند.
  • چندین بار در عهد جدید، رسولان از واژه "خواهر" وقتی می‌خواستند به طور مشخص به ایماندار مسیحی که زن بود اشاره کنند استفاده می‌کردند، یا تاکید میکند که هم زن و هم مرد در نظر گرفته شدند.برای نمونه یعقوب تاکید می‌کند که وقتی درباره خواهر یا برادری که نیازمند لباس یا غذا هست صحبت میکند در واقع اشاره به تمام ایمانداران دارد.

پیشنهادات ترجمه:

  • بهتر است که این واژه به همان معنی واقعیش که در زبان مورد نظر استفاده شده و اشاره به برادر خونی دارد ترجمه شود، مگر اینکه معنای نادرستی بدهد.
  • به خصوص در عهد قدیم زمانی بود که از کلمه برادر به طور کلی به عنوان اعضای یکسان خانواده، طایفه، یا افراد گروه، یا در ترجمه های موجود به عنوان "خویشاوندان" یا "اعضای طایفه" یا "دوست اسرائیلی" استفاده می‌شد.
  • در زمینه‌‌ای که اشاره به دوست ایماندار مسیحی دارد،این واژه میتواند به "برادر در مسیح" یا "برادر روحانی" ترجمه شود.
  • اگر هم به مردان و هم به زنان اشاره شده است آنگاه کلمه "برادر" معنای نادرستی می‌دهد، سپس می شود واژه کلی خویشاوند یا بستگان را که هم برای زنان و هم برای مردان در نظر گرفته شده استفاده کرد.
  • از جمله راه های دیگری که میشود این واژه را ترجمه کرد تا هم به زنان و مردان ایمانداراشاره داشته باشد میتوان از "دوستان ایماندار" یا "خواهران و برادران مسیحی" استفاده کرد.
  • مطمئن شوید که متن را بررسی می‌کنید تا مشخص شود که آیا فقط به مردان اشاره شده، یا هر دو مردان و زنان را شامل می شود.

(نگاه کنید به: apostle, God the Father, sister, spirit)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H0251, H0252, H0264, H1730, H2992, H2993, H2994, H7453, G00800, G00810, G23850, G24550, G25000, G46130, G53600, G55690

حبیب

تعریف:

واژه "حبیب" ابراز محبت کسی را توصیف می کند که برای دیگری محبوب و عزیز است.

  • واژه "حبیب" به معنای واقعی یعنی "محبوب (کسی)" یا "(کسی که) دوست داشته می شود" است.
  • خدا عیسی را به عنوان "پسر محبوبش" خطاب می کند.
  • در نامه هایشان به کلیساهای مسیحی، رسولان بارها هم ایمانان خود را "حبیب" خطاب می کنند.

پیشنهادات ترجمه:

  • این واژه همچنین می‌تواند به‌ عنوان "کسی که دوست داشته شده" یا "کسی که عزیز است" یا "محبوب" یا "بسیار عزیز" ترجمه شود.
  • در زمینه‌ی صحبت با دوست نزدیک این کلمه می‌تواند به عنوان "دوست عزیز من" یا "دوست نزدیک من" بکار‌ رود. در زبان انگلیسی به شکل طبیعی "دوست عزیز من، پولس" یا "پولس، کسی که دوست عزیز من هست" استفاده می‌شود. در دیگر زبانها ممکن است به روشهای متفاوتی بکار رود.
  • توجه داشته باشید که کلمه "حبیب" از کلمه عشق خدا می آید که به معنی بی قید و شرط، از خود گذشته و فداکارانه است.

(نگاه کنید به: محبت)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H0157, H1730, H2532, H3033, H3039, H4261, G00250, G00270, G52070

خدا

تعریف:

در کتاب مقدس، واژه "خدا " به موجود ابدی (جاودان)‌ اشاره می‌کند که جهان را از هیچ خلق کرد. خدا به عنوان پدر، پسر و روح القدس وجود دارد و نام شخصی او "یهوه" است.

  • خدا همیشه وجود داشته است. او قبل از هر چیز دیگری وجود داشته و او همیشه وجود خواهد داشت.
  • او تنها خدای حقیقی است و بر همه چیز در کائنات اختیار دارد.
  • خدا کاملاً عادل، بی نهایت حکیم، مقدس، بی گناه، بخشنده و دوست داشتنی است.
  • او خدای عهد و پیمان است که همیشه به وعده های خود عمل می‌کند.
  • مردم برای پرستش خدا آفریده شده اند و او تنها موجودی است که آنها باید پرستش کنند.
  • خدا نام خود را "یهوه" گفت که به معنای "او هست" یا "من هستم" یا "آن موجودی که تا ابدالاباد وجود دارد است".
  • کتاب مقدس همچنان درباره "خدایان" دروغین تعلیم می‌دهد که آنها بت های غیر زنده‌ای هستند که مردم آن ها را اشتباه پرستش میکنند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • راه‌ های ترجمه "خدا" می‌تواند شامل "الوهیت" یا "خالق" یا "آفریننده" یا "وجود برتر" یا "خالق برتر" یا "خداوند برتر ابدی" یا "عالی ابدی" باشد.
  • در نظر بگیرید که چگونه خدا در یک زبان محلی یا ملی ذکر شده است. همچنان ممکن است قبلاً کلمه‌ای برای "خدا" در زبانی که ترجمه می‌شود وجود داشته باشد. اگر چنین است، مهم است که مطمئن شوید که این کلمه با ویژگی های خدای یگانه که در بالا توضیح داده شده است مطابقت داشته باشد.
  • بسیاری از زبان ها حرف اول کلمه خدای یگانه واقعی را با حروف بزرگ می‌نویسند تا آن را از کلمه خدای دروغین متمایز کنند. راه دیگر برای ایجاد این تمایز، استفاده از واژه های مختلف برای "خدا" و "خدای دروغین" است. یادداشت: در متن کتاب مقدس، وقتی یک شخصی که "یهوه" را پرستش نمی‌کند، در مورد "یهوه" صحبت می‌کند و از واژه "خدا" استفاده می‌کند، قابل قبول است که این واژه به گونه دیگری، در اشاره به یهوه، ترجمه شود. برای نمونه نگاه کنید به، کتاب یونس باب ۱ آیه ۶ "خدایت"
  • عبارت "من خدای آنها خواهم بود و آنها قوم من خواهند بود" را می‌توان به صورت "من خدا بر این مردم حکومت خواهم کرد و آنها مرا عبادت خواهند کرد" ترجمه کرد.

(پیشنهادهای ترجمه: چگونه نام ها را ترجمه کنیم)

(نگاه کنید به: create, false god, God the Father, Holy Spirit, false god, Son of God, Yahweh)

رجوع به کتاب مقدس:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۱ تصویر ۱ خدا جهان و هر آن چیزی را که در آن است، در شش روز آفرید.
  • داستان ۱ تصویر ۱۵ خدا مرد و زن را به صورت خود آفرید.
  • داستان ۵ تصویر ۳ «من خدای قادر مطلق هستم. من با تو عهد خواهم بست.»
  • داستان ۹ تصویر ۱۴ خدا گفت: «من همانی هستم که هستم. به آنها بگو: «من هستم، مرا نزد شما فرستاده است.» همچنین به آنها بگویید: «من یهوه، خدای اجداد شما، ابراهیم، اسحاق و یعقوب هستم. این نام من برای همیشه است.»”
  • داستان ۱۰ تصویر ۲ از طریق این بلاها، خدا به فرعون نشان داد که او از فرعون و همه خدایان مصر قدرتمندتر است.
  • داستان ۱۶ تصویر ۱ اسرائیلیان به جای یهوه، خدای حقیقی، خدایان کنعانیان را پرستش کردند.
  • داستان ۲۲ تصویر ۷ «تو ای پسرم، پیامبر خدای متعال خوانده خواهی شد که مردم را برای پذیرش مسیح آماده خواهی کرد!»
  • داستان ۲۴ تصویر ۹ تنها یک خدا وجود دارد. اما یوحنا سخنان خدای پدر را شنید، عیسی، خدای پسر و روح القدس را هنگام تعمید عیسی دید.
  • داستان ۲۵ تصویر ۷ «تنها خداوند، خدای خود را بپرستید و فقط او را بندگی کنید.»
  • داستان ۲۸ تصویر ۱ «فقط یک نفر است که خوب است و آن خدا است.»
  • داستان ۴۹ تصویر ۹ اما خدا همه مردم جهان را چنان دوست داشت که پسر یگانه خود را داد تا هر که به عیسی ایمان دارد به خاطر گناهانش مجازات نشود، بلکه تا ابد با خدا زندگی کند.
  • داستان ۵۰ تصویر ۱۶ اما روزی خدا آسمان جدید و زمین جدیدی خواهد ساخت که کامل خواهد بود.

کد های کلمه:

  • Strong’s: H0136, H0305, H0410, H0426, H0430, H0433, H2486, H2623, H3068, H3069, H3863, H4136, H6697, G01120, G05160, G09320, G09350, G10960, G11400, G20980, G21240, G21280, G21500, G21520, G21530, G22990, G23040, G23050, G23120, G23130, G23140, G23150, G23160, G23170, G23180, G23190, G23200, G33610, G37850, G41510, G52070, G53770, G54630, G55370, G55380

خوب، نیک، درست، دلپذیر، بهتر، بهترین

تعریف:

واژه "خوب" به طور کلی به ارزیابی مثبت از کیفیت مورد یا فردی و اغلب به معنای اخلاقی یا احساسی اشاره می‌کند. با این حال، این واژه در کتاب مقدّس به متن و موضوع آن اشاره می‌کند.

  • چیزی که "خوب" است می‌تواند از نظر احساسی خوشایند، از نظر اخلاقی درست، عالی، مفید، مناسب یا سودآور باشد.
  • در کتاب مقدس، معنای کلی "خوب" اغلب با "بد" مقایسه می‌شود.

پیشنهادهای ترجمه:

  • از واژه کلی "خوب" در زبان مقصد، باید در جایی که معنای کلی، دقیق و طبیعی، به‌ویژه در زمینه‌هایی که در مقابل شر (خیر) یا بد (نیک) قرار می‌گیرد، استفاده شود.
  • در ارتباط با موضوع نوشتاری، راه‌های دیگری برای ترجمه این واژه می‌تواند شامل "مهربان" یا "عالی" یا "خوش‌نظم" یا "عادل" یا "از لحاظ اخلاقی درستکار" یا "سودآور" باشد.
  • "زمین خوب" می‌تواند به عنوان "زمین حاصلخیز" یا "زمین مثمر" ترجمه شود. "محصول خوب" را می‌توان به عنوان "برداشت فراوان" یا "مقدار زیاد محصول" ترجمه کرد.
  • عبارت "نیکی کن" به معنای انجام کاری است که به نفع دیگران است و می‌تواند به "مهربان بودن" یا "کمک کردن" یا "نفع رساندن" به کسی یا "باعث سعادت کسی" ترجمه شود.
  • "خوبی کردن در روز شَبّات" به معنای "انجام کارهایی است که در روز شَبّات به دیگران کمک می کند"
  • ارتباط با موضوع نوشتاری، راه‌های ترجمه واژه "خوبی" می‌تواند شامل "برکت" یا "مهربانی" یا کمال اخلاقی" یا "عدالت" یا "پاکی" باشد.

(نگاه کنید به: righteous, prosper, شریر)

رجوع به کتاب مقدس:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۱ تصویر ۴ خدا دید که آنچه آفریده بود خوب بود.
  • داستان ۱ تصویر ۱۱ خدا درخت شناخت خوب و بد را کاشت.
  • داستان ۱ تصویر ۱۲ سپس خدا گفت: «خوب نیست که انسان تنها باشد.»
  • داستان ۲ تصویر ۴ «خدا می‌داند که به محض خوردن آن، شبیه خدا خواهید شد و مانند او خوب را درک خواهد کرد.»
  • داستان ۸ تصویر ۱۲ “«وقتی مرا به عنوان برده فروختید، سعی کردید بدی نمایید، اما خدا بدی را برای خوبی به کار برد!»
  • داستان ۱۴ تصویر ۱۵ یوشع رهبر خوبی بود زیرا به خدا اعتماد داشت و از او اطاعت کرد.
  • داستان ۱۸ تصویر ۱۳ برخی از این پادشاهان مردان خوبی بودند که عادلانه حکومت می‌کردند و خدا را پرستش می‌کردند.
  • داستان ۲۸ تصویر ۱ «معلم خوب، چه باید بکنم تا زندگی ابدی داشته باشم؟» عیسی به او گفت: «چرا مرا "خوب" می‌خوانی؟ فقط یک نفر خوب است و او خدا است.»

کد های کلمه:

  • Strong’s: H0117, H0145, H0155, H0202, H0239, H0410, H1580, H1926, H1935, H2532, H2617, H2623, H2869, H2895, H2896, H2898, H3190, H3191, H3276, H3474, H3788, H3966, H4261, H4399, H5232, H5750, H6287, H6643, H6743, H7075, H7368, H7399, H7443, H7999, H8231, H8232, H8233, H8389, H8458, G00140, G00150, G00180, G00190, G05150, G07440, G08650, G09790, G13800, G20950, G20970, G21060, G21070, G21080, G21090, G21140, G21150, G21330, G21400, G21620, G21630, G21740, G22930, G25650, G25670, G25700, G25730, G28870, G29860, G31400, G36170, G37760, G41470, G46320, G46740, G48510, G52230, G52240, G53580, G55420, G55430, G55440

دعا کردن، دعا

تعریف:

واژه هایی "دعا " و "دعاکردن " اشاره به سخن گفتن با خدا دارند. این واژه ها همچنان به افرادی که سعی در سخن گفتن با خدای دروغین را دارند، استفاده می‌شود.

  • مردم می‌توانند در سکوت دعا کنند، با افکار خود با خدا صحبت کنند، یا می‌توانند با صدای بلند دعا کنند و با صدای خود با خدا صحبت کنند. گاهی اوقات دعاها نوشته می‌شوند، مانند دعاهایی که داوود در کتاب مزامیر نوشت.
  • دعا می‌تواند شامل درخواست رحمت خدا، کمک برای حل یک مشکل و یا حکمت در تصمیم گیری باشد.
  • اغلب مردم از خدا می‌خواهند که بیماران را شفا بدهد و یا افرادی را که نیازمند هستند، کمک نماید.
  • مردم همچنان در هنگام دعا، خدا را شکر می‌کنند، او را جلال می‌دهند.
  • دعا کردن شامل اعتراف به گناهان خود نزد خدا و درخواست از او برای بخشش ما است.
  • صحبت با خدا گاهی اوقات "ارتباط" با او نامیده می‌شود، زیرا روح ما با روح او ارتباط برقرار می‌کند، احساسات ما را به اشتراک می‌گذارد و از حضور او لذت می‌برد.
  • این واژه می‌تواند به عنوان "صحبت کردن با خدا" یا "ارتباط برقرار کردن با خدا" ترجمه شود. ترجمه این واژه شامل دعا کردن در سکوت نیز می‌باشد.

(نگاه کنید به: false god, forgive, praise)

رجوع به کتاب مقدس:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۶ تصویر ۵ خدا اجازه داد تا با دعای اسحاق، ربکا دوقلو باردار شود.
  • داستان ۱۳ تصویر ۱۲ اما موسی برای آنها دعا کرد، خدا دعای او را شنید و آن ها را از بین نبرد.
  • داستان ۱۹ تصویر ۸ سپس پیامبران بَعَل به بت بَعَل دعا کردند: «ای بعل! صدای ما را بشنو»
  • داستان ۲۱ تصویر ۷ کاهنان همچنان نزد خدا برای مردم دعا می‌کردند.
  • داستان ۳۸ تصویر ۱۱ عیسی به شاگردان خود گفت که دعا کنند تا دچار وسوسه نشوند.
  • داستان ۴۳ تصویر ۱۳ ایمانداران، همواره به تعالیم رسولان گوش می‌دادند، با یکدیگر جمع می‌شدند، با هم غذا می‌خوردند و دعا می‌کردند.
  • داستان ۴۹ تصویر ۱۸ خدا به شما می گوید که دعا کنید و کلام او را مطالعه کنید. او همچنین به شما می‌گوید تا با مسیحیان دیگر او را بپرستید و به دیگران نیز بگویید که برای شما چه کرده است. اگر تمام اینها را انجام دهید، دوستی قوی میان شما و خدا به وجود می‌آید.

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H0559, H0577, H1156, H2470, H3863, H3908, H4994, H6279, H6293, H6419, H6739, H7592, H7878, H7879, H7881, H8034, H8605, G01540, G11620, G11890, G17830, G20650, G21710, G21720, G38700, G43350, G43360

راستی، حقیقت

تعریف:

واژه "راستی" اشاره دارد به حقایق رویدادها و گفته هایی که با واقعیت مطابقت دارند. رویدادهای حقیقی، جهان را آنگونه که وجود دارد، توصیف می کند. رویدادهای حقیقی، رویدادهایی است که واقعاً اتفاق افتاده است. اظهارات حقیقی، اظهاراتی است که با توجه به دنیای واقعی نادرست نیست.

  • چیزهای "راستین"، طبیعی، اصیل، واقعی، مشروع، قانونی و حقیقت محض هستند.
  • "حقیقت" به معنای درک کردن، باورها، واقعیت ها یا اظهاراتی است که حقیقی هستنند.
  • این که بگوییم یک نبوت "به حقیقیت پیوست" یا "به حقیقت خواهد پیوست" به این معناست که طبق پیش بینی اتفاق افتاد یا آنکه به این ترتیب اتفاق خواهد افتاد.
  • در کتاب مقدس، مفهوم "راستی" شامل عمل کردن به گونه ای مطمئن قابل اعتماد و می باشد.
  • عیسی حقیقت خدا را در کلماتی که گفت آشکار کرد.
  • کتاب مقدس، حقیقت است. این کتاب به ما حقیقت را در باره خدا و هرچیزی که او خلق کرده است می آموزد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • با توجه به آنچه که متن توضیح می دهد، واژه "راستی" می تواند به: "طبیعی" یا "واقعی" یا "صحیح" یا "درست" یا "قطعی" یا "اصیل" ترجمه شود.
  • ترجمه واژه "راستی" می تواند شامل "آنچه حقیقت دارد" یا "واقعیت" یا "قطعاً" یا "اصل" باشد.
  • اصطلاح "به حقیقت پیوستن" می تواند اینگونه ترجمه شود: "درعمل اتفاق افتادن" یا "برآورده شدن" یا "طبق پیش بینی روی دادن".
  • اصطلاح "گفتن حقیقت" یا "سخن از راستی" همچنین میتواند اینگونه ترجمه شود: "گفتن آنچه که درست است" یا "گفتن آنچه که اتفاق افتاده است" یا " گفتن آنچه که قابل اعتماد است".
  • "پذیرش حقیقت" می تواند اینگونه ترجمه شود: "باور آنچه که درباره خدا حقیقت دارد".
  • در اصطلاحی همچون "پرستش خدا در روح و راستی"، "در راستی" را همچنین می توان به: "با ایمان اطاعت کردن، از آنچه که خدا به ما تعلیم داده است"، ترجمه کرد.

(همچنین نگاه کنید به: believe, faithful, fulfill, obey, prophet, understand)

رجوع به کتاب مقدس:

مثال‌هایی از داستانهای کتاب مقدس:

  • داستان ۲ تصویر ۴ مار به زن گفت: «این درست نیست! شما نخواهید مرد.»
  • داستان ۱۴ تصویر ۶ آنگاه دو جاسوس دیگر که نام هایشان کالیب و یوشع بود، گفتند: «درست است که مردمان کنعان از ما بلندتر و قوی تر هستند ولی بی تردید ما می توانیم آنها را شکست دهیم!»
  • داستان ۱۶ تصویر ۱ قوم اسرائیل به جای یهوه خدای حقیقی به پرستش بت های کنعانیان روی آوردند.
  • داستان ۳۱ تصویر ۸ شاگردان که بسیار شگفت زده شده بودند، عیسی را پرستش کرده، به او گفتند: « به راستی که تو پسر خدا هستی.»
  • داستان ۳۹ تصویر ۱۰ اما من به این جهان آمده ام تا حقیقت را درباره خدا به همه بگویم. هر کس که حقیقت را دوست داشته باشد به من گوش فرا خواهد داد. پیلاتس پرسید: «حقیقت چیست؟»

کدهای کلمه :

  • Strong’s: H0199, H0389, H0403, H0529, H0530, H0543, H0544, H0551, H0571, H0935, H3321, H3330, H6237, H6656, H6965, H7187, H7189, G02250, G02260, G02270, G02280, G02300, G11030, G33030, G34830, G36890, G41030, G41370

روح، خویشتن، فرد

تعریف:

واژه‌ی روح هم می‌تواند به طور کلی اشاره به بعد غیر فیزیکی فرد داشته باشد یا می‌تواند اشاره‌ی ویژه‌ای به آگاهی فرد از خویشتن به عنوان یک فرد متمایز از دیگران باشد.

  • در کتاب مقدس، واژه "روح" و "روان" ممکن است دو مفهوم متفاوت داشته باشد، یا ممکن است دو واژه‌‌ای باشند که اشاره به یک مفهوم یکسان دارند.
  • هنگامی که یک فرد می میرد، روحش بدن او را ترک می کند.
  • برخلاف جسم، "روح" می تواند به عنوان قسمتی از بدن فرد که "به خدا مرتبط" است صحبت کند.
  • کلمه‌ی "روح" گاهی به طور استعاری استفاده میشود که اشاره به تمامیت فرد دارد،برای نمونه، "روحی که گناه میکند" یعنی "کسی که گناه میکند" و "روح من خسته است" یعنی "من خسته هستم".

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه "روح" همچنین می‌تواند به عنوان "درون خویش" یا " درون فرد" ترجمه شود.
  • در برخی متن ها، "روح من" می‌تواند به عنوان "من" یا "خودم" ترجمه شود.
  • معمولاً عبارت "روح" می تواند به عنوان "فرد" یا "او (مذکر)" یا "به او (مذکر)" با توجه به متن ترجمه شود.
  • برخی از زبان ها ممکن است تنها یک کلمه برای تفهیم "روح" و "روان" داشته باشند.
  • در عبرانیان ۴ آیه ۱۲، عبارت استعاری "جدا کردن روح و نفس" می تواند به معنای "هشیار کردن عمیق" یا "آشکار کردن درونی فرد" باشد.

(نگاه کنید به: spirit)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H5082, H5315, H5397, G55900

شایسته، سزاوار، ارزش، ناشایست، بی ارزش

تعریف:

واژه "شایسته" به کسی یا چیزی نسبت داده می شود که سزاوار احترام و افتخار است. "ارزشمند بودن" به معنای با ارزش و مهم بودن است. واژه "ناشایست" به معنای نداشتن هرگونه ارزشی است.

  • سزاوار بودن به با ارزش بودن یا داشتن اهمیت مرتبط است.
  • "ناشایست بودن" یعنی درخور هیچگونه توجه خاص نبودن.
  • احساس بی ارزشی کردن، یعنی داشتن این احساس: در مقایسه با دیگری، اهمیت کمتری دارم. یا احساس این که شایسته احترام و محبت دیگران نیستم.
  • واژه "ناشایست" و واژه "بی ارزش" به یکدیگر مرتبط هستند ولی معنای متفاوتی دارند. ناشایست بودن به معنای نداشتن شایستگی برای هر احترام یا به رسمیت شناختن است. "بی ارزش" به معنای نداشتن هرگونه هدفی یا ارزشی است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • "شایسته" می تواند ترجمه شود به "مهم" یا "ارزشمند".
  • کلمه "ارزش" می تواند ترجمه شود به "بها" یا "داشتن اهمیت".
  • عبارت "ارزش داشتن" می تواند ترجمه شود به "بها داشتن" یا "اهمیت داشتن".
  • عبارت "ارزشش بیشتر است از" می تواند "پربها تر است از" ترجمه شود.
  • با توجه به متن، واژه "ناشایست" می تواند "بی اهمیت" یا "پَست" یا "بی لیاقت" ترجمه شود.
  • واژه " بی ارزش" می تواند "بی هدف" یا " بی فایده " ترجمه شود.

(نگاه کنید به: honor)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H0117, H0639, H1929, H3644, H4242, H4373, H4392, H4592, H4941, H6994, H7386, H7939, G00960, G05140, G05150, G05160, G24250, G26610, G27350

شریر، بدکار، ناخوشایند

تعریف:

در کتاب مقدس واژه "شریر" می‌تواند به مفهوم شرارت های اخلاقی یا احساسات ناگوار اشاره داشته باشد.معمولا در متن مشخص است به کدام منظور خاص مورد نظر اشاره دارد.

  • در حالی که "شریر" شخصیت افراد را توصیف می‌کند، "بدکار بودن" ممکن است اشاره بیشتری به رفتار آن شخص داشته باشد. هر چند،هر دو واژه در معنی بسیار شبیه هستند.
  • واژه "شرارت" اشاره به حالتی دارد که در افراد هنگام انجام اعمال شرورانه وجود دارد.
  • اثرات شریر در افرادی که با دیگران بد رفتاری می کنند، می‌کشند ، می‌دزدند ،تهمت میزند و ظالم و بی رحم هستند مشخص است.

پیشنهادات ترجمه:

  • با توجه به متن، واژه "شریر" و "بدکار" را می‌توان به عنوان "بد" یا "گناه کار" یا "فاسد" ترجمه کرد.
  • از جمله راه‌هایی که می‌شود ترجمه کرد شامل "خوب نبودن" یا "نا عادل" یا "غیر اخلاقی" است.
  • اطمینان داشته باشید که کلمات یا عبارت هایی که در ترجمه‌ی این واژه ها بکار‌ رفته است با متنی که در زبان مقصد وجود دارد متناسب است.

(نگاه کنید به: disobey, sin, خوب, righteous, demon)

رجوع به کتاب مقدس:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان 2 تصویر 4 مار به زن گفت: «این درست نیست! شما نخواهید مرد. خدا می‌داند زمانی که شما از میوه آن درخت بخورید، مانند خدا خوب را از بد تشخیص خواهید داد.»
  • داستان ۳ تصویر ۱ داستان ۳ تصویر۱ پس از سالهای بسیار، تعداد انسان‌های روی زمین زیاد شد. آنها آنقدر خشن و شرور شدند که خدا تصمیم گرفت تمام دنیا را با سیلی عظیم نابود کند.
  • داستان ۳ تصویر ۲ اما خدا از نوح خشنود بود. او مردی عادل بود که در میان شروران می‌زیست. خدا نوح را از تصمیم خویش درباره آن سیل عظیم آگاه کرد. او به نوح فرمود که یک کشتی بزرگ بسازد.
  • داستان ۴ تصویر ۲ آنها انسان‌هایی بسیار متکبر بودند و نمی‌خواستند طبق دستورات خدا زندگی کنند و حتی به ساختن برج بلندی پرداختند که سر به آسمان می‌کشید. خدا دید که اگر آنها به شرارتشان ادامه دهند، مرتکب کارهای گناه آلود بسیاری خواهند شد.
  • داستان ۸ تصویر ۱۲ یوسف اول خواست ببیند که آیا برادرانش تغییری کرده اند یا نه، پس آنها را آزمود. سپس گفت: «من یوسف، برادر شما هستم، نترسید. شما در حق من بدی کردید، اما خدا بدی شما را به نیکویی تبدیل کرد. بیایید و در مصر زندگی کنید و من می‌توانم در اینجا همه چیز برای شما و خانواده‎هایتان فراهم کنم.»
  • داستان۱۴ تصویر ۲ خدا به ابراهیم، اسحاق و یعقوب قول داده بود که سرزمین موعود را به فرزندان آنها خواهد داد. ولی در آن زمان قبیله‌های بسیاری آنجا زندگی می‌کردند که آنها را کنعانیان می خواندند. کنعانیان پیرو خدا نبودند و او را پرستش نمی‌کردند. آنها خدایان دروغین را می‌پرستیدند و کارهای شریرانه زیادی انجام می‌دادند.
  • داستان۱۷ تصویر ۱ شائول نخستین پادشاه اسرائیل بود. همان گونه که مردم می‎خواستند، بلند قد و خوش‎سیما بود. او در اوایل حکومت خود، پادشاه خوبی بود اما به تدریج به‌ مردی شرور تبدیل شد که خدا را پیروی نمی‌کرد. بنابراین خدا مرد دیگری را به جای او برای پادشاهی برگزید.
  • داستان۱۸ تصویر ۱۱ در پادشاهی جدید اسرائیل، همه پادشاهان شرور بودند. بسیاری از آنها به‌وسیله افرادی که می‌خواستند پادشاهی را تصاحب کنند، کشته ‌شدند.
  • داستان۲۹ تصویر ۸ پادشاه بی درنگ آن مرد را خواست و گفت: «ای خادم شرور! من به خواهش تو آن بدهی هنگفت را بخشیدم. تو هم باید همین رفتار را با همکارت می‌کردی.» پادشاه بسیار خشمگین شد و دستور داد او را به زندان بیندازند و تا همه بدهی‌ را نپرداخته، او را آزاد نکنند.
  • داستان۴۵ تصویر ۲ روزی که اِستیفان مشغول تعلیم درباره عیسی بود، برخی از یهودیانی که به عیسی ایمان نداشتند، شروع به بحث و جدل با اِستیفان کردند. آنها بسیار خشمگین شدند و به رهبران مذهبی درباره اِستیفان به دروغ گفتند: «ما شنیدیم که او درباره موسی و خدا، سخنان پلیدی می‌گفت.» پس رهبران دینی، اِستیفان را دستگیر کرده و او را نزد کاهن اعظم و دیگر رهبران یهودی بردند. سپس شاهدان دروغین بیشتری آمده و درباره او دروغ‌ گفتند.
  • داستان۵۰ تصویر ۱۷ عیسی و قوم او در زمین جدید زندگی خواهند کرد، و او تا به ابد بر هر چیزی که وجود دارد سلطنت خواهد کرد. او هر اشكی را از چشمان مردم پاک خواهد كرد. دیگر غمی نخواهد بود و هیچ کس رنج نخواهد کشید. آنها هرگز نخواهند گریست، دیگر کسی بیمار نخواهد شد و نخواهد مرد. و هیچ چیز بدی در آنجا نخواهد بود و عیسی با صلح و عدالت در پادشاهی خود حکومت خواهد کرد. از آن پس او با قوم خود تا ابد خواهد بود.

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H0205, H0605, H1100, H1681, H1942, H2154, H2162, H2254, H2617, H3399, H3415, H4209, H4849, H5753, H5766, H5767, H5999, H6001, H6090, H7451, H7455, H7489, H7561, H7562, H7563, H7564, G00920, G01130, G04590, G09320, G09870, G09880, G14260, G25490, G25510, G25540, G25550, G25560, G25570, G25590, G25600, G26350, G26360, G41510, G41890, G41900, G41910, G53370

شهادت، گواهی دادن، شاهد، شاهد عینی

تعریف:

هنگامی ‌که فردی "شهادت" می دهد او یک گواهی در مورد چیزی که می داند تهیه می کند،ادعا می کند که این گواهی صحت دارد. "شهادت دادن" "گواهی دادن" است.

  • در بعضی جاها در عهد قدیم، "شهادت دادن" اشاره‌ ویژه‌ به لوح‌های سنگی دارد که یهوه بر روی آنها ۱۰ فرمان‌ خود را نوشته بود. از آن بیشتر به طور گسترده برای اشاره به احکام خدا استفاده می‌شود.
  • بارها فردی که "شهادت می‌دهد" در مورد چیزی است که در گذشته تجربه‌ آن را به‌طور مستقیم داشته است.
  • شاهدی که "شهادت دروغین می‌دهد" درباره‌ی اتفاقی که افتاده است راستی را نمی‌گوید.
  • گاهی "واژه‌ی" شهادت دادن اشاره به یک رسالت دارد که پیامبری آن را بیان کرده است.
  • در عهد جدید، این واژه بارها زمانی استفاده شده است که اشاره به چگونگی شهادت دادن پیروان عیسی در مورد اتفاقات زندگی عیسی، مرگ و رستاخیز او دارد.

واژه‌ی "شاهد" اشاره به کسی دارد که به طور شخصی آن اتفاق را تجربه کرده است. معمولا شاهد همچنین کسی‌ است که درباره‌ی آنچه می‌داند صحت دارد شهادت می‌دهد. واژه‌ی "شاهد عینی" تاکید می‌کند که کسی در حقیقت آنجا بوده و مشاهده کرده که چه اتفاقی افتاده است.

  • "شاهد بودن" چیزی به معنای مشاهده کردن آن چیز در زمان وقوع آن است.
  • در یک محاکمه، شاهد "شهادت‌ می‌دهد" یا "گواهی می‌دهد". این به همان معنای "شهادت دادن" است.
  • انتظار می رود که شاهدان درباره‌ی آنچه که دیدند یا شنیدند به درستی شهادت بدهند.
  • یک شاهد اگر درباره آنچه اتفاق افتاده است، حقیقت را نگوید، "شاهد دروغین" نامیده می شود.به او برای "شهادت دروغین بده" یا "گواهی دروغین ارائه بده" گفته شده است.
  • اصطلاح "در این بین شاهد باش" به این معنی است که کسی یا چیزی گواه بسته شدن یک قرارداد باشد. شاهد باید مطمئن شود که هر کدام از طرفین به قولی که داده شده عمل خواهند کرد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه‌ی "شهادت دادن" یا "شهادت بده" را همچنین می‌توان به عنوان "حقایق را بازگو کن" یا "چیزی را که مشاهده یا شنیده‌ای را بازگو‌کن" یا از "تجربه‌ی شخصی بازگو کن" یا "گواهی بده" یا "بازگو کن چه رویدادی رخ داده است" ترجمه کرد.

  • راه‌هایی که می‌شود "شهادت دادن" را ترجمه کرد می‌تواند شامل، "گزارش بده چه رویدادی رخ داده" یا "گواهی بده چه چیزی حقیقت دارد" یا "مدرک" یا "چیزی که گفته شده است" یا "رسالت" باشد.

  • راه‌های که می‌شود "شهادت دادن" را ترجمه کرد می‌تواند شامل، "تخته‌های سنگی که ۱۰ فرمان خود را روی آن‌ها نوشتم" یا "شریعت خدا" یا "فرمان‌های خدا" یا "عهد بستن بین یهوه خداوند و اسرائیل" باشد.

  • عبارت، "به عنوان شهادت به آنها" را میتوان به عنوان "حقیقت را نشانشان بده" یا "به آنها ثابت کن چه چیزی حقیقت دارد" ترجمه کرد.

  • عبارت، "به عنوان شهادت بر ضد آنها" را می‌توان به عنوان "گناهانشان را نشانشان بده" یا "دورویی آنها را آشکار ساز" یا "که ثابت می‌شود آنها در اشتباه هستند" ترجمه کرد..

  • "شهادت دروغین دادن" را می‌توان به عنوان "درباره‌ی چیزی دروغین سخن گفتن" یا "گواهی دادن درباره‌ی چیزهایی که حقیقت ندارند" ترجمه کرد.

  • واژه‌ی "شاهد" یا "شاهد عینی" را می‌توان به عنوان کلمه‌ یا عبارتی که به معنی "فردی می‌بیند" یا "کسی که رویدادها را مشاهده کرده" یا "کسانی‌ که آن چیزها را دیدند و شنیدند" ترجمه کرد.

  • چیزی که "شاهد است" را می‌توان به عنوان "ضامن" یا "نشانی از قول ما" یا "چیزی که شهادت می‌دهد این درست است" ترجمه کرد.

  • عبارت "تو شاهد من خواهی بود" همچنین می‌تواند یه عنوان " تو به دیگران درباره‌ی من خواهی گفت" یا "تو به مردم حقیقتی را که من به تو یاد داده‌ام آموزش خواهی داد" یا "تو به مردم خواهی گفت چیزهایی را که دیده‌ای من انجام داده‌ام و شنیده‌ای چیزهایی را که آموزش داده‌ام.

  • "شاهد بودن برای" را می توان به عنوان "بازگو کن چیزی که دیده شده است" یا "شهادت بده" یا "اظهار کن آنچه که اتفاق افتاده" ترجمه کرد.

  • "شاهد بودن" چیزی را می توان به عنوان "دیدن چیزی" یا "تجربه داشت در رویدادی" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: ark of the covenant, guilt, judge, prophet, true)

Bible References:

مثال‌‌هایی از داستانهای کتاب مقدس:

  • داستان۳۹ تصویر۲ درون خانه، سران یهود از عیسی بازجویی کردند. آنها "شاهدان دروغین" بسیاری را آوردند که تهمت های ناروا به عیسی می زدند.
  • داستان۳۹ تصویر۴ کاهن اعظم که از گفته های عیسی خشمگین شده بود، لباس خود را درید و با فریاد به دیگر رهبران مذهبی گفت: «ما به "شاهدان" دیگر نیاز نداریم. همه شنیدند که او گفت من پسر خدا هستم. چه رأی می دهید؟»
  • داستان۴۲ تصویر۸ انبیا همچنین نوشته اند که شاگردان من کلام خدا را اعلام خواهند کرد و به همه خواهند گفت که باید توبه کنند. هر آنکس که توبه کند، خدا گناهانش را خواهد آمرزید. شاگردان من اعلام این پیام را از اورشلیم آغاز کرده، سپس میان همه قوم ها و به همه جا خواهند رفت. شما "شاهد" سخنان، اعمال و تمام وقایعی هستید که برای من اتفاق افتاده است.
  • داستان۴۳ تصویر۷ “ما "شاهد" این هستیم که خدا عیسی را از میان مردگان برخیزانید.

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H5707, H5713, H5715, H5749, H6030, H8584, G02670, G12630, G19570, G26490, G31400, G31410, G31420, G31430, G31440, G43030, G48280, G49010, G55750, G55760, G55770, G60200

فرزندان، فرزند، زاده

تعریف:

واژه "فرزند" (جمع "فرزندان") اشاره به زاده‌ی زن و مرد دارد. این اصطلاح اغلب به طور کلی به افرادی گفته میشود که از نظر سنی جوان هستند و هنوز کامل به بلوغ نرسیدند.اصطلاح "زاده" اشاره ای کلی به نسل‌های بیولوژیکی انسان ها یا حیوانات دارد.

  • در کتاب مقدس،گاهی شاگردان یا پیروان را "فرزندان" خطاب می کردند.

  • بارها از اصطلاح "فرزندان" استفاده می‌کردند تا به نسل‌های شخصی اشاره داشته باشند.

  • بارها در کتاب مقدس، "زاده" همان معنی "فرزندان" یا "نسل‌ها" را می‌دهد.

  • واژه "دانه (بذر)" گاهی به طور استعاری استفاده می‌شود که اشاره به "فرزند(نسل)" دارد.

  • عبارت "فرزندانِ" میتواند اشاره داشته باشد به چیزی که توسط آن مشخص شده.نمونه هایی در این باره عبارتند از:

    • فرزندانِ نور
    • ‌فرزندانِ مطیع
    • فرزندانِ شریر
  • این اصطلاح می‌تواند به کلیسا هم اشاره داشته باشد.برای نمونه، در‌ عهد جدید گاهی به افرادی که به مسیح ایمان آوردند به عنوان "فرزندان خدا" اشاره شده.

پیشنهادات ترجمه:

  • اصطلاح "فرزندان" را می‌توان به عنوان "زادگان" نیز ترجمه‌‌ کرد هنگامی که به نوه زاده‌ی آن شخص یا نبیره‌ی آن اشاره می‌کند.
  • با توجه به متن، "فرزندانِ" را می‌توان به عنوان"افرادی که دارای ویژگی‌هایی" از یا" افرادی که اینگونه رفتار می‌کنند" ترجمه کرد.
  • در صورت امکان،عبارت، "فرزندانِ خدا" از آنجایی که یک موضوع مهم در کتاب مقدس است باید به معنای واقعی خود کلمه ترجمه شود، که خدا پدر آسمانی ما است.ترجمه جایگزین دیگری که امکان پذیر است، "افرادی که به خدا تعلق دارند" یا "فرزندان روحانیِ خدا" هست.
  • زمانی که عیسی شاگردان خود را فرزندان خطاب می‌کند،این را همچنین می‌توان به عنوان "دوستان عزیز" یا "شاگردان محبوبم" ترجمه کرد.
  • هنگامی‌که پولس و یوحنا به ایمانداران مسیحی به عنوان " فرزندان " اشاره می‌کنند،می توان این را به عنوان "دوستان عزیز‌ ایماندار" نیز ترجمه کرد.
  • عبارت، "فرزندانِ وعده داده شده" را می‌توان به عنوان "افرادی که آنچه خدا به آنها وعده‌ی داده بود را دریافت کردند" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: descendant, seed, promise, son, spirit, believe, حبیب)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H1069, H1121, H1123, H1129, H1323, H1397, H1580, H2029, H2030, H2056, H2138, H2145, H2233, H2945, H3173, H3205, H3206, H3208, H3211, H3243, H3490, H4392, H5209, H5271, H5288, H5290, H5759, H5764, H5768, H5953, H6185, H6363, H6529, H6631, H7908, H7909, H7921, G07300, G08150, G10250, G10640, G10810, G10850, G14710, G34390, G35150, G35160, G38080, G38120, G38130, G38160, G50400, G50410, G50420, G50430, G50440, G52060, G52070, G53880

کار، کارها، اعمال

تعریف:

واژه "کار" بیشتر به هر تلاشی گفته می شود که برای انجام کاری صورت می گیرد. واژه "کارها" بیشتر به اقدامات کلی اشاره دارد. (یعنی چیزهایی که انجام شده است یا باید انجام شود.)

  • در کتاب مقدس، این واژه معمولاً هم برای خداوند و هم برای انسان به کار گرفته می شود.
  • اگر واژه "کار" در کتاب مقدس به خداوند اشاره داشته باشد، بیشتر به کار آفرینش جهان یا نجات مردمش اشاره دارد. (نجات از شر دشمنان یا گناه و یا هر دو).
  • کارهای خداوند اشاره دارد به همه چیزهایی که او انجام داده است. این کارها شامل آفرینش جهان، نجات گناهکاران، برآورده کردن نیازهای همه مخلوقات و حفاظت از کل جهان می باشد.
  • کارهای یک شخص می تواند نیک یا شرورانه باشد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • شکل‌های دیگر ترجمه "کارها" می تواند "اعمال" یا "فعالیت ها" یا "آنچه که انجام می شود" باشد.
  • "کارهای خداوند" یا "اعمال" یا "کار دست‌هایش" می تواند همچنین اینگونه ترجمه شود به "معجزات" یا "هرآنچه که خدا انجام داده است".
  • عبارت "کار خدا" را می‌توان به‌عنوان "کارهایی که خدا انجام می‌دهد" یا "معجزه‌هایی که خدا انجام می‌دهد" یا "هر آن چیزی که خدا انجام داده است" ترجمه کرد.
  • واژه "کار" می تواند صورت مفرد "کارها" یا "اعمال" باشد. مانند "هر کار خوب" یا "هر عمل خوب".
  • اگر خدا و یا کسی دیگر، کاری انجام دهد؛ می توان آن را "خدمت" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: fruit, Holy Spirit, miracle)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H4399, H4566, H4567, H4611, H4659, H5949, G20410

کلیسا

تعریف:

در عهد جدید، واژه "کلیسا" هم به کلیسای محلی و هم به تمامی‌ ایمان داران مسیحی اشاره دارد.

  • این اصطلاح "صدا زدن" دقیقا به گروه یا جمعی از مردم اشاره دارد که برای هدف خاصی گرد هم می آمدند.
  • هنگامی‌ که این واژه برای اشاره به تمامی ایمان داران در مسیح استفاده‌ می‌شود، در برخی از ترجمه های کتاب مقدس حرف اول کلمه‌ی "کلیسا" را بزرگ می‌نویسند تا آن را از کلیسای محلی جدا سازند.
  • اغلب ایمان داران در یک شهر خاص در خانهٔ کسی برای ملاقات با یکدیگر گرد هم می‌آمدند. به این کلیسا های محلی اسم آن شهر داده میشد مانند "کلیسای افسس".
  • در کتاب مقدس، "کلیسا" به ساختمان اشاره ندارد.

پیشنهادات ترجمه:

  • واژه‌ی "کلیسا" را میتوان به عنوان "جمع شدن در یکجا" یا "گروه" یا "اجتماع" یا "کسانی که باهم ملاقات می‌کنند."
  • کلمه یا عبارتی که برای ترجمه‌ی این واژه استفاده شده همچنین میتواند اشاره داشته باشد به تمامی ایمانداران، نه فقط یک گروه کوچکی از آنها.
  • توجه داشته باشید که ترجمه‌ی "کلیسا" فقط به ساختمان اشاره ندارد.
  • واژه‌ای که برای ترجمه‌ی "اجتماع" در عهد قدیم استفاده شده، می‌شود برای ترجمه‌ی این ‌واژه نیز استفاده کرد.
  • همچنین در نظر داشته باشید که چگونه این کلمه در کتاب مقدس محلی و ملی ترجمه شده است. (مشاهده کنيد: چگونگی ترجمهٔ ناشناخته‌ها.)

(نگاه کنید به: assembly, believe, Christian)

رجوع به کتاب مقدس:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • 43:12 داستان ۴۳ تصویر ۱۲ تقریبا ۳۰۰۰ نفر به سخنان پترس ایمان آوردند و شاگرد عیسی شدند. آنها تعمید آب گرفتند و به جمع ایمانداران در کلیسای اورشلیم پیوستند.
  • 46:9 داستان ۴۶ تصویر ۹ برخی از ایماندارن که از جفای شهر اورشلیم گریخته بودند، به شهری دور دست بنام انطاکیه رفتند و درباره عیسی موعظه کردند. بیشتر اهالی انطاکیه یهودی نبودند، اما برای نخستین بار ایمان آوردند. برنابا و سولُس به آنجا رفتند تا به ایمانداران تازه، درباره عیسی بیشتر تعلیم دهند و کلیسا را تقویت نمایند. در انطاکیه بود که ایمانداران به مسیح، برای نخستین بار «مسیحی» نامیده شدند..
  • 46:10 داستان ۴۶ تصویر ۱۰ روزی مسیحیان انطاکیه مشغول دعا و روزه بودند که روح‌القدس به ایشان فرمود: «برنابا و سولُس را برای کاری که ایشان را برای انجامش خوانده‌ام، جدا سازید.» آنگاه کلیسای انطاکیه دست‌های خود را روی برنابا و سولُس گذاشته و برایشان دعا کردند. سپس آنان را روانه کردند تا خبر خوش عیسی را در جاهای دیگر موعظه کنند. برنابا و سولُس به مردم زیادی از قبیله‌های گوناگون تعلیم دادند و بسیاری به عیسی ایمان آوردند.
  • 47:13 داستان ۴۷ تصویر ۱۳ خبر خوش درباره عیسی همچنان گسترش می‌یافت و کلیسا_ رشد می‌کرد_.
  • __50:1__داستان ۵۰ تصویر ۱ نزدیک به 2000 سال است که انسان‌های بسیاری در دنیا، خبر خوش انجیل عیسی مسیح را می‌شنوند. کلیسا در حال رشد بوده است. عیسی وعده داده که در پایان جهان برمی‌گردد. اگرچه عیسی هنوز نیامده است، ولی به وعده خویش وفا خواهد کرد.

کدهای کلمه:

  • Strong’s: G15770

محبت، حبیب (عشق، معشوق)

تعریف:

محبت داشتن به فردی، یعنی مراقبت از آن فرد و انجام کارهایی که به نفع او است می‌باشد. معانی مختلفی برای "محبت" وجود دارد که برخی از زبان ها ممکن است با استفاده از کلمات مختلف آن را بیان کنند.

۱- نوع محبتی که از جانب خدا می‌آید بر خیر و صلاح دیگران متمرکز است، حتی زمانی که به نفع خود آن فرد نباشد. این نوع محبت برای دیگران مهم نیست، مهم نیست آنها چه کاری انجام می‌دهند. خدا خودش محبت است و منشأ محبت واقعی است.

  • عیسی این نوع محبت را با فدا کردن جان خود به منظور نجات ما از گناه و مرگ نشان داد. او همچنان به پیروان خود آموخت که دیگران را فداکارانه دوست داشته باشند.
  • وقتی مردم با این نوع محبت دیگران را دوست دارند، به گونه‌ای عمل می‌کنند که نشان می‌دهد به آنچه که باعث شکوفایی دیگران می‌شود، فکر می‌کنند. این نوع محبت به ویژه شامل بخشش دیگران است.
  • در ULT، واژه "محبت" به یک نوع محبت فداکارانه اشاره دارد، مگر اینکه یادداشت ترجمه، معنای دیگری را نشان بدهد.

۲- کلمه دیگری در عهد جدید به محبت برادرانه یا محبت به یک دوست یا یکی از اعضای خانواده اشاره دارد.

  • این واژه برای بیان محبت طبیعی انسان بین دوستان یا اقوام اشاره دارد.
  • این واژه را می‌توان در زمینه هایی مانند "آنها دوست دارند در مهم ترین صندلی ها در یک ضیافت بنشینند" استفاده کرد. این بدان معنی است که آنها "خیلی دوست دارند" یا "بسیار تمایل دارند" این کار را انجام بدهند.

۳- کلمه "محبت" همچنان می‌تواند به محبت، عاشقانه بین زن و مرد اشاره کند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه "محبت" در ULT به نوعی از محبت فداکارانه که از جانب خدا می‌آید اشاره دارد. مگر اینکه مواردی که در یک یادداشت ترجمه به نحو دیگری ذکر شده باشد.
  • برخی از زبان ها ممکن است واژه خاصی برای نوع محبت فداکارانه و تواضع محبت خداوند داشته باشند. راه‌های ترجمه این ممکن است شامل "مراقبت فداکارانه و وفادار" یا "محبت بی ریا" یا "محبت از جانب خدا" باشد. اطمینان حاصل کنید که واژه که برای ترجمه محبت خدا استفاده می‌شود، می‌تواند شامل دست کشیدن از منافع خود برای سود بردن دیگران و دوست داشتن دیگران بدون توجه به آنچه انجام می‌دهند باشد.
  • بعضی اوقات واژه انگلیسی "محبت" وصف کننده مراقبت عمیقی است که مردم نسبت به دوستان و اعضای خانواده خود دارند. برخی از زبان‌ها ممکن است این را با واژه یا عبارتی که به معنای "خیلی دوستت دارم" یا "مراقبت از" یا "علاقه شدید به آن" است ترجمه کنند.
  • در زمینه‌هایی که واژه "محبت/عشق" برای بیان و ترجیح شدید برای چیزی استفاده می‌شود، این می‌تواند با "به‌شدت ترجیح می‌دهم" یا "خیلی دوست دارم" یا "میل شدید" ترجمه شود.
  • برخی از زبان ها ممکن است واژه جداگانه‌ای نیز داشته باشند که به محبت/عشق عاشقانه یا جنسی بین زن و شوهر اشاره دارد.
  • بسیاری از زبان ها باید "محبت/عشق" را به عنوان یک عمل بیان کنند. به عنوان مثال: آنها ممکن اینگونه ترجمه نمایند، "عشق صبور است و یا عشق مهربان است" طوری که "وقتی شخصی کسی را دوست بدارد، با او صبور و مهربان است" ترجمه کنند.

(نگاه کنید به: covenant, death, sacrifice, save, sin)

رجوع به کتاب مقدس:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۲۷ تصویر ۲ معلم شریعت پاسخ داد که شریعت خدا می‌گوید: «یَهوَه، خداوند خود را با تمام دل، جان، قوت و ذهن خود دوست بدار و همسایه خود را نیز همانند خویش دوست بدار.»
  • داستان ۳۳ تصویر ۸ «زمین خاردار فردی است که کلام خدا را می‌شنود، اما با گذشت زمان، نگرانی ها، ثروت ها و لذت های زندگی محبت او را نسبت به خدا خفه می‌کند.»
  • داستان ۳۳ تصویر ۵ در حالی که پترُس صحبت می‌کرد، ابری درخشان بر بالای آنها فرود آمد و صدایی از ابر گفت: «این پسر من است که من او را دوست دارم.»
  • داستان ۳۹ تصویر ۱۰ “«هر که حقیقت را دوست دارد به من گوش می‌دهد.»
  • داستان ۴۷ تصویر ۱ او (لیدیا) خدا را دوست می‌داشت و او را پرستش می‌کرد.
  • داستان ۴۸ تصویر ۱ وقتی خدا جهان را خلق کرد، همه چیز عالی بود. گناهی وجود نداشت. آدم و حوا همدیگر را دوست داشتند و خدا را دوست داشتند.
  • داستان ۴۹ تصویر ۳ او (عیسی) تعلیم داد که شما باید دیگران را همان طور که خودتان را دوست دارید، دوست داشته باشید.
  • داستان ۴۹ تصویر ۴ او (عیسی) همچنان تعلیم داد که شما نیاز دارید که خدا را بیش از هر چیز دیگری از جمله دارایی خود دوست داشته باشید.
  • داستان ۴۹ تصویر ۷ عیسی تعلیم داد که خدا گناهکاران را بسیار دوست دارد.
  • داستان ۴۹ تصویر ۹ اما خدا همه مردم جهان را چنان دوست داشت که پسر یگانه خود را داد تا هر کسی به عیسی ایمان دارد به خاطر گناهانش مجازات نشود، بلکه تا ابد با خدا زندگی کند.
  • داستان ۴۹ تصویر ۱۳ خدا شما را دوست دارد و از شما می‌خواهد که به عیسی ایمان بیاورید تا بتواند با شما رابطه نزدیکی داشته باشد.

کد های کلمه:

  • Strong’s: H0157, H0158, H0159, H0160, H2245, H2617, H2836, H3039, H4261, H5689, H5690, H5691, H7355, H7356, H7453, H7474, G00250, G00260, G53600, G53610, G53620, G53630, G53650, G53670, G53680, G53690, G53770, G53810, G53820, G53830, G53880

مسیح، مسیحا

Facts:

The terms “Messiah” and “Christ” mean “Anointed One” and refer to Jesus, God’s Son.

  • Both “Messiah” and “Christ” are used in the New Testament to refer to God’s Son, whom God the Father appointed to rule as king over his people, and to save them from sin and death.
  • In the Old Testament, the prophets wrote prophecies about the Messiah hundreds of years before he came to earth.
  • Often a word meaning “anointed (one)” is used in the Old Testament to refer to the Messiah who would come.
  • Jesus fulfilled many of these prophecies and did many miraculous works that proves he is the Messiah; the rest of these prophecies will be fulfilled when he returns.
  • The word “Christ” is often used as a title, as in “the Christ” and “Christ Jesus.”
  • “Christ” also came to be used as part of his name, as in “Jesus Christ.”

Translation Suggestions:

  • This term could be translated using its meaning, “the Anointed One” or “God’s Anointed Savior.”
  • Many languages use a transliterated word that looks or sounds like “Christ” or “Messiah.” (See: How to Translate Unknowns)
  • The transliterated word could be followed by the definition of the term as in, “Christ, the Anointed One.”
  • Be consistent in how this is translated throughout the Bible so that it is clear that the same term is being referred to.
  • Make sure the translations of “Messiah” and “Christ” work well in contexts where both terms occur in the same verse (such as John 1:41).

(See also: How to Translate Names)

(See also: Son of God, David, Jesus, anoint)

Bible References:

Examples from the Bible stories:

  • 17:7 The Messiah was God’s Chosen One who would save the people of the world from sin.
  • 17:8 As it happened, the Israelites would have to wait a long time before the Messiah came, almost 1,000 years.
  • 21:1 From the very beginning, God planned to send the Messiah.
  • 21:4 God promised King David that the Messiah would be one of David’s own descendants.
  • 21:5 The Messiah would start the New Covenant.
  • 21:6 God’s prophets also said that the Messiah would be a prophet, a priest, and a king.
  • 21:9 The prophet Isaiah prophesied that the Messiah would be born from a virgin.
  • 43:7 “But God raised him to life again to fulfill the prophecy which says, ‘You will not let your Holy One rot in the grave.’”
  • 43:9 “But know for certain that God has caused Jesus to become both Lord and Messiah!”
  • 43:11 Peter answered them, “Every one of you should repent and be baptized in the name of Jesus Christ so that God will forgive your sins.”
  • 46:6 Saul reasoned with the Jews, proving that Jesus was the Messiah.

Word Data:

  • Strong’s: H4899, G33230, G55470

نام

تعریف:

واژه "نام" به کلمه‌ای اطلاق می‌شود که با آن شخص یا چیز خاصی نام برده می‌شود. با این حال، در کتاب مقدس، واژه "نام" به چندین روش مختلف برای اشاره به چندین مفهوم مختلف استفاده می‌شود.

  • در برخی زمینه‌ها، "نام" می‌تواند به شهرت یک شخص اشاره داشته باشد، مانند «بیایید نامی برای خود بسازیم».
  • اصطلاح "نام" همچنین می تواند به خاطره چیزی اشاره داشته باشد. مثلاً «قطع اسماء بتها» یعنی از بین بردن آن بتها تا دیگر یاد و عبادت نشود.
  • سخن گفتن به نام خدا به معنای سخن گفتن با قدرت و اختیار او یا به عنوان نماینده او بود.
  • «نام» یک نفر می‌تواند به کل آن شخص اشاره داشته باشد، همانطور که در «هیچ نام دیگری در زیر بهشت وجود ندارد که باید با آن نجات پیدا کنیم». (نگاه کنید به: دگرنامی)

پیشنهادهای ترجمه:

  • عبارتی مانند "نام نیک او" می‌تواند به عنوان "شهرت خوب او" ترجمه شود.
  • انجام کاری "به نام" می‌تواند به صورت "با اختیار" یا "با اجازه" یا "به‌عنوان نماینده" آن شخص ترجمه شود.
  • عبارت «برای خودمان نام بسازیم» می‌تواند "باعث می‌شود بسیاری از مردم درباره ما بدانند " یا "به مردم فکر کنیم که ما بسیار مهم هستیم" ترجمه شود.
  • عبارت "نام او را صدا کن" می‌تواند به عنوان "نام او" یا "نام او را بده" ترجمه شود.
  • عبارت "آنهایی که نام شما را دوست دارند" می‌تواند به عنوان "آنهایی که شما را دوست دارند" ترجمه شود.
  • بیان "نام بت ها را قطع کنید" می‌تواند به این صورت ترجمه شود "بت های بت پرستان را از بین ببرید تا مردم حتی به یاد آنها نروند" یا "باعث شوید مردم از پرستش خدایان دروغین دست بردارند" یا "تمام بت ها را به طور کامل نابود کنید تا مردم دیگر حتی به آنها فکر نکنند"

(نگاه کنید به: call)

رجوع به کتاب مقدس:

کد های کلمه:

  • Strong’s: H5344, H7121, H7761, H8034, H8036, G25640, G36860, G36870, G51220