Other

آزاد، آزادی

تعریف:

واژه‌های "آزاد" یا "آزادی" به معنای برده نبودن یا نبودن در قید هر نوع بندگی دیگر است. "آزادی" را می‌توان "رها" یا "دارای اختیار" نیز ترجمه کرد.

  • عبارت "کسی را آزاد کردن" یا "آزاد ساختن کسی"، یعنی فراهم کردن راهی برای رهایی از بردگی یا اسارت، برای آن شخص.
  • در کتاب مقدس، این اصطلاح اغلب برای اشاره به این است که در عیسی، یک ایماندار، دیگر زیر قدرت گناه نیست.
  • داشتن "اختیار" یا "آزادی" می‌تواند اشاره به این موضوع باشد که دیگر نیازی به اطاعت از شریعت موسی نیست، بلکه می‌توان در آزادی، بر پایه تعلیم‌ها و هدایت روح‌القدس زندگی کرد.

پیشنهاد‌های ترجمه:

  • واژهٔ "آزاد" می‌تواند اینگونه نیز ترجمه شود: "محدود نبودن" یا "برده نبودن" یا "در اسارت نبودن".
  • اصطلاح "آزادی" یا "اختیار" می‌تواند با واژه یا عبارتی که به معنای "در آزادی بودن" یا "در اسارت نبودن" یا "نبودن در بند" باشد، ترجمه شود.
  • عبارت "آزاد کردن" می‌تواند به معنای "به آزادی رساندن" یا "نجات دادن از اسارت" یا "رها کردن از بندگی" ترجمه شود.
  • شخصی که "آزاد شده" است، از بندگی یا بردگی "رها شده" یا "بیرون آمده" است.

(نگاه کنید به: bind, enslave, servant)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1865, H2600, H2666, H2668, H2670, H3318, H4800, H5068, H5069, H5071, H5337, H5352, H5355, H5425, H5674, H5800, H6299, H6362, H7342, H7971, G04250, G05250, G05580, G06290, G06300, G08590, G13440, G14320, G16570, G16580, G16590, G18490, G30890, G39550, G45060, G54830

آلوده کردن، نجس کردن، نجس شده، قباحت، بی حرمتی کردن

تعریف:

اصطلاح‌های "نجس کردن" و "نجس شده" به معنای آلوده یا کثیف شدن هستند. یک چیز می‌تواند به معنای فیزیکی، اخلاقی یا مذهبی نجس شود.

  • خدا به بنی اسرائیل هشدار داد که خود را با خوردن یا لمس چیزهایی که او آن‌ها را "ناپاک" و "نامقدس" اعلام کرده بود نجس نکنند.
  • موارد خاصی مانند جسد‌های مرده و بیماری‌های واگیردار توسط خدا به عنوان نجس اعلام شده بود و اگر کسی آن‌ها را لمس می‌کرد، نجس می‌شد.
  • خدا بنی‌اسرائیل را از گناهان جنسی منع کرد. این‌ گناهان آن‌ها را نجس می‌کند و آن‌ها نزد خدا مردود شمرده می‌شدند.
  • همچنین مراحل خاصی از فرآیندهای بدنی وجود داشت که فرد را به طور موقت نجس می‌کرد تا وقتی که دوباره از نظر مذهبی طهارت خود را به دست می‌آورد.
  • در عهد جدید، عیسی به ما می‌آموزد که این افکار و اعمال گناه آلود هستند که انسان را نجس می‌کنند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • اصطلاح "نجس" همچنین می‌تواند به معنای "باعث ناپاک شدن" یا "باعث ناعادل شدن" یا "باعث پذیرفته نشدن از نظر مذهبی" ترجمه شود.
  • "نجس شدن" می‌تواند به معنای "ناپاک شدن" یا "از نظر اخلاقی باعث عدم پذیرش توسط خدا" یا "از نظر مذهبی پذیرفته نشدن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: profane, clean)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1351, H1352, H1602, H2490, H2491, H2610, H2930, H2931, G28390, G28400, G33920, G34350

آلوده، ملوث، اعمال فاسد، تباهی ناپذیر، فاسد

تعریف:

اصطلاح های "آلوده" و "فساد" به حالتی از وضعیت انسان اشاره دارد که از دید اخلاقی، فاسد یا دغل باز شده.

  • اصطلاح های "آلوده" و "ملوث" برای کسی به کار می رود که از نظر اخلاقی سقوط کرده و فاسد است.
  • کسی که آلوده است، از حقیقت روگردان شده و دست به کار های ضد اخلاقی و نادرست می زند.
  • آلوده کردن یک نفر، یعنی کسی را تحریک یا تشویق کردن به انجام کار های نادرست و غیر اخلاقی.

پیشنهاد های ترجمه:

  • اصطلاح های "آلوده کردن" یا "ملوث ساختن" را می توان ترجمه کرد: "تحریک کردن به انجام کار های شرورانه" یا "اخلاق کسی را فاسد کردن"
  • یک شخص فاسد را می توان اینگونه تعریف کرد: "کسی که اخلاقش خراب شده" یا "کسی که کار های شرورانه انجام می دهد"
  • این اصطلاح را همچنین می توان ترجمه کرد: "بد" یا "بد منش" یا "شرور".
  • "اعمال فاسد" را می توان ترجمه کرد: "عمل شرارت" یا "شرارت" یا "فساد اخلاقی"

(نگاه کنید به: شریر)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2610, H3891, H4889, H7843, H7844, G08610, G13110, G27040, G53510, G53560

آمر، سردار، فرمانده

تعریف:

واژۀ "سردار" به رهبر یک ارتش اطلاق می‌شود که مسئولیت رهبری و فرماندهی گروه خاصی از سربازان را بر عهده دارد.

  • یک فرمانده می‌تواند مسئول یک گروه کوچک از سربازان یا یک گروهی بزرگ مانند هزار نفر باشد.
  • این واژۀ همچنین برای اشاره به یهوه به عنوان فرمانده لشکر فرشتگان استفاده می‌شود.
  • راه‌های دیگر برای ترجمه "فرمانده" می‌تواند شامل "رهبر" یا "سالار" یا "افسر" باشد.
  • واژۀ "فرماندهی" یک ارتش را می‌توان به "رهبری" یا "مسئول بودن" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: فرمان, حاکم, یوزباشی)

Bible References:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2710, H2951, H1169, H4929, H5057, H6346, H7101, H7262, H7218, H7227, H7229, H7990, H8269, G55060

اجرت، اجر، مکافات

تعریف:

"اجرت" یا "اجر" به چیزی می‌گویند که فرد به دلیل انجام کاری خوب یا بد دریافت می‌کند. پاداش دادن با دستمزد فرق دارد. دستمزد (به طور معمول، پول) در ازای کار انجام شده پرداخت می‌شود. "اجرت" یا "اجر" چیزی است که فرد به دلیل انجام کاری خوب یا بد، دریافت می‌کند. پاداش دادن به معنای دادن چیزی به کسی است که سزاوار آن است. با این حال، این با مفهوم دستمزد که به پرداخت (به طور معمول، پول) در ازای کار انجام شده داده می‌شود، متفاوت است.

  • یک پاداش می‌تواند یک چیز خوب یا مثبتی باشد که فرد به خاطر انجام یک کار خوب یا اطاعت از خدا دریافت می‌کند.
  • پاداش می‌تواند به چیزهای منفی که نتیجهٔ رفتارهای بد است اشاره داشته باشد، مانند عبارت "پاداش شریران". در این متن "پاداش" به مجازات یا عواقب گناهانی که انجام داده‌اند، اشاره دارد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • با توجه به متن، اصطلاح "پاداش" می‌تواند به معنای "پرداخت" یا "چیزی که سزاوار" "مجازات" است، باشد.
  • پاداش دادن را می‌توان به "بازپرداخت" یا "تنبیه" یا "دادن آنچه سزاوار است"، ترجمه کرد.
  • متوجه این موضوع باشید که ترجمهٔ این اصطلاح به دستمزد اشاره نمی‌کند. پاداش به طور خاص در مورد کسب درآمد به عنوان بخشی از یک شغل نیست.
  • دقت کنید که این اصطلاح را "دستمزد" ترجمه نکنید. پاداش یا اجرت، لزوما پاداش پولی در برابر انجام کار نیست.

(نگاه کنید به: تنبیه)

کتاب مقدس:

  • تثنیه باب ۳۲ آیه ۶
  • اشعیا باب۴۰ آیه۱۰
  • لوقا باب۶ آیه۳۵
  • متی باب۵ آیه‌های ۱۱و۱۲
  • متی باب۶ آیه‌های۳و۴
  • مزامیر باب۱۲۷ آیه‌های ۳تا۵
  • مکاشفه باب۱۱ آیه۱۸

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0319, H0866, H0868, H1576, H1578, H1580, H4909, H4991, H5023, H6118, H6468, H6529, H7938, H7939, H7999, G04690, G05140, G05910, G26030, G34050, G34060, G34080

ارغوان

نکته‌ها:

واژۀ "ارغوان" نام رنگی است که ترکیبی از آبی و قرمز است.

  • در دوران قدیم ارغوان رنگ کمیاب و بسیار باارزش رنگرزی بود که لباس‌ها را برای پادشاهان و مقامات عالی رتبۀ دیگر رنگ می‌کردند.
  • از آنجا که تولید این رنگ پرهزینه و زمان‌بر بود، لباس ارغوانی نشانۀ ثروت، متمایز بودن و سلطنت به شمار می‌آمد.
  • ارغوان یکی از رنگهایی بود که برای پرده‌های خیمه و معبد و برای ایفودی که کاهنان بر تن می‌کردند، استفاده می‌شد.
  • رنگ ارغوانی از نوعی حلزون دریایی با خُرد کردن یا جوشاندن حلزون‌ها و یا وقتی هنوز زنده بودند، با پس دادن رنگشان استخراج می‌شد. این یک فرایند پرهزینه‌ای بود.
  • سربازان رومی قبل از مصلوب شدن عیسی، یک ردای ارغوانی به منظور تمسخر او به خاطر این که ادعا می‌کرد پادشاه یهود است، پوشانیدند.
  • لیدیه زنی از شهر فیلیپی بود که با فروش پارچۀ ارغوانی امرار معاش می‌کرد.

(پیشنهادهای ترجمه: ترجمه نام‌ها)

(نگاه کنید به: ایفود, فیلیپی, سلطنتی, خیمه, معبد)

در کتاب مقدس:

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H0710, H0711, H0713, G42090, G42100, G42110

اساس، بنیاد، بنا، پی، ابتدا

تعریف: ‏

عمل "اساس نهادن" به معنای ساختن، ایجاد کردن یا پایه‌گذاری است. عبارت "بنیاد نهادن بر ..." به معنای "بر پایۀ ..." یا ‏"بر اساس ..." است. "بنیاد" یا "زیربنا"، پایه یا ستونی است که چیزی روی آن ساخته می‌شود. ‏

  • بنیاد یک خانه یا ساختمان باید محکم و قابل اعتماد باشد تا بتواند تمام سازه را نگه دارد.
  • اصطلاح "بنیاد" همچنین می‌تواند به آغاز چیزی یا زمانی که چیزی اولین بار خلق شده است، ‏اشاره کند.‏
  • ‏"سنگ زاویه" بخشی بنیادین از زیر بنای یک ساختمان بود. این سنگ‌ها آزمایش می‌شدند تا ‏اطمینان به دست آید که توان تحمل تمامی ساختمان را دارد.‏
  • ایماندار مسیحی، به گونۀ مجازی، همانند بنایی توصیف می‌شود که بر تعالیم رسولان و ‏انبیا بنا شده است، در حالی که خود مسیح سنگ زاویۀ آن ساختمان است.‏

پیشنهادهای ترجمه:‏

  • عبارت "پیش از بنیاد جهان" می‌تواند به "پیش از آفرینش جهان" یا "پیش از زمانی که جهان اولین ‏بار درست شد" یا "پیش از اینکه همه چیز اولین بار خلق شد" ترجمه شود.‏
  • اصطلاح "برپایه" می‌تواند به "استوار بر" یا "مستحکم قرار گرفته" ترجمه شود. ‏
  • بسته به متن، "بنیاد" می‌تواند به "پایۀ محکم" یا "تکیه‌گاه استوار" یا "آغاز" یا "خلقت" ترجمه ‏شود.‏

(نگاه کنید به: cornerstone, create)

در کتاب مقدس:‏

کدهای واژه: ‏

  • Strong’s: H0134, H0787, H2713, H3245, H3247, H3248, H4143, H4144, H4146, H4328, H4349, H4527, H8356, G23100, G23110, G26020

اسب، اسب جنگی، اسب سواری

تعریف:

اسب حیوانی بزرگ و چهار پایی است که در زمان‌های کتاب مقدس بیشتر برای جنگ و حمل و نقل مردم استفاده می‌شد.

  • تعدادی از اسب‌ها برای کشیدن گاری‌ها یا ارابه‌ها استفاده می‌شدند، در حالی که برخی دیگر برای حمل سوارکاران استفاده می‌شدند.
  • کتاب مقدس، اسب‌ها به‌عنوان دارایی‌های ارزشمند و معیاری برای ثروت در نظر گرفته می‌شدند، عمدتاً به دلیل استفاده از آنها در جنگ‌ها به عنوان مثال، بخشی از ثروت بزرگ پادشاه سلیمان هزاران اسب و ارابه‌‌هایی بود که او داشت.
  • حیواناتی که شبیه اسب هستند خر و قاطر هستند.
  • اغلب بر سر اسب‌ها بند و لگام می‌بندند تا بتوانند آنها را هدایت کنند.

(نگاه کنید به: chariot, donkey, Solomon)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0047, H5483, H5484, H6571, H7409, G24620

استهزا، مُستَهزئین، استهزا کردن، مسخره کردن، سخریّه

تعریف:

واژه‌های "استهزا"، "سخریّه" و مسخره کردن همگی به معنای تحقیر و مسخره کردن کسی به ویژه به روشی بی‌رحمانه می‌باشند.

  • تمسخر اغلب شامل تقلید سخنان یا اعمال کسی به منظور تحقیر یا شرمسار ساختن او صورت می‌پذیرد.
  • سربازان رومی با پوشاندن ردا بر عیسی و با تمسخر او با وانمود کردن اینکه به او همچون یک پادشاه احترام می‌گذارند، تحقیرش کردند.
  • گروهی از جوانان، به خاطر طاس بودن سَرِ الیشع او را با خواندن نامی، تحقیر کرده و تمسخر کردند.
  • واژۀ "استهزا کردن" می‌تواند به معنای تمسخر یا تحقیر نظری باشد که باورکردنی یا مهم به نظر نیاید.
  • استهزاکننده کسی است که دائم در حال تمسخر و تحقیر است.

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۲۱ تصویر ۱۲ اشعیای نبی گفته بود که مردم بر او آب دهان می‌اندازند و او را کتک می زنند و تمسخر می‌کنند.
  • داستان ۳۹ تصویر ۵ رهبران یهود همه در پاسخ کاهن اعظم گفتند: «او سزاوار مرگ است» آنگاه چشمان عیسی را بستند، به صورت او آب دهان انداختند، او را زدند و مسخره کردند.
  • داستان ۳۹ تصویر ۱۲ سربازان رومی عیسی را شلاق زدند و ردای سلطنتی به او پوشانیدند و تاجی از خار بر سرش گذاشتند. آنگاه به مسخره می‌گفتند: «زنده باد پادشاه یهود.»
  • داستان ۴۰ تصویر ۴ سربازان هم‌زمان دو دزد را نیز مصلوب کردند و عیسی را بر صلیب در میان آنها گذاشتند. یکی از آنها عیسی را مسخره می‌کرد، اما دیگری به او گفت: «آیا تو از خدا نمی‌ترسی؟
  • داستان ۴۰ تصویر ۵ سران مذهبی یهود و مردمی که آنجا بودند عیسی را مسخره کرده و می‌گفتند: «اگر تو پسر خدا هستی از صلیب پایین بیا و خود را نجات بده! آنگاه ما به تو ایمان خواهیم آورد.»

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H1422, H2048, H2049, H2778, H2781, H3213, H3887, H3931, H3932, H3933, H3934, H3944, H3945, H4167, H4485, H4912, H5058, H5607, H6026, H6711, H7046, H7048, H7814, H7832, H8103, H8148, H8437, H8595, G15920, G17010, G17020, G17030, G23010, G26060, G34560, G55120

اُسْقُف، ناظر، نگهبان

تعریف:

واژه " ناظر " اشاره به شخصی دارد که کار و رفاه دیگران را بر عهده دارد. در کتاب مقدس، غالباً واژه "نگهبان" معنای "ناظر" را دارد.

•* در عهد عتیق، یک اُسْقُف یا ناظر کلیسا وظیفه داشت اطمینان حاصل کند که کارگران زیرنظر او کار خود را به خوبی انجام می دهند.

  • در عهد جدید، این واژه برای توصیف رهبران نخستین کلیساهای مسیحی استفاده شده است که کار آنها توجه به نیازهای روحانی کلیسا بود و اطمینان از اینکه ایمانداران، تعالیم دقیق کتاب مقدس را دریافت کرده اند.
  • پولس به یک ناظر به عنوان شبانی اشاره می کند که از ایمانداران یک کلیسای محلی که "گله" او هستند، مراقبت می کند.
  • "ناظر" همچون یک شبان، مراقب گله است. او از ایمانداران در مقابل تعالیم نادرست روحانی و دیگر نفوذهای شیطان نگهبانی و محافظت می کند.
  • در عهد جدید، واژه "ناظران"، "رهبران" و "کشیشان/ شبان ها" راه‌های متفاوتی برای اشاره به رهبران مشابه روحانی دارد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • ترجمه دیگر این واژه، "سرپرست" یا "محافظ" یا "مدیر" است.
  • هنگام اشاره به رهبر یک قوم محلی از قوم خدا، این واژه می‌تواند به "سرپرست روحانی" یا «کسی که به نیازهای روحانی قوم ایمانداران رسیدگی می کند» یا «شخصی که بر نیازهای روحانی کلیسا نظارت می کند» ترجمه شود.

(نگاه کنید به: church, پیر, pastor, shepherd)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5329, H6485, H6496, H7860, H8104, G19830, G19840, G19850

اسیر، اسیر کردن، اسارت، گرفتار

تعریف:

واژه‌های "اسیر" و "اسارت" به افرادی اطلاق می‌شود که اسیر شده و مجبور شده‌اند در جایی زندگی کنند که نمی‌خواهند زندگی کنند، مانند اسیر شدن و زندگی کردن در یک کشور خارجی است.

  • اسرائیلیان از پادشاهی یهودا، به مدت ۷۰ سال اسیر در پادشاهی بابل بودند.
  • اسیران اغلب باید برای مردم یا ملتی که آنان را اسیر کرده‌اند، کار کنند.
  • دانیال و نحمیا اسیران اسرائیلِیِ بودند که برای پادشاه بابل کار می‌‍‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌کردند.
  • عبارت "اسیر گرفتن" روش دیگری برای صحبت در مورد اسیر کردن کسی است.
  • عبارت "تو را به اسارت بُرد" همچنین می‌تواند به‌عنوان "تو را مجبور کرد تا به‌عنوان اسیر زندگی کنی" یا "تو را به‌عنوان زندانی به کشور دیگری برد" ترجمه شود.
  • پولُس رسول به مسیحیان به‌صورت معنوی می‌گوید که هر فکری را "اسیر" کرده و آن را مطیع مسیح کنید.
  • او همچنین در این مورد می‌گوید که چگونه یک شخص می‌تواند "اسیر گناه" باشد، این بدان معناست که آن شخص توسط گناه "کنترل می‌شود".

پیشنهادهای ترجمه:

  • در ارتباط با متن، عبارت "اسیر شده" می‌تواند با "مجاز به آزاد بودن نیست" یا "در زندان نگه داشته شده" یا "مجبور به زندگی در یک کشور خارجی بودن" ترجمه شود.
  • عبارت "هدایت به اسارت" یا "به اسارت گرفته شده" می‌تواند به‌عنوان "اسیر" یا "زندانی" یا "مجبور به رفتن به سرزمین خارجی" ترجمه شود.
  • واژۀ "اسیر" همچنین می‌تواند به‌عنوان "افراد اسیر" یا "مردمی که اسیر شده‌اند" ترجمه شود.
  • در ارتباط با متن، "اسارت" می‌تواند به‌عنوان "حبس" یا "تبعید" یا "اقامت اجباری در یک کشور خارجی" نیز ترجمه شود.‌

(نگاه کنید به: Babylon, exile, prison, seize)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1123, H1473, H1540, H1546, H1547, H7617, H7622, H7628, H7633, H7686, G01610, G01620, G01630, G01640, G22210

اضطراب، بلا، مضطرب شدن، غمگین، مصیبت، سختی

تعریف:

‏"مصیبت" تجربه‌ای در زندگی است که ‏بسیار دشوار و ناراحت کننده است. ‏‏"زحمت دادن" کسی به معنای "آزار دادن" ‏فرد یا ایجاد ناراحتی برای او یا باعث "مضطرب شدن" او است. "مضطرب شدن" یعنی احساس ناراحتی یا ‏رنجش کردن است.‏

  • زحمات می‌توانند چیزهای فیزیکی، عاطفی ‏یا روحانی باشند که به فرد آسیب می‌‏رساند.‏
  • در کتاب مقدس، مشکلات اغلب اوقات ‏آزمایشی است که خدا از آنها برای کمک ‏به ایمانداران برای بلوغ و رشد در ایمانشان ‏استفاده می‌کند.
  • عهد عتیق از "زحمات" به عنوان داوری اشاره شده که بر گروه‌های قومی که از نظر اخلاقی فاسد بودند و خدا را رد کرده بودند، قرار می‌گرفت.‏

پیشنهادهای ترجمه

  • واژۀ "زحمت" یا "زحمات" می‌تواند به ‏عنوان "خطر" یا "چیزهای دردناکی که ‏اتفاق می‌افتد" یا "آزار و شکنجه" یا "تجربه‌های سخت" یا ‏‏"اضطراب و پریشانی" نیز ترجمه شود.‏
  • واژۀ "مضطرب" را می‌توان با کلمه یا ‏عبارتی ترجمه کرد که به معنای "تحمل ‏پریشانی" یا "احساس پریشانی وحشتناک" یا "نگرانی" یا سراسیمه" یا "غمگین" یا "ترسان" یا "مشوّش شدن" باشد.‏
  • "او را زحمت مده" می‌تواند ‏تحت عنوان "او را اذیت نکن" یا "از او ‏انتقاد نکن" ترجمه شود.‏
  • عبارت "روز تنگی" یا "اوقات تنگی" ‏می‌تواند تحت عنوان "وقتی ‏پریشانی را تجربه می‌کنید" یا "وقتی اتفاقات سخت برایت رخ می‌دهد" یا "وقتی خدا باعث اتفاقات پریشان کننده می‌شود" نیز ترجمه شود.‏
  • راه‌های دیگر برای ترجمۀ "زحمت دادن" یا ‏‏"زحمت وارد کردن" می‌تواند شامل "باعث رخ ‏دادن چیزهای ناراحت‌کننده شدن" یا "موجب مشکلات شدن" یا "به وجود آوردن تجربه‌های دشوار برای آنها" باشد.

(نگاه کنید به: مبتلا, آزار و اذیت)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0205, H0926, H0927, H1204, H1607, H1644, H1804, H2000, H4103, H5916, H5999, H6031, H6040, H6470, H6696, H6862, H6869, H6887, H7264, H7267, H7451, H7489, H8513, G03870, G16130, G17760, G23460, G23470, G23500, G23600, G28730, G36360, G39260, G39300, G39860, G44230, G46600, G50150, G51820

اطاعت، مطیع، اطاعت کردن

تعریف:

"اطاعت کردن" به صورت معمول به معنای قرار دادن داوطلبانۀ خود تحت اقتدار یک شخص یا حکومت است.

  • کتاب مقدس به ایمانداران عیسی می‌گوید که در زندگی خود از خدا و دیگر مقامات اطاعت کنند.
  • توصیۀ "مطیع یکدیگر باشید" به معنای پذیرش فروتنانۀ اصلاح و تمرکز بر نیازهای دیگران به جای نیازهای خود است.
  • "زندگی در اطاعت از" به معنای قرار دادن خود در اختیار چیزی یا کسی است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • فرمان "اطاعت کردن از" را می‌توان به صورت "خودت را تحت اختیار" یا "پیروی از رهبری" یا "اطاعت و احترام فروتنانه" ترجمه کرد.
  • اصطلاح "تسلیم شدن" را می‌توان به "اطاعت" یا "پیروی از کسی که دارای اقتدار است" ترجمه کرد.
  • عبارت "زندگی در اطاعت" را می‌توان به عنوان "اطاعت از" یا "خود را تحت اقتدار قرار دادن" ترجمه کرد.
  • عبارت "در اطاعت بودن" می‌تواند به عنوان "متواضعانه اقتداری را پذیرفتن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: subject)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3584, G52260, G52930

اطفا، خاموش شده، خاموش نشدنی

تعریف:

واژۀ "اطفا" یا "خاموش کردن" به معنای خاموش کردن یا متوقف ساختن چیزی است که خواهان رضایت خاطر است.

  • این واژه معمولاً در زمینۀ رفع تشنگی استفاده می‌شود و این معنا را می‌دهد که با نوشیدن چیزی، تشنگی شخص متوقف شود.
  • از آن می‌توان برای اشاره به خاموش کردن آتش نیز استفاده کرد.
  • تشنگی و آتش هر دو با آب متوقف می‌شوند.
  • پولس از واژۀ اطفا وقتی به ایمانداران توصیه می‌کند که «روح القدس را اطفا مکنید» به شکلی نمادین استفاده می‌کند. این سخن یعنی مردم را دلسرد نکنید و به روح القدس اجازه دهید تا ثمره وعطایایش را در آنان تولید کند. اطفا روح القدس یعنی جلوگیری کردن از ظهور آزادانۀ قدرت و کار او در مردم است.

(نگاه کنید به: میوه, هدیه, روح القدس)

در کتاب مقدس:

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H1846, H3518, H7665, G07620, G45700

التماس، محاجه، دعوی

نکته‌ها:

اصطلاح "التماس کردن" یا "دعوی(یعنی ادعا کردن)" به درخواست فوری از شخصی برای انجام کاری اشاره دارند. "التماس" درخواست اضطراری است.

  • التماس کردن اغلب به معنای این است که شخص خود را در سخت‌ترین وضعیت احساس می‌کند یا به شدت به کمک نیاز دارد.
  • مردم می‌توانند از خدا التماس رحمت کنند یا از او بخواهند که چیزی به خودشان یا دیگران عطا کند.
  • دیگر ترجمه‌های این واژه می‌تواند "استدعا کردن" یا "تمنا کردن" باشد.
  • اصطلاح "التماس" همچنین می‌تواند به "درخواست فوری" یا "اصرار زیاد" ترجمه شود.
  • مطمئن شوید که در متن روشن باشد که این اصطلاح به گدایی برای پول اشاره ندارد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1777, H2603, H3198, H4941, H4994, H6279, H6293, H6664, H6419, H7378, H7379, H7775, H8199, H8467, H8469, G11890, G17930, G20650, G38700

امت، قوم، طایفه

تعریف:

ملت گروه بزرگی از مردم است که توسط نوعی حکومت اداره می‌شوند. مردم یک ملت اغلب نیاکان مشترک دارند و از نظر قومیت با هم مشابه‌اند.

  • یک "امت" معمولاً فرهنگ و نیز مرزهای جغرافیایی مشخصی دارد.
  • در کتاب مقدس، " امت" می‌تواند کشوری (مانند مصر یا حبشه) باشد، اما اغلب کلی‌تر است و به گروه قومی اشاره دارد، به ویژه اگر به حالت جمع به کار گرفته شود. باید در این مورد به متن توجه کرد.
  • از جمله امت‌هایی که در کتاب مقدس نام برده شده‌اند عبارتند از: اسرائیلیان، فلسطینیان، آشوریان، بابلیان، کنعانیان، رومیان و یونانیان.
  • گاه از واژۀ "امت" به طور مجازی برای اشاره به اجداد قوم خاصی استفاده می‌شد، همان‌طور که به رفقه گفته شد که پسران در رحم او "امت‌هایی" هستند که با هم می‌جنگند. این می‌تواند به "بنیان‌گذاران دو ملت" یا "نیاکان دو گروه قومی" ترجمه شود.
  • واژۀ‌ "امت" گاهی اوقات نیز برای اشاره به "قوم‌ها" یا مردمی که یهوه را پرستش نمی‌کنند، استفاده می‌شد. معمولاً متن معنا را روشن می‌کند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • بسته به متن، واژۀ "امت" می‌تواند به "ملت" یا "مردم" یا "کشور" ترجمه شود.
  • اگر در زبان شما اصطلاحی خاص برای "امت" وجود دارد که با دیگر واژه های ذکر شده در اینجا فرق دارد، آن اصطلاح را می‌توان در هر جایی که در متن کتاب مقدس وجود دارد استفاده کرد، به شرط‌ این‌که متن شما روان، طبیعی و دقیق باشد.
  • واژۀ "امت‌ها" اغلب می‌تواند به "گروه‌های قومی" ترجمه شود.
  • در برخی متن‌ها، این اصطلاح همچنین می‌تواند "ملت‌ها" یا "غیر یهودیان" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: Assyria, Babylon, Canaan, Gentile, Greek, people group, Philistines, Rome)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0523, H0524, H0776, H1471, H3816, H4940, H5971, G02460, G10740, G10850, G14840

انجیر

تعریف:

انجیر یک میوهٔ کوچک، نرم و شیرین است که بر روی درختان رشد می‌کند. انجیر رسیده به رنگ‌های گوناگون مانند قهوه‌ای، زرد یا بنفش می‌باشد.

  • درخت انجیر می‌توانند تا بلندی 6 متر رشد کنند و برگ‌های بزرگ آنها سایه‌ای خوشایند درست می‌کنند. میوه‌ها کم و بیش به قطر ۳ تا ۵ سانتی‌متر هستند.
  • آدم و حوا، پس از آنکه گناه کردند، برگ‌های درخت انجیر را برای پوشش خود به کار گرفتند.
  • انجیر را می‌توان خام، پخته یا خشک شده مصرف کرد. یا اینکه آنها را به قطعات کوچک خرد و فشرده می‌کنند تا بتوان در درازمدت مصرف ‌کرد.
  • در دوران کتاب مقدس، انجیر منبع مهم خوراکی و نیزدرآمد بود.
  • درختان پرثمر انجیر به عنوان نمادی از رفاه و رونق، بارها در کتاب مقدس نام برده شده است.
  • عیسی بارها از درخت انجیر به عنوان مثال برای تعلیم حقایق روحانی استفاده کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1061, H1690, H6291, H8384, G36530, G48080, G48100

بذر، ذرّیت

تعریف:

"بذر" بخشی از گیاه است که در زمین کاشته می‌شود تا از همان نوع گیاه، بیشتر تولید شود. با این حال در کتاب مقدس واژۀ "بذر" به صورت استعاری استفاده شده که معنای چندین مورد مختلف را می‌دهد..

  • واژۀ "بذر" به صورت استعاره‌ای و با بیانی ملایم‌تر به سلول‌های ریز در مردان اشاره دارد که با سلول‌های زن آمیخته می‌شوند که باعث تولید فرزند در درون او می‌شوند. مجموعۀ این بذرها "منی" نامیده می‌شود.
  • در همین رابطه "ذرّیت" برای اشاره به اجداد یا نسل یک شخص نیز استفاده می‌شود.
  • این کلمه اغلب به معنای جمع است و به بیش از یک دانه یا به بیش از یک نسل اشاره دارد.
  • در مَثَل برزگر وقتی مشغول کاشتن بذر است، عیسی مسیح کلام خدا را به بذرهای خود تشبیه کرد که در قلب‌های مردم کاشته می‌شود تا ثمرۀ نیکوی روحانی به بار آورد.
  • پولس رسول نیز برای اشاره به کلام خدا از واژۀ "بذر" استفاده می‌کند.

پیشنهادهای ترجمه:

• برای واژۀ تحت‌اللفظی "بذر" بهتر است از کلمه‌ای تحت‌اللفظی در زبان مقصد استفاده شود که برای بیان آنچه کشاورز در مزرعه‌اش می‌کارد به کار می‌رود. • این واژۀ تحت‌اللفظی می‌بایست همچنین در زمینه‌هایی استفاده شود که به صورت استعاره‌ای به کلام خدا اشاره دارند. • برای موارد استعاره‌ای که به افرادی از یک خانواده اشاره دارند، شاید استفاده از واژه‌های "نسل" یا "نسل‌ها" به جای "ذرّیت" واضح‌تر باشد. در بعضی زبان‌ها شاید کلمه‌ای باشد که به معنای "فرزندان یا نوه‌ها" باشد. • برای "ذرّیت" مرد یا زن، این را در نظر داشته باشید که در زبان مقصد طوری بیان شود که موجب خجالت یا بی‌احترامی مردم نشود. (نگاه کنید به: به گویی)

(نگاه کنید به: فرزندان, نسل)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2232, H2233, H3610, H6507, G46150, G46870, G46900, G47010, G47030

بُرج، قلعه

تعریف:

واژۀ "برج" به بنای بلندی اطلاق می‌شود که به منظور مکانی که ‏نگهبانان می‌توانند از آنجا مراقب خطرها باشند، ساخته شده بود. ‏این برج‌ها اغلب از سنگ ساخته می‌شدند.‏

  • مالکان زمین گاهی اوقات برج‌هایی می‌ساختند که بتوانند از محصولات خود نگهبانی ‏کنند و از دزدیده شدن آنها محافظت کنند.
  • برج‌ها اغلب شامل اتاق‌هایی بودند که نگهبانان یا خانواده‌شان در آن زندگی می‌کردند تا بتوانند از ‏محصولات خود شبانه روز محافظت کنند.‏
  • برج‌ها یا قلعه‌های دیده بانی برای شهرها بالاتر از دیوارهای شهر ساخته شده بودند تا دیده بانان بتوانند هر دشمنی ‏را که برای حمله به شهر می‌آید، ببینند.‏
  • واژۀ "برج دیده بانی" به عنوان نماد محافظت از دشمنان نیز استفاده می‌شد (نگاه کنید به: استعاره)

(نگاه کنید به: حریف, دیده بانی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0803, H0971, H0975, H1785, H2918, H4026, H4029, H4692, H4707, H4869, H6076, H6438, H6836, G44440

برداشتن، تحمل کننده، بارآوردن، باردار شدن

نکته‌ها:

اصطلاح "برداشتن" به معنای تحت‌اللفظی "حمل کردن" چیزی است. همچنین از این اصطلاح به طور مجازی نیز استفاده‌های بسیاری شده است.

  • یک عبارت رایج در کتاب مقدس "ثمر آوردن" است که به معنای "بار آوردن( میوه)" یا "داشتن میوه" است.
  • وقتی گفته می‌شود زنی باردار است، به این معناست که او "زایمان" خواهد کرد.
  • به طور کلی این اصطلاح بسته به متن می‌تواند به معانی "حمل کردن" یا "مسئول بودن" یا "تولید کردن" یا "داشتن" یا "تحمل کردن" ترجمه شود.
  • عبارت "پسر متحمل بار گناه پدرش نمی‌باشد" به این معناست که او "مسئول" گناهان پدرش نیست و یا برای گناهان پدرش "مجازات نخواهد شد".

(پیشنهاد ترجمه: fruit)

Bible References:

Word Data:

  • Strong’s:

برده، بردگی کردن، بنده، اسارت

تعریف:

"بردگی کردن" فردی به معنای مجبور کردن آن شخص برای خدمت به یک ارباب یا یک کشور حاکم است. "بردگی" یا "اسارت" بودن به معنای تحت کنترل چیزی یا کسی بودن است.

  • کسی که در بردگی یا اسارت است باید بدون پرداخت به دیگران خدمت کند. او آزاد نیست تا آنچه را که می‌خواهد انجام بدهد. واژه دیگری برای "بندگی" "غلامی" است.
  • عهد جدید از انسان ها به عنوان "برده" گناه صحبت می‌کند تا زمانی که عیسی آنها را با کنترل و قدرت خود رها کند. وقتی شخصی در مسیح زندگی تازه ای دریافت می‌کند، دیگر برده گناه نیست و برده عدالت می‌شود.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه "برده" را می‌توان به عنوان "علت آزاد نبودن" یا "اجبار برای خدمت به دیگران" یا "تحت کنترل دیگران قرار دادن" ترجمه کرد.
  • عبارت "برده شده به" یا "در اسارت" می‌تواند به عنوان "اجبار به برده بودن" یا "اجبار به خدمت" یا "تحت کنترل" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: free, righteous, servant)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3533, H5647, G13980, G14020, G26150

به جا آوردن، به عمل آوردن، سپردن، ارتکاب

تعریف:

اصطلاحات "به جا آوردن" و "تعهد" به اتخاذ تصمیم یا وعدۀ انجام کاری اشاره دارند.

  • شخصی که وعدۀ انجام کاری را می‌دهد "متعهد" به انجام آن توصیف می‌شود.
  • وظیفه ای را به کسی "سپردن"، به معنای اختصاص دادن آن وظیفه به آن شخص است. به عنوان مثال، پولس در دوم قرنتیان می‌گوید خدا وظیفۀ کمک به مردم برای آشتی با خدا را به ما "سپرده" (یا "داده") است.
  • اصطلاحات "به عمل آوردن" و "مرتکب شدن" همچنین اغلب به انجام دادن اشتباه خاصی مانند "مرتکب گناه شدن" یا "زنا کردن" یا "مرتکب قتل شدن" اشاره دارد.
  • عبارت "کار را به او سپرد" همچنین می‌تواند به صورت "آن وظیفه را به او سپرد" یا "آن وظیفه را به امانت به او سپرد" یا "آن وظیفه را به او محول کرد" ترجمه شود.
  • اصطلاح "تعهد" می‌تواند با عباراتی مانند "کاری که سپرده شد" یا "وعده‌ای که داده شد" ترجمه شود.

(همچنین نگاه کنید به: adultery, sin)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0539, H0817, H1361, H1497, H1500, H1540, H1556, H2181, H2388, H2398, H2399, H2403, H4560, H4603, H5003, H5753, H5766, H5771, H6213, H6466, H7683, H7760, H7847, G02640, G20380, G27160, G34290, G34310, G38600, G38720, G39080, G41020, G41600, G42030

بوسه

تعریف:

بوسه عملی است که در آن یک نفر لب‌های خود را روی لب‌ها یا صورت شخص دیگری قرار می‌دهد. این واژۀ را می‌توان به صورت استعاری نیز بکار برد.

  • در برخی از فرهنگ‌ها گونه‌های یکدیگر را به عنوان سلام یا خداحافظی می‌بوسند.
  • یک بوسه می‌تواند محبت عمیق بین دو نفر مانند زن و شوهر، برقرار کند.
  • عبارت "کسی را برای خدا خافظی ببوس" به معنای خداحافظی با یک بوسه است.
  • گاهی اوقات کلمه "بوسه" به معنای "خداحافظی" استفاده می‌شود. وقتی الیشع به ایلیا گفت: «اجازه بده ابتدا بروم و پدر و مادرم را ببوسم،» او می‌خواست با والدینش خداحافظی کند قبل از اینکه آنان را به دنبال ایلیا ترک کند.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5390, H5401, G27050, G53680, G53700

بیابان، صحرا، ویرانه

تعریف:

یک بیابان یا صحرا مکان خشک و بی حاصلی است که در آن گیاهان و درختان بسیار کمی می‌توانند رشد کنند.

  • بیابان سرزمینی با آب و هوای خشک، گیاهان و جانوران کم است.
  • به دلیل شرایط سخت، افراد بسیار کمی می‌توانند در بیابان زندگی کنند، بنابراین به آن "صحرا" نیز می‌گویند.
  • "بیابانی" معنای دور بودن، بیگانه بودن و جدا شدن از مردم را می‌رساند.
  • این واژۀ همچنین می‌تواند به عنوان "مکان متروکه" یا "مکان دور افتاده" یا "مکان خالی از سکونت" ترجمه شود.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0776, H2723, H3293, H3452, H4057, H6160, H6723, H6728, H6921, H8047, H8414, G20470, G20480

بیرون کردن

##تعریف:

"بیرون کردن" یا "اخراج کردن" چیزی یا کسی معنی تحت فشار گذاشتن آن چیز یا آن کس برای رانده شدن را میدهد.

  • اصطلاح "انداختن" همان معنی "پرت کردن" را می دهد. انداختن تور به همان معنی پرت کردن تور در آب است.
  • در مفهوم استعاره بیرون کردن یا راندن کسی می‌تواند به معنی پس زدن یا دور کردن آن شخص باشد.

پیشنهادات ترجمه:

  • با توجه به متن، میتوان از روش‌های دیگری برای ترجمه این عبارت استفاده کرد که شامل "اجبار کردن" یا "فرستادن" یا "رهایی از" می‌شود.
  • "اخراج کردن شیاطین" را می‌توان به "واداشتن شیاطین برای بیرون شدن" یا "اخراج ارواح شیطانی" یا "شیاطین را بیرون کن" یا "دستور به اخراج دیو بده تا بیرون بیاید" ترجمه کرد.
  • "اخراج کردن" شخصی از کنیسه یا کلیسا می‌تواند به معنای "طرد کردن آنها" یا "اخراج کردن شان" باشد.

(نگاه کنید به: demon, demon-possessed, lots)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H1272, H1644, H1920, H3423, H7971, H7993, G15440

بیماری پوستی، اَبرَص، بَرَص

تعریف:

واژۀ "بَرَص" در کتاب مقدس برای اشاره ‏به چندین بیماری پوستی مختلف استفاده ‏می‌شود. "اَبرَص" کسی است که بَرَص دارد. واژۀ "بَرَص" به شخص یا قسمتی از ‏بدن که مبتلا به برص است اشاره می‌کند.‏

  • انواع خاصی از بَرَص باعث تغییر رنگ ‏پوست با لکه‌های سفید می‌شود، مانند ‏زمانی که مریم و نعمان مبروص شدند.‏
  • در دوران مدرن، بَرَص اغلب باعث می‌شود ‏دست‌ها، پاها و سایر اعضای بدن آسیب ‏ببینند و ناقص شوند.‏
  • طبق دستوراتی که خدا به قوم ‏اسرائیل داده بود، وقتی شخصی به بَرَص ‏مبتلا می‌شد، "نجس" قلمداد می‌شد و مجبور بود از افراد دیگر ‏دوری کند تا آنان به این بیماری مبتلا ‏نشوند.‏
  • شخص اَبرَص غالباً فریاد می‌کرد "نجس" تا به دیگران هشدار دهد که به او نزدیک نشوند.‏
  • عیسی بسیاری از اَبرَصان و همچنین ‏افرادی را که به انواع بیماری‌ها مبتلا ‏بودند، شفا داد.‏

پیشنهادهای ترجمه:‏

  • واژۀ "اَبرَص" را در کتاب مقدس می‌توان ‏به عنوان "بیماری پوستی" یا "بیماری ترسناک ‏پوستی" ترجمه کرد.‏
  • راه‌های ترجمۀ "بَرَص" می‌تواند شامل ‏‏"پر از بَرَص" یا "آلوده به بیماری ‏پوستی" یا "پوشیده شده با زخم‌های پوستی" باشد.‏

(نگاه کنید به: مریم, نعمان, پاک)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H6879, H6883, G30140, G30150

بیهوده، بیهودگی

تعریف:

واژه های "بیهوده" و "بیهودگی" چیزی را توصیف می‌کنند که بی فایده یا بسیار موقت است.

  • در عهد عتیق، بت ها گاهی اوقات به عنوان چیزهای "بیهوده" توصیف می‌شود که ارزشی ندارند و نمی‌توانند کاری انجام بدهند.
  • اگر کاری "بیهوده" انجام شود، بدان معنا است که در آن تلاش یا عملی که مورد نظر بوده انجام نشده است. عبارت "بیهوده" ممکن است به روش های مختلفی از جمله "بدون نتیجه" یا "بی نتیجه" یا "بدون دلیل" یا "بی هدف"و یا هم "بدون هدف" ترجمه شود.
  • در ارتباط با متن، واژه "بیهوده" می‌تواند به عنوان "خالی" یا "بی فایده" یا "بی امید" یا "بی ارزش" یا "بی معنی" و غیره ترجمه شود.

(نگاه کنید به: false god, worthy)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1891, H1892, H2600, H7307, H7385, H7387, H7723, H8193, H8267, H8414, G09450, G15000, G27560, G27580, G27610, G31510, G31520, G31530, G31550

پادشاه، پادشاهی، شاه، ملک، سلطان

تعریف:

در کتاب مقدس، واژۀ "پادشاه" به مردی اشاره دارد که حاکم مطلق گروه خاصی از مردم است و یا حکمران بر سرزمین خاص است و یا هردو.

  • در دوران کتاب مقدس، پادشاهی معمولاً ارثی بود و پادشاه از یک خانوادۀ سلطنتی برگزیده می‌شد. وقتی پادشاهی می‌مرد، معمولاً بزرگ‌ترین پسر او پادشاه بعدی می‌شد.
  • کتاب مقدس اغلب به خدا به عنوان پادشاهی اشاره می‌کند که بر کل جهان، به طور کلی، و بر قوم خود، به طور خاص، حکمرانی می‌کند.
  • عهد جدید به روش‌های گوناگون به عیسی به عنوان پادشاه اشاره می‌کند، از جمله: "پادشاه یهود"، "پادشاه اسرائیل"، و "پادشاه پادشاهان".
  • بسته به متن، اصطلاح "پادشاه" همچنین می‌تواند به "فرماندۀ اعظم" یا "حاکم مطلق" ترجمه شود.
  • عبارت "پادشاه پادشاهان" می‌تواند به "پادشاهی که بر همۀ پادشاهان دیگر حکمرانی می‌کند" یا "حاکم مطلقی که بر همۀ حاکمان دیگر اختیار دارد" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: authority, Herod Antipas, kingdom, kingdom of God)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های کتاب مقدس:

  • داستان ۸ تصویر ۶ شبی فرعون (مصریان پادشاهان خویش را فرعون می‌خواندند)، دو خواب دید که او را بسیار مشوش ساخت.
  • داستان ۱۶ تصویر ۱ در آن زمان، قوم اسرائیل پادشاهی نداشتند، پس هر کس آنچه را که درست می‎‌پنداشت، انجام می‌داد.
  • داستان ۱۶ تصویر ۱۸ سرانجام قوم اسرائیل از خدا خواست که مانند ملت‌های دیگر یک پادشاه به آنان بدهد.
  • داستان ۱۷ تصویر ۵ سرانجام، شائول در جنگی کشته شد و داود به پادشاهی اسرائیل رسید. او پادشاه خوبی بود و مردم او را دوست داشتند.
  • داستان ۲۱ تصویر ۶ انبیای خدا همچنین گفتند که مسیح موعود نبی، کاهن و پادشاه خواهد بود.
  • داستان ۴۸ تصویر ۱۴ داود، پادشاه قوم اسرائیل بود، اما عیسی پادشاه همه جهان است!

کدهای واژه:

  • Strong’s: H4427, H4428, H4430, G09350, G09360

پاس (دوران کتاب مقدسی)

تعریف:

در دوران کتاب مقدس، واژۀ "پاس" مدت زمانی در شب بود که ‏طی آن یک نگهبان یا پاسبان یک شهر وظیفۀ مراقبت از هرگونه خطر از جانب دشمن را به عهده داشت.‏

  • در عهد عتیق، قوم اسرائیل سه پاس داشتند که پاس "آغازین" (از غروب آفتاب تا ساعت ۱۰ شب)، پاس "میانی" (۱۰ شب تا ۲ بامداد) و پاس "صبحگاهی" (۲ بامداد تا طلوع خورشید) نامیده می‌شدند.‏
  • در عهد جدید، یهودیان از سیستم رومی پیروی می‌کردند و چهار ‏پاس داشتند که به پاس "اول" ‏(غروب آفتاب تا ساعت ۹ شب)، "دوم" (۹ شب تا ۱۲ نیمه شب)، ‏‏"سوم" (۱۲ نیمه شب تا ۳ بامداد) و "چهارم"۳ بامداد تا طلوع خورشید) معروف بودند.‏
  • اینها را می‌توان با عبارات کلی‌تری مانند "آخر شب" یا "نیمه ‏شب" یا "صبح خیلی زود" بسته به اینکه به کدام پاس از شب اشاره شده ‏است، ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: دیده بانی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0821, G54380

پای‌انداز

تعریف:

اصطلاح "پای‌انداز" به چیزی اشاره دارد که فرد، ، معمولاً برای استراحت در وقت نشستن، پاهای خود را بر روی آن می‌گذارد. این اصطلاح همچنین معنی مجازی تسلیم و مقام پایین‌تر را دارد.

  • در زمان کتاب مقدس پاها از کم اهمیت‌ترین بخش‌های بدن به حساب می‌آمد. بنابراین "پای‌انداز" حتی دارای اهمیت کم‌تری بود، زیرا پاها روی آن استراحت می‌کردند.
  • وقتی خدا می‌گوید "دشمنانم را پای‌انداز خود خواهم ساخت" او قدرت، کنترل و پیروزی خود را بر دشمنانی که به شورش برخاسته‌اند، اعلام می‌کند. آنها به اندازه‌ای فروتن و ضعیف می‌شوند که به ارادهٔ خدا تسلیم می‌شوند.
  • "نزد قدمگاه خدا عبادت کردن" به معنای سر فرود آوردن پیش پای تخت خدا، هنگام پرستش است، در حالی که او بر تخت نشسته است. این نیز فروتنی و تسلیم به خدا را می‌رساند.
  • داوود به معبد به عنوان "پای‌انداز" خدا اشاره می‌کند. این می‌تواند به اقتدار کامل او بر قوم خود اشاره داشته باشد. و یا ممکن است به تصویر کشیدن خداوند پادشاه بر تختش، و پاهایش بر روی کرسی زیر پا، که نشانهٔ این است که همه چیز تسلیم ارادهٔ او شده‌است.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1916, H3534, H7272, G42280, G52860

پراکنده، پراکنده شدن، پراکنده کردن

تعریف:

اصطلاح‌های "پراکندن" و "پراکنده شدن" به پخش کردن افراد یا چیزها به جهات مختلف اشاره دارند.

  • در عهد عتیق، خدا در مورد "پراکندن" مردم صحبت می‌کند، که باعث جدا شدن و زندگی در مکان‌های مختلف از یکدیگر می‌شوند. خدا این کار را برای مجازات آن‌ها به دلیل گناهانشان انجام می‌دهد. شاید پراکندگی به آن‌ها کمک کند که توبه کنند و دوباره خدا را پرستش کنند.
  • در عهد جدید، واژهٔ "پراکندگان" به مسیحیانی اشاره دارد که مجبور شدند خانه‌های خود را ترک کرده و به مکان‌های مختلف مهاجرت کنند تا از تعقیب‌ها فرار کنند.
  • عبارت "پراکنده شدن" می‌تواند به صورت "مؤمنان در مکان‌های مختلف" یا "مردمی که به کشورهای مختلف مهاجرت کرده‌اند" ترجمه شود.
  • اصطلاح "پراکنده کردن" می‌تواند به صورت "فرستادن به مکان‌های مختلف" یا "پخش در سرتاسر" یا "باعث شدن مهاجرت به کشورهای مختلف شدن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: believe, persecute, captive, exile)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2219, H5310, H6327, H6340, H6504, H8600, G12870, G12900, G46500

پرده، حجاب

تعریف:

در کتاب مقدس، واژۀ "پرده" به یک پارچۀ بسیار ضخیم و سنگینی که در ساخت خیمه و معبد از آن استفاده می‌شد، اشاره دارد.

  • خیمه با استفاده از پردۀ چهار لآیه‌ای در سقف و طرفین ساخته می‌شد. این پرده‌ها از پارچه یا پوست حیوانات ساخته می‌شدند.
  • از پرده‌های پارچه‌ای برای تشکیل دیوار در اطراف حیاط خیمه نیز استفاده می‌شد. این پرده‌ها "کتانی" بود و از نوع گیاهی به نام کتان بود ساخته می‌شد.
  • پرده‌ای از پارچه ضخیم هم در خیمه و هم در ساختمان معبد، بین مکان مقدس و قدس الاقداس آویزان بود. این همان پرده‌ای بود که با مرگ عیسی به طور معجزه آسایی به دو قسمت پاره شد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • از آنجایی که پرده‌های امروزی بسیار متفاوت از پرده‌های مورد استفاده در کتاب مقدس هستند، ممکن است استفاده از یک واژۀ متفاوت یا افزودن واژه‌هایی که این نوع پرده‌ها را توصیف می‌کنند، واضح تر باشد.
  • بسته به متن، روش‌های ترجمه این واژۀ می‌تواند شامل "پوشش پرده" یا "پوشاندن" یا "تکه پارچۀ ضخیم" یا "پوشش با پوست حیوانات" یا "تکه پارچه آویزان" باشد.

(نگاه کنید به: مکان مقدس, خیمه, معبد)

در کتاب مقدس:

Word Data:

  • Strong’s: H1852, H3407, H4539, H6532, H7050, G26650

پیر، کشیش، پیر کلیسا

تعریف:

واژه "بزرگتر" یا "مسن تر" اشاره به افرادی (در کتاب مقدس،معمولا مردها) دارد که به بلوغ کافی برای رهبری قوم خود رسیده اند. برای نمونه بزرگترها ممکن است موهای سفید داشته باشند، فرزندان بالغ داشته‌ باشند، یا شاید حتی نوه و نوه زاده هم داشته باشند.

  • واژه "بزرگتر" از نکته‌ای می آید که بزرگترها در اصل مردان مسنی بودند که،بخاطر سنشان و تجربیاتشان، حکمت زیادی داشتند.
  • در عهد قدیم،بزرگترها به رهبری اسرائیل در راستای احکام موسی کمک می‌کردند.
  • در عهد جدید، یهودیهای "بزرگتر" به رهبری خود در جامعه ادامه می‌دادند وهچنین قاضی افراد هم بودند.
  • در کلیساهای اولیه مسیحی، "بزرگان" مسیحی، رهبری روحانی را به مجامع محلی ایماندار می دادند.بزرگان این کلیساها معمولا شامل مردان جوانی میشد که از لحاظ روحانی کامل شده بودند.
  • این واژه را همچنین میتوان به عنوان "مردان بزرگتر" یا "مردان روحانی که کلیسا را رهبری می‌کنند" ترجمه کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1419, H2205, H7868, G10870, G31870, G42440, G42450, G48500

تابع، مشمول بودن/ موضوع بودن، پیروی

نکته ها:

در صورتی که شخص دوم بر شخص اول حکومت کند، شخص "تابع" شخص دیگری است. "تابع بودن" به معنای "اطاعت" یا "تسلیم شدن به قدرت" است.

  • عبارت "تحت اطاعت قرار دادن" اشاره به قرار گرفتن مردم تحت اقتدار رهبر یا حاکم شان دارد.
  • "فردی را تابع چیزی کردن" به معنای وادار کردن آن شخص به تجربه چیزی منفی است، مانند تنبیه.
  • گاهی اوقات واژه "مضمون" برای اشاره به موضوع یا تمرکز بر چیزی استفاده می‌شود، مانند "تو مورد تمسخر قرار خواهی گرفت".
  • عبارت "تابع بودن" به معنای "تسلیم بودن" یا "تسلیم شدن به" است.

(نگاه کنید به: submit)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1697, H3533, H3665, H4522, H5647, H5927, G03500, G13790, G13960, G17770, G36630, G52920, G52930

تاج، تاج‌گذاری

تعریف:

تاج یک سرپوش زیبا و دایره‌ای شکل است که بر سر حکامی مانند پادشاهان و ملکه‌ها قرار می‌گیرد. اصطلاح "تاج‌گذاری" به معنای قرار دادن تاجی بر سر کسی است؛ به صورت استعاری به معنای "احترام" است.

  • تاج‌ها معمولاً از طلا یا نقره ساخته می‌شوند و با سنگ‌های قیمتی مانند زمرد و یاقوت تزیین می‌شوند.
  • تاج از نمادهای قدرت و ثروت پادشاهان به حساب می‌آید.
  • در مقابل، تاجی که سربازان رومی بر سر عیسی گذاشتند از شاخه‌های بوتهٔ خار تشکیل شده بود و هدف آن مسخره کردن و زجر دادن او بود.
  • در دوران باستان، برندگان مسابقات ورزشی تاجی از شاخه‌های زیتونی دریافت می‌کردند. پولس به این تاج در رسالهٔ دوم خود به تیموتائوس اشاره می‌کند.
  • استفاده‌ی استعاری از "تاج‌گذاری" به معنای احترام کردن به کسی است. ما با اطاعت از خدا و تعریف و تمجید از او نزد دیگران، او را محترم می‌شماریم. این مانند قرار دادن تاجی بر سر اوست و به این معناست که ما پادشاهی او را تأیید می‌کنیم.
  • پولس رسول هم ایمانان خود را "خوشی و تاج خود" می‌نامد. در این عبارت، "تاج" به شکل استعاری برای این استفاده می‌شود که چگونه خدمت وفادارانه این ایمانداران برای خدا باعث برکت و احترام پولس رسول بوده‌اند.
  • استفاده‌ٔ استعاری "تاج" می‌تواند به معنای "جایزه" یا "احترام" یا "پاداش" ترجمه شود.
  • استفاده‌ٔ استعاری از "تاج‌گذاری" می‌تواند به معنای "احترام گذاشتن" یا "تزئین کردن" ترجمه شود.
  • اگر کسی "تاج‌گذاری شده باشد" می‌توان آن را به صورت "تاجی بر سر او گذاشته شده است" ترجمه کرد.
  • عبارت "او با جلال و اکرام تاج‌گذاری شد" می‌تواند به صورت "جلال و احترام به او داده شد" یا "او را تجلیل و تکریم نمودند" یا به او جلال و حرمت بخشیده شد" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: glory, king, olive)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3803, H3804, H5145, H5849, H5850, H6936, G12380, G47350, G47370

تاکستان

تعریف:

تاکستان باغ بزرگی است که در آن درخت انگور یا تاک انگور کشت شده و انگور در آن پرورش داده می‌شود.‏

  • یک تاکستان اغلب دیواری در اطراف خود دارد تا از میوه‌های آن در برابر دزدان و حیوانات محافظت کند.‏
  • خدا قوم اسرائیل را به تاکستانی تشبیه کرد که میوۀ خوبی نداشت (نگاه کنید به: استعاره)
  • تاکستان را می‌توان به عنوان "باغ انگور" یا "مزرعۀ انگور" نیز ترجمه کرد.‏

(نگاه کنید به: انگور, اسرائیل, تاک)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1612, H3754, H3755, H8284, G02900

تباهی، هلاکت، هلاک، ویران، خرابی

تعریف:

"ویران کردن" چیزی به معنای خراب کردن، نابود کردن یا باعث بی‌فایده شدن آن است. اصطلاح "ویرانه" یا "مخروبه" به آوار و باقی‌مانده‌های چیزی که ویران شده است، اشاره دارد.

  • صفنیای نبی روز خشم خدا را "روز خرابی و ویرانی" اعلام کرده که در آن روز جهان داوری و مجازات خواهد شد.
  • کتاب امثال می‌گوید که طریق خداوند برای بدکاران نابودی است.
  • بسته به متن، "تباه کردن" می‌تواند به "نابود کردن" یا "خراب کردن" یا "به درد نخور کردن" یا "شکستن" ترجمه شود.
  • اصطلاح "ویرانه" یا "مخروبه" می‌تواند بسته به متن این‌گونه ترجمه شود: "آوار" یا "بنا‌های ویران" یا "شهر ویران شده" یا "منهدم" یا "فروپاشیده" یا "نابود".

(نگاه کنید به: devastated)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0006, H1197, H1530, H1820, H1942, H2034, H2040, H2717, H2719, H2720, H2723, H2930, H3510, H3765, H3782, H3832, H4072, H4288, H4384, H4654, H4876, H4889, H5221, H5327, H5557, H5754, H5856, H7451, H7489, H7582, H7591, H7612, H7701, H7703, H7843, H8047, H8074, H8077, H8414, H8510, G26790, G26920, G36390, G44850

تجربه، محاکمه، امتحان

تعریف:

واژۀ "تجربه" به موقعیتی اشاره دارد که در آن چیزی یا شخصی "ارزیابی" یا امتحان می‌شود.

  • محاکمه می‌تواند یک جلسه استماع قضایی باشد که در آن شواهدی برای اثبات بی‌گناهی یا گناهکار بودن یک شخص ارائه می‌شود.
  • واژۀ "تجربه" همچنین می‌تواند به شرایط دشواری اشاره کند که یک شخص در حالی که خدا ایمان او را آزمایش می‌کند، از آنها می‌گذرد. واژۀ دیگری که برای این عبارت استفاده می شود "آزمایش" یا "یک وسوسه" که نوع خاصی از آزمایش است، می‌باشد.
  • بسیاری از افراد در کتاب مقدس مورد آزمایش قرار گرفتند تا ببینند آیا به ایمان و اطاعت از خدا ادامه می‌دهند یا خیر. آنها محاکمه هایی را پشت سر گذاشتند که شامل ضرب و شتم، زندان یا حتی کشته شدن به دلیل ایمانشان بود.

(نگاه کنید به: tempt, test, innocent, guilt)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0974, H4531, H4941, H7378, G01780, G13830, G29190, G39860

تسلی، تسلی دهنده، راحت، ناراحت

تعریف:

واژه های "آرامش" و "تسلی دهنده" به کمک به کسی که از درد جسمی یا روحی رنج می‌برد اشاره دارد.

  • به کسی که به کسی دلداری می‌دهد "تسلی دهنده" می‌گویند.
  • در عهد عتیق، واژه "تسلی" برای توصیف اینکه چگونه خدا نسبت به قوم خود مهربان و محبت است و در هنگام رنج به آنها کمک می‌کند، استفاده می‌شود.
  • در عهد جدید آمده است که خدا قوم خود را از طریق روح القدس تسلی خواهد داد. کسانی که آسایش را دریافت می‌کنند، می‌توانند همان آرامش را به دیگرانی که رنج می‌کشند بدهند.
  • تعبیر "تسلی دهنده اسرائیل" به مسیحی اشاره دارد که برای نجات قوم خود می‌آید.
  • عیسی از روح القدس به عنوان "تسلی دهنده" یاد کرد که به ایمانداران عیسی کمک می‌کند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • ارتباط با متن، "آرامش" همچنین می‌تواند به عنوان "تسکین درد" یا "کمک به (فردی) بر غم و اندوه" یا "تشویق" یا "تسلیت" ترجمه شود.
  • عبارتی مانند "آرامش ما" را می‌توان به عنوان "تشویق ما" یا "تسلی ما از (فردی)" یا "کمک ما در زمان اندوه" ترجمه کرد.
  • واژه "تسلی دهنده" را می‌توان به عنوان "کسی که آرامش می‌دهد" یا "کسی که به کاهش درد کمک می‌کند" یا "کسی که تشویق می‌کند" ترجمه کرد.
  • هنگامی که روح القدس "تسلی دهنده" نامیده می‌شود، این می‌تواند به عنوان "تشویق کننده" یا "یاری دهنده" یا "کسی که کمک می‌کند و هدایت می‌کند" نیز ترجمه شود.
  • عبارت "تسلی دهنده اسرائیل" را می‌توان به عنوان "مسیح که اسرائیل را تسلی می‌دهد" ترجمه کرد.
  • عبارتی مانند "آنها هیچ تسلی دهندۀ ندارند" نیز می‌تواند به عنوان "هیچکس آنها را دلداری نداده" یا "کسی نیست که آنها را تشویق یا کمک کند" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: تشویق کردن, روح القدس)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2505, H5150, H5162, H5165, H5564, H8575, G03020, G38700, G38740, G38750, G38880, G38900, G39310

تعلیم، آموزش دادن، باورها، دستورالعمل ها، دانش

تعریف:

کلمه "تعلیم" به معنای واقعی کلمه یعنی "آموزش دادن" که معمولاً به آموزش مذهبی اشاره دارد.

  • در متون آموزش مسیحی، "تعلیم" به همه آموزش ها درباره خدای پدر، پسر و روح القدس اشاره دارد که شامل تمام ابعاد شخصیتی خدا و هر کاری که او انجام داده است، می باشد .
  • این همچنین به هر چیزی که خدا به مسیحیان درباره اینکه چگونه زندگی مقدسی داشته باشند تا او را جلال ببخشند، اشاره دارد.
  • کلمه "تعلیم" گاهی نیز برای اشاره به تعالیم مذاهب دروغین و دنیوی که ساخته دست انسان است اشاره دارد که زمینه متن، معنا را روشن و واضح می کند.
  • این واژه می تواند به "آموزش دادن" نیز ترجمه شود.

(نگاه کنید به: teach)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3948, G13190, G13220, G20850

تعلیم، اوامر، وصیت، نصیحت

نکته‌ها:

اصطلاح‌های "تعلیم دادن" و "امر کردن" به دادن دستورهای خاص در مورد اینکه چه باید انجام داد، اشاره دارند.

  • "وصیت" در این‌جا یعنی راهنمایی کردن کسی، یا دادن دستورالعمل، در این‌باره که چه کاری باید انجام شود.
  • وقتی عیسی نان و ماهی را به شاگردان داد تا در میان مردم توزیع کنند، راهنمایی خاصی در مورد چگونگی انجام آن به آنها داد.
  • بسته به متن، اصطلاح "تعلیم دادن" همچنین می‌تواند به "گفتن" یا "هدایت کردن" یا "آموزش دادن" یا "دستور دادن" و یا "راهنمایی کردن" ترجمه شود.
  • اصطلاح "نصیحت" می‌تواند به "راهنمایی‌ها" یا "دستورالعمل" یا "آنچه به شما گفته شده که انجام دهید" ترجمه شود.
  • وقتی خدا دستور می‌دهد، این اصطلاح گاهی اوقات "فرمان‌" یا "دستور" ترجمه می‌شود.

(نگاه کنید به: command, decree, teach)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0241, H0376, H0559, H0631, H1004, H1696, H1697, H3256, H3289, H3384, H4148, H4156, H4687, H4931, H4941, H6098, H6310, H6490, H6680, H7919, H8451, G12560, G12990, G13190, G13210, G13780, G17810, G17850, G27270, G27530, G35590, G35600, G38110, G38520, G38530, G42640, G43670, G48220

تفحّص، طلب، به دنبال، جستجو

تعریف:

واژۀ "تفحص"به معنای جستجو کردن چیزی یا کسی است. این واژۀ گاه به معنای "تلاش" یا "زحمت کشیدن" برای انجام کاری یا طلب چیزی بکار می‌رود.

  • "طلب کردن" یا "جستجوی" یک فرصت، برای انجام کاری می‌تواند به معنای "تلاش برای یافتن زمان" برای انجام آن باشد.
  • عبارت "طلب یهوه" به معنای "صرف وقت و انرژی برای شناخت خدا و یادگیری اطاعت از او است".
  • عبارت "طلب محافظت" به معنای "تلاش برای یافتن شخص یا مکانی است که شما را از خطر محافظت کند."
  • عبارت "عدالت جویی" به معنای "تلاش برای اینکه با مردم عادلانه یا منصفانه رفتار شود".
  • "در جستجوی حقیقت" یعنی "تلاش برای یافتن اینکه حقیقت چیست".
  • "طلب لطف" به معنای "درخواست لطف فوری" یا "انجام کارهایی است که باعث می‌شود کسی به شما کمک کند".

(نگاه کنید به: عادلt, واقعی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0579, H1156, H1239, H1243, H1245, H1556, H1875, H2470, H2603, H2658, H2664, H3289, H7125, H7592, H7836, H8446, G03270, G15670, G19340, G20520, G22120

تفسیر، تعبیر، معبر

نکته‌ها:

واژه‌های "تفسیر" و "تعبیر" به درک و توضیح معنای چیزی است که روشن نیست، اشاره دارد.

  • اغلب در کتاب مقدس از این واژه‌ها در رابطه با توضیح معنای رویاها یا دیدگاه‌ها استفاده می‌شود.
  • هنگامی که پادشاه بابل خواب‌های گیج کننده‌ای دید، خدا به دانیال پیامبر کمک کرد تا آنها را تعبیر کند و معانی آنها را به او توضیح دهد.
  • "تعبیر" خواب "توضیح" معنای خواب است.
  • در عهد قدیم، خدا گاهی اوقات از رویاها استفاده می‌کرد تا به مردم نشان دهد که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. پس تعبیر آن خواب‌ها، یک نوع پیشگویی بود.
  • واژۀ "تفسیر" می‌تواند به فهمیدن معنای چیزهای دیگر نیز اشاره داشته باشد، مانند فهمیدن اینکه هوا بر اساس سرد یا گرم بودن آن، میزان باد و هوای آن چگونه است و آسمان چگونه است.
  • راه‌های ترجمه واژۀ "تفسیر" می‌تواند شامل "معنای آن را پیدا کردن" یا "توضیح دادن" یا "بیان معنی" است.
  • واژۀ "تفسیر" همچنین می‌تواند به عنوان "توضیح" یا "معنا" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: بابلیان, دانیال, خواب, نبی, رویا)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0995, H3887, H6591, H6622, H6623, H7667, H7760, H7922, G12520, G13280, G13290, G13810, G19550, G20580, G31770, G47930

تقلید

تعریف:

واژۀ "تقلید" به رسم یا عملی اشاره دارد که در طول زمان حفظ شده و به مردم نسل‌های بعدی ‏منتقل شده است.

  • اغلب در کتاب مقدس کلمۀ "تقالید" به ‏آموزه‌ها و اعمالی که قوانین خدا نبود و مردم انجام می‌‏دادند، اشاره دارد. اصطلاح "تقلید مردم" یا "تقالید بشری" این مسئله را روشن می‌سازد.
  • عباراتی مانند "تقالید مشایخ" یا ‏‏"سنت های پدران من" به طور خاص به ‏آداب و رسوم یهودیان و اعمالی که رهبران یهود در طول زمان ‏به قوانینی که خدا از طریق موسی به ‏قوم اسرائیل داده بود اضافه کرده ‏بودند.‏ اگرچه این سنّت‌های اضافه شده از جانب ‏خدا نیامده بود، مردم فکر می‌کردند به منظور عادل بودن ‏باید از آنها اطاعت کنند.
  • پولس رسول برای اشاره به تعالیم ‏مربوط به اعمال مسیحی که از جانب خدا آمده بود که او و سایر رسولان به ایمانداران جدید تعلیم داده بودند، واژۀ "سنّت" را ‏به شیوه‌ای متفاوت به کار برد.‏
  • در دوران مدرن، سنّت‌های ‏مسیحی بسیاری وجود دارد که در کتاب مقدس ‏تعلیم داده نمی‌شوند، بلکه بیشتر نتیجۀ آداب و رسوم و شیوه‌های پذیرفته ‏شدۀ تاریخی است. این سنّت‌ها همیشه ‏باید در پرتو آنچه خدا در کتاب مقدس به ما می‌آموزد، ارزیابی می‌شوند.‏

(نگاه کنید به: رسول, ایمان, مسیحی, اجداد, نسل, یهود, شریعت, موسی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: G38620

تقلید، مُقلد

تعریف:

واژه "تقلید" و "مُقلد" به نسخه برداری از شخصی با عمل دقیق و مشابه به شخص دیگر اشاره می‌کند.

  • به مسیحیان آموزش داده می‌شود که با اطاعت از خدا و محبت به دیگران، از عیسی مسیح تقلید کنند، درست همانند عیسی.
  • پولُس رسول به کلیسای اولیه گفت که از او تقلید کنند، همانطور که او از مسیح تقلید کرده است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه "تقلید" را می‌توان به‌عنوان "همان کارها را انجام بدهید" یا "از مثل های او پیروی کنید" ترجمه کرد.
  • عبارت "از خدا تقلید کنید" را می‌توان این چنین ترجمه کرد: "کسانی باشید که مانند خدا رفتار می‌کنند" یا "کسانی باشید که کارهایی را انجام می‌دهند که خدا انجام می‌دهد".
  • "شما مقلد ما شده‌اید" را می‌توان چنین ترجمه کرد "شما از ما الگو گرفته‌اید" یا "شما همان کارهای خدا پسندانه‌ای را انجام می‌دهید که ما را در انجام آن دیده‌اید" ترجمه شود.

رجوع به کتاب مقدس:

کد های کلمه:

  • Strong’s: H0310, H6213, G10960, G25960, G34010, G34020, G41600

تکبر، متکبر، مغرور

تعریف:

واژه‌های "متکبر" و "مغرور" به شخصی اطلاق می‌شود که بیش از حد نسبت به خود فکر می‌کند. به‌ویژه فکر می‌کند که از دیگران بهتر است.

  • یک فرد مغرور اغلب عیب‌های خود را نمی‌پذیرد. او متواضع نیست.
  • غرور می‌تواند به طرق دیگری منجر به نافرمانی خدا شود.
  • واژه‌‌های "مغرور" و "متکبر" را می‌توان به معنای مثبت نیز به کار برد، مانند "مفتخر بودن" به آنچه که شخص دیگری به دست آورده است و "مفتخر" بودن به فرزندانتان است. عبارت "به کار خود افتخار کن" به معنای لذت بردن از انجام خوب کار است.
  • کسی می‌تواند به کاری که انجام داده است افتخار کند که در مورد آن غرور نداشته باشد. برخی از زبان‌ها واژه‌های متفاوتی برای این دو معنای متفاوت "مغرور" دارند.
  • واژۀ "متکبر" همیشه منفی است و به معنای "تکبر" یا "غرور" یا "خود مهم پنداری" است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • صفت "غرور" را می‌توان به عنوان "تکبر" یا "اعتماد به نفس" یا "خود اهمیتی" ترجمه کرد.
  • در زمینه‌های دیگر، "غرور" می‌تواند به عنوان "شادی" یا "رضایت" یا "لذت" ترجمه شود.
  • "مفتخر بودن" می‌تواند به‌عنوان "خوشحال از" یا "راضی از" یا "شاد از (دستاوردهای)" ترجمه شود.
  • Tعبارت "به کار خود افتخار کن" می‌تواند به عنوان "از انجام خوب کار خود رضایت داشته باشید" ترجمه شود.
  • عبارت "به یهوه افتخار کن" همچنین می‌تواند به این صورت ترجمه شود: "از همه کارهای شگفت انگیزی که یهوه انجام داده است خوشحال باشید" یا "از شگفت‌انگیز بودن یهوه خوشحال باشید".

(نگاه کنید به: arrogant, humble, joy)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۴ تصویر ۲ آنها بسیار مغرور بودند و به آنچه خدا گفت اهمیت نمی‌دادند.
  • داستان ۳۴ تصویر ۱۰ عیسی گفت: «راست به شما می‌گویم، خدا دعای باجگیر را شنید و او را عادل اعلام کرد. اما دعای آن رهبر مذهبی را دوست نداشت. خدا هر کسی را که متکبر باشد خوار خواهد کرد و هر کسی که خود را فروتن سازد، سرافراز خواهد کرد.»

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1341, H1343, H1344, H1346, H1347, H1348, H1349, H1361, H1362, H1363, H1364, H1396, H1466, H1467, H1984, H2086, H2087, H3093, H3238, H3513, H4062, H1431, H4791, H5965, H7295, H7312, H7342, H7311, H7830, H8597, G13910, G13920, G27440, G27450, G27460, G31730, G51870, G52290, G52430, G52440, G53080, G53090, G54260

تهمت، تهمت زدن، دشنام دادن، توهین

تعریف:

تهمت شامل چیزهای منفی و بدنام کننده‌ای که درباره شخص دیگری گفته می‌شود (نوشته نشده است)است. گفتن چنین چیزهایی (نه نوشتن آنها) در مورد کسی، تهمت زدن به آن شخص است. کسی که اين گونه حرف ها را می‌زند، تهمت زن است.

  • تهمت ممکن است یک گزارش درست یا یک اتهام نادرست باشد، اما اثر آن این است که دیگران را نسبت به فردی که به او تهمت می‌زند، به افکار منفی بیاندازد.
  • "تهمت زدن" می‌تواند به عنوان "صحبت کردن" یا "انتشار گزارش شیطانی" یا "بدنام کردن" ترجمه شود. * به تهمت‌ زن، "مخبر" یا "حکایت ‌کننده" نیز گفته می‌شود.

(نگاه کنید به: blasphemy)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1681, H1696, H1848, H3960, H5791, H7270, H7400, H8267, G09870, G09880, G12280, G14260, G26360, G26370, G30590, G30600

ثمر، ثمربخش، بی‌ثمر

تعریف:

واژه "ثمر" به معنای واقعی کلمه اشاره به میوه‌ای دارد که می‌توان آن را خورد. چیزی که "ثمربخش" است میوه‌های فراوان دارد.این واژه‌ها همچنین به طور استعاره در کتاب مقدس استفاده شده است.

  • کتاب مقدس معمولا از "ثمر" برای اشاره به اعمال فردی استفاده می‌کند. مانند میوه‌‌ی روی درخت که نشان میدهد آن درخت چه نوع درختی است. به همین ترتیب کلام و اعمال فرد نشان می‌دهد که شخصیت او چگونه است.
  • فرد می‌تواند ثمره‌ی روحانی بد یا خوبی را ارائه دهد، ولی واژه "ثمربخش" همیشه معنای مثبتی در ایجاد نتیجه‌ی بهتر دارد.‌
  • واژه "ثمربخش" همچنین به طور استعاری به معنای "کامیاب" هم استفاده می‌شود. این معمولا اشاره به داشتن فرزندان و نسل‌های زیادی دارد، همچنین داشتن خوراک و ثروت‌های فراوان دیگر است.
  • به طور کلی، اصطلاح "ثمر از" اشاره دارد به هرچیزی که از چیز دیگری می‌آید یا ایجاد می‌شود. برای نمونه، "ثمره‌ی خرد" اشاره به هر چیز خوبی دارد که از خرد می‌آید.
  • اصطلاح "ثمره‌ی زمین" اشاره‌ی کلی به هرچیزی دارد که زمین برای خوردن ارائه میدهد. این تنها شامل میوه مانند انگور و خرما نمی‌شود، بلکه سبزی‌ها، آجیل‌ها‌، و دانه‌ها را هم شامل می‌شود.
  • اصطلاح کنایه‌ای "ثمره‌ی روح" اشاره به ویژگی های خدایی دارد که روح القدس در زندگی افرادی که از او اطاعت می کنند، فراهم میسازد.
  • اصطلاح "ثمره رحم" اشاره دارد به "رحم چه چیزی ارائه می‌دهد"— که به معنی فرزندان است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • برای ترجمه بهتر این متن می‌توان از واژه‌ی "میوه" که بیشتر در زبان رایج است استفاده کرد که اشاره به میوه خوارکی درخت دارد. در بسیاری از زبان‌ها ممکن است آسان تر باشد که از جمع "میوه‌ها" استفاده شود هر زمان که اشاره به بیش از یک میوه دارد.
  • با توجه به متن، واژه "ثمربخش" را می‌توان به عنوان "ایجاد ثمرهای روحانی" یا "داشتن فرزندان بسیار" یا "کامیاب" ترجمه کرد.
  • اصطلاح "ثمره‌ی زمین" را همچنین می‌توان به عنوان "ثمری که زمین تولید می‌کند" یا "محصولات خوراکی که در آن سرزمین درحال رشد هستند" ترجمه کرد.
  • هنگامی که خدا حیوان‌ها و انسان‌ها را آفرید، به آنها دستور داد تا "ثمربخش و پر زاد و ولد باشند"، که به داشتن فرزندان بسیار اشاره دارد. همچنین می‌توان به عنوان " داشتن فرزندان بسیار" یا " داشتن فرزندان و نسل‌های بسیار" یا "فرزندان بسیار داشته باش تا نسل‌های فراوان داشته باشی" ترجمه کرد.
  • اصطلاح "ثمره‌ی رحم" را می‌توان به عنوان " چیزی که رحم ارائه می‌دهد" یا "فرزندانی که زن به دنیا می‌آورد "یا فقط "فرزندان" ترجمه کرد. هنگامی که الیزابت به مریم گفت:«میوه‌ی رحمت مبارک است»، منظور او "فرزندی که به دنیا می‌‌آوری متبارک است" بود. "در پروژه زبان ممکن است اصطلاح متفاوتی از این را داشته باشد.
  • اصطلاح دیگر "ثمر درخت انگور" را می‌توان به عنوان "میوه‌ی انگور" یا "انگور" ترجمه کرد.
  • با توجه به متن، اصطلاح "ثمربخش خواهد بود" را می‌توان به عنوان "ثمرهای زیادی را تولید می‌کند" یا "فرزندان بسیار خواهد داشت" یا "کامیاب خواهد بود" ترجمه کرد.
  • اصطلاحی که پطرس پیامبربکار می‌برد "کار ثمربخش" را می‌توان به عنوان "کاری که نتایج بسیار خوبی دارد" یا "تلاشی که نتیجه‌ی آن ایمان آوردن بسیاری از افراد به مسیح است" ترجمه کرد.
  • "ثمره‌ی روح" را می‌توان به عنوان "کارهایی که روح‌القدس ایجاد می‌کند" یا "کار و عملی که نشان دهنده‌ی این باشد که روح‌القدس در کسی کار می‌کند" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: descendant, grain, grape, Holy Spirit, vine, womb)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0004, H1061, H1063, H1069, H2233, H2981, H3581, H3759, H3899, H3978, H4022, H5108, H6509, H6529, H7019, H8393, H8570, G10810, G25900, G25920, G25930, G37030, G50520, G53520

جامه، قبا

تعریف:

در کتاب مقدس، واژۀ "قبا" به لباسی اطلاق می‌شود که در کنار پوست بدن، زیر لباس‌های دیگر ‏پوشیده می‌شد.‏

  • یک قبا یا پیراهن از شانه‌ها تا کمر یا زانو می‌رسید و معمولاً همراه کمربند پوشیده می‌شد. پیراهنی که افراد ثروتمند می‌پوشیدند گاهی اوقات دارای آستین بود و تا مچ پا می‌رسید.‏
  • پیراهن‌ها از چرم، مویینه، پشم یا کتان ساخته می‌شدند و هر دو گروه مردان و زنان آن را می‌پوشیدند.‏
  • پیراهن معمولاً زیر لباس بلندتر مانند ردای بی‌آستین یا روپوش بیرونی پوشیده می‌شد. پیراهن گاهی اوقات در هوای گرم‌تر بدون لباس بیرونی پوشیده می‌شد.‏
  • این واژه می‌تواند به عنوان "پیراهن بلند" یا "لباس زیر بلند" یا "لباس پیراهن مانند" ترجمه شود. ‏همچنین می‌تواند به روش مشابه "پیراهن" به همراه یادداشتی برای توضیح اینکه چه نوع لباسی است، نوشته شود.‏

(نگاه کنید به: ترجمه ناشناخته‌ها)

(نگاه کنید به: ردا)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2243, H3801, H6361, G55090

جزیه، پیشکش، هدیه

تعریف:

واژۀ "جزیه" به هدیه‌ای از طرف یک حاکم به حاکم دیگری به منظور حفاظت و برای روابط نیک بین ملت‌های آنها اشاره دارد. جزیه همچنین می‌تواند پرداختی مانند عارضه یا مالیات باشد که یک حاکم یا دولت از مردم می‌خواهد.

  • در دوران کتاب مقدس، پادشاهان یا فرمانروایان گاهی به پادشاه منطقه‌ای که در آن سفر می‌کردند، پیشکش تقدیم می‌کردند تا مطمئن شوند که از آنها محافظت می‌شود.
  • اغلب این پیشکش شامل چیزهایی غیر از پول می‌شد، مانند غذاها، ادویه جات ترشی جات، لباس‌های غنی و فلزات گران قیمت مانند طلا.

پیشنهادهای ترجمه:

  • بسته به زمینه متن، "پیشکش" می‌تواند به عنوان "هدایای رسمی" یا "مالیات ویژه" یا "پرداخت الزامی" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: طلا, پادشاه, حاکم, مالیه)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1093, H4061, H4503, H4530, H4853, H6066, H7862, G54110

جزیه، خراج، باجگاه، باج‌دهنده، باجگیر

تعریف:

واژه‌های "باج" و "خراج‌ها" به پول ‏یا کالاهایی اشاره دارند که مردم به ‏دولتی که بر آنها حکومت می‌کند، می‌پردازند.‏ "باجگیر" یک کارمند دولتی بود ‏که کارش دریافت پولی بود که مردم موظف ‏به پرداخت مالیات به دولت بودند.

  • مقدار پولی که به عنوان مالیات پرداخت ‏می‌شود معمولاً بر اساس ارزش یک کالا یا مقدار ‏دارایی شخص است.
  • در زمان عیسی و رسولان، دولت روم از ‏همۀ ساکنان امپراتوری روم، از جمله یهودیان مالیات می‌خواست.‏
  • در صورت عدم پرداخت مالیات، دولت می‌تواند برای دریافت پولی که شخص بدهکار ‏است، اقدام قانونی کند.‏
  • یوسف و مریم راهی بیت‌لحم شدند تا ‏در سرشماری که برای مالیات از همه ‏ساکنان امپراتوری روم برگزار می‌شد، شرکت کنند.
  • بسته به زمینۀ متن، عبارت "باج" می‌تواند به ‏عنوان "پرداخت الزامی" یا "پول دولت" ‏یا "پول معبد" نیز ترجمه شود.‏
  • "پرداخت باج" می‌تواند به ‏عنوان "پرداخت پول به دولت" یا ‏‏"دریافت پول برای دولت" یا "تهیۀ پرداختی خواسته شده" نیز ترجمه شود.‏ "جمع آوری مالیات" را می توان به ‏عنوان "دریافت پول برای دولت" ترجمه کرد.
  • "باجگیر" کسی است که برای دولت کار می‌‏کند و پولی را که مردم ملزم به پرداخت آن هستند، دریافت ‏می‌کند.
  • کسانی که برای دولت روم مالیات می‌‏گرفتند، اغلب پول بیشتری از نیاز دولت از مردم ‏می خواستند. باجگیران مبلغ اضافی را برای خود نگه می‌داشتند.
  • از آنجا که باجگیران مردم را به این ‏طریق فریب می‌دادند، یهودیان آنها را ‏جزو بدترین گناهکاران به شمار می‌آوردند.
  • یهودیان باجگیران یهودی ‏را خائن به مردم خود نیز می‌دانستند زیرا ‏آنها برای حکومت روم کار می‌کردند که قوم یهود را سرکوب می‌کرد.‏
  • عبارت "باجگیران و گناهکاران" یک ‏عبارت رایج در عهد جدید بود که نشان ‏می‌دهد چقدر یهودیان از باجگیران بیزار بودند.‏

(نگاه کنید به: یهود, روم, گناه)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

داستان ۳۴ تصویر ۶ پس عیسی برای آنها این داستان را تعریف کرد: «دو نفر به معبد رفتند تا دعا کنند. یکی از آنها رهبر مذهبی و دیگری باجگیر بود.» داستان ۳۴ تصویر ۷ «رهبر مذهبی ایستاد و چنین دعا کرد: ای خدا تو را شکر می‌کنم که مانند دیگر مردم، گناهکار، دزد، ستمکار، زناکار و حتی مانند این باجگیر نیستم.» داستان ۳۴ تصویر ۹ «ما آن باجگیر دورتر از آن رهبر مذهبی ایستاد و به هنگام دعا، حتی سر خود را به سوی آسمان بلند نکرد، بلکه با مشت به سینه خود زده، گفت: «خدایا بر من رحم کن، زیرا گناهکار هستم!» داستان ۳۵ تصویر ۱ روزی عیسی بسیاری از مردم را که گرد او جمع شده بودند تا از او بشنوند، تعلیم می‌داد. بیشتر آنها باجگیران و سایر مردمانی بودند که نمی‌خواستند شریعت موسی را اطاعت کنند.

کدهای واژه:

  • Tax: Strong’s: H2670, H4060, H4371, H4522, H4864, H6186, G13230, G27780, G50550, G54110
  • Tax Collector: Strong’s: H5065, H5674, G50570, G50580

چراغ، مشعل

تعریف:

کلمۀ چراغ به طور کلی به چیزی اطلاق می‌شود که نور تولید می‌کند. چراغ‌های مورد استفادۀ دوران کتاب‌مقدس معمولاً چراغ‌هایی بودند که با روغن روشن می‌شدند.

نوع چراغی که در دوران کتاب مقدس استفاده می‌شد، ظرف کوچکی بود که به وسیلۀ منبع سوختی که معمولاً روغن بود و در حال سوختن بود، روشنایی می‌بخشید.

  • یک چراغ عادی حاوی روغن زیتون بود که از یک ظرف سفالی معمولی تشکیل شده و فتیله‌ای در آن قرار داشت.
  • ظرف یا کوزۀ بعضی از چراغ‌ها بیضی شکل بود که در یک انتهای آن که به هم نزدیک بود، فتیله نگه داشته می‌شد.
  • یک چراغ روغنی را می‌توان حمل کرد یا روی پایه قرار داد تا نور آن اتاق یا خانه را پر کند.
  • در کتاب‌مقدس از چراغ‌ها به اشکال مختلفِ نمادین استفاده شده که به معنای نور و زندگی هستند.

(نگاه کنید به: چراغدان, زندگی, نور)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3940, H3974, H4501, H5215, H5216, G29850, G30880

چراغدان

تعریف:

در کتاب مقدس، کلمۀ چراغدان به ساختاری اشاره دارد که چراغی بر آن قرار گرفته تا به یک اتاق روشنایی بدهد.

  • چراغدان می‌بایست تا حدّی بلند می‌بود که نور چراغ به تمام اتاق بتابد.
  • چراغدان می‌توانست از چوب یا فلز ساخته شود و یک یا چند چراغ را در خود جای می‌داد.
  • چراغ‌های معمولی از خاک رُس ساخته می‌شد و چراغ‌هایی که برای مقاصد بخصوصی مانند معبد استفاده می‌شدند از فلزاتی از قبیل برنز، نقره و طلا ساخته می‌شدند.
  • چراغ‌ها به شکل کاسه‌ای بودند که یک طرف آن لبه‌ای برافراشته داشت تا بتواند فتیله را در خود نگه دارد. چراغ‌ها پر از روغن زیتونی بودند که در فتیله جذب می‌شد و با روشن شدن فتیله می‌سوخت.
  • در معبد اورشلیم چراغدان مخصوصی وجود داشت که هفت شاخه داشت که این هفت شاخه برای نگه داشتن هفت چراغ بود.

پیشنهادهای ترجمه

  • این واژه می‌تواند به شکل "پآیه چراغ" یا "ساختاری برای نگه داشتن چراغ" یا "نگه‌دارندۀ چراغ" ترجمه شود.
  • برای چراغدان معبد می‌توان آن را به شکل "چراغدان هفت چراغ" یا "چراغدان طلایی با هفت چراغ" ترجمه کرد.
  • در ضمن شاید این نیز مفید باشد که تصویر چراغدان ساده یا چراغدانی با هفت شاخه در ترجمۀ قسمت مربوطه در کتاب مقدس گنجانده شود.

(نگاه کنید به: برنز, طلا, چراغ, نور, نقره, معبد)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H4501, G30870

چرخُشت

تعریف:

در دوران کتاب مقدس، "چرخُشت" ظرف ‏بزرگ یا مکان باز بود که در آن آب ‏انگور برای تهیۀ شراب فشرده می‌شد.‏

  • در اسرائیل، چرخُشت‌ها معمولاً حوض‌های ‏بزرگ و وسیعی بودند که از سنگ‌های جامد ‏کنده می‌شدند. خوشه های انگور بر سطح صاف سوراخی گذاشته می‌شد و مردم انگورها را زیر پاهایشان می فشردند تا آب انگور از آنها خارج شود.
  • معمولاً چرخُشت‌ دارای دو سطح بود که ‏انگورها را در سطح بالایی زیر پا می‌فشردند تا شیرۀ آنها به سطح پایینی سرازیر شود تا در آنجا جمع‌آوری شوند.‏
  • واژۀ "چرخشت" در کتاب مقدس به صورت استعاری به عنوان تصویری از خشم خدا که بر سر مردم شریر ریخته می‌شد نیز استفاده شده است. (نگاه کنید به: استعاره)

(گاه کنید به: انگور, خشم)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1660, H3342, H6333, G30250, G52760

چشمه

تعریف:

واژهٔ "چشمه" معمولاً به مقدار زیادی آب اشاره دارد که به طور طبیعی از زیر زمین جاری می‌شود.

  • این واژه به معنای استعاری نیز در کتاب مقدس برای اشاره به برکت‌های جاری از خداوند یا به چیزی که تصفیه و پاکسازی می‌کند، به کار برده می‌شود.
  • امروزه، به جای چشمه از شیر آب یا فواره که ساختگی است، آب آشامیدنی جاری می‌شود. دقت کنید که ترجمه این اصطلاح به منبع طبیعی آب جاری اشاره داشته باشد.
  • ترجمهٔ این واژه را با ترجمه کلمه "سیلاب" مقایسه کنید.

(نگاه کنید به: flood)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0953, H1530, H1543, H3222, H4002, H4161, H4456, H4599, H4726, H5033, H5869, H5927, H6524, H6779, H8444, H8666, G02420, G40770

چوپان، رمه‌بان، شبان

تعریف:

‏"چوپان" کسی است که از گوسفندان ‏نگهداری می‌کند. در عهدعتیق، این ‏کلمه می‌تواند به "رمه‌بان" نیز اشاره ‏داشته باشد که از انواع دیگر حیوانات ‏اهلی مانند بز یا گاو مراقبت می‌کند.‏

  • وقتی واژۀ "شبان" به شکل فعل به کار ‏می‌رود به معنای هدایت گوسفندان (یا ‏سایر دام‌ها) به مکان‌هایی با آب و ‏خوراک مناسب، محافظت از آنها در برابر ‏حیوانات وحشی، جلوگیری از گم شدن آنها ‏و سایر وظایف ضروری برای نگهداری از ‏دام برای زنده و سالم ماندن آنها است.‏
  • در کتاب مقدس، این واژه اغلب به صورت ‏استعاری برای اشاره به مراقبت از ‏نیازهای جسمی و روحانی مردم (نه فقط ‏حیوانات) استفاده می‌شود.‏
  • در عهدعتیق، خدا "شبان" قوم خود ‏نامیده می‌شد، زیرا او از آنها مراقبت ‏می‌کرد. در عهدجدید، عیسی خود را ‏‏"شبان نیکو" نامید و در جاهای دیگر ‏عیسی "شبان اعظم" کلیسا نامیده شده ‏است.‏
  • واژۀ "شبان" در عهدجدید برای اشاره به ‏شخصی که رهبر روحانی ایمانداران است ‏نیز به کار می‌رود.‏ کلمه‌ای که "شبان" ترجمه شده، همان ‏کلمه‌ای است که برای "چوپان" نیز ‏استفاده شده است. مشایخ و ناظران را ‏نیز شبان می‌نامند.‏

پیشنهادهای ترجمه

  • وقتی واژۀ "چوپان" به عنوان اسم به کار می‌رود، می‌توان آن را به صورت "کسی ‏که از گوسفندان نگهداری می‌کند" یا ‏‏"پرورش دهندۀ گوسفندان" یا "کسی که ‏مراقب گوسفندان است" ترجمه کرد.‏
  • وقتی به کسی اشاره می‌شود که از ‏دام‌های دیگری غیر از گوسفند مراقبت ‏می‌کند، این کلمه می‌تواند به صورت ‏‏"رمه‌بان"، "دامدار" یا "کسی که از دام ‏مراقبت می‌کند" ترجمه شود.‏
  • وقتی کلمۀ "چوپان" به عنوان فعل ‏استفاده می‌شود می‌تواند به عنوان ‏‏"نگهداری از گوسفندان" یا "مراقبت از ‏گوسفندان" ترجمه شود.‏
  • در برخی متن‌ها، واژۀ "شبان" را می‌توان ‏به صورت "رهبر" یا "راهنما" یا ‏‏"مراقب" ترجمه کرد.‏
  • وقتی "شبان" به عنوان یک اسم به صورت ‏استعاری استفاده می‌شود، آن را می‌‏توان به روش‌های مختلفی از جمله "شبان ‏روحانی" یا "رهبر روحانی" یا "کسی که ‏همچون شبان است" یا "کسی که از جماعتش ‏مانند یک شبان که برای گوسفندانش فکر ‏می‌کند، مراقبت می‌کند" یا "کسی که از ‏گوسفندان خدا مراقبت می‌کند." ترجمه ‏کرد.‏
  • وقتی واژۀ "شبان" به عنوان یک فعل به ‏صورت استعاری استفاده می‌شود می‌تواند ‏به شکل "مراقبت از" یا "پرورش دادن از ‏نظر روحانی" یا "هدایت و تعلیم دادن" ‏یا "رهبری و مراقبت کردن (مانند شبانی ‏که از گوسفندانش مراقبت می‌کند)" ‏ترجمه شود.‏

(نگاه کنید به: گوسفند, دام, کشیش)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۹ تصویر ۱۱ موسی در بیابانی دور از مصر به چوپانی مشغول شد.
  • داستان ۱۷ تصویر ۲ داوود، چوپانی از اهالی بیت لحم بود. او درحالیکه مشغول نگهبانی از گوسفندان پدرش بود، گله را دو بار از حمله خرس و شیر نجات داد و آنها را کشت.
  • داستان ۲۳ تصویر ۶ آن شب، چوپانانی در صحرا گله‌های خود را نگاهبانی می‌کردند.
  • داستان ۲۳ تصویر ۸ چوپانان نیز گله‌های خود را رها کردند و به جایی که عیسی بود رسیدند و نوزادی را دیدند که در آخوری خوابیده بود، درست همان‌گونه که آن فرشته گفته بود.
  • داستان ۳۰ تصویر ۳ دل عیسی مسیح به سختی به حال ایشان سوخت، چون مانند گوسفندان بی‌__شبان__ بودند.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H6629, H7462, H7469, H7473, G07500, G41650, G41660

چون، همانند، نسق، شباهت، همچنین، همانند، برخلاف

تعریف:

واژه "مثل" و "شبیه" به چیزی مشابه یا همانند با چیز دیگری اشاره دارد.

  • واژه "همانند" اغلب در عبارت‌های معنوی که در آن دو چیز با هم مقایسه می‌شوند با نام "شبیه" به کار می‌رود و به صورت معمول یک ویژگی مشترک را برجسته می‌کند. برای مثال: "لباس‌هایش مانند خورشید می‌درخشید." و "صدایی مانند رعد بلند شد." (نگاه کنید به: تشبیه)
  • "شبیه بودن" یا "شبیه به نظر رسیدن" یا "همانند به نظر رسیدن" چیزی یا شخصی، به معنای داشتن خصوصیات مشابه چیزی یا کسی است که با آن مقایسه شده است.
  • انسانها به شباهت خدا یعنی به "شکل" او، آفریده شده‌اند. به این معنا که آنها ویژگی ها یا خصوصیاتی دارند که "همانند" یا "شبیه" ویژگی‌های خدا است، همانند توانایی تفّکر، احساس و برقراری ارتباط.
  • داشتن "شباهت" به چیزی یا کسی به معنای داشتن ویژگی‌هایی است که آن چیز یا شخص دارد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در برخی زمینه‌ها، عبارت "شباهت به" را می‌توان به "آنچه شبیه به نظر می‌رسید" یا "آنچه به نظر می‌رسید" ترجمه کرد.
  • عبارت‌ "در شباهت مرگ او" را می‌توان به عنوان "سهیم شدن در تجربۀ مرگ او" یا "گویی مرگ خود را با او تجربه می‌کند" ترجمه کرد.
  • عبارت در شباهت جسم گناهکار"را می‌توان به "شبیه انسان گناهکار بودن" یا "انسان بودن" ترجمه کرد. مطمئن شوید که ترجمه این عبارت به نظر نرساند که عیسی گناهکار بوده است.
  • "به شباهت خودش" را می‌توان به "شبیه او بودن" یا "داشتن بسیاری از ویژگی‌هایی که او دارد" ترجمه کرد.
  • عبارت "شبیه تصویری از انسان، پرندگان، جانوران چهارپا و خزندگان فناناپذیر" را می‌توان به صورت "بت‌های ساخته شده شبیه انسان‌ها یا حیوانات فناناپذیر همچون پرندگان، جانوران و موجودات ریز و خزنده" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به beast, جسم, image of God, image, perish)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1823, H8403, H8544, G15030, G15040, G25090, G25310, G25960, G36640, G36650, G36660, G36670, G36680, G36690, G36970, G48330, G51080, G56130, G56150, G56160, G56180, G56190

حرام‌کار، حرام، حرمت، بی‌حرمت، ناپاک

تعریف:

بی‌حرمتی کردن به معنای رفتار کردن به گونه‌ای است که چیز مقدسی را آلوده، ناپاک یا بی‌احترام کند.

  • شخص حرام‌کار کسی است که به روشی ناپاک و بی احترامانه نسبت به خدا رفتار می‌کند.
  • فعل "بی‌حرمتی کردن" می‌تواند به "بی‌احترامانه رفتار کردن" یا "بی‌اعتنایی نشان دادن" یا "کار حرام کردن" ترجمه شود.
  • خدا به اسرائیلیان گفت: اسم قدوس مرا دیگر با هدایا و بت‌های خود بی‌عصمت نخواهید ساخت. به این معنا که مردم با گناه اسم خدا را "بی‌حرمت" یا "بی‌احترام" کرده بودند .
  • بسته به متن، صفت "حرام‌کار" می‌تواند به "بی‌حرمت" یا "خداناباور" یا "ناپاک" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: defile, holy, clean)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2455, H2490, H2491, H5234, H8610, G09520, G09530

حرمت، مورد احترام، احترام، محترم

تعریف:

اژه "احترام" اشاره دارد به احساسات بسیار زیاد، احترام عمیق برای کسی یا چیزی". "حرمت" کسی یا چیزی نشان دهنده احترام به آن شخص یا چیز است.

  • حس احترام در اعمال و رفتار به کسی که مورد احترام است قابل مشاهده است.
  • ترس از خداوند یک احترام درونی است که در فرمانبرداری از دستورات خدا آشکار می شود.
  • این واژه می تواند به "ترس و احترام" یا "احترام خالصانه" نیز ترجمه شود.

(نگاه کنید به: fear, honor, obey)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3372, H3373, H3374, H4172, H6342, H7812, G01270, G17880, G21250, G24120, G53990, G54010

حسادت، طمع

تعریف:

واژه "حسادت" به حسودی داشتن به کسی به دلیل آنچه که آن شخص دارد یا به دلیل ویژگی های تحسین برانگیز آن شخص اشاره دارد. واژه "طمع" به معنای تمایل شدید برای داشتن چیزی است.

  • "حسادت" به صورت معمول یک احساس منفی رنجش به دلیل موفقیت، اقبال خوب یا دارایی شخص دیگری است.
  • "طمع" تمایل شدید به داشتن دارایی شخص دیگری یا حتی همسر شخص دیگری است.

(نگاه کنید به: jealous)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0183, H1214, H1215, H2530, H3415, H5869, H7065, H7068, G08660, G19370, G22050, G22060, G37130, G37880, G41230, G41240, G41900, G53540, G53550, G53660

حکام، فرماندار، والی، ترشاتا

تعریف:

"حاکم" شخصی است که بر منطقه وسیعی از زمین (مانند یک قلمرو، ایالت یا استان) در داخل یک ملت یا امپراتوری حکومت می‌کند.

  • در عهد عتیق، واژۀ "ترشاتا" لقب خاص‌تری برای فرمانداری بود که بر یکی از استان‌های فارس حکومت می‌کرد.
  • در عهد جدید، واژۀ "سرکنسول" لقب خاص تری برای فرمانداری است که بر استان روم حکومت می‌کرد.
  • در زمان کتاب مقدس، فرمانداران توسط پادشاه یا امپراتور منصوب می‌شدند و تحت اختیار او بودند.
  • یک "حکومت" شامل تمامی حاکمانی است که بر یک کشور یا امپراتوری خاص حکومت می‌کنند. این حاکمان قوانینی را برای رهنمایی شهروندان خود وضع می‌کنند تا صلح، امنیت و رفاه برای همۀ مردم آن ملت وجود داشته باشد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژۀ "فرماندار" همچنین می‌تواند به عنوان "حاکم" یا "ناظر" یا "رهبر منطقه‌ای" یا "کسی که بر یک قلمرو کوچک حکومت می‌کند" ترجمه شود.
  • بسته به متن، واژۀ "حاکم" می‌تواند به "حکومت" یا "رهبری" یا "مدیریت" یا "نظارت" ترجمه شود.
  • واژۀ "فرماندار" باید متفاوت از واژه‌های "پادشاه" یا "امپراتور" ترجمه شود، زیرا یک فرماندار قدرت فرمانروای کمتری دارد.
  • واژۀ "سرکنسول" را می‌توان به "حاکم رومی" یا "حاکم استان رومی" نیز ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: اقتدار, پادشاه, قدرت, استان, روم, حاکم)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0324, H1777, H2280, H4951, H5148, H5460, H6346, H6347, H6486, H7989, H8269, H8660, G04450, G04460, G07460, G14810, G22320, G22330, G22300, G42320

حکومت، سلطنت، حاکم، عالی رتبه، مقام، رهبر

تعریف:

واژه "حاکم" به صورت کلی اشاره به شخصی می‌کند که بر افراد دیگر مانند رهبر یک کشور، پادشاه یا گروه مذهبی اقتدار دارد. حاکم کسی است که "حکومت می‌کند" و اختیار او "قدرت" او است.

  • در عهد عتیق، گاهی اوقات از یک پادشاه به عنوان "حاکم" یاد می‌شود، مانند عبارت "او را حاکم بر اسرائیل منصوب کرد".
  • از خدا به عنوان فرمانروای نهایی یاد می‌شود که بر همه حاکمان دیگر حکومت می‌کند.
  • در عهد جدید، رهبر یک کنیسه "حاکم" نامیده می‌شد.
  • نوع دیگری از فرمانروایان در عهد جدید "حاکم" بود.
  • ارتباط با متن، "حاکم" می‌تواند به عنوان "رهبر" یا "شخصی که بر او اقتدار دارد" ترجمه شود.
  • اقدام به "حکومت" به معنای "هدایت کردن" به "تسلط داشتن" است. این به معنای همان "سلطنت" است.

(نگاه کنید به: authority, governor, king, synagogue)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0995, H1166, H1167, H1404, H2708, H2710, H3027, H3548, H3920, H4043, H4410, H4427, H4428, H4438, H4467, H4474, H4475, H4623, H4910, H4941, H5057, H5065, H5387, H5401, H5461, H5715, H6113, H6213, H6485, H6957, H7101, H7218, H7287, H7300, H7336, H7786, H7860, H7980, H7981, H7985, H7989, H7990, H8199, H8269, H8323, H8451, G07460, G07520, G07550, G07570, G07580, G09320, G09360, G10180, G12030, G12990, G17780, G17850, G18490, G22320, G22330, G25250, G25830, G28880, G29610, G35450, G38410, G41650, G41730, G42910

خار، بوتۀ خار، خاربُن

نکته‌ها:

بوته‌های خار و خار، گیاهانی هستند که دارای شاخه‌ها یا گل‌های خاردار هستند. این گیاهان میوه یا هر چیز دیگری که مفید باشد، نمی‌دهند.

  • "خار" رشدی سخت و تیز روی شاخه یا ساقۀ گیاه است. "خار" نوعی درخت کوچک یا درختچه‌ای است که روی شاخه‌هایش خارهای زیادی دارد.
  • "خار" گیاهی است با ساقه و برگ‌های خاردار. اغلب گل‌های آن بنفش هستند.
  • گیاهان خار و خار به سرعت تکثیر می‌شوند و می‌توانند مانع رشد گیاهان یا محصولات مجاور خود شوند. این تصویری است از اینکه چگونه گناه، انسان را از ثمردهی خوب روحانی باز می‌دارد.
  • پیش از مصلوب شدن عیسی، تاجی از شاخه های خار پیچ خورده بر سر او گذاشته شد.
  • در صورت امکان، این عناوین باید با نام دو گیاه یا بوتۀ مختلف که در حوزۀ زبان مقصد شناخته شده‌اند، ترجمه شوند.

(نگاه کنید به: تاج, میوه, روح)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0329, H1863, H2312, H2336, H4534, H5285, H5518, H5544, H6791, H6796, H6975, H7063, H7898, G01730, G01740, G46470, G51460

خانه، حیاط، صحن

تعریف:

The terms “court” and “courtyard” refer to an enclosed area that is open to the sky and surrounded by walls.

  • The tabernacle was surrounded by one courtyard which was enclosed by walls made of thick, cloth curtains.
  • The temple complex had three inner courtyards: one for the priests, one for Jewish men, and one for Jewish women.
  • These inner courtyards were surrounded by a low stone wall that separated them from an outer courtyard where Gentiles were permitted to worship.
  • The courtyard of a house was an open area in the middle of the house.

Translation Suggestions:

  • The terms "court" and “courtyard” could be translated as “enclosed space” or “walled-in land” or "walled-in space" or "tabernacle grounds" or “temple grounds” or “temple enclosure” depending on the context.
  • If it would be natural in your language the term used for a king’s court could also be used to refer to Yahweh’s court.

(See also: Gentile,tabernacle, temple)

Bible References:

Word Data:

  • Strong’s: H1004, H1508, H2691, H5835, H7339, H8651, G08330, G42590

خانه، خانواده

تعریف:

واژه "خانه" به یک ساختمان کوچک، سرپناه یا چادر اشاره دارد که به صورت معمول مکانی است که یک خانواده در آن می‌خوابند. این واژه اغلب به صورت معنوی در کتاب مقدس به معنا و مفاهیم مختلفی مانند "خانواده" یا "نسل" و غیره استفاده می‌شود.

  • گاهی اوقات واژه "خانه" به معنای "خانواده" است که به تمام افرادی اطلاق می‌شود که با هم در یک خانه یا مجتمع خانه‌های چند ساختاری (اعم از ساختمان‌ها یا چادرها) زندگی می‌کنند، از جمله اعضای خانواده و همه خدمتکاران.
  • گاهی اوقات واژه "خانه" به معنای "خانواده" یا "فرزندان" است که به تمام افرادی که با یک شخص خاص مرتبط هستند یا از نسل او هستند، اطلاق می‌شود. به عنوان مثال، عبارت "خانه داوود" به همه فرزندان پادشاه داوود اشاره دارد.
  • عبارات "خانه خدا" و "خانه یهوه" به خیمه یا معبد اشاره دارد. این عبارات همچنین می‌تواند به طور کلی به مکانی مرکزی که در آن یهوه پرستش می‌شد اشاره داشته باشد.
  • عبارت "خانه اسرائیل" می‌تواند به طور کلی به کل قوم اسرائیل یا به طور خاص به قبایل پادشاهی شمالی اسرائیل اشاره کند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در ارتباط با متن، "خانه" می‌تواند به عنوان "خانواده" یا "مردم" یا "خانواده" یا "اجداد" یا "معبد" یا "محل سکونت" ترجمه شود.
  • عبارت "خاندان داوود" را می‌توان به‌عنوان "قبیله داوود" یا "خانواده داوود" یا "فرزندان داوود" ترجمه کرد. عبارات مرتبط را می‌توان به روشی مشابه ترجمه کرد.
  • راه‌های مختلف برای ترجمه "خانواده اسرائیل" می‌تواند شامل "مردم اسرائیل" یا "فرزندان اسرائیل" یا "اسرائیلیان" باشد.
  • عبارت "خانه یهوه" می‌تواند به‌عنوان "معبد یهوه" یا "مکانی که یهوه در آن پرستش می‌شود" یا "مکانی که خدا با قوم خود ملاقات می‌کند" یا "جایی که یهوه در آن ساکن است" ترجمه شود. عبارت "خانه خدا" را می‌توان به روشی مشابه ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: descendant, house of God, tabernacle, temple, house of David, kingdom of Israel)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1004, H1005, G36090, G36130, G36140, G36240

خانه‌ها

تعریف:

عبارت "خانواده" اشاره به کسانی دارد که ‌با هم در یک خانه زندگی می‌کنند، که شامل اعضای خانواده و تمام خدمتکاران می‌شود.

  • مدیریت یک خانواده شامل اداره‌ی خدمتکاران‌ و همچنین مراقبت از دارایی است.
  • گاهی "خانواده" می‌تواند به طور استعاری اشاره به خاندان یک فرد، به ویژه نسل‌های او داشته باشد.

(نگاه کنید به: house)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1004, H5657, G23220, G36090, G36140, G36150, G36160, G36230, G36240

خبر دادن، شهرت یافتن، گفتن، شهرت

تعریف:

واژۀ "خبر" دادن یعنی به مردم در بارۀ چیزی که اتفاق افتاده گفته شود و اغلب بیان این اتفاق به همراه جزئیات است. یک "خبر" در بارۀ چیزی است که گفته شده و قابل بیان یا نوشتن است.

  • "خبر دادن" را می‌توان به شکل "گفتن" یا "شرح دادن" یا "گفتن جزئیات" نیز ترجمه کرد.
  • عبارت "کسی را خبر مده" را می‌توان به شکل "با هیچ کس در این مورد صحبت نکن" یا "به هیچ کس در این مورد نگو" نیز ترجمه کرد.
  • بسته به متن می‌توان"یک خبر" را به شکل‌های "یک توضیح" یا "یک داستان" یا "گزارشی با جزئیات" نیز ترجمه کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1681, H1696, H1697, H5046, H7725, H8034, H8052, H8085, H8088, H8089, G01890, G01910, G03120, G05180, G09870, G12250, G13100, G18340, G20360, G21630, G30040, G30560, G31400, G33770

خدمتکار، خدمت، برده، مردان جوان/غلام، زنان جوان/کنیز

تعریف:

"خدمتکار" یا "برده" به شخصی اطلاق می‌شود که به انتخاب یا به زور برای شخص دیگری کار می‌کند (یا از او اطاعت می‌کند). یک خدمتکار تحت فرمان ارباب خود بوده است. در کتاب مقدس، "خادم" و "غلام" به صورت عموم واژه های قابل تعویض هستند. واژه "خدمت" به طور کلی به معنای انجام کار برای فردی است و این مفهوم را می‌توان در موارد مختلف به کار برد.

  • برده یک نوع خادمانی بود که به صورت کامل در مالکیت شخصی که برای او کار می‌کرد قرار داشت. شخصی که برده‌ای را می‌خرید "صاحب" یا "ارباب" او نامیده می‌شد. تعدادی از اربابان با بردگان خود ظالمانه رفتار می‌کردند. سایر اربابان با بردگان خود مانند یک عضو ارزشمند خانواده خود رفتار خوبی داشتند. واژه "بردگی" به معنای حالت برده بودن است.
  • یک شخص می‌تواند به طور موقت برده باشد، برای مثال در هنگام کار برای بازپرداخت بدهی (قرض) خود به صاحبش.
  • واژه های "مرد جوان" یا "زن جوان" اغلب به معنای "غلام" یا "کنیز" است. این معنا از متن نوشتاری قابل تشخیص خواهد بود. یکی از شاخص های این حالت این است که اگر از مالکیت استفاده شود، به عنوان مثال: "زنان جوان او" را می‌توان به "کنیز های او" یا "بردگان او" ترجمه کرد.
  • واژه "برده" به معنای "برده شدن" است. (به صورت به اجبار)
  • عهد جدید از انسان ها به عنوان "بردگان گناه" صحبت می‌کند، تا زمانی که عیسی آنها را با کنترل و قدرت خود از گناه آزاد کند. هنگامی که شخصی در مسیح زندگی تازه‌ای دریافت می‌کند، دیگر برده گناه نیست و برده عدالت می‌شود.

پیشنهاد های ترجمه:

  • در ارتباط با متن، واژه "خدمت" را می‌توان به "خدمت به" یا "کار برای" یا "مراقبت از" یا "اطاعت" ترجمه کرد.
  • واژه "برده" را می‌توان به عنوان "علت آزاد نبودن" یا "اجبار برای خدمت به دیگران" یا "تحت کنترل دیگران قرار دادن" ترجمه کرد.
  • عبارت "برده شده به" یا "در اسارت" می‌تواند به عنوان "اجبار به برده بودن" یا "اجبار به خدمت" یا "تحت کنترل" ترجمه شود.
  • "خدمت به خدا" را می‌توان به "عبادت و اطاعت خدا" یا "انجام کاری که خدا دستور داده است" ترجمه کرد.
  • در عهد عتیق، پیامبران خدا و سایر افرادی که خدا را می پرستیدند، اغلب "خادمان" او نامیده می‌شدند.
  • در عهد جدید، افرادی که از طریق ایمان به مسیح از خدا اطاعت می‌کردند، اغلب "خادمان او" نامیده می‌شدند.
  • برای "سرویس سفره" به معنای آوردن غذا برای افرادی که پشت سفره ها نشسته اند، یا به طور کلی تر، "توزیع غذا" است.
  • در ارتباط با شخصی که از مهمانان پذیرایی می‌کند، این واژه به معنای "مراقبت از" یا "سرویس غذا برای" یا "تهیه غذا برای" است. هنگامی که عیسی به شاگردان خود گفت که ماهی را به مردم "خدمت" کنند، این می‌تواند به صورت "توزیع" یا "خیرات" یا "دادن" ترجمه شود.
  • گفته می‌شود افرادی که به دیگران در مورد خدا آموزش می‌دهند هم به خدا و هم به کسانی که آموزش می‌‍‌‌دهند، خدمت می‌کنند.
  • پولُس رسول به مسیحیان قرنتیان نوشت که چگونه به عهد قدیم "خدمت" می‌کردند. این به اطاعت از قوانین موسی اشاره دارد. اکنون آنها به عهد جدید "خدمت می‌کنند". یعنی به دلیل قربانی شدن عیسی بر روی صلیب، کسانی که به عیسی ایمانداران دارند توسط روح القدس قادر به خشنود ساختن خدا و زندگی مقدس هستند.
  • پولُس در مورد اعمال آنها در مورد "خدمت" آنها به عهد قدیم یا جدید صحبت می‌کند. این می‌تواند به عنوان "خدمت کردن" یا "اطاعت کردن" یا "وفاداری" ترجمه شود.
  • اغلب وقتی شخصی از خود به عنوان "خادم شما" خطاب می‌کند، به شخص مورد خطاب احترام می‌گذارد. ممکن است آن شخص از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار بوده باشد، یا گوینده ممکن است فروتنی نشان بدهد. این بدان معنا نیست که شخصی که صحبت می‌کند یک خدمتکار واقعی است.

(نگاه کنید به: bondage, works, obey, خانه, خداوند)

Bible References:

نمونه‌هایی از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۶ تصویر ۱ هنگامی که ابراهیم بسیار پیر شده بود، پسرش اسحاق مرد جوان شده بود، ابراهیم یکی از خادمان خود را به سرزمینی که بستگان او در آن زندگی می‌کردند فرستاد تا برای پسرش اسحاق زنی بیاورد.
  • داستان ۸ تصویر ۴ تاجران برده یوسف را به عنوان برده به یک مقام دولتی ثروتمند فروختند.
  • داستان ۹ تصویر ۱۳ «من (خدا) تو (موسی) را نزد فرعون می‌فرستم تا اسرائیلیان را از بردگی شان در مصر بیرون بیاوری».
  • داستان ۱۹ تصویر ۱۰ سپس ایلیا دعا کرد: «ای یهوه، خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب، امروز به ما نشان بده که تو خدای اسرائیل هستی و من خادم تو هستم.»
  • داستان ۲۹ تصویر ۳ چون غلام نمی‌توانست بدهی خود را بپردازد، پادشاه گفت: «این مرد و خانواده‌اش را به عنوان برده بفروشید تا بدهی او را بپردازید.»
  • داستان ۳۵ تصویر ۶ «همه خدمتکاران پدرم برای خوردن غذای فراوان دارند، اما من در اینجا از گرسنگی می‌میرم.»
  • داستان ۴۷ تصویر ۴ کنیز در حالی که راه می‌رفتند فریاد می‌زد: «این مردان خادمان خدای متعال هستند.»
  • داستان ۵۰ تصویر ۴ عیسی همچنان گفت: «خادم بزرگتر از ارباب خود نیست.»

کدهای واژه:

  • (Servant) Strong’s: H0519, H5288, H5647, H5649, H5650, H5657, H7916, H8198, H8334, G12490, G14010, G14020, G23240, G34070, G34110, G36100, G38160, G49830, G52570
  • (Serve) H3547, H4929, H4931, H5647, H5656, H5673, H5975, H6213, H6399, H6402, H6440, H6633, H6635, H7272, H8104, H8120, H8199, H8278, H8334, G12470, G12480, G13980, G14020, G14380, G19830, G20640, G22120, G23230, G29990, G30000, G30090, G43370, G43420, G47540, G50870, G52560
  • (Enslave) H3533, G26150

خرمن‌کوبی

تعریف:

"خرمن‌کوبی"، نخستین گام از فرایند جدا کردن دانۀ گندم از ساقه است.

  • با خرمن‌کوبی گندم از ساقه جدا می‌شود. سپس خرمن را "باد می‌دهند"، یا بوجاری می‌کنند، تا دانۀ گندم، که خوردنی است، کاملا از کاه و خس و خاشاک جدا شود.
  • در دوران کتاب مقدس، "خرمن‌گاه" به تخته سنگی پهناور و یا به محدوده‌ای هموار و وسیع می‌گفتند که خاک آن فشرده شده بود و غلات را بر روی آن می‌کوبیدند تا کاه خورد شود و دانۀ گندم سوا شود.
  • "گاری خرمن‌کوب" یا "چرخ خرمن‌کوب" وسیله‌ای برای کوبیدن خرمن و سوا کردن گندم از ساقه است.
  • "چرخ خرمن‌کوب" از یک یا چند استوانۀ چوبی تشکیل شده که دارای تیغه‌های چوبی است. تیغه‌ها برای کوبیدن خرمن و جدا کردن گندم از کاه به کار می‌روند.

(نگاه کنید به: chaff, grain, winnow)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0212, H4173, H1637, H1758, H1786, H1869, H2251, G02480

خشنود، شاد

تعریف:

واژۀ "خشنود" به معنای لذت بزرگ یا شادی بزرگ است.

  • "خشنود بودن" در چیزی به معنای "لذت بردن" یا "لذت بردن از آن چیز" یا "خوشحال شدن" است. اگر شخصی از چیزی "خشنود" باشد، به این معنی است که از آن بسیار لذت می‌برد.
  • وقتی چیزی بسیار خوشایند یا قابل قبول باشد به آن "لذت بخش" می‌گویند.
  • عبارت "لذت من در شریعت یهوه است" می‌تواند به عنوان "قانون یهوه به من خوشی زیادی می‌دهد" یا "دوست دارم از قوانین یهوه اطاعت کنم" یا "از اطاعت کردن دستورات یهوه خوشحالم" ترجمه شود.
  • عبارات "از هیچ چیز خشنود نمی‌شوم" و "از آن لذت نمی‌برم" را می‌توان به‌عنوان "اصلاً راضی نیستم" یا "در این مورد خوشحال نیست" ترجمه کرد.
  • عبارت "خوشی خود را در" به معنای "از انجام کاری لذت می‌برد" یا از چیزی و یا شخصی"خیلی خوشحال است".
  • واژۀ "شاد" به چیزهایی اطلاق می‌شود که شخص از آنها لذت می‌برد. این می‌تواند به عنوان "لذت بخش" یا "چیزهایی که شادی می‌بخشد" ترجمه شود.
  • عبارتی مانند "من از انجام ارادۀ تو خشنود می‌شوم" همچنین می‌تواند به عنوان "از انجام ارادۀ تو لذت می‌برم" یا "از اطاعت تو بسیار خوشحالم" ترجمه شود.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1523, H2530, H2531, H2532, H2654, H2655, H2656, H2836, H4574, H5276, H5727, H5730, H6026, H6027, H7306, H7381, H7521, H7522, H8057, H8173, H8191, H8588, H8597

خود داری، خود دار

تعریف:

خود داری توانایی کنترل رفتار خود به منظور اجتناب از گناه است.

  • رفتار نیکو، یعنی دوری از پندار و گفتار و کردار گناه آلود است.
  • خود داری میوه یا ویژگی است که روح القدس به مسیحیان می‌دهد.
  • فردی که از خود داری استفاده می‌کند می‌تواند خود را از انجام کار اشتباه که ممکن است بخواهد انجام بدهد باز دارد. خدا انسان را قادر می‌سازد تا خود داری داشته باشد.

(نگاه کنید به: fruit, Holy Spirit)

در کتاب مقدس:

کد های واژه:

  • Strong’s: H4623, H7307, G01920, G01930, G14660, G14670, G14680, G49970

خوردن، بلعیدن

تعریف:

واژۀ "بلعیدن" به معنای خوردن یا صرف کردن به شیوه‌ای پرخاشگرانه است.

  • پولس با استفاده از این واژه به صورت استعاری، به ایمانداران هشدار داد که یکدیگر را نخورند، به این معنی که با سخنان یا اعمال یکدیگر را مورد حمله قرار ندهند یا نابود نکنند (غلاطیان ۵ آیه ۱۵).
  • همچنین در معنای استعاری، واژه "بلعیدن" اغلب با معنای "کاملاً ویران کردن" استفاده می‌شود، مانند صحبت از زمانی که ملت‌ها یکدیگر را می‌بلعند یا آتشی که ساختمان‌ها و مردم را می‌بلعد.
  • این واژه همچنین می‌تواند به‌عنوان "کاملاً مصرف کردن" یا "کاملاً از بین بردن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: خوردن)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0398, H0399, H0400, H0402, H1104, H1105, H3216, H3615, H3857, H3898, H7462, H7602, G20680, G26660, G27190, G53150

خوشی

تعریف

خوشی

واژه "خوشی" به احساس لذت یا رضایت عمیق اشاره دارد. واژه مرتبط "خوشی" شخصی را توصیف می‌کند که بسیار خوشحال است و سرشار از شادی عمیق است.

  • انسان زمانی احساس خوشی می‌کند که احساس عمیقی داشته باشد که آنچه را تجربه می‌کند بسیار خوشایند است.
  • تنها خدا است که به مردم خوشی واقعی می‌دهد.
  • داشتن خوشی به شرایط خوشایند بستگی ندارد. خدا می‌تواند به مردم خوشی بدهد، حتی زمانی که اتفاقات بسیار سختی در زندگی آن ها رُخ می‌دهد.
  • گاهی اوقات مکان هایی مانند خانه ها یا شهرها خوشایند (شاد) توصیف می‌شوند. این بدان معنی است که مردمی که در آنجا زندگی می کنند خوشحال هستند.

خوشحالی کردن

واژه "خوشحالی" به معنای پر از شادی و خوشی است.

  • این واژه اغلب به خوشحال بودن در مورد کارهای خوبی که خدا انجام داده است اشاره دارد.
  • این واژه می‌تواند به صورت "خیلی خوش باش" یا "خیلی خوشحال باش" یا "پر از شادی" ترجمه کرد.
  • وقتی مریم گفت: «روح من در خدای منجی من، شاد است»، منظور او این بود که «خدا، نجات دهنده من مرا بسیار خوشحال کرده است» یا «من به‌خاطر کاری که خدا، نجات دهنده من برای من انجام داده است، احساس خوشحالی می‌کنم».

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه "خوشحالی" می‌تواند به عنوان "شادی" یا "لذت" یا "شادی بزرگ" نیز ترجمه شود.
  • عبارت "خوشحال باش" را می‌توان به عنوان "خوش باش" یا "خیلی خوشحال باش" ترجمه کرد یا می‌توان آن را "در خیر خدا خوشحال باش " ترجمه کرد. •* فردی که شاد است را می‌توان "بسیار خوشحال" یا "خوشحال" یا "عمیقاً خوشحال" توصیف کرد.
  • عبارتی مانند "فریاد شادی کن" را می‌توان به صورت "فریاد زدن به گونه ای که نشان می دهد بسیار خوشحال هستید" ترجمه کرد.
  • یک "شهر خوشحال" یا "خانه خوش" را می‌تواند به عنوان "شهری که در آن مردمان شاد زندگی می‌کنند" یا "خانه‌ای پر از مردم شاد" یا "شهری که مردم آن بسیار خوش هستند" ترجمه کرد. (نگاه کنید به: دگرنامی)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۳۳ تصویر ۷ «زمین سنگی، فردی است که کلام خدا را می‌شنود و آن را با خوشی می‌پذیرد.»
  • داستان ۳۴ تصویر ۴ “«پادشاهی خدا نیز مانند گنج پنهانی است که کسی آن را در مزرعه‌ای پنهان کرده است. مرد دیگری گنج را پیدا کرد و دوباره آن را دفن کرد. او آنقدر پر از خوشی شده بود که رفت و هر آن چه را که داشت فروخت و از پول آن مزرعه را خرید.»
  • داستان ۴۱ تصویر ۷ زنان پر از ترس و خوشی فراوان بودند. آنها دویدند تا به شاگردان بشارت دهند.

کد‌های واژه:

  • Strong’s: H1523, H1524, H1525, H2302, H2304, H2305, H2654, H2898, H4885, H5937, H5947, H5965, H5970, H6342, H6670, H7440, H7442, H7444, H7445, H7797, H7832, H8055, H8056, H8057, H8342, H8643, G00200, G00210, G21650, G21670, G27440, G46400, G47960, G49130, G54630, G54790

خوک، خَنزیر، گُراز

تعریف:

خوک، یک نوع حیوان چهارپا و سُم‌دار است که برای تولید گوشت پرورش داده می‌شود. گوشت آن، "گوشت خوک" نامیده می‌شود. اصطلاح عمومی برای خوک و حیوانات مرتبط "گراز" است.

  • خدا به قوم اسرائیل فرمود که گوشت خوک نخورند و آن را ناپاک بدانند. امروزه نیز یهودیان هنوز خوک‌ها را ناپاک می‌شمارند و گوشت آن را نمی‌خورند.
  • خوک‌ها در مزارع پرورش می‌یابند تا گوشت آنها به مردم دیگر فروخته شود.
  • نوع دیگر خوک نیز وجود دارد که در مزارع پرورش نمی‌یابد بلکه در طبیعت زندگی می‌کند. به آنها "خوک یا گراز وحشی" می‌گویند. گرازهای وحشی دندان‌های تیزی دارند و خطرناک به شمار می‌آیند.
  • گاهی اوقات به خوک‌های بزرگی که از ۶۵ کیلو بیشتر وزن دارند به عنوان "گرازهای بزرگ" یاد می‌شود.

(نگاه کنید به: ترجمه ناشناخته‌ها)

(نگاه کنید به: تمیز)

در کتاب مقدس:

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H2386, G55190

خویشان، خویش، بستگان، خویشاوند مذکر

تعریف:

واژۀ "خویشان" به خویشاوند خونی یک شخص اشاره دارد. این واژۀ برای اشاره به یک گروه در نظر گرفته می‌شود. واژۀ "خویشاوند مذکر" به طور خاص به یک خویشاوند مرد اشاره دارد.

  • "خویشاوندان" فقط می‌تواند به اقوام نزدیک شخص مانند پدر و مادر و خواهر و برادر اشاره داشته باشد، یا می‌تواند شامل اقوام دورتر مانند خاله، عمو یا پسرعمو باشد.
  • در اسرائیل باستان، اگر مردی فوت می‌کرد، از نزدیکترین خویشاوند مرد او انتظار می‌رفت که با بیوه او ازدواج کند، اموال او را مدیریت کند و در حفظ نام خانوادگی او کمک کند. این خویشاوند را "خویشاوند نجات دهنده" می‌نامیدند.
  • واژۀ "بستگان" همچنین می‌تواند به عنوان "نسبت فامیلی" یا "عضو خانواده" ترجمه شود.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0251, H1350, H4129, H4130, H7138, H7607, G47730

خیانتکار، تسلیم‌کننده

تعریف:

واژۀ "خیانت" به معنای فریب دادن و آسیب رساندن به کسی است. یک "خیانتکار" کسی است که به دوستی که به او اعتماد دارد، خیانت می‌کند.

  • یهودا "خیانتکار" بود، زیرا به رهبران یهود گفت که چگونه عیسی را دستگیر کنند.
  • خیانت یهودا به‌صورت ویژه‌ای بد بود، زیرا او یکی از رسولان عیسی بود که در بدل دادن اطلاعات به رهبران یهود، پول دریافت کرد و منجر به مرگ ناعادلانه عیسی شد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در ارتباط با متن، واژۀ "خیانت" می‌تواند به‌عنوان "فریب دادن و آسیب رساندن" یا "تسلیم کردن به دشمن" یا "خائنانه رفتار کردن" ترجمه شود.
  • واژۀ "خیانتکار" را می‌توان به‌عنوان "شخصی که خیانت می‌کند" یا "شخص دورو" یا "خائن" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: Judas Iscariot, Jewish leaders, apostle)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های کتاب مقدس:

  • داستان ۲۱ تصویر ۱۱ پیامبران دیگر پیشگویی کردند که کسانی که مسیح را بکشند بر لباس‌های او قرعه خواهند انداخت و یکی از دوستانش به او خیانت خواهد کرد. زکریا پیامبر پیشگویی کرد که به‌خاطر خیانت به مسیح، به این دوست سی سکه نقره پرداخت خواهد شد.
  • داستان ۳۸ تصویر ۲ پس از ورود عیسی و شاگردانش به اورشلیم، یهودا نزد رهبران یهود رفت و پیشنهاد تسلیم کردن عیسی را در بدل پول به آنان داد.
  • داستان ۳۸ تصویر ۳ رهبران یهود به رهبری کاهن اعظم سی سکه نقره به یهودا به‌خاطر خیانت به عیسی پرداخت کردند.
  • داستان ۳۸ تصویر ۶ سپس عیسی به شاگردان گفت: «یکی از شما به من خیانت خواهد کرد.» * * داستان ۳۸ تصویر ۶ عیسی گفت: «به کسی که من این تکه نان را می‌دهم، خیانتکار است.»
  • داستان ۳۸ تصویر ۱۳ وقتی برای بار سوم برگشت، عیسی گفت: «بیدار شوید! خیانتکار من اینجاست.»
  • داستان ۳۸ تصویر ۱۴ عیسی گفت: «یهودا، آیا با یک بوسه به من خیانت می‌کنی؟»
  • داستان ۳۹ تصویر ۸ در همین حال، یهودای خائن، دید که رهبران یهود عیسی را محکوم به مرگ کرده‌اند. غمگین شد، رفت و خودکشی کرد.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H7411, G38600, G42730

دام، تله

تعریف:

واژه‌های "دام" و "تله" به وسایلی اشاره دارند که برای گرفتن حیوانات و جلوگیری از فرار آنها استفاده می‌شود. "به دام انداختن" یا "گیر انداختن" به معنای گرفتن با دام است و "به تله انداختن" به معنای گرفتن با تله است. در کتاب مقدس، این اصطلاحات به گونۀ مجازی به کار گرفته می‌شود تا نشان دهد که چگونه گناه و وسوسه مانند دام‌های پنهان، مردم را گرفتار می‌کنند و به آنها آسیب می‌رسانند.

  • "دام" حلقه‌ای از ریسمان یا سیم است که وقتی حیوانی پایش را در آن قرار می‌دهد، ناگهان محکم می‌شود و حیوان را گیر می‌اندازد.
  • "تله" معمولاً از فلز یا چوب ساخته می‌شود و دو قسمت دارد که ناگهان و با نیروی زیاد به هم می‌خورند و حیوان را می‌گیرند تا نتواند فرار کند. گاهی اوقات تله حفرهٔ عمیقی است که برای گرفتن چیزی حفر شده است.
  • معمولاً دام یا تله پنهان است تا طعمه غافلگیر شود.
  • عبارت "دام گذاشتن" به معنای آماده کردن دام برای گرفتن چیزی است.
  • "افتادن در دام" به معنای فرو افتادن در حفره یا چاه عمیقی است که برای گرفتن حیوانی حفر و پنهان شده است.
  • شخصی که شروع به گناه کرده و نمی‌تواند از آن دست بردارد، می‌تواند به صورت مجازی به عنوان کسی که "در دام گناه" گرفتار شده است توصیف شود، که به روشی که حیوان در دام می‌افتد و نمی‌تواند فرار کند، اشاره دارد.
  • به همان‌‌گونه که حیوان در تله به خطر افتاده و آسیب می‌بیند، شخصی که در دام گناه گرفتار شده است، از آن گناه آسیب می‌بیند و نیاز دارد که آزاد شود.

(نگاه کنید به: free, prey, Satan, tempt)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2256, H3353, H3369, H3920, H3921, H4170, H4204, H4434, H4685, H4686, H4889, H5367, H5914, H6341, H6351, H6354, H6679, H6983, H7639, H7845, H8610, G00640, G23390, G23400, G38020, G38030, G39850, G46250

دانستن، فهم، فکر کردن

تعریف:

واژۀ "دانستن" به معنای شنیدن یا دریافت اطلاعات و دانستن معنای آن است.

  • واژۀ "فهم" می‌تواند به "دانش" یا "حکمت" یا درک چگونگی انجام کاری اشاره داشته باشد.
  • درک یک شخص می‌تواند به معنای دانستن احساس آن شخص نیز باشد.
  • عیسی در حالی که در جادۀ عموآس قدم می‌زد، باعث شد شاگردان مقصود کتاب مقدس در مورد مسیح موعود را درک کنند.
  • با در نظر گرفتن زمینۀ متن، واژۀ "دانستن" را می‌توان با "شناختن" یا "باور" یا "دریافتن" یا "دانستن معنای (چیزی)" ترجمه کرد.
  • اغلب واژۀ "فهم" را می‌توان با "دانش" یا "حکمت" یا "بصیرت" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: believe, know, wise)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0995, H0998, H0999, H1847, H2940, H3045, H3820, H3824, H4486, H7200, H7919, H7922, H7924, H8085, H8394, G00500, G01450, G01910, G08010, G10970, G11080, G12710, G19210, G19220, G19870, G19900, G26570, G35390, G35630, G49070, G49080, G49200, G54240, G54280, G54290

دانه، غله، مزرعۀ غلات

تعریف:

واژۀ غله یا حبه معمولاً به دانه یک گیاه غذایی مانند گندم، جو، ذرت، ارزن یا برنج اشاره دارد. این واژۀ همچنین می‌تواند به کل گیاه اشاره داشته باشد.

  • در کتاب مقدس غلات اصلی که به آن اشاره شده است، گندم و جو هستند.
  • خوشه قسمتی از گیاه است که دانه را نگه می‌دارد.
  • توجه داشته باشید که برخی از نسخه‌های قدیمی کتاب مقدس از واژۀ "ذرت" برای اشاره به غلات به طور کلی استفاده می‌کنند. با این حال، در انگلیسی مدرن، "ذرت" تنها به یک نوع دانه اشاره دارد.

(نگاه کنید به: سر, گندم)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1250, H1430, H1715, H2233, H2591, H3759, H3899, H7054, H7383, H7641, H7668, G02480, G25900, G34500, G46210, G47190

داور

تعریف:

داور شخصی است که در هنگام بروز اختلاف بین مردم، به صورت معمول در مسائل مربوط به قانون، بین درست و نادرست تصمیم می‌گیرد.

  • در کتاب مقدس، خدا اغلب به عنوان داور نامیده می‌شود، زیرا او داور کاملی است که تصمیمات نهایی را در مورد درست یا نادرست بودن می‌گیرد.
  • پس از آنکه قوم اسرائیل وارد سرزمین کنعان شدند و قبل از آنکه پادشاهانی بر آنها حکومت کنند، خدا رهبرانی را به نام "قاضی" منصوب کرد تا آنها را در مواقع سختی رهبری کنند. اغلب این داوران، رهبران نظامی بودند که با شکست دادن دشمنان، اسرائیلیان را نجات دادند.
  • واژۀ "داور" را نیز می‌توان "تصمیم‌گیرنده" یا "قاضی" یا "تسلیم‌کننده" یا "فرماندار" نامید.

(نگاه کنید به: governor, judge, law)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0148, H0430, H1777, H1778, H1779, H1781, H1782, H6414, H6416, H6419, H8199, G03500, G12520, G13480, G29190, G29220, G29230

در اعلی، در اعلی‌علیّیّن

تعریف:

واژه‌های "در اعلی" و "در اعلی‌علیّیّن" عباراتی هستند که معمولاً به معنای "در آسمان" می‌باشند.

  • معنای دیگر "در اعلی‌علیّیّن" می‌تواند "محترم‌ترین" باشد.
  • این عبارت می‌تواند به صورت تحت اللفظی مانند اصطلاح "والاترین درخت" نیز استفاده شود که به معنای "بلندترین" درخت است.
  • عبارت "در اعلی" می‌تواند به "تا آسمان بالا بودن" اشاره داشته باشد. مانند لانۀ پرنده‌ای که در جای بسیار بالایی قرار دارد که در این متن می‌توان آن را "بلند در آسمان" یا "بالای یک درخت بلند" ترجمه کرد.
  • واژۀ اعلی می‌تواند بیانگر "ترفیع مقام یا جای کسی یا چیزی" نیز باشد.
  • عبارت "از اعلی" را می‌تواند به شکل "از آسمان" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: آسمان, احترام)

در کتاب مقدس:

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H1361, H4605, H4791, H7682, G17220, G53080, G53100, G53110

درخت مو/ تاک

تعریف:

واژۀ "تاک" به گیاهی اطلاق می‌شود که از طریق دنبال کردن در امتداد زمین یا با بالا رفتن از درختان و سازه‌های دیگر رشد می‌کند. واژۀ "تاک" در کتاب مقدس فقط در مورد تاک‌های میوه‌دار استفاده می‌شود و معمولاً به تاک‌های انگور اشاره دارد.

  • در کتاب مقدس، واژۀ "تاک" تقریباً همیشه به معنای "انگور" است.
  • شاخه‌های تاک به ساقۀ اصلی چسبیده‌اند که به آنها آب و سایر مواد مغذی می‌رساند تا بتوانند رشد کنند.
  • عیسی خود را "تاک" نامید و قوم خود را "شاخه" نامید. در این زمینه، واژۀ "تاک" می‌تواند به عنوان "ساقۀ انگور" یا "ساقۀ گیاه انگور" نیز ترجمه شود. (نگاه کنید به: استعاره)

(نگاه کنید به: grape, vineyard)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5139, H1612, H8321, G02880, G02900, G10090, G10920

درمان، شفا، شفابخش، شفا دهنده، سلامتی، سالم، ناسالم

تعریف:

واژه‌های "شفا" و "درمان" هر دو به معنای سالم شدن دوباره‌ی شخص مریض یا مجروح است.

  • شخصی که "شفا"، "درمان"، "بهبودی" یا "سلامتی" دریافت کرده بود.
  • از آنجا که خدا به بدن ما توانایی بهبود از انواع زخم ها و بهبودی ها را داده شفا می تواند به طور طبیعی اتفاق بیفتد.این نوع درمان معمولاً به آرامی اتفاق می افتد.
  • با این حال، در شرایط خاصی، همچون کور یا فلج بودن، و مریضی های خاص،همچون جذام،فرد به خودی خود شفا نمی‌گیرند. هنگامی که افراد ازین بیماری ها شفا پیدا می‌کنند،این‌‌ یک معجزه است که معمولا ناگهان اتفاق می‌افتد.
  • برای نمونه،عیسی افراد زیادی را که کور یا فلج یا بیمار بودن را شفا داد،و آنها همان هنگام بهبود یافتند.
  • رسولان هم افراد را به طور معجزه آسایی شفا می‌دادند،همچون زمانی که پطرس موجب شد تا مرد معلول بلافاصله بتواند راه برود.

(نگاه کنید به: miracle)

رجوع به کتاب مقدس:

نمونه ها از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۱۹ تصویر ۱۴ بعد از اینکه ایلیا ماموریتش پایان یافت، خدا مردی بنام اِلیشَع را به پیامبری خود برگزید. خدا معجزات بسیاری را به‌وسیله اَلیشَع انجام داد. یکی از این معجزات برای نَعَمان اتفاق افتاد که از فرماندهان ارتش دشمن بود. وی به نوعی بیماری وحشتناک پوستی مبتلا بود. او در مورد اِلیشع شنیده بود، بنابراین به نزد او رفت و تقاضای شفا کرد. اِلیشَع به نَعَمان گفت که خود را هفت بار در آب رود اردن فرو رود.
  • داستان ۲۱ تصویر ۱۰ اشعیای نبی گفت که مسیح در جلیل زندگی خواهد کرد. وی قلب‌های شکسته انسان‌ها را تسلی خواهد داد و اسیران را آزادی خواهد بخشید. او همچنین نبوت کرد که مسیح موعود، بیماران یعنی کوران، لنگان، ناشنوایان و گنگان را نیز شفا می‌دهد.
  • داستان ۲۶ تصویر ۶ و چنین ادامه داد: «در زمان اِلیشَع پیامبر، افراد زیادی در اسراییل دچار بیماری پوستی بودند. اما اِلیشَع هیچ‌ یک از آنها را شفا نداد. او تنها نَعَمان سوری، فرمانده دشمن اسراییل را از آن بیماری شفا داد.» شنوندگان که یهودی بودند، با شنیدن این سخنان بر او خشم گرفتند.
  • داستان ۲۶ تصویر ۸ سپس عیسی به سراسر جلیل رفت. انبوهی از مردم به سوی او می‌آمدند و بیماران بسیار همراه خود می‌آوردند. در میان آنان عده‌ای معلول، نابینا و ناشنوا بودند، برخی نیز نمی‌توانستند راه بروند و حرف بزنند. عیسی آنها را شفا می‌داد.
  • داستان ۳۲ تصویر ۱۴ او شنیده بود که عیسی بیماران بسیاری را شفا داده است پس با خود گفت: «باور دارم که اگر فقط لباس عیسی را لمس کنم، من هم شفا می‌یابم.» آن زن خود را از میان مردم به پشت عیسی رساند و ردای او را لمس کرد. به محض آن که لباس عیسی را لمس کرد، خونریزی او قطع شد.
  • داستان ۴۴ تصویر ۳ خدا همان لحظه آن مرد را شفا داد و او شروع به راه رفتن کرد و در اطراف آنها خوشحالی می‎کرد و خدا را می‎پرستید. مردمی که در حیاط پرستشگاه بودند، شگفت‌زده شدند.
  • داستان ۴۴ تصویر ۸ پترس پاسخ داد: «این مرد که روبروی شما ایستاده به قدرت عیسی مسیح شفا یافته است. شما عیسی را به صلیب کشیدید، اما خدا او را دوباره زنده کرد! شما او را رد کردید، اما راه نجات دیگری وجود ندارد، جز به قدرت عیسی!»
  • داستان ۴۹ تصویر ۲ ] عیسی معجزات بسیاری انجام داد که ثابت می‌کند او خداست. او بر روی آب راه رفت، توفان را آرام کرد، بیماران بسیاری را شفا داد، از افراد بسیاری ارواح پلید را اخراج کرد، مردگان را زنده کرد و پنج نان و دو ماهی کوچک را، برکت داده و تبدیل به غذای کافی برای سیر کردن بیش از 5000 نفر نمود.

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H724, H1369, H1455, H2280, H2421, H2896, H3545, H4832, H4974, H7495, H7499, H7500, H7725, H7965, H8549, H8585, H8644, H622, G1295, G1743, G2322, G2323, G2386, G2390, G2392, G2511, G3647, G4982, G5198, G5199

درو، حصاد، محصول

تعریف:

اصطلاح "درو" به برداشت میوه‌ها، سبزیجات، دانه‌ها یا غلات رسیده اشاره دارد. واژهٔ "حصاد" به معنای محصولات کشاورزی است که باید درو، یا برداشت شود.

  • زمان درو به طور معمول در انتهای فصل رشد می‌باشد.
  • بنی‌اسرائیل مراسم "عید حصاد" یا "جشن موسم برداشت" را، به مناسبت برداشت محصولات غذایی برگزار می‌کردند. خدا از آن‌ها خواسته بود که نخستین میوه‌های این محصولات را، (نوبر محصول)، به عنوان قربانی به او تقدیم کنند.
  • در زمان‌های کتاب مقدس، دروگران معمولاً با دست محصولات کشاورزی را برداشت می‌کردند. یا گیاهان را از ریشه در می‌آوردند یا با ابزاری تیز می‌بریدند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • بهتر است که مفهوم را با کلمه‌ای که در زبان شما استفاده می‌شود و به برداشت محصولات کشاورزی اشاره دارد، ترجمه کنید.
  • رویداد برداشت محصول، می‌تواند به عنوان "زمان جمع آوری" یا "زمان درو" یا "زمان برداشت میوه‌ها" ترجمه شود.
  • فعل "درو کردن" می‌تواند به معنای "جمع آوری کردن" یا "برداشت کردن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: firstfruits, festival, good news)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2758, H4395, H4672 H7105, H7114, H7938, G02700, G23250, G23260, G23270

دریافت کردن، استقبال، اخذ، پذیرش

تعریف:

واژه "دریافت کردن" به صورت کلی به معنی گرفتن یا پذیرش چیزی است که داده، پیشنهاد و یا ارائه می‌شود.

  • "دریافت کردن" همچنان می‌تواند به معنی رنج کشیدن یا تجربه چیزی باشد. مانند "او برای کاری که انجام داد مجازات شد".
  • همچنان یک حس خاص وجود دارد که در آن می‌توانیم یک شخص را "دریافت کنیم". به عنوان مثال، "پذیرایی" از مهمانان یا بازدیدکنندگان به معنای استقبال از آنها و برخورد محترمانه با آنها به منظور ایجاد رابطه با آنها است.
  • "دریافت هدیه روح القدس" به این معنا است که روح القدس به ما داده شده است و از او استقبال می‌کنیم تا در زندگی و در طول زندگی ما کار کند.
  • "دریافت عیسی" به معنای پذیرش پیشنهاد نجات خدا از طریق صلیب عیسی است.
  • هنگامیکه یک شخص نابینا، بینایی خود را "دریافت می کند"، به این معنی است که خدا او را شفا داده است و او را قادر به دیدن نموده است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • ارتباط با متن، "دریافت کردن" می‌تواند اینگونه ترجمه شود: "پذیرش" یا "استقبال کردن" یا "تجربه" یا "داده شده" است.
  • عبارت "شما قدرت دریافت خواهید کرد" می تواند به عنوان "به شما قدرت داده خواهد شد" یا "خدا به شما قدرت خواهد داد" یا "قدرت به شما داده خواهد شد (از طرف خدا)" یا "خدا باعث می‌شود روح القدس قدرتمندانه در تو کار کند" ترجمه شود.
  • عبارت "بینایی خود را دریافت کرد" می‌تواند اینگونه ترجمه شود: " قادر بود که ببیند" یا "دوباره قادر شد ببیند" یا " توسط خدا شفا داده شد طوری که قادر به دیدن شد" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: روح القدس, عیسی, خداوند, save)

درکتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۲۱ تصویر ۱۳ همچنان پیامبران فرمودند که مسیح کامل خواهد بود و گناهی ندارد. او خواهد مُرد تا مجازات گناه دیگران را دریافت کند. مجازات او باعث صلح بین خدا و مردم خواهد شد.
  • داستان ۴۵ تصویر ۵ هنگامی که استیفان در حال جان دادن بود، فریاد زد: «عیسی، روح مرا بپذیر
  • داستان ۴۹ تصویر ۶ او (عیسی) تعلیم داد که تعدادی از مردم او را پذیرفته و نجات خواهند یافت، اما تعداد دیگر نخواهند پذیرفت.
  • داستان ۴۹ تصویر ۱۰ وقتی عیسی بر روی صلیب مرد، مجازات شما را دریافت کرد.
  • داستان ۴۹ تصویر ۱۳ خدا هر کسی را که به عیسی ایمان بیاورد و او را به عنوان خداوند خود بپذیرد نجات خواهد داد.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3557, H3947, H6901, H6902, H8254, G03080, G03240, G03530, G03540, G05680, G05880, G06180, G11830, G12090, G15230, G16530, G19260, G28650, G29830, G30280, G33350, G33360, G35490, G38580, G38800, G43270, G43550, G43560, G46870, G52640, G55620

دزد، دزدیدن، راهزن، راهزنی

نکته‌ها:

واژۀ "دزد" به شخصی اشاره دارد که پول یا اموال دیگران را دزدی می‌کند. جمع "دزد"، "دزدها" است. کلمۀ "راهزن" اغلب به دزدی اطلاق می‌شود که به افرادی که از آنها می‌دزدد آسیب فیزیکی می‌رساند یا ‏تهدیدشان می‌کنند.‏

  • عیسی مَثَلی در مورد مردی سامری گفت که از مردی یهودی که مورد تهاجم راهزنان قرار گرفته بود مراقبت ‏کرد. راهزنان مرد یهودی را کتک زده بودند و پیش از سرقت پول و لباسش، او را زخمی کرده بودند.‏
  • هم دزدها و هم راهزنان ناگهان و در حالی که مردم انتظار آن را ندارند، برای دزدی می‌آیند. اغلب آنها از تاریکی شب به عنوان پوششی برای پنهان ساختن کاری که انجام می‌دهند، ‏استفاده می‌کنند.
  • عهد جدید به شکلی استعاری، شیطان را به عنوان دزدی توصیف می‌کند که برای دزدیدن، کشتن و هلاک کردن می‌آید. این بدان معناست که نقشۀ شیطان این است که سعی کند قوم خدا از اطاعت خدا دست بردارند. اگر او موفق ‏به انجام این کار شود در آن صورت شیطان چیزهای خوبی را که خدا برایشان در نظر گرفته است، از آنها می‌دزدد.‏
  • عیسی بازگشت غافلگیرکنندۀ خود را با دزدی که برای دزدی از مردم غافلگیرانه می‌آید، مقایسه کرد. همانطور که یک دزد وقتی مردم انتظارش را ندارند، می‌آید، عیسی نیز در لحظه‌ای که مردم انتظار آن را ندارند باز خواهد گشت.

(نگاه کنید به: برکت, جرم, مصلوب, تاریکی, ویرانگر, قدرت, سامره, شیطان)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1214, H1215, H1416, H1589, H1590, H1980, H6530, H7703, G07270, G24170, G28120, G30270

دشمن، مخالف

تعریف:

"دشمن" شخصی (یا گروهی از مردم) است که با شخص دیگری مخالف است."خصومت" نیز واژۀ مشابه آن است.

  • دشمن شما می‌تواند شخصی باشد که سعی در مخالفت یا آسیب رساندن به شخص دیگری دارد.
  • وقتی دو ملت با هم می‌جنگند، هر یک را می‌توان "دشمن" دیگری نامید.
  • در کتاب مقدس از شیطان به عنوان "دشمن" و "مخالف" یاد شده است.
  • واژۀ "دشمن" ممکن است به عنوان "مخالف" یا "دشمن" ترجمه شود، اما شکل قوی تری از مخالفت را نشان می‌دهد.

(نگاه کنید به: شیطان)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0341, H6146, H6887, H6862, H6965, H7790, H7854, H8130, H8324, G04760, G04800, G21890, G21900, G52270

دفن، دفن شده، خاکسپاری

تعریف:

,واژۀ "دفن" به قرار دادن یک شی (معمولاً مرده) در سوراخ یا محل دفن دیگر و پوشاندن آن با خاک، سنگ و غیره است، اشاره دارد. واژۀ خاکسپاری عبارت از دفن نمودن چیزی است و همچنان می‌توان از آن برای توصیف مکانی استفاده کرد که در آن چیزی دفن شده است.

  • اغلب مردم جسد را با قرار دادن جسد در یک سوراخ عمیق در زمین و سپس پوشاندن آن با خاک دفن می‌کنند.
  • گاهی جسد را قبل از دفن در یک سازه جعبه مانند، مانند تابوت قرار می‌دهند.
  • در دوران کتاب مقدس، افراد مرده اغلب در غار یا مکان مشابه به غار دفن می‌شدند. پس از مرگ عیسی، جسد او را در پارچه‌هایی پیچیده و در مقبره‌ای سنگی قرار دادند که با یک تخته سنگ بزرگ مهر و موم شده بود.
  • واژه‌های "محل خاکسپاری" یا "اتاق خاکسپاری" یا "اتاق دفن" یا "غار دفن" همیشه به مکانی اطلاق می‌شود که جسد مرده در آن دفن می‌شود.
  • اشیای دیگر را نیز می‌توان دفن کرد، مانند زمانی که آکان نقره را دفن کرد و چیزهای دیگری را که از اریحا دزدیده بود.
  • عبارت "صورتش را دفن کرد" معمولاً به معنای "صورتش را با دستانش پوشانده است".
  • گاهی اوقات کلمه "پنهان کردن" می‌تواند به معنای "دفن کردن" باشد، مانند زمانی که آکان چیزهایی را که از اریحا دزدیده بود در زمین پنهان کرد. این بدان معنی بود که او آنها را در زمین دفن کرد.

(نگاه کنید به: اریحا, قبر)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H6900, H6912, H6913, G17790, G17800, G22900, G49160, G50270

دوران، چندین ساله

تعریف:

واژه "دوران" به تعداد سال‌هایی که یک فرد زندگی کرده است، اشاره می‌کند.

  • واژه‌های دیگر برای بیان یک دوره زمانی طولانی همچون "عصر" و "فصل" استفاده می‌شوند.
  • عیسی از "این عصر" به عنوان زمان کنونی یاد می‌کند که شر، گناه، و نافرمانی جهان را پر می‌کند.
  • عصری در آینده وجود خواهد داشت که عدالت بر آسمان و زمینی جدید پادشاهی خواهد کرد.

پیشنهاد‌های ترجمه:

  • با توجه به متن، واژه "سن" میتواند با عنوان "عصر" یا "سن و سال" یا "زمان" ترجمه شود.
  • عبارت "در سنین بسیار بالا" را می توان به عنوان "در بسیاری از سال‌ها" یا "وقتی که او خیلی پیر/ سالخورده بود" یا "وقتی که او مدت زیادی زندگی کرده بود." ترجمه کرد.
  • عبارت "امروزه، دورانِ شیطانی» به معنای «در این زمان، در حال حاضر که مردم بسیار شریر هستند» است.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: G01650, G10740

دیده‌بانی، پاسبان، نگاه داشتن، هشیار باش، بر حذر بودن

تعریف:

اصطلاح "دیده‌بانی" به معنای توجه به چیزی است. همچنین دارای چندین معنای مجازی است. "پاسبان" فردی بود که وظیفهٔ او نگهداری امنیت شهر با نگاه دقیق به همهٔ اطراف بود تا مردم شهر از هر خطر و تهدیدی در امان بمانند.

  • "مراقبت از زندگی و تعالیم خود"، به این معناست که مراقب باشید که با حکمت زندگی کنید و تعالیم غلط را باور نکنید.
  • "هشیار بودن" یک هشدار است تا دقت کنید که از خطر یا تأثیرپذیری مضر، جلوگیری کنید.
  • "هشیار بودن" یا "پاسبانی" به این معنی است که همیشه در مقابل گناه و بدی بیدار و هوشیار باشید. این می‌تواند به معنی"آماده بودن" باشد.
  • "دیده‌بانی" یا "مراقبت دقیق" می‌تواند به معنی محافظت یا مراقبت از کسی یا چیزی باشد.
  • روش‌های دیگر ترجمهٔ "مراقبت" می‌تواند شامل "با دقت توجه کنید به" یا "کوشا باشید" یا "بسیار مواظب باشید" یا "پاسداری کنید" شود.
  • کلمات دیگر برای "نگهبان"، "محافظ" یا "پاسداری" هستند.

در کتاب مقدس:

  • اول تسالونیکیان باب ۵ آیه ۶
  • عبرانیان باب۱۳ آیه ۱۷
  • ارمیا باب۳۱ آیه‌های ۴تا ۶
  • مرقس باب ۸ آیه ۱۵
  • مرقس باب ۱۳ آیه‌های ۳۳ و ۳۴
  • متی باب ۲۵ آیه‌های ۱۰ تا ۱۳

Word Data:

  • Strong’s: H0821, H2370, H4929, H4931, H5027, H5341, H6486, H6822, H6836, H6974, H7462, H7789, H7919, H8104, H8108, H8245, G00690, G09910, G11270, G14920, G23340, G28920, G35250, G37080, G39060, G43370, G46480, G50830, G54380

ذکر، هشدار، هشیار

تعریف:

واژه "تذکر" به معنای هشدار دادن یا نصیحت قاطعانه به کسی است.

  • معمولاً "تذکر" به معنای توصیه به شخصی برای انجام ندادن عملی است.
  • در بدن مسیح، به ایمانداران تعلیم داده می شود تا یکدیگر را برای پرهیز از گناه و داشتن زندگی مقدس، نصیحت کنند.
  • کلمه "تذکر" را می توان به عنوان "تشویق به گناه نکردن" یا "ترغیب کسی به گناه نکردن" ترجمه کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2094, H5749, G35600, G38670, G55370

ذلّت، ذلیل، خجل، بی حرمت

تعریف:

واژۀ " ذلّت" به معنای انجام کاری است که باعث بی‌حرمتی به کسی می‌شود. این عمل همچنین می‌تواند باعث شرم یا رسوایی آن شخص شود.

  • عبارت "بی حرمتی" عملی را توصیف می‌کند که شرم‌آور است، یا باعث آبروریزی کسی می‌شود.
  • گاهی اوقات "ناشایسته" برای اشاره به اشیایی استفاده می‌شود که برای چیز مهمی مفید نیستند.
  • برای فرزندان دستور داده شده است که والدین خود را احترام و اطاعت کنند. هنگامی که فرزندان از والدین خود نافرمانی می‌کنند، والدین خود را بی‌احترامی می‌کنند. آنان به گونه‌ای با والدین خود رفتار می‌کنند که به آنان احترام نمی‌گذارند.
  • اسرائیلیان وقتی خدایان دروغین را می‌پرستیدند و رفتارهای غیراخلاقی انجام می‌دادند، به خدا بی‌حرمتی می‌کردند.
  • یهودیان عیسی را با گفتن اینکه او توسط شیطان تسخیر شده است، ذلیل کردند.
  • این را می‌توان به عنوان "تکریم نکردن" یا "بدون احترام رفتار کردن" ترجمه کرد.
  • اسم "بی‌شرف" را می‌توان به‌عنوان "بی‌احترام" یا "از دست دادن آبرو" ترجمه کرد.
  • در ارتباط با متن، "ذلیل" می‌تواند به‌عنوان "بی‌حرمت" یا "شرم‌آور" یا "با ارزش نبودن" یا "بی‌ارزش" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: honor)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1540, H2490, H2781, H3637, H3639, H5006, H5034, H6172, H6173, H7034, H7043, G08180, G08190, G08200, G26170

رَحِم

تعریف:

واژۀ "رَحِم" به جایی اطلاق می‌شود که ‏کودک در درون مادرش رشد می‌کند.‏

• این یک عبارت قدیمی‌تر است که گاهی ‏اوقات برای رعایت ادب و عدم اشارۀ مستقیم از آن ‏استفاده می‌شود. (نگاه کنید به: به گویی)

  • کلمۀ مدرن‌تر برای رَحِم همان "زهدان" یا "بچه‌دان" است.‏
  • برخی از زبان‌ها از کلمه‌ای مانند ‏‏"بطن یا شکم" برای اشاره به رَحِم یا زهدان زن ‏استفاده می‌کنند.‏
  • برای این کار از کلمه‌ای در زبان خاص ‏پروژه استفاده کنید که شناخته شده، ‏طبیعی و قابل قبول باشد.‏

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0990, H4578, H7356, H7358, G10640, G28360, G33880

رد شدن، رد شده، رد شدن

تعریف:

"رد کردن" کسی یا چیزی به معنای نپذیرفتن آن فرد یا آن چیز است.

  • واژه "رد کردن" می تواند به معنای "اجتناب کردن از باور" چیزی باشد.
  • رد کردن خدا نیز به معنای رد فرمانبرداری از اوست.
  • هنگامیکه اسرائیلیان، رهبری موسی را رد کردند، به این معنا بود که آنها علیه قدرت او شورش کردند. آنها نمی خواستند از او اطاعت کنند.
  • اسرائیلیان نشان دادند که با پرستش خدایان دروغین، خدا را رد کرده اند.
  • واژه "کنار زدن" یک معنای تحت الفظی برای واژه رد کردن است. زبان های دیگر ممکن است عبارات مشابه ای داشته باشند که به معنای اجتناب کردن یا رد کردن باور کسی یا چیزی است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • با توجه به متن، واژه "رد کردن" می تواند به "نپذیرفتن" یا "توقف کمک" یا "سرپیچی کردن" یا "توقف فرمانبرداری" ترجمه شود.
  • در عبارت "سنگی که سازندگان آن را رد کرده اند"، واژه "رد کردن" می تواند ترجمه شود به "از استفاده آن خودداری کردند" یا "نپذیرفتند" یا "دور انداختند" یا "به عنوان چیزی بی ارزش از آن خلاص شدند" .
  • در زمینه افرادی که احکام خدا را رد کردند، "رد کردن" می تواند ترجمه شود به "امتناع از اطاعت کردن دستوراتش" یا "لجوجانه قوانین خدا را انتخاب نکردن".

(نگاه کنید به: command, disobey, obey, stiff-necked)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0947, H0959, H2186, H2310, H3988, H5006, H5034, H5186, H5203, H5307, H5541, H5800, G01140, G04830, G05500, G05790, G05800, G05930, G06830, G07200, G16090, G38680

رنج کشیدن، عذاب

تعریف:

عبارت‌های "رنج کشیدن" و "عذاب" به تجربۀ چیزی بسیار ناخوشایند مانند بیماری، درد یا سایر سختی‌ها اشاره دارد.

  • وقتی مردم مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند یا زمانی که بیمار هستند، رنج می‌برند.
  • گاهی اوقات مردم به خاطر کارهای اشتباهی که انجام داده‌اند رنج می‌برند. مواقع دیگر به خاطر گناه و بیماری در دنیا رنج می‌برند.
  • رنج می‌تواند فیزیکی باشد، مانند احساس درد یا بیماری و همچنین می‌تواند احساسی باشد، مانند احساس ترس، غم و اندوه یا تنهایی.
  • عبارت "رنج کشیدن با" به معنای "همراه من تحمل کن" یا "به من گوش فرا ده" یا "صبورانه گوش کن".

پیشنهادهای ترجمه:

  • عبارت "رنج کشیدن" را می‌توان به صورت "احساس درد" یا "تحمل دشواری" یا "تجربه سختی ها" یا "گذشتن از تجربیات سخت و دردناک" ترجمه کرد.
  • با در نظر گرفتن زمینۀ متن، "عذاب" می‌تواند به عنوان "شرایط بسیار دشوار" یا "سختی شدید" یا "تجربۀ سختی" یا "زمان تجربه‌های دردناک" ترجمه شود.
  • عبارت "از تشنگی رنج بردن" را می‌توان به عنوان "تشنگی را تجربه کردن" یا "عذاب کشیدن از تشنگی" ترجمه کرد.
  • "رنج بردن از خشونت" همچنین می‌تواند به عنوان "تحمل خشونت" یا "آسیب دیدن از اعمال خشونت‌آمیز" ترجمه شود.

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • __داستان ۹ تصویر ۱۳ __خدا گفت: "من رنج قوم خود را دیده ام."
  • داستان ۳۸ تصویر ۱۲ عیسی سه بار دعا کرد: "ای پدرم، اگر ممکن است، خواهش می‌کنم که مجبور نباشم این جام رنج را بنوشم."
  • داستان ۴۲ تصویر ۳ او (عیسی) به آنها یادآوری کرد که پیامبران گفته‌اند که مسیح رنج خواهد برد و کشته خواهد ‌شد، اما در روز سوم دوباره برمی‌خیزد.
  • __داستان ۴۲ تصویر ۷ __او (عیسی) گفت: "از مدت‌ها پیش نوشته شده بود که مسیح رنج خواهد برد، خواهد مرد و در روز سوم از مردگان برمی‌خیزد."
  • داستان ۴۴ تصویر ۵ "اگرچه نمی‌دانستید چه می‌کنید، اما خدا از اعمال شما برای تحقق پیشگویی‌هایی استفاده کرد که مسیحا رنج خواهد برد و خواهد مرد."
  • __داستان ۴۶ تصویر ۴ __خدا گفت: "او (شائول) را برگزیدم تا نام مرا را به نجات نیافته‌ها اعلام کند. من به او نشان خواهم داد که چقدر باید به خاطر من رنج بکشد."
  • داستان ۵۰ تصویر ۱۷ او (عیسی) هر اشکی را پاک خواهد کرد و دیگر رنج، اندوه، گریه، شر، درد یا مرگ وجود نخواهد داشت.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0943, H1741, H1934, H4531, H5142, H5375, H5999, H6031, H6040, H6041, H6064, H6090, H6770, H6869, H6887, H7661, G00910, G09410, G09710, G22100, G23460, G23470, G25520, G25530, G25610, G38040, G39580, G43100, G47780, G47770, G48410, G50040

رهایی، خلاصی، نجات، آزاد کردن، تسلیم کردن

  • Strong’s: H1350, H2020, H2502, H3205, H3444, H3467, H4042, H4422, H4672, H5337, H5414, H5462, H6299, H6403, H6413, H6475, H6561, H7725, H7804, H8199, G03250, G05250, G06290, G10800, G13250, G15600, G16590, G18070, G19290, G26730, G30860, G38600, G45060, G49910, G50880, G54830

رهایی، خلاصی، نجات، آزاد کردن، تسلیم کردن

تعریف:

"رهایی" کسی، به معنای نجات آن شخص است. عبارت "نجات‌دهنده" به کسی گفته می‌شود که مردم را از بردگی، ظلم یا سایر خطرات نجات می‌دهد. واژۀ "رهانیدن" به نجات مردم از بردگی، ظلم یا خطرات دیگر اشاره دارد.

  • در عهد عتیق، خدا نجات دهندگانی را برای محافظت از اسرائیلیان با رهبری آنان در جنگ‌ها با مردم و قبیله‌های دیگر که برای حمله به آنان آمده بودند، تعیین کرد.
  • این نجات‌دهندگان "داوران" نیز نامیده می‌شدند. کتاب داوران عهد عتیق زمانی را در تاریخ ثبت می‌کند که این داوران بر اسرائیل حکومت می‌کردند.
  • خدا را "نجات دهنده" نیز می‌نامند. در طول تاریخ اسرائیل، او مردم خود را از دست دشمنانشان نجات داد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در زمینۀ کمک به مردم برای فرار از دست دشمنان شان، واژۀ "رهایی" را می‌توان به‌عنوان "نجات" یا "آزاد کردن" یا "رهایی بخشیدن" ترجمه کرد.
  • وقتی به معنای تسلیم کردن کسی به دشمن باشد، عبارت "تسلیم کردن" را می‌توان به "خیانت به" یا "تحویل کردن" یا "واگذار کردن" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: judge, save)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۱۶ تصویر ۳ سپس خدا نجات‌دهندۀ فراهم کرد که آنان را از دست دشمنانشان نجات داد و صلح را به زمین آورد.
  • داستان ۱۶ تصویر ۱۶ آنان (اسرائیل) سرانجام دوباره از خدا کمک خواستند و خدا نجات دهندۀ دیگری را برای آنان فرستاد.
  • داستان ۱۶ تصویر ۱۷ در طول سالیان متمادی، خدا نجات دهندگان بسیاری فرستاد که اسرائیلیان را از شر دشمنانشان نجات دادند .

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1350, H2020, H2502, H3205, H3444, H3467, H4042, H4422, H4672, H5337, H5414, H5462, H6299, H6403, H6413, H6475, H6561, H7725, H7804, H8199, G03250, G05250, G06290, G10800, G13250, G15600, G16590, G18070, G19290, G26730, G30860, G38600, G45060, G49910, G50880, G54830

روزه، روزه گرفتن

تعریف:

واژۀ "روزه" به معنای ترک خوردن غذا برای مدتی مانند یک روز یا بیشتر از یک روز است و گاهی اوقات شامل ننوشیدن نیز می‌شود.

  • روزه گرفتن به مردم کمک کند تا بدون اینکه با تهیه غذا و خوردن حواسشان پرت شود، روی خدا تمرکز کرده و دعا کنند.
  • عیسی رهبران دینی یهودی را به خاطر روزه گرفتن به دلایل نادرست محکوم کرد. آنان روزه می‌گرفتند تا دیگران ایشان را صالح بدانند.
  • گاهی اوقات مردم زمانی که ناراحت و یا غمگین می‌باشند، روزه می‌گیرند.
  • فعل "روزه گرفتن" را می‌توان به "خودداری از خوردن" یا "نخوردن" نیز ترجمه کرد.
  • واژۀ "روزه" را می‌توان به عنوان "زمان نخوردن" یا "زمان پرهیز از غذا" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: رهبران یهود)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌هایی آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۲۵ تصویر ۱ بلافاصله پس از تعمید عیسی، روح القدس او را به بیابان برد. او در آنجا چهل روز و چهل شب روزه گرفت.
  • داستان ۳۴ تصویر ۸ «مثلاً هر هفته دو بار روزه می‌گیرم و ده درصد از پول و کالایی را که دریافت می‌کنم به تو می‌دهم.»
  • داستان ۴۶ تصویر ۱۰ روزی در حالی که مسیحیان انطاکیه روزه گرفته بودند و دعا می‌کردند، روح‌القدس به آنان گفت: «برنابا و شائول را برای من جدا کنید تا کاری را که آنان را برای آن فراخوانده‌ام انجام دهند.»

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2908, H5144, H6684, H6685, G35210, G35220

روغن

تعریف:

روغن مایع غلیظ و شفافی است که می‌توان آن را از گیاهان خاصی بدست آورد. در زمان‌های کتاب مقدس، روغن به صورت معمول از زیتون به دست می‌آمد.

  • از روغن زیتون برای پخت و پز، مسح، قربانی، چراغ و دارو استفاده می‌شد.
  • در زمان‌های قدیم، روغن زیتون بسیار ارزشمند بود و داشتن روغن به عنوان معیاری برای سنجش ثروت در نظر گرفته می‌شد.
  • مطمئن شوید که ترجمۀ این واژه به نوع روغنی که می‌تواند در آشپزی استفاده شود اشاره دارد نه به روغن ماشین. بعضی از زبان‌هاا واژه‌های متفاوتی برای انواع روغن‌ها دارند.

(نگاه کنید به: olive, sacrifice)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2091, H3323, H4887, H6671, H7246, H8081, G16370, G34640

زبان، سخن گفتن به زبانی

تعریف:

واژۀ "زبان" به عضوی در داخل دهان فرد اشاره دارد که برای صحبت کردن استفاده می‌شود. این واژه اغلب به صورت روحانی به معنای "تکلم" یا "گفتار" استفاده می‌شود. چندین معنی روحانی دیگر نیز وجود دارد.

  • در کتاب مقدس، رایج ترین معنای روحانی برای این واژه "زبانی خاص" یا "گفتار" است.
  • گاهی اوقات "زبان" ممکن است به زبانی رایج در میان انسانها اشاره کند که توسط یک گروه خاص صحبت می‌شود.
  • گاهی اوقات به زبانی فرا طبیعی اشاره می‌کند که روح القدس به عنوان یکی از "عطایای روح" به ایمانداران مسیح می‌بخشد.
  • در کتاب اعمال رسولان، تعبیر "زبانه‌های آتش" به "شعله‌های آتش" اطلاق می‌شود که احتمالاً به شکل زبانه‌ها هستند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • با در نظر گرفتن زمینۀ متن، واژۀ "زبانها" را می‌توان به "زبان خاص بشری" یا "زبان فوق طبیعی" ترجمه کرد. اگر مشخص نیست به کدام یک اشاره دارد، بهتر است آن را به "زبانی ملی" ترجمه کنید.
  • هنگامی که به آتش اشاره می‌شود، این واژه می‌تواند به عنوان "شعله های آتش" ترجمه شود.
  • عبارت "زبان من شادی می‌کند" را می‌توان به عنوان "خوشحال می‌شوم و خدا را ستایش می‌کنم" یا "من با شادی خدا را ستایش می‌کنم" ترجمه شود.
  • عبارت "زبانی که دروغ می‌گوید" را می‌توان به صورت "کسی که دروغ ها می‌گوید" یا "افرادی که دروغ می‌گویند" ترجمه کرد.
  • عباراتی مانند "با زبانشان" می‌تواند به عنوان "با آنچه می‌گویند" یا "با سخنانشان" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: gift, Holy Spirit, joy, praise, rejoice, spirit)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3956, G11000, G12580, G20840

زمان، بی موقع، تاریخ

نکته ها:

در کتاب مقدس، واژه "زمان" اغلب به صورت مجازی برای اشاره به فصل یا دوره زمانی خاصی که وقایع خاصی اتفاق می‌افتد استفاده می‌شد. معنایی شبیه به "سن" یا "عصر" یا "فصل" دارد.

  • "زمان" در عبارت مانند "بار سوم" می‌تواند به معنای "موقعیت" باشد. عبارت "بارها" می‌تواند به معنای "موارد متعدد" باشد.
  • ارتباط با متن، واژه "زمان" می‌تواند به عنوان "فصل" یا "دوره زمانی" یا "لحظه" یا "رویداد" یا "وقوع" ترجمه شود.
  • عبارت "زمان‌ها و فصل‌ها" یک تعبیر مجازی است که یک نظریه را دو بار بیان می‌کند. این همچنان می‌تواند به عنوان "رویدادهای خاصی که در دوره زمان خاص اتفاق می‌افتد" ترجمه شود. (نگاه کنید به: قرینه)

(نگاه کنید به: age, tribulation)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0116, H0227, H0310, H1697, H1755, H2165, H2166, H2233, H2465, H3027, H3117, H3118, H3119, H3259, H3427, H3967, H4150, H4279, H4489, H4557, H5331, H5703, H5732, H5750, H5769, H6235, H6256, H6440, H6471, H6635, H6924, H7105, H7138, H7223, H7272, H7281, H7637, H7651, H7655, H7659, H7674, H7992, H8027, H8032, H8138, H8145, H8462, H8543, G07440, G05300, G10740, G12080, G14410, G15970, G16260, G19090, G20340, G21190, G21210, G22350, G22500, G25400, G34610, G35680, G37640, G38190, G39560, G39990, G41780, G41810, G41830, G42180, G42870, G43400, G44550, G51190, G51510, G53050, G55500, G55510, G56100

زمین، جهان

تعریف:

واژهٔ "زمین" به جهانی که انسان‌ها و موجودات دیگر در آن زندگی می‌کنند، اشاره دارد. در کتاب مقدس، این واژه گاه به عنوان "خاک" ترجمه می‌شود و زمانی که به صورت کلی از آن استفاده می‌شود می‌تواند به معنی زمین یا قطعه کشاورزی یا خاک دانست، و وقتی که به صورت خاص به یک منطقهٔ جغرافیایی خاص اشاره می‌کند، معمولاً منظور آن یک کشور یا ملت است.

  • در کتاب مقدس، واژهٔ "زمین" اغلب با واژهٔ "آسمان" ترکیب می‌شود تا اشاره‌ای به محل انسان‌ها بر زمین در مقایسه با محل سکونت خدا در آسمان باشد.
  • وقتی با نام گروهی از مردم ترکیب می‌شود، به منظور اشاره به سرزمین متعلق به آن مردم، مانند "سرزمین کنعان"، این اصطلاح معمولاً به عنوان "سرزمین" ترجمه می‌شود.
  • اصطلاح "زمینی" گاه به معنای چیزهای فیزیکی و یا قابل رؤیت در مقایسه با چیزهای غیرفیزیکی و یا غیرقابل رؤیت استفاده می‌شود.
  • این اصطلاح می‌تواند به صورت استعاری به انسان‌هایی که در زمین زندگی می‌کنند یا محتویات زمین اشاره کند، مانند "زمین شادی کند" و "او زمین را داوری خواهد کرد".

پیشنهادهای ترجمه:

  • می‌توانید از واژه یا عبارتی که زبان محلی یا زبان‌های ملی نزدیک برای اشاره به سیارهٔ زمین که در آن زندگی می‌کنیم، استفاده ‌کنید.
  • با در نظر داشتن زمینهٔ متن، "زمین" را می‌توان به صورت "جهان" یا "سرزمین" یا "خاک" یا "گِل و لای" ترجمه کرد.
  • در استفاده‌های استعاری، "زمین" را می‌توان به صورت "مردم زمین" یا "مردمی که بر زمین زندگی می‌کنند" یا "همه چیز بر زمین" ترجمه کرد.
  • راه‌های ترجمهٔ اصطلاح "زمینی" می‌تواند شامل "فیزیکی" یا "چیزهای این دنیا" یا "قابل رؤیت" باشد.

(نگاه کنید به: world, heaven)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0127, H0772, H0776, H0778, H2789, H3007, H3335, H6083, H7494, G10930, G19190, G27090, G28860, G36250, G45780, G55170

زیتون

تعریف:

زیتون میوه‌ای کوچک و بیضی شکل از درخت زیتون است که بیشتر در نواحی اطراف دریای مدیترانه می‌روید.

  • درختان زیتون نوعی درختچه‌های بزرگ همیشه سبز با گل‌های سفید ریز هستند. آنها در هوای گرم بهترین رشد را دارند و می‌توانند با آب کم به خوبی زنده بمانند.
  • میوۀ درخت زیتون با رنگ سبز شروع به رشد و با رسیدن به پختگی به رنگ سیاه تغییر می‌کند. زیتون و روغنی که از آن استخراج می‌شد، برای غداها مفید بود.
  • از روغن زیتون برای پخت و پز، چراغ‌ها و برای مراسم مذهبی استفاده می‌شد.
  • در کتاب مقدس، از درخت و شاخه‌های زیتون گاهی به صورت معنوی برای اشاره به مردم استفاده می‌شود.

(نگاه کنید به: lamp, the sea, Mount of Olives)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2132, H3323, H8081, G00650, G16360, G16370, G25650

ساعت

تعریف:

واژه "ساعت" علاوه بر این که برای اشاره به زمان یا مدت زمان وقوع چیزی به کار می‌رود، به چند شکل مجازی نیز به کار می‌رود:

  • گاهی اوقات "ساعت" به زمان منظم و برنامه ریزی شده برای انجام کاری، مانند "ساعت دعا" اشاره دارد.
  • وقتی متن می‌گوید که "ساعت" برای عذاب کشیدن و مرگ عیسی فرا رسیده است، به این معنی است که زمان تعیین شده برای این اتفاق است - زمانی که خدا مدت‌ها پیش انتخاب کرده بود.
  • واژه "ساعت" به معنای "در آن لحظه" یا "در آن لحظه" نیز استفاده می‌شود.
  • وقتی متن از دیر شدن "ساعت" صحبت می‌کند، به این معنی است که در اواخر روز بود، زمانی که خورشید به زودی غروب می‌کرد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه "ساعت" هنگامی که به صورت معنوی استفاده می‌شود، می‌تواند به عنوان "زمان" یا "لحظه" یا "زمان تعیین شده" ترجمه شود.
  • عبارت "در همان ساعت" یا "همان ساعت" را می توان به صورت "در آن لحظه" یا "در آن زمان" یا "بلافاصله" یا "در همان لحظه" ترجمه کرد.
  • عبارت "ساعت دیر بود" را می‌توان به صورت "دیر وقت بود" یا "به زودی تاریک می‌شد" یا "اواخر بعدازظهر بود" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: ساعت)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: G56100

ساعت، لحظه، بلافاصله، مدتی

تعریف:

واژۀ "ساعت" بیشتر در کتاب مقدس برای بیان اینکه یک رویداد خاص در چه زمانی از روز اتفاق افتاده است، استفاده می‌شود. همچنین به صورت استعاری به معنای "زمان" یا "لحظه" استفاده می‌شود.

  • یهودیان ساعات روز را از طلوع خورشید (حدود ساعت ۶ صبح) می‌شمردند. به عنوان مثال، "ساعت نهم" به معنای "حدود سه بعد از ظهر" بود.
  • ساعات شب از غروب آفتاب (حدود ساعت ۶ بعد از ظهر) شمارش می‌شد. به عنوان مثال، "ساعت سوم شب" در سیستم امروزی ما به معنای "حدود نه شب" بود.
  • از آنجایی که رجوع به زمان در دوران کتاب مقدس دقیقاً با سیستم زمان امروزی مطابقت ندارد، می‌توان از عباراتی مانند "حدود ساعت ۹" یا "حدود ساعت ۶" استفاده کرد.
  • برخی از ترجمه‌ها ممکن است عباراتی مانند "عصر" یا "صبح" یا "بعد از ظهر" را اضافه کنند تا مشخص کنند که در مورد چه زمانی از روز صحبت می‌شود.
  • عبارت "در آن ساعت" می‌تواند به عنوان "در آن زمان" یا "در آن لحظه" ترجمه شود.
  • برای اشاره به عیسی، عبارت "ساعت او فرا رسیده است" را می‌توان به عنوان "زمان او فرا رسیده بود" یا "زمان مقرر برای او فرا رسیده بود" ترجمه کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H8160, G56100

سال

تعریف:

وقتی به معنای واقعی استفاده می‌شود، واژۀ "سال" در کتاب مقدس به دورهٔ زمانی ۳۵۴ روزهٔ اشاره دارد. این بر اساس سیستم تقویم قمری است که بر اساس زمان لازم برای گردش ماه به دور زمین است.

  • یک سال در تقویم خورشیدی امروزی ۳۶۵ روز طول می‌کشد که به دوازده ماه تقسیم می‌شود، بر اساس مدت زمانی که زمین، دور خورشید حرکت کند.
  • در هر دو سیستم تقویمی، یک سال دوازده ماه است. اما گاهی در تقویم قمری سیزدهمین ماه اضافی به سال اضافه می‌شود تا این واقعیت که یک سال قمری یازده روز کمتر از یک سال شمسی است، جبران شود. این کمک می‌کند تا دو تقویم بیشتر با یکدیگر هماهنگ باشند.
  • در کتاب مقدس، واژۀ "سال" به معنای استعاره‌ای نیز برای اشاره به زمانی کلی استفاده می‌شود که در آن، رویداد خاصی رخ می‌دهد. نمونه‌هایی از آن عبارتند از: "سال یهوه" یا "در سال خشکسالی" یا "سال پسندیدۀ خداوند". در این موارد، "سال" می‌تواند به عنوان "زمان" یا "فصل" یا "دورۀ زمانی" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: month)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3117, H7620, H7657, H8140, H8141, G17630, G20940

سبط، قبیله ای، افراد قبیله

تعریف:

سبط به گروهی از مردم گفته می‌شود که از یک جدّ مشترک می‌آیند.

  • افراد یک سبط معمولاً زبان و فرهنگ مشترک نیز دارند.
  • در عهد عتیق، خدا قوم اسرائیل را به دوازده سبط تقسیم کرد. هر سبط از یک پسر یا نوۀ یعقوب شکل گرفته بود.
  • یک سبط، کوچک‌تر از یک ملت، اما بزرگ‌تر از یک خاندان است.

(نگاه کنید به: clan, nation, people group, twelve tribes of Israel)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0523, H4294, H7625, H7626, G14290, G54430

سپاهی، سرباز

تعریف:

واژه های "سپاهی" و "سرباز" هر دو می‌توانند به کسی اشاره کنند که در یک ارتش می‌جنگد. اما برخی تفاوت ها نیز وجود دارد.

  • به صورت معمول "سپاهی" یک واژه کلی و گسترده برای اشاره به مردی است که در جنگ با استعداد و شجاع است.
  • یَهُوَه به طور معنوی به عنوان یک "جنگجو" توصیف می‌شود.
  • واژه "سرباز" به طور خاص به کسی اطلاق می‌شود که به ارتش خاصی تعلق دارد یا در نبرد خاصی می‌جنگد.
  • سربازان رومی در اورشلیم برای حفظ نظم و انجام وظایفی مانند اعدام زندانیان آنجا بودند. آنها قبل از مصلوب کردن عیسی از عیسی محافظت کردند و به برخی دستور داده شد که در مقابل قبر او نگهبانی دهند.
  • مترجم باید در نظر بگیرد که آیا دو کلمه در زبان مقصد برای "سپاهی" و "سرباز" وجود دارد که از نظر معنی و کاربرد نیز متفاوت باشند.

(نگاه کنید به: courage, crucify, Rome, tomb)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0352, H0510, H1368, H1416, H1995, H2389, H2428, H2502, H3715, H4421, H5971, H6518, H6635, H7273, H7916, G46860, G47530, G47540, G47570, G47580, G49610

سجده، زانو زدن، تعظیم، خم شدن، به زمین افتادن

تعریف:

تعظیم به معنای خم شدن برای ابراز فروتنی و احترام به کسی است. "سجده کردن" به معنای خم شدن یا زانو زدن بسیار پایین است، اغلب به صورت که صورت و دست‌ها به سمت زمین می‌باشد.

  • عبارات دیگر عبارت از: "تعظیم زانو" (به معنی زانو زدن) و "تعظیم سر" (به معنای خم کردن سر به جلو به احترام یا در حالت غم) می‌باشد.
  • تعظیم نیز می‌تواند نشانه ناراحتی یا ماتم باشد. کسی که "تعظیم" می‌کند، نشاندهنده فروتنی او است.
  • اغلب مردم در حضور شخصی که دارای جایگاه بالاتر یا اهمیت بیشتری است، مانند پادشاهان و سایر حاکمان، تعظیم می‌کنند.
  • تعظیم در برابر خداوند بیان عبادت او است.
  • در کتاب مقدس، مردم هنگامی که از معجزات و تعلیم عیسی دریافتند که او از جانب خدا آمده است، به او تعظیم کردند.
  • کتاب مقدس می‌گوید که وقتی عیسی روزی بازگردد، همه برای پرستش او زانو خواهند زد. .

پیشنهادهای ترجمه:

  • بسته به متن، این واژۀ را می‌توان با واژه یا عبارتی ترجمه کرد که به معنای "خم شدن به جلو" یا "سجده کردن" یا "زانو زدن" است.
  • واژۀ خم شدن به زانو را می‌توان به "زانو زدن" یا "سجده کردن" ترجمه کرد.
  • برخی از زبان‌ها در ارتباط به متن، بیش از یک راه برای ترجمه این واژۀ خواهند داشت. .

(نگاه کنید به: فروتن, عبادت)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0086, H3721, H3766, H5753, H5791, H6915, H7743, H7812, H7817, G11200, G25780, G28270, G40980

سرّ، اسرار

تعریف:

در کتاب مقدس، اصطلاح "سرّ" به رازی اشاره دارد که اگر خدا آن را بر ما آشکار نکند یا توضیح ندهد، نمی‌توانیم بدانیم یا درک کنیم.

  • در عهدجدید آمده که انجیل مسیح رازی بود که در گذشته ناشناخته مانده بود.
  • یکی از اسراری که به عنوان راز مطرح شده است این است که یهودیان و امت‌ها در مسیح برابر خواهند بود.
  • این واژه می‌تواند به "راز" یا "حقیقت پنهان" یا "رمز ناشناخته" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: Christ, Gentile, good news, Jew, true)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1219, H7328, G34660

سرزنش کردن، ملامت کردن

تعریف:

واژه "سرزنش کردن" به اصلاح کردن کسی بصورت شفاهی که معمولاً با سختگیری یا زور همراه است، اشاره دارد.

  • واژه "سرزنش کردن" به اصلاح کردن کسی بصورت شفاهی که معمولاً با سختگیری یا زور همراه است، اشاره دارد.
  • عهد جدید به مسیحیان دستور می دهد که دیگر ایمانداران را سرزنش کنند، اگر آنها به وضوح از خداوند نافرمانی می کنند.
  • کتاب امثال دستور می دهد که والدین، فرزندانشان را وقتی از آنها نافرمانی می کنند، سرزنش کنند.
  • سرزنش معمولاً برای جلوگیری از درگیر شدن بیشتر خود در گناه توسط کسانی که مرتکب خطا شده اند، انجام می شود.
  • این واژه می تواند اینگونه ترجمه شود: "به شدت اصلاح کردن" یا "نصیحت کردن"
  • عبارت "سرزنش" می تواند به "اصلاح سختگیرانه" یا "انتقاد محکم" ترجمه شود.
  • "بدون سرزنش" می تواند به "بدون نصیحت" یا "بدون انتقاد" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: admonish, disobey)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1605, H1606, H2778, H2781, H3198, H4045, H4148, H8156, H8433, G16490, G16510, G19690, G20080, G36790

سلطنت، پادشاهی

تعریف:

واژۀ "سلطنت" به معنای حکومت بر مردم یک کشور یا قلمرو خاصی است. دورۀ سلطنت یک پادشاه مدت زمانی است که او در آن حکومت می‌کند.

  • واژۀ "پادشاهی" همچنین برای اشاره به حکمرانی خدا به‌عنوان پادشاه بر تمام جهان استفاده می‌شود.
  • خدا پس از اینکه مردم او را به‌عنوان پادشاه خود رد کردند، به پادشاهان بشر اجازه داد تا بر اسرائیل سلطنت کنند.
  • هنگامی که عیسی مسیح بازگردد، آشکارا به عنوان پادشاه بر تمام جهان سلطنت خواهد کرد و مسیحیان با او سلطنت خواهند کرد.
  • این واژه همچنین می‌تواند به‌عنوان "حاکم مطلق" یا "حکومت به‌عنوان پادشاه" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: kingdom)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3427, H4427, H4437, H4438, H4467, H4468, H4475, H4791, H4910, H6113, H7287, H7786, G07570, G09360, G22310, G48210

سلوک، راه رفتن

تعریف:

واژه سلوک یا "راه رفتن" غالباً در یک معنای مجازی به عنوان "زندگی کردن" استفاده می شود.

  • "خنوخ با خدا راه رفت" به معنی آن است که خنوخ در یک رابطه نزدیک با خدا بود.
  • "سلوک در روح" معنی هدایت شدن توسط روح القدس می دهد، تا کارهایی را انجام دهیم که مورد رضایت و پسند خداوند است.
  • "گام برداشتن" در احکام خدا یا راههای خدا به معنای " زندگی در اطاعت" از دستورات او است، همچنین یعنی "اطاعت از دستورات او" یا " انجام اراده او" می باشد.
  • هنگامیکه خدا می گوید: "او در میان قوم خود راه خواهد رفت"، بدان معناست که او در میان آنها زندگی خواهد کرد یا تعامل نزدیکی با آنها دارد.
  • "خلاف راه قدم برداشتن" به معنای زندگی یا رفتار به روشی هست که برضد چیزی یا کسی است.
  • "رفتن به دنبال" به معنای دنبال کردن یا تعقیب کسی یا چیزی است. می تواند همچنین معنی مانند شخص دیگری عمل کردن هم بدهد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • اگر معنی "راه رفتن" به خوبی درک می شود، بهتر است کر آن را را تحت الفظی ترجمه کنید.
  • در غیراینصورت، منظور از "راه رفتن" را می توان ترجمه کرد که می تواند: "زیستن" یا "عمل کردن" و یا "رفتار کردن" باشد.
  • عبارت "راه رفتن در روح" می تواند ترجمه شود به " در اطاعت از روح القدس زندگی کردن" یا "رفتار کردن به شکلی که مورد قبول روح القدس است" یا "با هدایت روح القدس، آنچه را که مورد قبول خداوند است، انجام دادن."
  • "در احکام خدا گام بردارید" را می توان با "به فرمان های خدا زندگی کرد" یا "اطاعت از فرمان های خدا" ترجمه کرد.
  • "گام برداشتن در احکام خدا" را می توان ترجمه کرد به "با اطاعت و احترام گذاشتن به خدا، در ارتباط نزدیک با او زیستن."

(نگاه کنید به: Holy Spirit, honor)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H1869, H1980, H1981, H3212, H4108, G17040, G40430, G41980, G47480

سنگدل، سخت، سختی

تعریف:

واژۀ "سخت" به طور کلی به چیزی اطلاق می‌شود که دشوار، مقاوم یا تسلیم ناپذیر باشد.

  • استفاده از واژۀ "سخت" (به اشکال مختلف) مانند استفاده از این واژه برای "قلب" به معنای عدم توبه یا نافرمانی مردم (معمولاً) نسبت به خدا است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژۀ "سخت" بسته به متن، می‌تواند به "سرکش" یا "سرسخت" یا "چالش برانگیز" نیز ترجمه شود.
  • واژه‌های "سختی" یا "سنگدل" یا "قلب سخت" را می‌توان به "لجاجت" یا "گناه مداوم" یا "نگرش سرکش" یا "نافرمانی سرسختانه" یا "توبه نکردن سرسختانه" ترجمه کرد.
  • واژۀ "سرسخت" همچنین می‌تواند به عنوان "سرسختانه پشیمان" یا "امتناع از اطاعت" ترجمه شود.
  • "قلب خود را سخت مکن" می‌تواند به عنوان "از توبه امتناع نکن" یا "سرسختانه به نافرمانی ادامه نده" ترجمه شود.
  • روش‌های دیگر برای ترجمه "سرسخت" یا "سنگدل" می‌تواند شامل "سرسختانه نافرمانی" یا "ادامه به نافرمانی" یا "امتناع از توبه" یا "همیشه گناه کردن" باشد.
  • در عباراتی مانند "سخت کار کردن" یا "سخت تلاش کردن"، واژۀ "سخت" می‌تواند به عنوان "با پشتکار" یا "با زحمت" ترجمه شود.
  • عبارت "به شدت فشار دهید" همچنین می‌تواند به عنوان "هل با زور" یا "به شدت فشار بر علیه" ترجمه شود.
  • "سرکوب مردم با کار سخت" می‌تواند به عنوان "مردم را مجبور کنید آنقدر سخت کار کنند تا رنج ببرند" یا "با مجبور کردن آنان به انجام کارهای بسیار دشوار باعث رنج و عذاب مردم شوند" ترجمه شود.
  • زنی که در حال زایمان است، نوع متفاوتی از "سختی" را تجربه می‌کند.

(نگاه کنید به: نافرمانی, بد, سر سخت)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:


سود، سودآور، بی ثمر

تعریف:

به طور کلی واژه "سود" یا "سودآور" به بدست آوردن چیز خوبی از طریق انجام برخی اقدامات یا رفتارها اطلاق می شود.

زمانی چیزی برای کسی "سودآور" است که چیزهای خوبی برایش به ارمغان آورد یا به او کمک کند که چیزهای خوبی برای دیگر مردم بوجود آورد.

  • به طور خاص، واژه "سود" غالباً به پولی که از انجام یک معامله بدست می آید، اطلاق می شود. یک معامله "سودآور" است اگر پول زیادتری نسبت به مخارجش بدست آید.
  • اقدامات "سودآور" زمانی است که چیزهای خوبی برای مردم به ارمغان آورد.
  • در دوم تیموتائوس باب ۳ آیه ۱۶ گفته می شود که همه کتاب مقدس برای تعلیم و هدایت مردم در راه عدالت "سودآور" است. این به معنای آن است که تعالیم کتاب مقدس برای آموزش مردم جهت رسیدن به یک زندگی طبق خواست خدا مفید و قابل استفاده است.

واژه "بی ثمر" به معنای غیرمفید است.

  • این به معنای واقعی کلمه به معنای سود چیزی نیست یا به کسی کمک نمی کند چیزی بدست آورد.
  • برخی چیزها که بی ثمر است، انجامش ارزشی ندارد، زیرا هیچ فایده ای نمی رساند.
  • که می تواند ترجمه شود به "بلااستفاده" یا "بی ارزش" یا "بی فایده" یا "نالایق" یا "بدون سود" یا "بدون دادن سود".

(نگاه کنید به: worthy)

پیشنهادهای ترجمه:

  • با توجه به متن، واژه "سود" می تواند به "منفعت" یا "کمک" یا "بدست آوردن" ترجمه شود.
  • واژه "سودآور" می تواند به "مفید" یا "سودمند" یا "پرفایده" ترجمه شود.
  • "سود" چیزی می تواند به "بهره برداری از" یا "بدست آوردن پول از" یا "دریافت کمک از" ترجمه شود.
  • در متنهای تجاری، "سود" می تواند به همراه یک کلمه یا عبارت که به معنای "بدست آوردن پول" یا "مازاد پول" یا "پول اضافی" ترجمه شود.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1215, H3148, H3276, H3504, H4195, H4768, H5532, H7737, H7939, G01470, G02550, G05120, G08880, G08890, G08900, G12810, G25850, G27700, G27710, G34080, G42970, G42980, G48510, G55390, G56220, G56230, G56240

سوگند، سوگند خوردن، قسم

تعریف:

واژۀ "سوگند" در کتاب مقدس به قولی رسمی اشاره دارد که به صورت معمول در یک زمینۀ قانونی یا مذهبی داده می‌شود، که در آن شخص سوگند ‌دهنده در صورت عمل نکردن به وعدۀ خود، نوعی مسئولیت یا مجازات را می‌پذیرد. در کتاب مقدس، واژۀ "سوگند" به معنای قَسَم خوردن است.

  • در دادگاه حقوقی، شاهد اغلب سوگند یاد می‌کند که هرچه بگوید درست و واقعی خواهد بود.
  • در دوران معاصر، یکی از معناهای واژۀ "قسم خوردن" استفاده از الفاظ رکیک یا مبتذل است. این هرگز در کتاب مقدس بدین معنا نیست.
  • قسم به معنای به کار بردن نام چیزی یا کسی به عنوان مبنا یا قدرتی است که بر آن سوگند می‌شود.
  • ابراهیم و ابی‌ملک وقتی با هم در مورد استفاده از چاه عهد بستند سوگند یاد کردند.
  • ابراهیم به خدمتکار خود گفت که سوگند یاد کند (رسماً قول دهد) که اسحاق را همسری از میان خویشاوندان ابراهیم خواهد یافت.
  • خدا نیز سوگندهایی داد که در آن به قوم خود وعده داد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در ارتباط با متن "سوگند" می‌تواند به عنوان "یک تعهد" یا "یک قول جدی" نیز ترجمه شود.
  • "قسم خوردن" را می‌توان به "قول رسمی" یا "تعهد" یا "متعهد به انجام کاری" ترجمه کرد.
  • روش‌های دیگر برای ترجمۀ "سوگند به نام من" می‌تواند شامل "قول دادن با استفاده از نام من برای تأیید آن باشد".
  • "سوگند به آسمان و زمین" می‌تواند به این معنا باشد، "وعدۀ انجام کاری، با بیان اینکه آسمان و زمین آن را تأیید می‌کنند".
  • مطمئن شوید که ترجمۀ "قسم" یا "سوگند" به لعن و نفرین اشاره ندارد. در کتاب مقدس این معنی را ندارد.

(نگاه کنید به: Abimelech, covenant, vow)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0422, H0423, H3027, H5375, H7621, H7650, G03320, G36600, G37270, G37280

شتر

تعریف:

شتر حیوان بزرگ و چهار پا با یک یا دو قوز بر پشت است. (نگاه کنید به: [ترجمه ناشناخته‌ها] (rc://en/ta/man/translate/translate-unknown))

  • در زمان کتاب مقدس، شتر بزرگترین حیوانی بود که در اسرائیل و مناطق اطراف آن یافت شد.
  • از شتر عمدتاً برای حمل مردم و وسایل‌ها استفاده می‌شد.
  • برخی از گروه‌های مردمی از شتر منحیث غذا استفاده می‌کردند، اما ‌اسرائیلیان این کار را نمی‌کردند، زیرا خدا فرمود که شتر ناپاک است و نباید خورده شود.
  • شترها به دلیلی که می‌توانستند به سرعت در شن‌ها حرکت کنند و همچنان چندین هفته بدون آب و غذا زندگی کنند، ارزشمند بودند. .

(See also: مسئولیت, پاک)

Bible References:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1581, G25740

شراب، مشک شراب، شراب تازه

تعریف:

در کتاب مقدس، واژه "شراب" به نوعی نوشیدنی تخمیر شده از آب میوۀ به نام انگور اشاره دارد. شراب را در "پوست های شراب" که ظروفی از پوست حیوانات ساخته شده بود ذخیره می‌کردند.

  • واژه شراب جدید به شیره انگوری اطلاق می شود که به تازگی از انگور گرفته شده و هنوز تخمیر نشده است. گاهی اوقات واژه شراب به آب انگور تخمیر نشده نیز اشاره دارد.
  • برای تهیه شراب، انگور را در یک خمره شراب سازی له می‌کنند تا آب آن خارج شود. آب میوه در نهایت تخمیر شده و الکل در آن تشکیل می‌شود.
  • در زمان های کتاب مقدس، شراب، نوشیدنی معمول همراه با وعده های غذایی بود و آن شراب به اندازه شراب امروزی الکل نداشت.
  • قبل از آنکه شراب با غذا سرو شود، اغلب آن را با آب مخلوط می‌کردند.
  • پوست شرابی که کهنه و شکننده بود، ترک می‌خورد و باعث می‌شد شراب از آن بریزد (نشت کند). پوست های جدید نرم و انعطاف پذیر بودند، به این معنا که به راحتی پاره نمی‌شدند و می‌توانستند شراب را با خیال راحت در آن ذخیره کنند.
  • اگر شراب در فرهنگ شما ناشناخته است، می‌توانید آن را به عنوان "آب انگور تخمیر شده" یا "نوشیدنی تخمیر شده از میوۀ به نام انگور" یا "آب میوه تخمیر شده" ترجمه کنید. (نگاه کنید به: چگونه ناشناخته ها را ترجمه کنیم)
  • روش‌های ترجمه "پوست شراب" می‌تواند شامل "کیسه شرابگ یا "کیسه شراب از پوست حیوانات" یا "ظرف پوست حیوان برای شراب" باشد.

(نگاه کنید به: grape, vine, vineyard, winepress)

در کتاب مقدس:

مست

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2561, H2562, H3196, H4469, H4997, H5435, H6025, H6071, H8492, G10980, G36310, G38200, G39430

شرم، شرمسار، رسوایی، تحقیر، سرزنش/عیب جویی

تعریف:

واژه "شرم " به احساس دردناک از رسوایی یا تحقیر شدن اشاره دارد که فرد هنگام انجام کاری که دیگران آن را ناپسند یا ناشایسته می‌دانند، احساس می‌کند.

  • چیزی که "شرم آور" است "ناشایسته" یا "نا مناسب" است.
  • واژه "شرم" بیانگر احساسی است که یک شخص در هنگام انجام کاری ناشایسته یا ناپسند دارد.
  • واژه "تحقیر" به معنای ایجاد احساس شرم یا رسوایی برای فردی به صورت علنی است. عمل شرمسار کردن کسی را "تحقیر" می‌گویند.
  • "سرزنش" فردی به معنای انتقاد یا رد کردن شخصیت یا رفتار آن شخص است.
  • عبارت شرمسار به معنای شکست دادن مردم یا افشای اعمال آنها به گونه‌‌ای است که از خود خجالت بکشند. اشعیا پیامبر فرمود: کسانی که بت می‌سازند و می‌پرستند شرمنده خواهند شد.
  • واژه "شرم آور" را می‌توان برای توصیف یک عمل گناه آلود یا شخصی که آن را انجام داده است به کار برد. وقتی انسان کاری گناه آلود انجام می‌دهد، باعث می‌شود که او در حالت خواری یا شرمساری قرار گیرد.
  • گاهی با فردی که کار نیک انجام می‌دهد به گونه‌ای رفتار می‌شود که موجب رسوایی یا شرم او می‌شود. به عنوان مثال، هنگامی که عیسی بر روی صلیب کشته شد، این یک راه شرم آور برای مردن بود. عیسی هیچ اشتباهی نکرده بود که مستحق این رسوایی باشد.
  • وقتی خدا شخصی را متواضع می‌کند، به این معنی است که خدا باعث می‌شود یک فرد مغرور، شکست بخورد تا به او کمک کند تا بر غرور خود غلبه کند. این با تحقیر کسی که اغلب برای صدمه زدن به آن شخص انجام می‌شود متفاوت است.
  • گفتن این که شخص "با معرفت" یا "غیر قابل ملاحظه" یا "نا ملامت" است، به این معناست که این شخص رفتاری خدا پسندانه دارد و در نقد او چیزی کم یا چیزی نمی‌توان گفت.

پیشنهاد های ترجمه:

  • روش‌های ترجمه "رسوایی" می‌تواند شامل "شرم" یا "بی شرمی" باشد.
  • راه‌های ترجمه "شرم‌آور" می‌تواند شامل "شرم‌انگیز" یا "نا شایسته" باشد.
  • "تحقیر کردن" را می‌توان به "شرم" یا "دلالت به احساس شرم" یا "خجالت" ترجمه کرد.
  • در ارتباط با متن، راه‌های ترجمه "تحقیر" می‌تواند شامل "شرم" یا "حقیر" یا "ننگ" باشد.
  • کلمه "سرزنش" همچنان می‌تواند به عنوان "تهمت" یا "شرم" یا "ننگ" ترجمه شود.
  • در ارتباط با متن، واژه سرزنش همچنان می‌تواند به "انتفاد" یا "تهمت زدن" یا "نکوهش" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: dishonor, accuse, rebuke, false god, ملایم, Isaiah, worship)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0937, H0954, H0955, H1317, H1322, H1421, H1442, H1984, H2490, H2616, H2617, H2659, H2778, H2781, H2865, H3001, H3637, H3639, H3640, H3971, H5007, H5034, H5039, H6030, H6031, H6172, H6256, H7022, H7034, H7036, H7043, H7511, H7817, H8103, H8213, H8216, H8217, H8589, G01520, G01530, G04100, G04220, G04230, G08080, G08180, G08190, G08210, G17880, G17910, G18700, G26170, G30590, G36790, G36800, G36810, G38560, G50140, G51950, G51960, G54840

شمشیر، شمشیرزن

تعریف:

شمشیر یک سلاح فلزی با تیغۀ مسطح است ‏که برای بریدن یا ضربه زدن استفاده ‏می‌شود. شمشیر دارای یک دسته و یک تیغۀ ‏بلند و نوک‌تیز با لبۀ بُرِش بسیار تیز است.

  • در دوران قدیم طول تیغۀ شمشیر ‏حدود ۶۰ تا ۹۱ سانتی متر بود.‏
  • برخی از شمشیرها دو لبۀ تیز دارند و ‏به آنها شمشیر دو لبه یا دو دم می‌‏گویند.‏
  • شاگردان عیسی شمشیرهایی برای دفاع از ‏خود داشتند. پطرس با شمشیر خود گوش ‏خدمتکار کاهن اعظم را برید.‏
  • یوحنای تعمید دهنده و یعقوب رسول هر دو ‏با شمشیر سر بریده شدند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • شمشیر به عنوان استعاره برای کلام خدا ‏استفاده می‌شود. تعالیم خدا در کتاب ‏مقدس، افکار مخفی مردم را برملا کرده و آنها را به گناه ملزم ساخت. شمشیر نیز به همین شکل عمیقاً ‏فرو می‌رود و باعث درد می‌شود. ‏‏(نگاه کنید به: استعاره)‏
  • یکی از راه‌های ترجمۀ این کاربرد ‏استعاری این است: "کلام خدا مانند ‏شمشیری است که عمیقاً می‌بُرَد و گناه را آشکار می‌کند."
  • یکی دیگر از کاربردهای استعاری این واژه در کتاب مزامیر یافت می‌شود، جایی که زبان ‏یا گفتار یک شخص به شمشیر تشبیه شده که می‌تواند به مردم آسیب برساند. در این صورت می‌توانیم ترجمه کنیم: "زبان مانند شمشیری است که می‌تواند به شدت به کسی آسیب برساند."
  • اگر شمشیرها در فرهنگ شما شناخته شده ‏نیست، این کلمه را می‌توان تحت عنوان یک ‏تیغ بلند دیگر یا سلاحی که برای بریدن یا ضربه زدن استفاده می‌شود، ترجمه کرد.
  • شمشیر همچنین می تواند به عنوان یک ‏‏"سلاح تیز" یا "چاقوی بلند" توصیف ‏شود. برخی از ترجمه ها می‌توانند ‏عکسی از شمشیر را نیز به متن خود اضافه کنند.

(نگاه کنید به: ترجمه ناشناخته‌ها)

(نگاه کنید به: یعقوب (برادر عیسی), یوحنا (تعمید دهنده), زبان, کلام خدا)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0019, H1300, H2719, H4380, H6609, H7524, H7973, G31620, G45010

شناخت، دانش، نا معلوم، مشخص

تعریف:

معنی واژه "معرفت" و "دانش"، درک کردن فرد و یا چیزی است. همچنان می‌تواند به معنای آگاهی از یک واقعیت یا آشنایی با یک شخص باشد. عبارت "دانش" به معنای گفتن اطلاعات است.

  • واژه "دانش" به اطلاعاتی که مردم از آن آگاه هستند اشاره دارد. این آگاهی می‌تواند در مورد مفاهیم ذاتی یا معنوی باشد.
  • "شناخت" خدا به معنای درک حقایق است در مورد او، بر پایه آنچه که برای ما مکاشفه کرده.
  • "شناخت" خدا به معنای رابطه با او است. این در مورد شناخت افراد نیز صدق می‌کند.
  • "دانستن" اراده خدا به معنای آگاه بودن از فرمان های او است، یا این که بدانیم که او از انسان انتظار انجام چه کارهایی را دارد.
  • "دانستن شریعت" یعنی آگاهی از دستورهای خدا، یا درک دستورالعمل هایی است که خدا، در قوانینی که به موسی داد، منظور داشته.
  • گاهی "دانش" به عنوان مترادف "حکمت" به کار می‌رود که شامل زندگی خداپسندانه است.
  • "شناخت خدا" گاهی به جای "ترس از یهوه" به کار می‌رود.
  • "شناخت خدا" گاهی به جای "ترس از یهوه" به کار می‌رود. منظور از اینکه مرد و زن یکدیگر را شناختند، در کتاب مقدس، اغلب به داشتن رابطه جنسی اشاره دارد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • بسته به متن، راه‌های ترجمه "معرفت" می‌تواند شامل "درک" یا "آشنا بودن" یا "آگاه بودن" یا "آشنایی" یا "در ارتباط" باشد.
  • اگر پی بردن به فرق میان دو چیز مطرح باشد، می توان "تشخیص دادن" یا "تمیز دادن" میان دو چیز ترجمه کرد.
  • در برخی از زبان ها "دانش" برای دانستن حقایق و "شناخت" برای آشنا شدن و رابطه داشتن با افراد به کار می‌رود.
  • واژه "مشخص کردن" را می‌توان به‌عنوان "واکنش مردم به دانستن" یا "آشکار کردن" یا "گفتن درباره" یا "توضیح دادن" ترجمه کرد.
  • "دانش" درباره موردی را می‌توان به "آگاه بودن" یا "آشنا بودن" با آن مورد ترجمه کرد.
  • عبارت "دانستن چگونگی" به معنای درک فرآیند یا روش انجام کاری است. این را می‌توان به "توانایی" یا "مهارت داشتن" در انجام کاری، ترجمه کرد.
  • واژه "دانش" را می‌توان، بسته به متن، به "شناخته ها" یا "حکمت" یا "فهم" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: law, reveal, understand, wise)

مراجع کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1843, H1844, H1847, H1875, H3045, H3046, H4093, H4486, H5046, H5234, H5475, H5869, G00500, G00560, G10970, G11070, G11080, G14920, G19210, G19220, G19870, G24670, G25890, G42670, G48940

شهادت دروغ ، گزارش دروغ، شاهد فاسد، شاهد دروغین

تعریف:

عبارت‌های "شاهد دروغین" و "شاهد فاسد" به شخصی اطلاق می‌شود که معمولاً در یک محیط رسمی مانند دادگاه، سخنان غیرواقعی درباره یک شخص یا رویدادی می‌گوید.

  • "شهادت دروغین" یا "گزارش دروغین" در حقیقت دروغی است که گفته می‌شود.
  • "شهادت دروغ" به معنای دروغ گفتن یا گزارش دروغ درباره چیزی است.
  • کتاب مقدس چندین روایت ارائه می‌دهد که در آنها شاهدان دروغین استخدام شدند تا در مورد کسی دروغ بگویند تا آن شخص مجازات یا کشته شود.

پیشنهادهای ترجمه:

  • "دادن شهادت دروغین" یا "شهادت دروغ بدهید" می‌تواند به‌عنوان "شهادت دروغ" یا "گزارش نادرست درباره کسی" یا "به دروغ علیه کسی صحبت کردن" یا "دروغ" ترجمه شود.
  • هنگامی که "شاهد دروغین" به شخصی اشاره می‌کند، می‌تواند به عنوان "شخصی که دروغ می‌گوید" یا "کسی که به دروغ شهادت می‌دهد" یا "کسی که چیزهایی می‌گوید که درست نیست" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: شهادت, واقعی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5707, H6030, H7650, H8267, G19650, G31440, G55710, G55750, G55760, G55770

شهوت، شهوت انگیز، شهوات، اشتیاق

تعریف:

"شهوت" یک میل بسیار شدید معمولاً در زمینه خواستن چیزی گناه آلود و غیراخلاقی است. شهوت داشتن، هوی و هوس داشتن است.

  • در کتاب مقدس، "شهوت" معمولاً به میل جنسی در مورد کسی غیر از همسر خود اشاره دارد.
  • گاهی این واژه در معنای مجازی برای اشاره به بت پرستی به کار می‌رفت. با توجه به متن، "شهوت" می تواند به "میل نادرست" یا "میل شدید" یا "میل جنسی نادرست" یا "میل شدید غیراخلاقی " یا " میل شدید به گناه" ترجمه شود.
  • عبارت "شهوت" می تواند به "اشتیاق نادرست" یا "افکار غیراخلاقی درباره " یا "میل غیراخلاقی" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: adultery, false god)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0183, H0185, H0310, H1730, H2181, H2183, H2530, H5178, H5375, H5689, H5691, H5869, H7843, G07660, G19370, G19390, G22370, G37150, G38060

شورا

تعریف:

شورا گروهی از افراد است که برای بحث، مشاوره و تصمیم گیری در مورد مسائل مهم گرد هم می‌آیند.

  • یک شورا به صورت معمول به شکل رسمی و تا حدودی دائمی برای یک هدف خاص مانند تصمیم گیری در مورد مسائل حقوقی سازماندهی می‌شود.
  • "شورای یهودیان" در اورشلیم، که به "سن هدرین" نیز معروف بود، دارای ۷۰ عضو بود که شامل رهبران یهودی مانند رؤسای کاهنان، بزرگان، کاتبان، فریسیان و صدوقیان بود. این رهبران به طور منظم برای تصمیم گیری در مورد مسائل شریعت یهود گرد هم می‌آمدند. این شورا، رهبرانی بودند که عیسی را محاکمه کردند و تصمیم گرفتند تا که او را به قتل برساند.
  • در شهرهای دیگر نیز شوراهای یهودی کوچکتری وجود داشت.
  • پولس رسول هنگامی که به دلیل تعلیم انجیل دستگیر شد به نزد شورای رومی آورده شد.
  • بسته به متن، واژۀ "شورا" می‌تواند به عنوان "مجمع قانونی" یا "مجمع سیاسی" نیز ترجمه شود.
  • "در شورا" بودن به معنای حضور در جلسۀ ویژه‌ای برای تصمیم گیری در مورد چیزی بودن است.
  • توجه داشته باشید که این واژه متفاوت از "نصیحت" است که به معنای "پند عاقلانه" است.

(نگاه کنید به: مجلس, مشاوره, فریسی, شریعت, کاهن, صدوقی, کاتب)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H4186, H5475, G10100, G48240, G48920

شورا، مشاور، مشاوره، توصیه

تعریف:

واژه‌های "مشاوره" و "شورا" به یک معنا هستند. این واژه‌ها برای کمک کردن به مردم اشاره دارند تا آنان بتوانند در یک موقعیت خاصی تصمیم عاقلانه‌ای بگیرند. یک "مشاور" عاقل، کسی است با دادن مشوره و توصیه‌های دقیق به افراد کمک می‌کند تا انتخاب درستی داشته باشند.

  • پادشاهان اغلب مشاوران رسمی دارند تا به آنان در تصمیم گیری در مورد مسائل مهم در امور مردمی که بر آنان حکومت می‌کنند، کمک کنند.
  • گاهی اوقات مشوره یا توصیه‌ای که توسط یک مشاور صورت می‌گیرد، خوب نمی‌باشد. زیرا مشاوران بد ممکن است از پادشاه بخواهند که اقدامی را انجام دهد یا فرمانی صادر کند که به او یا مردم آسیب برساند.
  • بسته به متن، "شورا" یا "مشاوره" می‌تواند به عنوان "کمک در تصمیم گیری" یا "اخطار" یا "نصیحت" یا "راهنمایی" ترجمه شود.
  • عمل "مشوره" را می‌توان به "توصیه" یا "پیشنهاد دادن" یا "نصیحت" ترجمه کرد.
  • توجه داشته باشید که "شورا" کلمه‌ای متفاوت از "مشاوره" است و به گروهی از افراد اشاره دارد.

(نگاه کنید به: نصیحت, روح القدوس, دانا)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1697, H1847, H1875, H1884, H1907, H3272, H3289, H3982, H4156, H4431, H5475, H5779, H6440, H6963, H6098, H7592, H8458, G10110, G10120, G11060, G48230, G48250

شورشی، شورش، سرکش، سرکشی

تعریف:

واژه "شورش" به معنای امتناع از تسلیم شدن به قدرت کسی است. یک فرد شورشی غالباً سرپیچی می کند و کارهای شرورانه انجام می دهد.

  • فردی که آن کاری را انجام می دهد که مقامات به او گفته اند، انجام نده در واقع شورش می کند.
  • یک شخص همچنین می‌تواند با امتناع از انجام کاری که مقامات به او دستور داده اند شورش کند.
  • گاهی انسانها برضد حکومت یا رهبری که بر آنها حکومت می کند، شورش می کنند.
  • واژه "شورش" نیز می تواند به "سرپیچی" یا "انقلاب" با توجه به متن ترجمه شود.
  • "سرکش" نیز می تواند به "نافرمانی مداوم" یا "امتناع از فرمانبرداری" ترجمه شود.
  • واژه "شورش" به معنای "امتناع از فرمانبرداری" یا "نافرمانی" یا "قانون شکنی" است.
  • عبارت "شورشی" یا "یک شورش" نیز به شورش اجتماعی یک گروه سازمان یافته از مردم برضد مقامات حاکم اشاره دارد که بوسیله قانون شکنی یا پیوستن رهبران و دیگر مردم انجام می شود. غالباً آنها سعی می کنند مردم را به گروه خودشان جهت این شورش ملحق کنند.

(نگاه کنید: قدرت, حاکم)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های کتاب مقدس:

  • داستان ۱۴ تصویر۱۴ پس از چهل سال که قوم اسرائیل در بیابان سرگردان بودند، همه آنهایی که برضد خدا شورش کرده بودند، مردند.
  • داستان ۱۸ تصویر ۷ ده قبیله از قبائل اسرائیل، برعلیه رحبعام شورش کردند.
  • داستان ۱۸ تصویر۹ رحبعام برعلیه خدا شورش کرد و باعث شد مردم گناه کنند.
  • داستان ۱۸ تصویر ۱۳ بیشتر اهالی یهودا نیز بر ضد خدا برخاستند و خدایان دیگر را پرستیدند.
  • داستان ۲۰ تصویر ۷ اما پس از چند سال، پادشاه یهودا علیه بابل شورش کرد.
  • داستان ۴۵ تصویر ۳ استیفان به ایشان گفت: «شما قومی سرسخت و در برابر خدا سرکش هستید. شما روح القدس را رد کردید. درست همانگونه که پدران ما همواره خدا را رد کرده و انبیاء او را کشته اند.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H4775, H4776, H4777, H4779, H4780, H4784, H4805, H5327, H5627, H5637, H6586, H6588, H7846, G38930, G49550

شیر، شیر ماده

تعریف:

شیر یک حیوان بزرگ و گربه مانند است که دندان‌ها و چنگال‌های قوی برای کُشتن و دریدن شکار دارد.

  • شیرها بدن قوی و سرعت بالایی برای گرفتن طعمۀ خود دارند. خز آنها کوتاه و قهوه‌ای طلایی است.
  • شیرهای نر، یال مویی دارند که دور سرشان را گرفته است.
  • شیرها برای خوردن، حیوانات دیگر را می‌کشند و می‌توانند برای انسان خطرناک باشند.
  • هنگامی که داوود پادشاه جوان بود، شیرهایی را که می‌خواستند به گوسفندان او حمله کنند، کُشت.
  • سامسون نیز یک شیر را با دستان خالی کُشت.

(نگاه کنید به: ترجمه ناشناخته‌ها)

(نگاه کنید به: David, leopard, Samson, sheep)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0738, H0739, H0744, H3715, H3833, H3918, H7826, H7830, G30230

صبر، پشتکار

تعریف:

واژه "پشتکار" و "پشتکار داشتن" به ادامه انجام کاری حتی اگر آن کار بسیار سخت و زمانبر باشد، اشاره دارد.

  • "پشتکار یا استقامت" می تواند به معنای رفتار مشابه مسیح باشد، درحالیکه آزمایش¬ها یا موقعیتهای سختی را پشت سر می گذارد.
  • اگر فردی "پشتکار" داشته باشد، بدین معنی است که او قادر است کارش را ادامه دهد، حتی اگر آن کار دردناک یا سخت باشد.
  • ایمان داشتن به آنچه خدا تعلیم می دهد مستلزم پشتکار است، مخصوصاً در مواجهه با تعالیم نادرست. مراقب باشید از کلمه "سرسخت/ یک دنده" که معمولاً بار منفی دارد، استفاده نکنید.

(نگاه کنید به: patient, trial)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: G31150, G43430, G52810

صبر، تحمل

تعریف:

اصطلاح "تحمل کردن" یعنی مدت طولانی دوام آوردن یا با صبر طاقت چیز دشواری را داشتن.

  • همچنین به معنای پایداری در اوقات آزمایش، بدون دلسرد شدن است.
  • واژهٔ "تحمل" می‌تواند به معنای "صبر" یا "تحت زحمات زیاد طاقت آوردن" یا "در مواجهه با آزار و اذیت استقامت داشتن" است.
  • تشویق مسیحیان به "ادامه دادن تا پایان" یعنی حتی در مواجهه با رنج و سختی، فرمان عیسی را اطاعت کنند.
  • "تحمل کردن مصیبت" می‌تواند به معنای "تجربه کردن رنج" نیز باشد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • راه‌های دیگر برای ترجمهٔ اصطلاح "تحمل کردن" می‌تواند شامل "استقامت داشتن" یا "در ایمان خود استوار ماندن" یا "به انجام آنچه خدا از شما می‌خواهد ادامه دادن" یا "پایدار ماندن" باشد.
  • در برخی متن‌ها، به معنای "تحمل کردن" می‌تواند به معنای "تجربه کردن" یا "رد شدن از" باشد.
  • وقتی منظور دوام برای مدت زمان طولانی است، اصطلاح "تحمل کردن" می‌تواند به معنای "پایدار ماندن" یا "ادامه دادن" ترجمه شود. عبارت "تحمل نخواهد کرد" می‌تواند به معنای "دوام نخواهد آورد" یا "پا برجا نمی‌ماند" باشد.
  • روش‌های ترجمه "تحمل" می‌تواند شامل "استقامت" یا "به ایمان خود ادامه دادن" یا "وفادار ماندن" باشد.

(نگاه کنید به: persevere)

در کتاب مقدس

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0386, H3201, H3557, H5331, H5375, H5975, G04300, G09070, G15260, G20050, G20760, G25940, G33060, G47220, G52780, G52810, G52970, G53420

صبر، حلم، تحمل، انتظار

تعریف:

واژه‌های "صبر" و "حلم" به استقامت در شرایط دشوار اشاره دارد. اغلب صبر مستلزم انتظار است.

  • وقتی مردم با کسی صبور هستند، به این معنی است که آن شخص را دوست دارند و هر عیبی که آن شخص داشته باشد را می‌بخشند.
  • کتاب مقدس به قوم خدا می‌آموزد که هنگام مواجه شدن با مشکلات صبور باشند. و با یکدیگر صبورانه رفتار کنند.
  • خدا به سبب رحمت خود بر مردم صبور است، هر چند آنها گناهکار و مستحق عذاب باشند.

(نگاه کنید به: endure, forgive, persevere)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0750, H0753, H2342, H3811, H6960, H7114, G04200, G04630, G19330, G31140, G31150, G31160, G52780, G52810

صُلب، کمر

تعریف:

واژۀ صُلب به قسمتی از بدن حیوان یا شخص اطلاق می‌شود که بین دنده‌های پایینی و باسن قرار دارد. استخوان‌هایی که در بخش داخلی بدن از سینه تا لگن خاصره قرار دارند.

  • عبارت "کمر‌‌ها را ببندید" به آماده بودن برای کار سخت اشاره دارد. این از رسم جمع کردن پایین ردا و در کمربند قرار دادن به منظور راحت حرکت کردن آمده است.
  • واژۀ "صُلب" اغلب در کتاب مقدس برای اشاره به قسمت پایین کمر حیوانی که قربانی می‌شد، استفاده شده است.
  • واژۀ "صُلب" اغلب در کتاب مقدس برای اشاره به قسمت پایین کمر حیوانی که قربانی می‌شد، استفاده شده است. * در کتاب مقدس واژۀ "صُلب" اغلب به صورت نمادین ومؤدبانه به اندام‌های مردانه برای تولید مثل به عنوان علت وجودی نسلشان اشاره دارد. (نگاه کنید به: به گویی) *
  • عبارت "از صُلب تو بیرون می‌آید" را می‌توان به صورت "نسل تو خواهد بود" یا "از نطفۀ تو متولد خواهد شد" یا "خدا به وسیلۀ تو باعث بدنیا آمدن او خواهد شد" ترجمه کرد (نگاه کنید به: به گویی) * وقتی به بخشی از بدن اشاره می‌شود، بسته به زمینۀ متن می‌توان آن را به صورت "لگن خاصره" یا "نشیمنگاه" یا "کمر" ترجمه کرد.
  • وقتی به بخشی از بدن اشاره می‌شود، بسته به زمینۀ متن می‌توان آن را به صورت "لگن خاصره" یا "نشیمنگاه" یا "کمر" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: نسل, کمربند, فرزندان)

در کتاب مقدس:

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H2504, H3409, H3689, H4975, G37510

صلح، صلح آمیز، صلح جو

تعریف:

واژه "آرامش" به حالتی از وجود یا احساس عدم تضاد، اضطراب یا ترس اشاره دارد. فردی که "آرامش‌آمیز" است، احساس آرامش می‌کند و از امنیت و آرامش خود اطمینان دارد.

  • در عهد عتیق، واژه "صلح" اغلب به معنای کلی رفاه، تندرستی یا کامل بودن یک فرد است.
  • "صلح" همچنان می‌تواند به زمانی اشاره داشته باشد که گروه های مردمی یا کشورها در حال جنگ با یکدیگر نیستند. گفته می‌شود که این افراد "روابط صلح آمیز" دارند.
  • "صلح" با یک شخص یا گروهی از مردم به معنای انجام اقداماتی است که باعث توقف درگیری می‌شود.
  • "صلح جو" کسی است که کارهایی را انجام می‌دهد و می‌گوید تا مردم را تحت تأثیر قرار دهد تا در صلح با یکدیگر زندگی کنند.
  • "در صلح" با افراد دیگر به معنای عدم مبارزه با آن افراد است.
  • رابطه خوب یا درست بین خدا و مردم زمانی اتفاق می‌افتد که خدا مردم را از گناه نجات بدهد. به این می‌گویند "صلح با خدا".
  • رسولان در نامه های خود به هم ایمانان خود از سلام "فیض و سلام" به عنوان یک برکت استفاده می‌کردند.
  • واژه "صلح" همچنان می‌تواند به داشتن رابطه خوب با دیگران یا با خدا اشاره کند.

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۱۵ تصویر ۶ خدا به اسرائیلیان دستور داده بود که با هیچ یک از قبیله های مردم کنعان پیمان صلح نبندند.
  • داستان ۱۵ تصویر ۱۲ سپس خدا به اسرائیل در سراسر مرزهایش صلح داد.
  • داستان ۱۶ تصویر ۳ سپس خدا نجات‌دهنده‌ای فراهم کرد که آنها را از دست دشمنان شان نجات داد و صلح را به سرزمین آنها آورد.
  • داستان ۲۱ تصویر ۱۳ و (مسیح) خواهد مرد تا مجازات گناهان دیگران را دریافت کند. مجازات او، صلح بین خدا و مردم می‌آورد.
  • داستان ۴۸ تصویر ۱۴ داوود پادشاه اسرائیل بود، اما عیسی پادشاه تمام جهان است! او دوباره خواهد آمد و در پادشاهی خود با عدالت و صلح، برای همیشه حکومت خواهد کرد.
  • داستان ۵۰ تصویر عیسی بر پادشاهی خود با صلح و عدالت حکومت خواهد کرد و تا ابد با قوم خود خواهد بود.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5117, H7961, H7962, H7965, H7999, H8001, H8002, H8003, H8252, G269, G1514, G1515, G1516, G1517, G1518, G2272

صورت، بت ریخته شده، تمثال‌های ریخته گری، شکل، پیکره حکاکی شده، مجسمه

تعریف:

این واژۀ‌ها همه برای اشاره به بت‌هایی استفاده می‌شود که برای پرستش خدای دروغین ساخته شده اند. در ارتباط با پرستش بت‌ها، واژۀ "تصویر" شکل کوتاه شده "تصویر حک شده" است.

  • "تصویر حکاکی شده" یا "شکل حکاکی شده" یک شیءِ چوبی است که شبیه یک حیوان، شخص یا چیز ساخته شده است.
  • "پیکر فلزی ریخته شده" جسم یا مجسمه‌ای است که از ذوب فلز و ریختن آن در قالبی به شکل یک شی، حیوان یا شخص ایجاد می‌شود.
  • از این اشیاء چوبی و فلزی در پرستش خدایان دروغین استفاده می‌شد.
  • واژۀ "تصویر" وقتی به یک بت اشاره می‌کند، می‌تواند به بت چوبی یا فلزی اشاره کند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژۀ "تصویر" هنگامی که به یک بت اشاره می‌کند، می‌تواند به عنوان "تندیس" یا "بت حکاکی شده" یا "شیء مذهبی حک شده" نیز ترجمه شود.
  • در برخی از زبان‌ها برای واضح‌تر ساختن این واژۀ، امکان دارد که همیشه همراه با یک کلمه توصیفی استفاده شود، مانند "تصویر حک‌شده" یا "شکل فلزی ریخته‌شده"، حتی در مکان‌هایی که متن اصلی فقط واژۀ "تصویر" یا "شکل" باشد.
  • اطمینان حاصل کنید که این واژۀ با واژه‌ای که برای اشاره به تصویر خدا بکار می‌رود، متفاوت و واضح باشد.

(نگاه کنید به: خدای دروغین, خدا, خدای دروغین, صورت خدا)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0457, H1544, H2553, H4541, H4676, H4853, H4906, H5257, H5262, H5566, H6091, H6456, H6459, H6754, H6755, H6816, H8403, H8544, H8655, G15040, G51790

صیاد، ماهیگیران

تعریف:

ماهیگیران مردانی هستند که برای کسب درآمد، از آب ماهی می‌گیرند. در عهد جدید، ماهیگیران برای صید کردن ماهی از تورهای بزرگ استفاده می‌کردند. واژۀ "ماهیگیر" نام دیگری برای ماهیگیران است.

  • پترس و دیگر رسولان قبل از اینکه توسط عیسی فراخوانده شوند، ماهیگیر بودند.
  • سرزمین اسرائیل از آنجایی که نزدیک آب بود، کتاب مقدس به ماهی‌ها و ماهیگیران اشاره‌های زیادی دارد.
  • این واژۀ را می‌توان با عبارتی مانند "مردان ماهیگیر" یا "مردانی که با صید ماهی درآمد کسب می‌کنند" ترجمه کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1728, H1771, H2271, G02310

ضرر، مضر، اشتباه، مظلوم، خطاکار، بدرفتاری

تعریف:

"ضرر رساندن" به کسی به معنای رفتار ناعادلانه و غیر صادقانه با آن شخص است.

  • واژه "بدرفتاری" به معنای رفتار بد یا خشن با کسی است که باعث آسیب جسمی یا روحی به آن شخص می‌شود.
  • واژه "ضرر" عمومی تر است و به معنای "آزار رساندن به کسی به طریقی" است. اغلب به معنای "آسیب بدنی" است.
  • در ارتباط با متن، این عبارت‌ها همچنین می‌توانند به‌عنوان "بدی کردن به" یا "ناعادلانه رفتار کردن" یا "ایجاد آسیب به" یا "به روشی مضر" یا "آسیب دادن" ترجمه شوند.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0205, H0816, H2248, H2250, H2255, H2257, H2398, H2554, H2555, H3238, H3637, H4834, H5062, H5142, H5230, H5627, H5753, H5766, H5791, H5792, H5916, H6031, H6087, H6127, H6231, H6485, H6565, H6586, H7451, H7489, H7563, H7665, H7667, H7686, H8133, H8267, H8295, G00910, G00920, G00930, G00950, G02640, G08240, G09830, G09840, G15360, G16260, G16510, G17270, G19080, G25560, G25580, G25590, G26070, G30760, G30770, G37620, G41220, G51950, G51960

ضیافت، مهمانی

تعریف:

واژۀ "ضیافت" یک واژه‌ای کلی است و به رویدادی گفته می‌شود که در آن مردم دور هم جمع می‌شوند تا با خوردن یک غذای بزرگ، موردی را جشن بگیرند. در زمان‌های کتاب مقدس، جشن گاهی چند روز یا بیشتر از آن طول می‌کشید.

  • اغلب انواعی از غذاهای مخصوصی وجود دارد که در یک جشن خاص صرف می‌شود.
  • عیدهای مذهبی که خدا به یهودیان دستور داد تا آنها را جشن بگیرند، معمولاً شامل برگزاری یک جشن در جمع بود. به همین دلیل این جشنواره‌ها را اغلب "عید" می‌نامند.
  • در زمان‌های کتاب مقدس، پادشاهان، سایر افراد ثروتمند و قدرتمند اغلب برای سرگرمی خانواده یا دوستان خود، ضیافت می‌گرفتند.
  • در داستان پسر گمشده، پدر جشنی ویژه برای جشن بازگشت پسرش تدارک دیده بود.
  • واژۀ "ضیافت" همچنین می‌تواند به‌عنوان "غذا خوردن" یا "جشن گرفتن با خوردن غذای زیاد" یا "خوردن یک غذای ویژه و بزرگ" ترجمه شود.
  • بسته به متن، واژۀ "ضیافت" می‌تواند به عنوان "تجلیل باهم با یک غذای عالی" یا "یک وعدۀ غذایی زیاد" یا "یک ضیافت غذایی" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: عید, ضیافت)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0398, H2077, H2282, H3899, H3900, H4150, H4797, H4960, H7646, H8057, H8354, G00260, G10620, G11730, G18590, G21650, G49100

طلا، زر، زرین

تعریف:

طلا یک فلز زرد و با کیفیت بالا است که برای ساخت جواهرات و اشیاء مذهبی استفاده می‌شود. طلا یکی از گران‌ترین فلزات در زمان‌های قدیم بود.

  • در دوران کتاب مقدس، اشیاء مختلفی از طلا یا با پوششی نازک از طلا ساخته می‌شدند.
  • این اشیا شامل گوشواره‌ها و زینت‌آلات دیگر، بت‌ها، مذبح‌ها و چیزهای دیگری مانند تابوت عهد بود که در معبد یا هیکل استفاده می‌شدند.
  • در عهد قدیم، طلا یک وسیله‌ٔ پرداخت در خرید و فروش بود. ارزش آن با ترازویی تعیین می‌شد.
  • بعدها، طلا و فلزات دیگر مانند نقره برای ساخت سکه‌ها برای پرداخت در خرید و فروش استفاده می‌شد.
  • هنگامی که می‌گوییم چیزی از طلا نیست، بلکه فقط یک لایهٔ نازک از طلا دارد، می‌توان از اصطلاح "طلایی" یا "آب طلا" یا "پوشیده با لایهٔ طلا" استفاده کرد.
  • اگر بگوییم که چیزی "طلایی رنگ" است، یعنی که رنگ زرد مانند طلا را دارد، اما ممکن است که از طلا ساخته نشده باشد.

(نگاه کنید به: altar, ark of the covenant, false god, silver, tabernacle, temple)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1220, H1722, H2091, H2742, H3800, H5458, H6884, H6885, G55520, G55530, G55540, G55570

ظاهر بینی، طرفداری

تعریف:

واژه‌های "ظاهربینی" و "تبعیض" به انتخاب نمودن برای برخورد با افراد خاص به عنوان مهم‌تر از افراد دیگر اشاره دارد.

  • ظاهربینی همانند نشان دادن طرفداری است، به این معنی که با بعضی افراد بهتر از دیگران رفتار کنید.
  • بیشتر وقت‌ها جانبداری یا طرفداری ‌اینگونه نشان داده می‌شود که افراد ثروتمندتر از مردم معمولی محبوب تر هستند.
  • کتاب مقدس به قوم خود دستور می‌دهد که نسبت به افرادی که ثروتمند یا دارای موقعیت عالی هستند تبعیض یا جانبداری نشان ندهند.
  • پولس در نامه خود به رومیان تعلیم می‌دهد که خدا مردم را منصفانه و بدون تبعیض قضاوت می‌کند.
  • کتاب یعقوب تعلیم می‌دهد که دادن صندلی بهتر یا رفتار بهتر به کسی، به دلیل ثروتمند بودن او، اشتباه است.

(نگاه کنید به: favor)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5234, H6440, G09910, G15190, G29830, G42990, G43830

عذاب، ستمدیده، ستمگران

نکته‌ها:

واژۀ "عذاب" به رنج وحشتناک اشاره دارد. عذاب دادن کسی به معنای رنج بردن آن شخص به طرزی بی‌رحمانه است.

  • گاهی اوقات واژۀ "عذاب" به درد و رنج جسمی اشاره دارد. مثلاً کتاب مکاشفه عذاب بدنی را شرح می‌دهد که پرستندگان "وحش" در زمان‌های آخر متحمل خواهند شد.
  • رنج ممکن است به شکل درد روحی و عاطفی نیز، همانطور که ایوب تجربه کرد، باشد.
  • یوحنای رسول در کتاب مکاشفه نوشت که افرادی که به عیسی به عنوان نجات دهنده خود ایمان ندارند، عذاب ابدی را در دریاچۀ آتش تجربه خواهند کرد.
  • این کلمه می‌تواند به صورت "رنج وحشتناک" یا " باعث شود کسی به شدت عذاب بکشد" یا "رنج" ترجمه شود. بعضی از مترجمان ممکن است برای روشن شدن معنی کلمه "فیزیکی" یا "روحانی" را نیز به آن اضافه کنند.

(نگاه کنید به: وحوش, ابدی, وظیفه, نجات دهنده, روح, رنج, پرستش)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3013, G09280, G09290, G09300, G09310, G25580, G28510, G36000

عسل، شهد، لانه زنبور عسل

تعریف:

"عسل" ماده‌ای شیرین، چسپناک و خوراکی است که زنبورهای عسل آن را از شهد گل درست می‌کنند. لانه زنبور قاب موم شکلی است که زنبورها عسل را در آن ذخیره می‌کنند.

  • نظر به نوعیت، رنگ عسل می‌تواند مایل به زرد یا قهوه‌ای باشد.
  • عسل را می‌توان در طبیعت، مانند خالیگاه‌های درختان، یا هر جایی که زنبورها لانه می‌سازند، دریافت. مردم همچنین زنبورها را در کندو پرورش می‌دهند تا عسل تولید کنند و آن را بخورند یا بفروشند، اما احتمالاً عسل ذکر شده در کتاب مقدس عسل وحشی بوده است.
  • سه شخصی که کتاب مقدس به طور خاصی به خوردن عسل وحشی به آنان اشاره می‌کند، یوناتان، سامسون و یوحنای تعمید دهنده بودند.
  • این واژۀ اغلب به صورت استعاری برای توصیف چیزی که شیرین یا بسیار لذت بخش است، استفاده می‌شود. به عنوان مثال، گفته می‌شود که کلمات و احکام خدا "شیرین تر از عسل" است. (نگاه کنید به: تشبیه، استعاره)
  • گاهی اوقات سخنان یک فرد مانند عسل شیرین به نظر می‌رسد، اما در عوض خود منجر به فریب و آزار دیگران می‌شود.

(نگاه کنید به: John (تعمید دهنده), یوناتان, فلسطینی ها, سامسون)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1706, H3293, H3295, H5317, H6688, G31920

عصا، چوبدستی

تعریف:

عصا یک چوب یا میلۀ بلند چوبی است که ‏اغلب به عنوان چوبدستی استفاده می‌شود.‏

  • وقتی یعقوب پیر شد، از عصا برای راه ‏رفتن کمک گرفت.‏
  • خدا عصای موسی را به مار تبدیل کرد ‏تا قدرت خود را به فرعون نشان دهد.‏
  • چوپانان نیز از عصا برای راهنمایی ‏گوسفندان خود یا نجات گوسفندان در ‏هنگام سقوط یا سرگردانی استفاده می‌‏کردند.‏
  • عصای چوپان در انتهای آن یک قلاب داشت، ‏بنابراین با ترکۀ چوپانی که مستقیم بود و برای کشتن حیوانات وحشی که قصد حمله به گوسفندان را داشتند استفاده می‌شد، تفاوت داشت.‏

(نگاه کنید به: فرعون, قدرت, گوسفند, شبان)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H4132, H4294, H4731, H4938, H6086, H6418, H7626, G25630, G35860, G44640

عضو، اعضای بدن

تعریف:

واژۀ "عضو" به بخشی از یک بدن یا یک گروه اشاره دارد.

  • عهد جدید، مسیحیان را به عنوان "اعضای" بدن مسیح توصیف می‌کند. ایمانداران به مسیح متعلق به گروهی هستند که از اعضای زیادی تشکیل شده است.
  • عیسی مسیح "سر" بدن است و افراد ایماندار به عنوان اعضای بدن عمل می‌کنند. روح القدس به هر یک از اعضای بدن نقش ویژه‌ای برای کمک به عملکرد خوب کل بدن می‌دهد.
  • افرادی که در گروه هایی مانند شورای یهودیان و فریسیان شرکت می‌کنند نیز "عضو" این گروه‌ها نامیده می‌شوند.

(نگاه کنید به: body, Pharisee, council)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1004, H1121, H3338, H5315, H8212, G10100, G31960, G36090

عمل، کار، محنت، زحمت

تعریف

واژه "زحمت" به هر نوعی از انجام کار سخت اشاره دارد.

  • به طور معمول، زحمت اشاره به هر وظیفه‌ای که انرژی صرف آن شود، دارد.
  • عمله شخصی است که هر نوع کوششی را انجام می‌دهد.
  • در انگلیسی، واژهٔ "زحمت" برای بخشی از فرایند زایمان استفاده می‌شود. در بقیهٔ زبان‌ها ممکن است واژهٔ کاملاً متفاوتی برای این کار داشته باشند.
  • ترجمهٔ "زحمت" می‌تواند شامل "کار" یا "کار سخت" یا "کار دشوار" یا "سخت کار کن" باشد.

(نگاه کنید به: سخت, درد زایمان)

در کتاب مقدس:

  • اول تسالونیکیان باب۲ آیه۹
  • اول تسالونیکیان باب۳ آیه۵
  • غلاطیان باب۴ آیه‌های۱۰‌و۱۱
  • جامعه باب۵ آیه۴
  • یوحنا باب۴ آیه ۳۸
  • لوقا باب۱۰ آیه۲
  • متی باب۱۰ آیه۱۰

کدهای واژه:

Strong’s: H3018, H3021, H3022, H3205, H4522, H4639, H5447, H5450, H5647, H5656, H5998, H5999, H6001, H6089, H6468, H6635, G00750, G20380, G20400, G20410, G28720, G28730, G48660, G49040


عید، ضیافت، جشنواره

تعریف:

به صورت عموم، "عید " جشنی است که توسط جمعیتی از مردم برگزار می‌شود.

  • واژۀ "عید" در عهد عتیق به معنای واقعی واژۀ "زمان تعیین شده" است.

  • اعیادی که توسط ‌اسرائیلیان برگزار می‌شد، زمان‌ها یا فصل‌هایی بود که خدا به آن‌ها دستور داده بود.

  • در برخی از ترجمه‌های انگلیسی، از واژۀ "ضیافت" به جای جشن استفاده می‌شود، زیرا جشن‌ها شامل صرف یک وعده غذایی بزرگ با هم بود.

  • چندین جشن اصلی وجود داشت که اسرائیلیان هر سال آن را جشن می‌گرفتند:

    • عید پِسَخ
    • عید فطیر
    • جشن نوبرها (برداشت اولین محصول)
    • عید هفته‌ها (پنطیکاست)
    • جشن کرناها یا شیپورها
    • روز کفاره
    • عید خیمه‌ها (الاچیق یا سایبان‌ها نیز گفته می‌شود)
  • هدف از برگزاری این عیدها، شکرگزاری از خدا و یادآوری کارهای شگفت انگیزی بود که او برای نجات، محافظت و تأمین مردم خود انجام داده بود.

(نگاه کنید به: ضیافت)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1974, H2166, H2282, H2287, H6213, H4150, G14560, G18580, G18590

فاحشه، هرزه‌گی

تعریف:

واژه "فاحشه" و "تن‌فروش" به کسی گفته می‌شود که اعمال جنسی برای کسب درآمد انجام می‌دهد. فاحشه‌ها یا هرزه‌ها بیشتر زن بودند، اما برخی از آنان مرد بودند.

  • در کتاب مقدس، واژه‌ "فاحشه" گاهی به صورت معنوی برای اشاره به شخصی که خدایان دروغین را می‌پرستد یا جادوگری می کند، استفاده می‌شود.
  • اصطلاح "هرزه‌گی کردن" به معنای این است که با بدرفتاری همانند یک فاحشه رفتار کنیم. این عبارت در کتاب مقدس نیز برای اشاره به شخصی که بت‌ها را می‌پرستد به کار می‌رود.
  • "خود را در زنا انداختن" یا به معنی بدرفتاری جنسی است و یا به پرستش خدایان دروغین اشاره دارد و به بی‌وفایی نسبت به خدا.
  • در زمان‌های قدیم، برخی معابد بت پرستان از فاحشه‌های زن و مرد به عنوان بخشی از مراسم خود استفاده می‌کردند.
  • این واژۀ را می‌توان با واژه یا عبارتی که در زبان مقصد برای اشاره به یک فاحشه استفاده می‌شود، ترجمه کرد. برخی از زبان‌ها ممکن است برای واژه فاحشه، یک واژۀ خوشایند داشته باشند که برای این مورد استفاده می‌شود. (نگاه کنید به: تعبیر)

(نگاه کنید به: adultery, false god, sexual immorality, false god)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2154, H2181, H2183, H2185, H6945, H6948, H8457, G42040

فانی، اسراف، خراب شدن، زمین ویران

تعریف:

هدر دادن چیزی به معنای دور انداختن ‏یا استفادۀ نابخردانه از آن است. چیزی ‏که "زمین بایر" یا ضایعات است، به زمین یا شهری اطلاق می‌شود ‏که ویران شده و دیگر چیزی در آن زندگی ‏نمی‌کند.‏

  • واژۀ "تلف شدن" اصطلاحی است که به ‏معنای بیمار شدن یا تباه شدن بیشتر و ‏بیشتر است. کسی که تلف می‌شود معمولاً به دلیل بیماری یا کمبود غذا ‏بسیار لاغر می‌شود.‏
  • "تخریب کردن" یک شهر یا سرزمین به معنای ‏ویران کردن آن است.‏
  • کلمۀ دیگر برای "زمین ویران" می‌تواند ‏‏"صحرا" یا "بیابان" باشد. اما یک ‏زمین بایر به این معنی نیز می‌تواند باشد که ‏جایی بوده که مردم در آنجا قبلاً زندگی می‌کردند و زمین ‏آن درختان و گیاهانی داشته که خوراک تولید می‌کردند.‏

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0535, H1086, H1104, H1326, H2100, H2490, H2522, H2717, H2721, H2723, H3615, H3856, H4127, H4198, H4592, H4743, H5307, H5327, H7334, H7582, H7703, H7736, H7843, H8047, H8074, H8077, H8414, G06840, G12870, G20490, G26730

فخر کردن، تکبر، تکبرآمیز، مغرور

تعریف:

اصطلاح "متکبر" به معنای مغرور و خودپسند است، معمولاً به شیوهٔ آشکار و قابل تشخیص.

  • فرد متکبر معمولاً شخصی است که به خود می‌بالد.
  • تکبر معمولاً شامل این طرز فکر است که دیگران به اندازهٔ خود شخص مهم یا با استعداد نیستند.
  • افرادی که برای خدا احترام قائل نیستند و بر علیه او شورش می‌کنند، اشخاص متکبر هستند چون عظمت خدا را تشخیص نمی‌دهند.

(نگاه کنید به: acknowledge, boast, proud)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1346, H1347, H2102, H2103, H6277, G02120, G54500

فرستادن، فرستاده، منتشر کردن

تعریف:

"فرستادن" واداشتن کسی یا چیزی به یک جایی است. "فرستادن" کسی به این معنی است که به فردی بگوییم برای انجام تکلیف یا مأموریتی برود.

  • بارها کسی که "فرستاده شده" برای انجام کار ویژه‌ای تعیین شده است.
  • عبارتی مانند "باران بفرست" یا "بلا بفرست" به معنای " سبب ... آمدن باشد." این نوع بیان معمولا اشاره به‌ خدا دارد که موجب به وجود آمدن این چیزها می‌شود.
  • واژه‌ی "فرستادن" هم در بیان کلماتی مانند "کلام را بفرست" یا "پیام را بفرست" استفاده می‌شود، که به معنای دادن پیام به کسی است تا آن فرد به شخص دیگری برساند.
  • برای "فرستادن" کسی "با" چیزی می‌توان به معنای "دادن" آن چیز "به" فرد دیگری باشد، معمولا به منظور پیمودن مسافتی است که آن شخص برای دریافت آن فرمان باید بپیماید.
  • عیسی بارها از عبارت "کسی که مرا فرستاده" برای اشاره به خدای پدر، کسی که او را به زمین "فرستاد" برای رهایی و نجات مردم استفاده کرد. این همچنین می‌تواند "کسی که من را مامور کرده" نیز ترجمه شود.

(نگاه کنید به: appoint, redeem, بیرون کردن)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H0935, H1540, H1980, H2199, H2904, H3318, H3474, H3947, H4916, H4917, H5042, H5130, H5375, H5414, H5674, H6963, H7368, H7725, H7964, H7971, H7972, H7993, H8421, H8446, G07820, G03750, G06300, G06490, G06520, G06570, G10260, G10320, G15440, G15990, G18210, G33330, G33430, G39360, G39920, G43110, G43410, G43690, G48420, G48820

فریاد، فریاد زدن

تعریف:

اصطلاح‌های "فریاد” یا "فریاد زدن" معمولاً به معنای گفتن چیزی با صدای بلند یا اضطراری هستند. کسی می‌تواند در درد، غم، خشم یا ترس "فریاد بزند"، اغلب با هدف درخواست کمک.

  • عبارت "فریاد زدن" می‌تواند به معنای داد زدن یا صدا کردن کسی به منظور درخواست کمک باشد.
  • می‌تواند به معنای دعا کردن هم باشد.
  • با در نظر گرفتن زمینهٔ متن، این اصطلاح همچنین می‌تواند به معنای "با صدای بلند اعلام کنید" یا "درخواست کمک فوری کنید" ترجمه شود.
  • عبارتی همچون "نزد تو فریاد بر می‌آورم" می‌تواند به صورت "به تو برای کمک فریاد می‌کنم" یا "از تو درخواست کمک فوری دارم" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: call, plead, pray)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1058, H2199, H2201, H6030, H6463, H6670, H6682, H6817, H6818, H6873, H6963, H7121, H7123, H7321, H7440, H7442, H7723, H7737, H7768, H7771, H7775, H8663, G03100, G03490, G08630, G09940, G09950, G19160, G20190, G27990, G28050, G28960, G29050, G29060, G29290, G43770, G54550

فریب، دروغ، اغوا کردن، خیال باطل

تعریف:

"فریب" یعنی باعث این شدن که دیگری چیزی را که حقیقت ندارد باور کند. این کار بیشتر با "دروغ" گفتن انجام می شود. عمل فریب دادن یک نفر، "دروغ گویی"، "فریب" یا "اغوا کردن" نام دارد.

  • کسی که دیگران را به باور کردن دروغی وا می دارد، "فریبکار" است. برای نمونه، شیطان "فریبکار" خوانده می شود. روح های شریر که زیر فرمان او هستند نیز فریبکارند.
  • "دروغ گفتن" یعنی گفتن چیزی که حقیقت ندارد.
  • یک شخص یا یک عمل و یا پیامی که راست و درست نیست، فریبنده یا فریب است.
  • اصطلاح های "فریب" و "اغوا" هم معنی هستند. گاه در کاربرد هریک از آنها تفاوت اندکی به چشم می خورد.
  • اصطلاح های توصیفی "فریب دهدنده" و "اغواگر" هردو یک معنی می دهند.

پیشنهاد های ترجمه:

  • برای ترجمه "فریب" می توان این عبارت ها را نیز به کار گرفت: "به کسی دروغ گفتن"، "کسی را به باور دروغین واداشتن"، "کسی را گول زدن، تا به چیزی که نادرست است بیاندیشد"
  • اصطلاح "فریب خورده" را می توان اینگونه ترجمه کرد: "به باور دروغ رسیده"، "کسی که به او دروغ گفته شده"، "گول خورده"، "تحمیق شده" یا "گمراه شده"
  • "فریبکار" را می توان ترجمه کرد: "دروغگو"، "گمراه کننده"، "کسی که فریب می دهد"
  • بسته به متن، واژه های "فریب" و "اغوا" را می توان با به کار گرفتن واژه یا عبارتی ترجمه کرد که این معنی ها را بدهد: "تقلبی" یا "دروغین" یا "حقه بازی" یا "نادرستی"
  • واژه های "فریبنده" و "باطل" را می توان ترجمه کرد: "غیر حقیقی"، "گمراه کننده" و یا "دروغ"، که توصیف کننده شخصی است که به گونه ای سخن می گوید یا عمل می کند که دیگران آنچه را که نادرست است باور کنند.

(نگاه کنید به: true)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0898, H2048, H3577, H3584, H3868, H4123, H4820, H4860, H5230, H5377, H5558, H6121, H6231, H6601, H7411, H7423, H7683, H7686, H7952, H8267, H8496, H8582, H8591, H8649, G05380, G05390, G13860, G13870, G13880, G18180, G38840, G41050, G41060, G41080, G54220, G54230

فهم، آگاه، به یاد آوردن، یادآوری، هم‌فکر

تعریف:

واژه "فهم" به بخشی از فرد که فکر می کند و تصمیم می گیرد، اشاره دارد.

  • "ذهن" هر شخص مجموعه ای از افکار و استدلالهای اوست.
  • "فهم مسیحی داشتن" به معنای فکر کردن و عمل کردن همچون افکار و اعمال عیسی مسیح است. این به معنای مطیع خدای پدر بودن، اطاعت از تعالیم مسیح، قادر به انجام این کار از طریق قدرت روح القدس است.
  • "تغییر نظر" به معنای این است که کسی تصمیم متفاوتی گرفته یا نظر متفاوتی نسبت به قبل داشته است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژه "فهم" می تواند به "افکار" یا "استدلال" یا "فکر کردن" یا "فهمیدن" نیز ترجمه شود.
  • اصطلاح "به خاطر داشته باشید" می تواند به "به یاد آورید" یا "به این توجه کنید" یا "این را حتما بدانید" ترجمه شود.
  • اصطلاح "قلب، روح و فکر" می تواند به "آنچه را که احساس می کنید، آنچه را که باور دارید، و به آنچه در مورد آن فکر می کنید" نیز ترجمه شود.
  • اصطلاح "به یاد آوردن" را می توان به عنوان"به خاطر بسپار" یا "فکر کردن دربارۀ" نیز ترجمه شود.
  • اصطلاح "نظرش عوض شد و رفت" را نیز می توان به "تصمیم متفاوتی گرفت و رفت" یا "بالاخره تصمیم به رفتن گرفت " یا "نظرش را تغییر داد و رفت" ترجمه کرد.
  • اصطلاح "دودلی" می تواند به "شک کردن" یا "ناتوانی در تصمیم گیری" یا "داشتن افکار ناسازگار" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: believe, قلب, روح)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3629, H3820, H3824, H5162, H7725, G12710, G13740, G33280, G35250, G35400, G35630, G49930, G55900

قاصد، رسول

نکته‌ها:

واژۀ "قاصد" به کسی اطلاق می‌شود که به او پیامی داده می‌شود تا به دیگران بگوید.

  • در زمان های قدیم، قاصدی از میدان جنگ فرستاده می‌شد تا به مردم در شهر بگوید که چه اتفاقی می‌افتد.
  • فرشته نوع خاصی از پیام رسان است که خدا او را می‌فرستد تا به مردم پیام بدهد. برخی ترجمه‌ها "فرشته" را به "پیام‌آور" ترجمه می‌کنند.
  • یوحنای تعمید دهنده را رسولی می‌نامیدند که پیش از عیسی آمد تا آمدن مسیح را اعلام کند و مردم را برای پذیرایی از او آماده کند.
  • رسولان عیسی فرستادگان او بودند تا مژدۀ پادشاهی خدا را با دیگران در میان بگذارند.

(نگاه کنید به: angel, apostle, John (the Baptist))

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1319, H4397, H4398, H5046, H5894, H6735, H6737, H7323, H7971, G00320, G06520

قانون، اصول

تعریف:

"قانون" یک قاعده حقوقی است که به صورت معمول توسط شخصی که دارای قدرت است، نوشته و اجرا می‌شود. "اصول" یک دستورالعمل برای تصمیم گیری و رفتار است و به صورت معمول نوشته یا اجرا نمی‌شود. با این حال، گاهی اوقات واژه "قانون" به معنای "اصول" استفاده می‌شود.

  • "قانون" مشابه به "فرمان" است، اما واژه "شریعت" به طور کلی برای اشاره به موارد نوشته شده به جای گفتار استفاده می‌شود.
  • هر دو، "قانون" و "اصول" می‌توانند به یک قاعده یا اعتقاد کلی اشاره کنند که رفتار یک فرد را هدایت می‌کند.
  • این معنای "قانون" با معنای آن در عبارت "شریعت موسی" که به دستورات و رهنمایی هایی که خدا به اسرائیلیان داده است اشاره می‌کند، متفاوت است.
  • هنگامی که به قانون به صورت کلی اشاره می‌شود، "قانون" می‌تواند به عنوان "اصول" یا "قاعده عمومی" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: شریعت موسی, decree, command, declare)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1285, H1881, H1882, H2706, H2708, H2710, H4687, H4941, H6310, H7560, H8451, G17850, G35480, G35510, G47470

قانونی، غیرقانون، بی قانونی، بی قانون

تعریف:

واژه "قانونی" به کاری اطلاق می‌شود که مطابق قانون یا مقررات دیگر، اجازه انجام آن باشد . واژه مخالف آن "غیر قانونی" است که به سادگی معنای آن "بی قانونی" می‌باشد.

  • در کتاب مقدس، اگر قانون اخلاقی خدا، یا شریعت موسی و سایر قوانین یهودی اجازه آن را می‌داد، چیزی "قانونی" بود و چیزی که "غیر قانونی" بود توسط آن قوانین "مجاز" نبود.
  • انجام کاری "قانونی" به معنای انجام "درست" یا "به طریقه درست" است.
  • بسیاری از چیزهایی را که قوانین یهود حلال یا غیرقانونی می‌دانستند با قوانین خدا در مورد محبت به دیگران همخوانی نداشت.
  • در ارتباط با متن، روش‌های ترجمه "قانونی" می‌تواند شامل "مجاز" یا "طبق قانون خدا" یا "پیروی از قوانین ما" یا "مناسب" یا "درست" باشد.
  • عبارت "آیا قانونی است؟" را نیز می‌توان به صورت "آیا قوانین ما اجازه می‌دهد؟" یا "آیا این همانی است که قوانین ما اجازه می‌دهد؟ "، ترجمه کرد.

واژه های "غیر قانونی" و "بی قانونی" برای توصیف اعمالی استفاده می‌شود که قانون را نقض می‌کند.

  • در عهد جدید، واژه "غیرقانونی" نه تنها برای اشاره به نقض قوانین خدا استفاده می‌شود، بلکه اغلب به نقض قوانین ساخته‌شده یهودی همچنان اشاره دارد.
  • با گذشت سالها، یهودیان به قوانینی که خدا به آنها داده بود مواردی را اضافه کردند. رهبران یهود، اگر موردی که با قانون ساخته شده خود آنها مطابقت نمی‌کرد آن را "غیرقانونی" می‌نامیدند.
  • هنگامی که عیسی و شاگردان او در یک روز شَبّات مشغول چیدن غلات بودند، فریسیان آنها را به انجام کاری "غیر قانونی" متهم کردند، زیرا این کار قوانین یهودی را در مورد کار نکردن در آن روز زیر پا می‌گذاشت.
  • وقتی پتُرس اظهار داشت که خوردن غذاهای ناپاک برای او "نا مشروع" است، منظور او این بود که اگر آن غذاها را بخورد، قوانینی را که خدا به اسرائیلیان درباره نخوردن بعضی از غذاها داده بود، زیر پا می‌گذارد.

واژه "بی قانون" شخصی را توصیف می‌کند که از قوانین یا دستورات پیروی نمی‌کند. وقتی کشوری یا گروهی از مردم در وضعیت "بی قانونی" قرار دارند، نافرمانی، شورش یا بی اخلاقی گسترده در آنجا رخ می‌دهد.

  • شخص بی قانون سرکش است و از قوانین خدا پیروی نمی‌کند.
  • پولُس رسول نوشت که در روزهای آخر در اینجا "مرد بی قانون" یا "بی قانونی" خواهد بود که تحت تأثیر شیطان قرار خواهد گرفت تا کارهای بد انجام بدهد.

پیشنهادات ترجمه:

  • واژه "غیر قانونی" باید با استفاده از کلمه یا عبارتی که به معنای "بی قانونی" یا "قانون شکنی" ترجمه شود.

  • راه‌های دیگر برای ترجمه "غیرقانونی" می‌تواند "مجاز نیست" یا "مطابق با قانون خدا نیست" یا "عدم مطابقت با قوانین ما" باشد.

  • بیان "خلاف قانون" همان معنای "غیر قانونی" است.

  • واژه "بی قانون" همچنان می‌تواند به عنوان "سرکش" یا "نافرمان" یا "قانون شکن" ترجمه شود.

  • واژه "بی قانونی" را می‌توان به عنوان "عدم اطاعت از هیچ قانونی" یا "عصیان (علیه قوانین خدا)" ترجمه کرد.

  • عبارت "مرد بی قانون" را می‌توان به عنوان "مردی که از هیچ قانونی پیروی نمی کند" یا "مردی که علیه قوانین خدا عصیان می‌کند" ترجمه کرد.

  • حفظ مفهوم "قانون" در این واژه، در صورت امکان مهم است.

  • توجه داشته باشید که واژه "غیر قانونی" معنای متفاوتی با این واژه دارد.

(نگاه کنید به: قانون, شریعت موسی, موسی, Sabbath)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H6530, G01110, G01130, G02660, G04580, G04590, G18320, G35450

قبر، مقبره، قبرکن، قبرستان

تعریف:

واژه‌هایی "قبر" و "مقبره" به مکانی اطلاق می‌شود که جسد اشخاص را در آنجا می‌گذارند. "قبرستان" واژۀ عمومی برای اشاره به این مکان است.

  • يهوديان اغلب از غارهاي طبيعي به عنوان مقبره استفاده مي‌كردند و همچنان بعضی اوقات غارهايي را در صخره‌هاي كنار تپه حفر مي‌كردند.
  • در دوران عهد جدید، معمولاً برای بستن یک قبر، سنگ بزرگ و سنگینی را جلوی دهانه قبر قرار می‌دادند.
  • اگر در زبان مقصد واژۀ قبر فقط به حفره‌ای اشاره می‌کند که جسد در آن گذاشته و زیر زمین قرار می‌گیرد، پس راه‌های دیگر برای ترجمۀ آن می‌تواند شامل "غار" یا "حفره در کنار تپه" باشد.
  • واژۀ "مقبره" اغلب به طور کلی و استعاری برای اشاره به مرگ و یا مکانی که ارواح مردگان در آن است، بکار می‌رود.

(نگاه کنید به: دفن, مرگ)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌هایی آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۳۲ تصویر ۴ آن مرد در میان مقبره‌های آن منطقه زندگی می‌کرد.
  • داستان ۳۷ تصویر ۶ عیسی از آنان پرسید: «ایلعازر را در کجا گذاشته‌اید؟» به او گفتند: «در قبر. بیا و ببین."
  • داستان ۳۷ تصویر ۷ مقبره غاری بود که سنگی در جلوی دهانه آن غلتیده بود.
  • داستان ۴۰ تصویر ۹ سپس یوسف و نیقودیموس، دو رهبر یهودی‌ای که معتقد بودند عیسی مسیح است، از پیلاطس جسد عیسی را خواستند. آنان جسد او را در پارچه‌ای پیچیده و در قبری که در میان سنگی قرار داشت، گذاشتند. سپس سنگ بزرگی را جلوی قبر غلتاندند تا دهانه آن مسدود شود.
  • داستان ۴۱ تصویر ۴ او (فرشته) سنگی که ورودی قبر را پوشانده بود، دور کرد و بر آن نشست. سربازانی که از مقبره نگهبانی می‌کردند، ترسیده و مانند مرده‌ها به زمین افتادند.
  • داستان ۴۱ تصویر ۵ وقتی زنان به قبر رسیدند، فرشته به آنان گفت: «نترسید. عیسی اینجا نیست. او از مردگان برخاسته است، همان طور که گفته بود! قبر را نگاه کنید و ببینید.» زنان به داخل قبر نگاه کردند و دیدند که جسد عیسی را در جایی که گذاشته شده بود، نبود!.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1430, H6900, H6913, H7585, H7845, G34180, G34190, G50280

قتل عام، مقتول

تعریف:

واژهٔ "قتل عام" به کشتن تعداد زیادی حیوان یا انسان یا کشتن به روش خشونت آمیز اشاره دارد. همچنین می‌تواند به کشتن حیوان برای خوردن آن اشاره کند. عمل ذبح را "کشتن" نیز می‌گویند.

  • هنگامی که ابراهیم سه بازدید کننده را در خیمه خود در بیابان پذیرفت، به خادمان خود دستور داد که گوساله‌ای را برای مهمانانش ذبح کرده و بپزند.
  • حزقیال پیامبر نبوت کرد که خدا فرشتهٔ خود را می‌فرستد تا همهٔ کسانی را که از کلام او پیروی نمی‌کنند، بکشد.
  • اول سموئیل قتل عام بزرگی را ثبت می‌کند که در آن ۳۰۰۰۰ اسرائیلیان به دلیل نافرمانی از خدا توسط دشمنان خود کشته شدند.
  • "سلاح‌های قتل" را می‌توان به عنوان "سلاح‌های کشتار" ترجمه کرد.
  • عبارت "کشتار بسیار زیاد بود" را می‌توان به صورت "تعداد زیادی کشته شدند" یا "تعداد مرگ و میر بسیار زیاد بود" یا "تعداد وحشتناکی از مردم مردند" ترجمه کرد.
  • راه‌های دیگر برای ترجمه "قتل" می‌تواند شامل "کشتن" یا "ذبح" یا "به قتل رساندن" باشد.

(نگاه کنید به: angel, cow, disobey, Ezekiel, servant, slay)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2026, H2027, H2028, H2076, H2491, H2873, H2874, H2878, H4046, H4293, H4347, H4660, H5221, H6993, H7524, H7819, H7821, G28710, G49670, G49690

قحطی

تعریف:

واژۀ "قحطی" به کمبود شدید غذا در سراسر یک کشور یا منطقه اشاره دارد. این قحطی به صورت معمول به دلیل عدم باران کافی بوجود می‌آید.

  • محصولات غذایی ممکن است به دلایل طبیعی مانند کمبود باران، بیماری محصولات یا حشرات از بین بروند.
  • کمبود مواد غذایی می‌تواند توسط افراد نیز ایجاد شود، مانند دشمنانی که محصولات را از بین می‌برند.
  • در کتاب مقدس، خدا گاهی اوقات قحطی را به عنوان راهی برای مجازات ملت‌ها در هنگام گناه، بوجود می‌آورد.
  • در عاموس ۸ آیه ۱۱، واژۀ "قحطی" به صورت استعاری برای اشاره به زمانی استفاده می‌شود که خدا قوم خود را با صحبت نکردن با آنان، مجازات کرد. این می‌تواند با کلمه "قحطی" در زبان شما یا با عبارتی مانند "فقدان شدید" یا "محرومیت شدید" ترجمه شود.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3720, H7458, H7459, G30420

قدرت، معجزه، کارهای قدرتمند

تعریف:

واژه‌های "قدرت" و "توانایی" به داشتن قوت یا اقتدار زیاد اشاره دارد.

  • اغلب واژۀ "توان" کلمه دیگری برای "قدرت" است. وقتی در مورد خدا صحبت می‌شود، می‌تواند به معنای "قادر" باشد.
  • عبارت "مردان قدرتمند" اغلب به مردان شجاع و پیروز در جنگ اشاره دارد. گروهی مردان وفادار داوود که به محافظت و دفاع به او کمک می‌کردند، اغلب "مردان توانا" نامیده می‌شدند.
  • از خدا به عنوان "قادر" نیز یاد می‌شود.
  • عبارت "کارهای قدرتمند" معمولاً به کارهای شگفت انگیز خدا، به ویژه معجزات اشاره دارد.
  • این واژۀ مرتبط با واژۀ "متعال" است که وصف متداول برای خدا است، یعنی او دارای قدرت کامل است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • بسته به متن، واژۀ "قادر" می‌تواند به عنوان "قدرتمند" یا "شگفت انگیز" یا "بسیار قوی" ترجمه شود.
  • عبارت "قدرت او" را می‌توان به عنوان "توانایی او" یا "اقتدار او" ترجمه کرد.
  • در اعمال رسولان ۷، موسی به عنوان مردی توصیف شده است که "در گفتار و کردار خود توانا بود". این را می‌توان به عنوان "موسی سخنان قدرتمندی از جانب خدا گفت و کارهای معجزه آسایی انجام داد" یا "موسی کلام خدا را قدرتمندانه گفت و کارهای شگفت انگیز بسیاری انجام داد."
  • بسته به متن، "اعمال قدرتمندانه" را می‌توان به عنوان "کارهای شگفت انگیزی که خدا انجام می‌دهد" یا "معجزات" یا "خدا کارهایی را که با قدرت انجام می‌دهد" ترجمه کرد.
  • واژۀ "قدرت" همچنین می‌تواند به عنوان "توان" یا "قدرت بزرگ" ترجمه شود.
  • این واژۀ را در زبان انگلیسی با واژه‌ای که برای بیان یک احتمال استفاده می‌شود مانند "ممکن است باران بیاید" اشتباه نگیرید.

(نگاه کنید به: متعال, معجزه, قدرت, توانایی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0046, H0047, H0117, H0202, H0386, H0410, H0430, H0533, H0650, H1219, H1368, H1369, H1396, H1397, H1419, H2220, H2389, H2428, H3201, H3524, H3581, H3966, H4101, H5794, H5797, H6099, H6105, H6108, H6184, H7227, H7580, H8623, H8624, G14110, G14150, G14980, G24780, G24790, G29000, G29040, G31670, G31730

قربانی، قربانی‌ها، هدیه

تعریف:‏

در کتاب مقدس، اصطلاحات "قربانی" و ‏‏"هدیه" به هدایای ویژه‌ای اشاره ‏دارد که به عنوان عملی برای پرستش خدا ‏به او تقدیم شده است.‏ مردم همچنین برای خدایان دروغین ‏قربانی می‌کردند.‏

قربانی

  • تقدیم قربانی به خدا اغلب همراه ذبح یک حیوان بود.‏
  • فقط قربانی عیسی، پسر کامل و بدون گناه ‏خدا، می‌تواند مردم را کاملاً از گناه ‏پاک سازد. قربانی کردن حیوان‌ها هرگز نتوانست این کار را بکند.‏

هدیه

  • واژۀ "هدیه" به طور کلی چیزهایی که تقدیم یا بخشیده می‌شود، اشاره دارد. عبارت "قربانی" به چیزی یا عملی که با هزینۀ گزافی از جانب تقدیم کنندۀ آن اهدا می‌شود، اشاره می‌کند.‏
  • هدایا برای خدا چیزهای خاصی بود که خدا ‏به قوم اسرائیل دستور داد تا برای ‏ابراز وقف و اطاعت از او تقدیم کنند.
  • نام هدایای مختلف مانند "قربانی ‏سوختنی" و "قربانی سلامتی" به نوع قربانی که تقدیم می‌شد، اشاره داشتند.

پیشنهادهای ترجمه

  • واژۀ قربانی را می‌توان به صورت "هدیه‌ای به خدا" یا "چیزی که به خدا تقدیم شده" یا "چیز باارزشی که به خدا تقدیم می‌شود"، ترجمه کرد.‏
  • بسته به متن، عبارت "قربانی" می‌تواند به صورت "چیز باارزشی که در پرستش تقدیم می‌شود" یا "حیوان بخصوصی ذبح شده و به خدا تقدیم می‌شود" نیز ترجمه شود.
  • اقدام به "قربانی کردن" را می توان به صورت "دست کشیدن از چیزی باارزش" یا "کشتن حیوان و تقدیم آن به خدا" ترجمه کرد.‏
  • روش دیگر برای ترجمۀ "خود را قربانی زنده برای خدا بگذران" می‌توان به صورت "در حالی که زندگی خود را می‌کنی، به همان صورت که حیوانی در قربانگاه تقدیم می‌شود، خود را کاملاً به خدا تسلیم کن" ترجمه شود‏.

(نگاه کنید به: قربانگاه, قربانی سوختنی, قربانی نوشیدنی, خدای دروغین, قربانی شراکت, قربانی آزادی قربانی سلامت, کاهن, قربانی گناه, پرستش)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۳ تصویر ۱۴ نوح پس از ترک کشتی، قربانگاهی ساخت و از حیواناتی که بدین منظور آورده بود، قربانی گذراند. خدا از این کار نوح خشنود شد و خاندانش را برکت داد.
  • داستان ۵ تصویر ۶ «تنها پسرت اسحاق را برای من قربانی کن». ابراهیم بار دیگر از خدا اطاعت کرد و آماده شد تا پسرش را قربانی کند.
  • داستان ۵ تصویر ۹ خدا قوچ را به جای اسحاق برای قربانی تدارک دیده بود.
  • داستان ۱۳ تصویر ۹ هرکس که از شریعت خدا سرپیچی می‌کرد، می‌بایست حیوانی را نزد قربانگاه بیاورد. کاهنی می‌بایست آن حیوان را بکشد و آن را به عنوان قربانی برای خدا، بر روی قربانگاه ‌بسوزاند. خداوند فرمود که خون حیوان قربانی شده، گناه شخص را می‌پوشاند. بدین گونه خداوند گناه او را نادیده می‌گرفت و آن شخص از دید خدا پاک به حساب می‌آمد.
  • داستان ۱۷ تصویر ۶ داوود می‌خواست معبدی بسازد که همه قوم اسرائیل بتوانند در آن خدا را بپرستند و قربانی تقدیمش کنند.
  • داستان ۴۸ تصویر ۶ عیسی کاهن اعظم است. او کاری کرد که کاهنان از انجام آن ناتوان بودند. او خود را فدا کرد تا قربانی‌ای برای گناهان بشر فراهم سازد.
  • داستان ۴۸ تصویر ۸ اما خدا عیسی را به دنیا بخشید تا به جای ما قربانی شود و بمیرد. به همین سبب عیسی را بره خدا می‌نامیم.
  • داستان ۴۹ تصویر ۱۱ چون عیسی خود را به عنوان قربانی تقدیم خدا کرد، پس خدا همه گناهان، حتی گناهان بسیار بد آنانی را که به او ایمان می‌آورند می‌بخشد.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0801, H0817, H0819, H1685, H1890, H1974, H2076, H2077, H2281, H2282, H2398, H2401, H2402, H2403, H2409, H3632, H4394, H4503, H4504, H5066, H5068, H5071, H5257, H5258, H5261, H5262, H5927, H5928, H5930, H6453, H6944, H6999, H7133, H7311, H8002, H8426, H8548, H8573, H8641, G02660, G03340, G10490, G14350, G14940, G23780, G23800, G36460, G43760, G54850

قربانی‌های سوختنی

تعریف:

"قربانی سوختنی" نوعی قربانی برای خدا بود که با آتش در قربانگاه سوزانده می‌شد. این قربانی برای کفاره گناهان مردم عرضه می‌شد. به این "قربانی آتشین" نیز می‌گفتند.

  • حیواناتی که برای این قربانی استفاده می‌شد معمولاً گوسفند یا بز بودند، اما از گاو و پرندگان نیز استفاده می‌شد.
  • در این قربانی به جز پوست، تمام حیوان سوزانده شد و پوست آن به کشیش داده می‌شد.
  • خدا به قوم یهود دستور داد که هر روز دو بار قربانی‌های سوختنی بگذرانند.

(نگاه کنید به: قربانگاه, کفاره, گاو نر, کاهن, قربانی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0801, H5930, H7133, H8548, G36460

قرعه، قرعه انداختن

تعریف:

در کتاب‌مقدس قرعه یک شیء علامت‌گذاری شده است که به عنوان روشی برای تصمیم‌گیری منصفانه و/یا تصادفی معمولاً به منظور انتخاب فرد خاصی در یک گروه استفاده می‌شد. "قرعه انداختن" به فرایند استفاده از "قرعه‌ها" برای تصمیم منصفانه و یا تصادفی اشاره دارد.

  • امروزه در برخی فرهنگ‌ها با استفاده از دسته‌ای از نی‌ها قرعه‌ها را می‌کشند یا بیرون می‌آورند. یک نفر نی‌ها را نگه می‌دارد به طوری که هیچ کس طول آنها را نمی‌بیند. هر کس یک نی از میان دیگر نی‌ها بیرون می‌کشد و کسی که بلندترین (یا کوتاه‌ترین) نی را بیرون می‌کشد، کسی است که انتخاب می‌شود.
  • در دوران کتاب‌مقدس اشیائی که "قرعه" انداخته می‌شدند احتمالاً سنگ‌های کوچک علامت‌گذاری شده بودند. در واقع معلوم نیست که "قرعه"‌ چگونه مشخص‌کنندۀ یک تصمیم بود. ولی احتمالاً شامل انداختن یا پرتاب سنگ‌های علامت‌گذاری شده بر زمین می‌بود.
  • عبارت "قرعه انداختن" را می‌توان به صورت ‌"قرعه پرت کردن" یا "قرعه افکندن" یا "قرعه غلتاندن" نیز ترجمه کرد. ترجمۀ انداختن نباید به نظر خواننده پرتاب به مسافتی دور تلقی شود.
  • اگر تصمیمی "به وسیلۀ قرعه" اتخاذ می‌شود، می‌توان آن را به صورت "انداختن قرعه" یا "پرتاب قرعه" یا غیره، ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: الیزابت, کاهن, زکریا (عهد عتیق), زکریا (عهد جدید))

در کتاب مقدس:

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H1486, H5307, G28190, G29750

قصر، سرای، خانه

تعریف:

واژۀ "قصر" یا "کاخ" به ساختمان یا خانه‌ای اطلاق می‌شود که یک پادشاه همراه با اعضای خانواده و خادمان خود در آن زندگی می‌کردند.

  • همان‌طور که در عهد جدید ذکر شده، کاهن‌اعظم نیز در یک مجموعۀ کاخ زندگی می‌کرد.
  • قصرها بسیار آراسته بودند و دارای معماری و اثاثیۀ زیبا بودند.
  • ساختمان‌ها و اثاثیۀ یک قصر از سنگ یا چوب ساخته می‌شد و اغلب با روکش چوب، طلا یا عاج گران‌قیمت پوشانده می‌شد.
  • بسیاری افراد دیگر نیز در مجموعۀ قصرها که معمولاً شامل ساختمان‌های متعددی بود، زندگی و کار می‌کردند.

(نگاه کنید به: حیاط, کاهن اعظم, پادشاه)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0759, H1002, H1004, H1055, H1406, H1964, H1965, G08330, G09330, G42320

قوم، اسباط

تعریف:

واژه‌های "قوم" و "اسباط" به گروهی از مردم اشاره دارد که زبان و فرهنگ مشترکی دارند. واژۀ قوم اغلب به تجمع مردم در یک مکان یا رویداد خاص اشاره دارد.

  • در دوران کتاب مقدس اعضای یک گروه قومی یا سبط معمولاً اجداد یکسانی داشتند و با هم در یک کشور یا منطقۀ خاصی از زمین زندگی می‌کردند.
  • بسته به زمینۀ متن، واژۀ "قوم" می‌تواند اشاره به یک "گروه قومی" یا "خانواده" یا "بستگان" یا "یک ارتش" داشته باشد.
  • وقتی از این کلمه به شکل جمع استفاده می‌شود، اغلب به همۀ گروه‌های قومی زمین اشاره دارد. گاهی اوقات بیشتر به طور اخص به مردمانی که اسرائیلی نیستند و یهوه را خدمت نمی‌کنند اشاره دارد. در برخی از ترجمه‌های انگیسی کتاب مقدس اصطلاح "امّت‌ها" به این منظور استفاده شده است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژۀ "سبط" را می‌توان با کلمه یا عبارتی که معنای "گروه قومی بزرگ" یا "قبیله" یا "گروه بومی" بدهد، ترجمه نمود.
  • بسته به زمینۀ متن، عبارتی مانند "قوم من" را می‌توان "بستگان من" یا "هموطنان اسرائیلی من" یا "خانوادۀ من" یا "گروه قومی من" ترجمه نمود.
  • عبارت "شما را درمیان قومها پراکنده می‌کنم" را می‌توان به شکل "باعث زندگی شما با گروه‌های قومی زیاد می‌شوم" یا "باعث می‌شوم از هم دور شده، در مناطق مختلف دنیا زندگی کنید" ترجمه نمود.
  • بسته به زمینۀ متن واژۀ "قوم‌ها" یا "قوم" را می‌توان به شکل "مردم دنیا" یا "گروه‌های قومی" نیز ترجمه کرد.
  • عبارت "مردمی از" را بسته به این که با اسم شخص یا مکانی همراه باشد، می‌توان به شکل "مردمی که زندگی می‌کنند در" یا "مردمی از تبار" یا "خانوادۀ" ترجمه نمود.
  • "همۀ قوم‌های زمین" را می‌توان به شکل "همۀ کسانی که بر زمین زندگی می کنند" یا "هر کس در دنیا" یا "همۀ مردم" ترجمه نمود.
  • عبارت "قومی" را می‌توان به شکل "گروهی از مردم" یا "مردم خاصی" یا "اجتماعی از مردم" نیز ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: نسل, ملت, قبیله, جهان)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۱۴ تصویر ۲ خدا به ابراهیم، اسحاق و یعقوب قول داده بود که سرزمین موعود را به فرزندان آنها خواهد داد. ولی در آن زمان قبیله‌های بسیاری در آنجا زندگی می‌کردند.
  • داستان ۲۱ تصویر ۲ خدا به ابراهیم وعده داد که به وسیله او همه ملت‌های جهان برکت خواهند یافت. او به وعده خود پس از مدت زمانی با فرستادن مسیح عمل می‌نمود. مسیح موعود می‌بایست مردم را از هر قومی در دنیا از گناهشان نجات بخشد.
  • داستان ۴۲ تصویر ۸ “انبیاء همچنین نوشته‌‎اند که شاگردان من کلام خدا را اعلام خواهند کرد و به همه خواهند گفت که باید توبه کنند. هر آنکس که توبه کند، خدا گناهانش را خواهد آمرزید. شاگردان من اعلام این پیام را از اورشلیم آغاز کرده، سپس به میان همه قوم‌ها و به همه جا خواهند رفت.
  • داستان ۴۲ تصویر ۱۰ «بنابراین بروید و همۀ قوم‌ها را شاگرد من سازید و ایشان را به نام پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهید و به ایشان تعلیم دهید که چگونه تمام دستوراتی که به شما داده‌ام را اطاعت کنند.»
  • داستان ۴۸ تصویر ۱۱ هر کس از هر قوم و قبیله‌ای، اگر این پیمان را بپذیرد، به قوم خدا می‌پیوندد. او به خاطر ایمان به عیسی به قوم خدا می‌پیوندد.
  • داستان ۵۰ تصویر ۳ عیسی فرمود: «بروید و همه ملت‌ها را شاگردان من سازید، زیرا قلب‌ها همانند مزرعه‌ها برای درو آماده هستند.»

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H0249, H0523, H0524, H0776, H1121, H1471, H3816, H5712, H5971, H5972, H6153, G10740, G10850, G12180, G14840, G25600, G29920, G37930

کامل

تعریف:

در عهد جدید، واژۀ "کامل" به معنای بالغ بودن در زندگی مسیحی است. تکمیل کردن چیزی به معنای کار کردن روی آن است تا زمانی که عالی و بدون نقص باشد. قربانی‌های عهد عتیق باید "کامل" یا "تکمیل"، یعنی بدون عیب باشند.

  • کامل و بالغ بودن به این معنی است که یک مسیحی مطیع است نه بی گناه.
  • واژۀ "کامل" نیز به معنای "مکمل" یا "کل" بودن است.
  • کتاب عهد جدید یعقوب بیان می‌دارد که استقامت در آزمایش‌ها باعث ایجاد کامل و بلوغ در ایمان می‌شود..
  • هنگامی که مسیحیان کتاب مقدس را مطالعه و از آن اطاعت می‌کنند، از نظر روحانی کامل تر و بالغ تر می‌شوند، زیرا در شخصیت خود بیشتر شبیه مسیح خواهند شد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • این واژه می‌تواند به صورت "بدون نقص" یا "بدون خطا" یا "بی عیب" یا "بدون ایراد" یا "بی‌نقص" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: blemish)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3632, H3634, H4359, H8003, H8503, H8537, H8549, H8552, G01990, G26750, G26760, G36470, G50460, G50470, G50480, G50500

کامیاب، موفق، رفاه

تعریف:

واژه "کامیاب" اغلب به موفقیت در داشتن پول و دارایی یا در تولید همه چیز مورد نیاز برای زندگی خوب مردم اشاره دارد.

  • واژه "کامیاب" اغلب به موفقیت در داشتن پول و دارایی یا در تولید همه چیز مورد نیاز برای زندگی کردن خوب مردم اشاره دارد.
  • در کتاب مقدس، واژه "رفاه" همچنان شامل سلامتی و تندرستی و داشتن برکت با کودکان است.
  • یک شهر یا کشور "مرفه" شهری است که دارای جمعیت زیاد، تولید مواد غذایی خوب و کسب و کارهایی است که پول زیادی به همراه دارد.
  • کتاب مقدس تعلیم می‌دهد که وقتی انسان از تعالیم خدا اطاعت کند، از نظر روحی پیشرفت خواهد کرد. او همچنان نعمت خوشی و آرامش را تجربه خواهد کرد. خدا همیشه ثروت مادی زیادی به مردم نمی دهد، اما همیشه با پیروی از راه او، آنها را از نظر روحی سعادت می‌بخشد.
  • ارتباط با موضوع، واژه "موفق" می‌تواند به‌عنوان "موفقیت معنوی" یا "موفقیت روحی" یا "برکت خدا" یا "تجربه خوب زندگی کردن" ترجمه شود.
  • واژه "کامیاب" می‌تواند به‌عنوان "موفق" یا "ثروتمند" یا "معنوی مثمر" ترجمه شود.
  • واژه "کامیابی" همچنان می‌تواند به عنوان "خوب زیستن" یا "ثروت" یا "موفقیت" یا "نعمت فراوان" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: bless, خوب, fruit, spirit)

رجوع به کتاب مقدس:

کدهای کلمه:

  • Strong’s: H1129, H1767, H1878, H1879, H2428, H2896, H2898, H3027, H3190, H3444, H3498, H3787, H4195, H5381, H6500, H6509, H6555, H6743, H6744, H7230, H7487, H7919, H7951, H7961, H7963, H7965

کبوتر، فاخته

تعریف:

کبوترها و فاخته‌ها دونوع پرنده کوچک خاکستری مایل به قهوه‌ای هستند که شبیه به هم هستند. بیشتر تصور می‌شود کبوتر به رنگ روشن‌تر و تقریباً سفید است.

  • برخی از زبان‌ها دو نام متفاوت برای خود دارند، در حالی که برخی دیگر از یک نام برای هر دو استفاده می‌کنند.
  • از کبوتر و فاخته در قربانی‌های خدا استفاده می‌شد، به ویژه برای افرادی که توانایی خرید حیوان بزرگتر را نداشتند.
  • هنگامی که سیل در حال پایین آمدن بود، کبوتری برگ درخت زیتون را نزد نوح آورد.
  • کبوترها گاهی نماد پاکی، بی گناهی یا صلح هستند.
  • اگر کبوتر یا فاخته در منطقه زبانی که ترجمه انجام می‌شود، شناخته نشده باشد، این واژه می‌تواند به عنوان "پرنده کوچک قهوه‌ای مایل به خاکستری به نام کبوتر" یا "پرنده کوچک خاکستری یا قهوه‌ای، شبیه به (نام محلی) ترجمه شود.)».
  • اگر در یک آیه به کبوتر و فاخته اشاره شده است، بهتر است در صورت امکان از دو کلمه متفاوت برای این پرندگان استفاده شود.
  • فاخته نوعی کبوتری است که در پیدایش ۱۵ آیه ۹، غزل غزل‌ها ۲ آیه ۱۲ و لاویان ۱۲ آیه ۶ ذکر شده است.

(نگاه کنید به: ترجمه ناشناخته‌ها)

(نگاه کنید به: زیتون, بی گناه, پاک)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1469, H1686, H3123, H8449, G40580

کتاب، طومار

تعریف:

در دوران قدیم، طومار یک نوع کتاب بود که از یک ورقه‌ٔ دراز و لوله شده از پاپیروس (پوست درخت) یا چرم ساخته می‌شد.

  • پس از نوشتن متن روی طومار یا خواندن آن، مردم آن را با استفاده از میله‌هایی که به انتهای آن متصل شده بود، می‌پیچیدند.
  • از طومارها برای نوشتن اسناد قانونی و کتاب مقدس استفاده می‌کردند.
  • گاهی اوقات طومارهایی که توسط یک پیام‌رسان تحویل داده می‌شد با موم، مُهر می‌شد. اگر هنگام دریافت طومار هنوز آن موم وجود می‌داشت، پس گیرنده می‌دانست که پس از آنکه طومار مُهر شده است، هیچ‌کس برای خواندن یا نوشتن آن را باز نکرده است.
  • کتاب‌های حاوی متون مقدس عبری در کنیسه‌ها با صدای بلند خوانده می‌شد.

(نگاه کنید به: seal, synagogue, word of God)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H4039, H4040, H5612, G09740, G09750

کنیسه، جماعت، جمع‌آوری، اجتماع، گردهمایی، جمع شدن، جامعه

تعریف:

اصطلاح "جماعت" معمولاً به گروهی از افراد اشاره دارد که به دلایلی مشترک جمع می‌شوند واغلب برای بحث دربارهٔ مشکلات، ارائهٔ نصیحت یا تصمیم‌گیری گرد هم می‌آیند. جماعت می‌تواند گروهی باشد که به صورت رسمی و به نوعی دائمی سازمان یافته است، یا ممکن است گروهی از افراد باشند که به طور موقت برای هدف یا مناسبت خاصی با هم جمع می‌شوند.

عهد عتیق

  • در عهد عتیق، نوعی جماعت ویژه به نام "جماعت مقدس" وجود داشت که قوم اسرائیل برای پرستش یهوه گرد هم می‌آمدند.
  • گاهی اصطلاح "جماعت" به طور کلی به قوم اسرائیل به عنوان یک گروه اشاره داشت.

عهد جدید

  • در عهد جدید، جماعتی متشکل از ۷۰ رهبر یهودی در شهرهای بزرگ مانند اورشلیم برای قضاوت در امور قانونی و حل اختلافات بین مردم تشکیل جلسه می‌دادند. این جماعت به نام "سنهدرین" یا "شورا" شناخته می‌شد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • با در نظرداشتن زمینهٔ متن، اصطلاح "جماعت" می‌تواند به عنوان "تجمع ویژه" یا "اجتماع" یا "شورا" یا "سپاه" یا "گروه بزرگ" ترجمه شود.
  • هنگامی که اصطلاح "جماعت" به طور کلی به اسرائیلیان به عنوان یک کل اشاره دارد، می‌توان آن را به "جامعه" یا "قوم اسرائیل" ترجمه کرد.
  • عبارت "تمام جماعت" می‌تواند به عنوان "همهٔ مردم" یا "تمام گروه اسرائیلیان" یا "هرکس" ترجمه شود. (نگاه کنید به: مبالغه)
  • گاهی اوقات به یک تجمع بزرگ از سربازان دشمن نیز به عنوان "جماعت" اشاره می‌شود. این را می‌توان تحت عنوان "سپاه" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: council)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0622, H1481, H2199, H3259, H4150, H4186, H4744, H5475, H5712, H6116, H6908, H6950, H6951, H6952, G15770, G38310, G48630, G48640, G48710, G49050

گاو، گاو نر، گوساله، تلیسه

تعریف:

واژه‌های "گاو"، "گاو نر"، "تلیسه" و " گوساله" همگی به نوعی حیوان چهارپای بزرگ گیاه‌خوار اشاره دارند.

  • گاو ماده نام شناخته شده‌ای در زبان فارسی ندارد. برخی آن را "ماریه" می‌خوانند. نر آن " ورزاو"، "ورزو" یا "گاو ورزه" و نوزادشان "گوساله" خوانده می‌شود.
  • در کتاب مقدس، گاوان جزو حیوانات "پاک" بودند که مردم اجازۀ خوردن آنها و استفاده برای قربانی را داشتند. آنها عمدتاً به خاطر گوشت و شیرشان پرورش داده می‌شدند.

"تلیسه" به گاو مادۀ بالغی گفته می‌شود که هنوز گوساله‌ای به دنیا نیاورده باشد.

"گاو نر" یا "گاو ورزا" نوعی از گاو است که به طور ویژه برای کار کشاورزی آموزش دیده است. این دسته گاوها معمولاً گاوهای نر عقیم شده‌ هستند.

  • در سراسر کتاب مقدس، گاوهای نر به عنوان حیواناتی توصیف شده‌اند که با یوغ به هم بسته شده‌اند تا ارابه یا شخم را بکشند.
  • کار کردن گاوهای نر زیر یوغ به قدری در کتاب مقدس رایج بود که عبارت "زیر یوغ بودن" به استعاره‌ای برای کار سخت و طاقت‌فرسا تبدیل شد.
  • گاومیش هم نوعی گاو مذکر است، ولی عقیم نشده و برای کار، آموزش ندیده است.

(نگاه کنید به: ترجمه ناشناخته‌ها)

(همچنین نگاه کنید به: yoke)

Bible References:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0047, H0441, H0504, H0929, H1165, H1241, H4399, H4735, H4806, H5695, H5697, H6499, H6510, H6629, H7214, H7716, H7794, H7921, H8377, H8450, G10160, G11510, G23530, G29340, G34470, G34480, G41650, G50220

گرفتار کردن، گرفتن، دستگیر کردن، تسخیر کردن

تعریف:

واژۀ "گرفتن" یعنی کسی یا چیزی را به زور تصرف کردن یا بردن است. این واژه می‌تواند به معنای چیره شدن یا کنترل کسی نیز باشد.

  • وقتی شهری با قدرت نظامی تسخیر می‌شد، سربازان اموال با ارزش مردم شهری را که تصرف کرده بودند، غارت می‌کردند.
  • از این واژه به شکل استعاره‌ای برای کسی که "گرفتار ترس شده است" استفاده می‌شود. این به آن معناست که "ترس بر چنین شخصی فوری چیره شده است". اگر کسی "گرفتار ترس شده بود" می‌توان به این صورت بیان کرد که آن شخص "ناگهان خیلی ترسید".
  • در زمینۀ درد زایمان "گرفتن" زن به این معنی است که دردها ناگهانی و اضطراری است. در چنین مواردی می‌توان این گونه ترجمه کرد که درد "چیره شده" یا "ناگهان بر او آمده".
  • این واژه می‌تواند به صورت "مسلط شدن" یا "گرفتن فوری" یا "به زور گرفتن" نیز ترجمه شود.
  • عبارت "گرفتار کرده، با او خوابید" می‌تواند به صورت "خود را به او تحمیل کرد" یا "با زور با او زنا کرد" یا "به او تجاوز کرد" ترجمه شود. اطمینان حاصل کنید که ترجمۀ این مفهوم قابل پذیرش باشد.

(نگاه کنید به: به گویی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0270, H1497, H2388, H3027, H3920, H3947, H4672, H5377, H5860, H6031, H7760, H8610, G07240, G19490, G26380, G29020, G29830, G48150, G48840

گمراه، گمراه شدن، گمراه شده، گمراه کردن/منحرف کردن، سرگردان

تعریف:

واژه‌های "سرگردان" و "گمراه شدن" به معنای سرپیچی از ارادۀ خدا است. افرادی که «به بیراهه کشیده شده‌اند» به دیگران یا شرایط اجازه داده‌اند که بر آنها تأثیر بگذارند تا از خدا نافرمانی کنند.

  • واژه "گمراه" تصویر خروج از مسیری روشن یا مکانی امن برای رفتن به مسیری اشتباه و خطرناک را نشان می دهد.
  • گوسفندانی که چراگاه شبان خود را ترک می‌کنند، «سرگردان» شده‌اند. خدا افراد گناهکار را به گوسفندانی تشبیه می کند که او را ترک کرده و «گمراه شده اند.»

پیشنهادهای ترجمه:

  • عبارت "گمراه شدن" را می توان به عنوان "از خدا دور شدن" یا "در مسیر اشتباه به دور از اراده خدا بودن" یا "از اطاعت خدا دست برداشتن" یا "به گونه ای زندگی کردن تا از خدا دور شدن" ترجمه کرد.
  • "گمراه کردن کسی" می تواند به عنوان "وادار کردن به نافرمانی از خدا" یا "تحت تاثیر قرار دادن برای دست کشیدن از اطاعت خدا" یا "تاثیر گذاشتن روی کسی برای دنبال کردن تو در مسیری اشتباه " ترجمه شود.

(نگاه کنید به: disobey, shepherd)

در کتاب مقدّس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5080, H7683, H7686, H8582, G41050, G53510

لباس، جامه، رِدا، عریان ساخته

تعریف:

رِدا یک لباس بیرونی با آستین بلند است که هم زن و هم مرد آن را می‌پوشند و شبیه کُت است.

  • قسمت جلوی رداها باز است و با شالِ کمر یا کمربند بسته می‌شوند.
  • اندازۀ آن‌ها می‌تواند بلند یا کوتاه باشد.
  • پادشاهان جامه‌های بنفش می‌پوشیدند که نشانه‌ای از سلطنت، ثروت و اعتبار بود.

(نگاه کنید به: سلطنتی, پوشش)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0145, H0155, H0899, H1545, H2436, H2684, H3671, H3801, H3830, H3847, H4060, H4254, H4598, H5497, H5622, H6614, H7640, H7757, H7897, H8071, G17460, G20670, G24400, G47490, G40160, G55110

لرزش، تذلّل، تکان خوردن

تعریف:

واژۀ "لرزش" به معنای لرزیدن یا تکان خوردن به آرامی و مکرراً، معمولاً از ترس یا ناراحتی است. این واژه همچنین می‌تواند به معنای "خیلی ترسیدن" به کار رود.

  • گاهی اوقات، وقتی زمین می‌لرزد به آن "تکان" می‌گویند. این کار در هنگام زلزله یا در اثر صدای بسیار بلند انجام می‌شود.
  • کتاب مقدس می‌گوید که در حضور خدا زمین خواهد لرزید. این می‌تواند به این معنی باشد که مردم زمین از ترس خدا می‌لرزند یا خود زمین می‌لرزد.
  • این واژه با در نظر گرفتن زمینۀ متن می‌تواند به صورت "ترس" یا "از خدا بترس" یا "تکان خوردن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: زمین, ترس, خداوند)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1674, H2111, H2112, H2151, H2342, H2648, H2729, H2730, H2731, H5128, H5568, H6342, H6426, H6427, H7264, H7268, H7269, H7322, H7460, H7461, H7481, H7493, H7578, H8078, H8653, G17900, G51410, G51560, G54250

لغزیدن، سقوط کردن

تعریف:

واژۀ "لغزیدن" به معنای "سقوط تقریبی" در هنگام راه رفتن یا دویدن است. معمولاً شامل افتادن روی چیزی است.

  • از نظر روحانی، "لغزش" می‌تواند به معنای "گناه کردن" یا "تزلزل" در ایمان باشد.
  • این واژه همچنین می‌تواند به تزلزل یا ضعف نشان دادن هنگام نبرد یا آزار و اذیت یا تنبیه اشاره کند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در زمینه‌هایی که واژهٔ "لغزیدن" به معنای افتادن فیزیکی روی چیزی است، باید با اصطلاحی ترجمه شود که معنای "تقریباً افتادن" یا "سقوط کردن" را بدهد.
  • این معنای تحت اللفظی می‌تواند در یک بافت مجازی نیز به کار رود، در صورتی که بیان کنندهٔ معنای صحیح در آن زمینه باشد.
  • برای کاربردهای مجازی که معنای تحت الفظی آن در زبان مقصد معنایی نمی‌رساند، واژهٔ "لغزیدن" می‌تواند با در نظر گرفتن زمینهٔ متن، به عنوان "گناه" یا "تزلزل" یا "بی‌ایمان شدن" یا "ضعیف شدن" ترجمه شود.
  • راه دیگری برای ترجمهٔ این واژه می‌تواند این باشد: "لغزش با ارتکاب گناه" یا "لغزش با عدم ایمان".
  • عبارت "لغزش خورد" را می‌توان به "باعث ضعیف شدن" یا "باعث متزلزل شدن" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: believe, persecute, sin, stumbling block)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1762, H3782, H4383, H5062, H5063, H5307, H6328, H6761, H8058, G06790, G43480, G43500, G44170, G46240, G46250

ماتم، ماتم دار، گریه کردن

نکته‌ها:

واژه‌های "ماتم" و "ماتم دار" به بیان اندوه عمیق، به صورت معمول در پاسخ به مرگ کسی اشاره دارد.

  • در بسیاری از فرهنگ‌ها، ماتم داری شامل رفتارهای ظاهری خاصی است که این غم و اندوه را نشان می‌دهد.
  • اسرائیلیان و دیگر قبیله‌ها در زمان‌های قدیم با ناله و زاری بلند عزاداری می‌کردند. آنها همچنین لباس‌های خشن از کرباس می‌پوشیدند و خاکستر بر خود می‌ریختند..
  • ماتم داران مقرر شده، معمولاً زنان بودند، از زمان مرگ تا مدتی بعد از اینکه جسد در قبر گذاشته می‌شد، با صدای بلند گریه و زاری می‌کردند.
  • دوره معمول عزاداری هفت روز بود، اما می‌توانست تا سی روز (مثل موسی و هارون) یا هفتاد روز (مانند یعقوب) طول بکشد.
  • کتاب مقدس همچنین از این واژه به صورت معنوی برای صحبت در مورد "ماتم داری" به دلیل گناه استفاده می‌کند. این به احساس اندوه عمیق اشاره دارد زیرا گناه به خدا و مردم صدمه می‌زند.

(نگاه کنید به: sackcloth, sin)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0056, H0057, H0060, H0205, H0578, H0584, H0585, H1058, H1065, H1068, H1671, H1897, H1899, H4553, H4798, H5092, H5098, H5110, H5594, H6937, H6941, H8386, G23540, G28750, G36020, G39960, G39970

مالک، تصرف، اموال، فروختن

نکته‌ها:

واژۀ "تصرف" و "اموال" معمولاً اشاره به صاحب چیزی بودن می‌کند. آنها می‌توانند به معنای اختیار چیزی را داشتن یا تصرف قطعه‌ای زمین نیز باشند.

  • در عهد عتیق این واژه اغلب در زمینۀ "مالکیت" یا "تصرف" یک منطقه استفاده شده است.
  • وقتی یهوه به قوم اسرائیل فرمان داد که سرزمین کنعان را "تصرف" کنند، معنی آن این بود که آنها باید به این سرزمین بروند و در آنجا زندگی کنند. این در ابتدا شامل تسخیر قوم کنعان بود که در آن سرزمین زندگی می‌کردند.
  • یهوه به قوم اسرائیل گفت که سرزمین کنعان را به ایشان به عنوان "مُلک" آنها داده است. این را می‌توان چنین نیز ترجمه کرد که "مکانی که حقّ آنهاست تا در آنجا زندگی کنند."
  • قوم اسرائیل را "مُلک خاص خدا" نیز می‌نامیدند. این به آن معناست که آنها به عنوان قوم او به طور خاصی از جانب او خوانده شده‌ بودند تا او را خدمت و عبادت نمایند و به او تعلق داشته باشند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • واژۀ مالک بودن می‌تواند تحت عنوان "صاحب بودن" یا "داشتن" یا "مسلط بودن" نیز ترجمه شود.
  • اصطلاح "تصرف کردن چیزی" را بسته به متن می‌توان به شکل "تسلّط یافتن" یا "اشغال کردن" یا "دوام آوردن" نیز ترجمه کرد.
  • وقتی اشاره به چیزهایی است که مردم دارند، "اموال" را می‌توان به صورت "تعلقات" یا "دارایی" یا "چیزهایی که به دست آورده‌اند" یا "چیزهایی که صاحب آن هستند" نیز ترجمه کرد.
  • این که یهوه قوم اسرائیل را "مُلک خاص خود" می‌نامد، می‌توان به صورت "قوم خاص من" یا "مردمی که به من تعلق دارند" یا "قوم من که دوستشان دارم و بر آنها حکومت می‌کنم" نیز ترجمه کرد.
  • جملۀ "آنها را متصرف می‌شوند" وقتی اشاره به یک سرزمین دارد یعنی "آنها سرزمین را اشغال خواهند کرد" یا "آن سرزمین متعلق به آنان خواهد شد."
  • عبارت "آنچه در اختیار داشت" را می‌توان تحت عنوان "آنچه نگه می‌داشت" یا "آنچه با خود داشت" نیز ترجمه کرد.
  • عبارت "همچون اموال خودتان" را می‌توان تحت عنوان "همچون چیزی که تو صاحب آن هستی" یا "جایی که قوم تو در آنجا زندگی خواهند کرد" نیز ترجمه کرد.
  • عبارت "در اختیار او" را می‌توان تحت عنوان "آنچه او صاحبش بود" یا "به او تعلق داشت" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: کنعان, پرستش, ارث)

در کتاب مقدس:

کُدهای واژه:

  • Strong’s: H0270, H0272, H0834, H2505, H2631, H3027, H3423, H3424, H3425, H3426, H4180, H4181, H4672, H4735, H4736, H5157, H5159, H5459, H7069, G11390, G21920, G26970, G27220, G29320, G29330, G29350, G40470, G52240, G55640

ماه، ماهانه

تعریف:

واژۀ "ماه" به یک دورۀ زمانی اطلاق می‌شود که حدود چهار هفته طول می‌کشد. تعداد روزهای هر ماه بستگی به استفاده از تقویم قمری یا شمسی متفاوت است.

  • در تقویم قمری، طول هر ماه بر اساس مدت زمانی است که ماه طول می‌کشد تا به دور زمین بچرخد، یعنی حدود بیست و نه روز است. در این سیستم دوازده یا سیزده ماه در سال وجود دارد. با وجود اینکه یک سال دوازده یا سیزده ماه است، اولین ماه همیشه به همان نام مشابه خود خوانده می‌شود، اگرچه ممکن است فصل متفاوت باشد.
  • "ماه نو" یا مرحلۀ آغازین ماه با تکه‌ای از نور، آغاز هر ماه را در تقویم قمری نشان می‌دهد.
  • تمام نام‌های ماه‌هایی که در کتاب مقدس به آنها اشاره می‌شود مربوط به تقویم قمری است، زیرا اسرائیلیان از این سیستم استفاده می‌کردند. یهودیان مدرن هنوز از این تقویم برای مقاصد مذهبی استفاده میکنند.
  • تقویم خورشیدی امروزی بر اساس مدت زمانی که زمین طول می‌کشد تا به دور خورشید بچرخد (حدود ۳۶۵ روز) است. در این سیستم، سال همیشه به دوازده ماه تقسیم می‌شود که طول هر ماه از بیست و هشت تا سی و یک روز متغیر است.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2320, H3391, H3393, G33760

مخلوق، خلقت، آفریدن، آفریده، آفرینش، خالق

تعریف:

اصطلاح "آفریدن" به معنای ساختن یا باعث وجود چیزی است. هر آنچه آفریده شود، به عنوان "آفرینش" شناخته می‌شود. خدا به عنوان "آفریننده" نامیده می‌شود زیرا او علت به وجود آمدن هر چیزی در کل جهان است.

  • وقتی این اصطلاح به منظور بیان آفریدن جهان توسط خدا استفاده می‌شود، به این معناست که او آن را از نیستی آفرید.
  • وقتی انسان‌ها چیزی را "می‌آفرینند"، به این معناست که آن را از چیزهایی که قبلاً وجود داشتند، ساخته‌اند.
  • گاهی اوقات "آفریدن" به صورت استعاری برای توصیف چیزی انتزاعی مانند ایجاد صلح یا ایجاد دلی پاک در کسی استفاده می‌شود.
  • اصطلاح "آفرینش" می‌تواند اشاره به آغاز جهان در زمانی که خدا اولین بار همه چیز را آفرید، باشد. همچنین می‌تواند به طور کلی به همهٔ چیزهایی که خدا آفریده است، اشاره داشته باشد. گاهی واژهٔ "آفرینش" به معنای خاص‌تر، اشاره به افراد موجود در جهان است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • بعضی زبان‌ها ممکن است بخواهند مستقیماً بگویند خدا جهان را "از هیچ" آفرید تا مطمئن شوند که این معنا واضح است.
  • عبارت "از آفرینش جهان" به معنای "از زمانی که خدا جهان را آفریده" است.
  • عبارت مشابه که برای "در آغاز آفرینش" می‌توان استفاده کرد "وقتی خدا جهان را در آغاز زمان آفرید" یا "زمانی که جهان برای اولین بار آفریده شد" ترجمه شود.
  • موعظهٔ خبر خوش به "همهٔ خلقت" به معنای "به همهٔ مردم در سرتاسر زمین" خبر خوش را اعلام کردن است.
  • عبارت "همهٔ آفرینش به وجد آید" به معنای "همهٔ آنچه خدا آفریده است شادی کند" است.
  • با در نظر گرفتن زمینهٔ متن، "آفریدن" می‌تواند به معنای "ساختن" یا "باعث شدن" یا "از نیستی به هستی آوردن" ترجمه شود.
  • اصطلاح "آفریننده" می‌تواند به معنای "کسی که همه چیز را آفریده است" یا "خدا، که جهان را آفریده است" ترجمه شود.
  • عباراتی مانند "آفرینندهٔ تو" می‌تواند به صورت "خدا، که تو را آفریده است" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: God, good news, world)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3335, H4639, H6213, H6385, H7069, G20410, G26020, G26750, G29360, G29370, G29390, G41600, G54800

مخمر، خمیرمایه، بی‌خمیرمایه

تعریف:

‏"خمیرمایه" عبارتی کلی است که برای ماده‌ای به کار می‌رود که باعث باز شدن و وَر آمدن خمیر نان می‌شود. ‏‏"مخمر" نوع خاصی از خمیرمایه است‏.

  • در برخی از ترجمه های انگلیسی، کلمۀ خمیرمایه به عنوان "مخمر" ترجمه شده است که یک عامل خمیر‏مایۀ مدرن است که خمیر نان را با حباب‌های گاز پر می‌کند و باعث می‌شود خمیر قبل از پخت منبسط شود. مخمر در خمیر ورز داده می‌شود تا در کل تودۀ خمیر پخش شود.‏
  • در دوران عهد عتیق، عامل تخمیر یا ورز دادن خمیر با نگه داشتن آن برای مدتی تولید می‌شد.‏ مقدار کمی از خمیر از تکه‌ای از خمیر قبلی به عنوان خمیرمایه برای خمیر پخت بعدی ذخیره می‌شد.‏
  • وقتی قوم اسرائیل از مصر فرار کردند، وقت کافی برای وَر آمدن خمیر نان نداشتند، بنابرین نانی بدون خمیرمایه تهیه کردند تا در سفر با خود ببرند. قوم یهود هر ساله به منظور یاد آوردن این موضوع، عید فصح را با خوردن نانی که خمیرمایه ندارد، جشن می‌گیرند.‏
  • عبارت "خمیرمایه" یا "مخمر" در کتاب مقدس به شکل استعاری به عنوان تصویری از چگونگی ‏پیشروی گناه در زندگی شخص و یا اینکه چگونه گناه می‌تواند بر دیگران اثر بگذارد، بکار رفته است.‏
  • همچنین می‌تواند به تعالیم غلط اشاره کند که اغلب به بسیاری از افراد سرایت می کند و آنها ‏را تحت تأثیر قرار می‌دهد.‏
  • واژۀ "خمیرمایه" به شکل مثبتی نیز برای توضیح اینکه چگونه تأثیر ملکوت خدا از شخصی به شخص دیگر منتشر می‌شود.

پیشنهادهای ترجمه

  • این می‌تواند به عنوان "خمیرمایه" یا "ماده ای که باعث وَر آمدن خمیر می‌شود" یا "عامل انتشار" ‏ترجمه شود. کلمۀ "وَر آمدن" را می‌توان به صورت "رشد" یا "بزرگتر شدن" یا "پُف کردن" بیان کرد.‏
  • اگر از یک عامل خمیرمایۀ محلی برای وَر آمدن خمیر نان استفاده می‌شود، می‌توان از آن کلمه ‏استفاده کرد. اگر زبان دارای عبارت معروف و عمومی است که به معنای "تخمیر کردن" است، بهترین انتخاب این است که از آن عبارت استفاده شود.‏

(نگاه کنید به: مصر, فصح, نان فطیر)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2556, H2557, H4682, H7603, G01060, G22190, G22200

مسکنت، تواضع

تعریف:

واژۀ "تواضع" شخصی را توصیف می‌کند که ملایم، مطیع و مایل به تحمل بی‌عدالتی است. فروتنی توانایی ملایم بودن است حتی زمانی که سختی یا زور مناسب به نظر می‌رسد.

  • متواضع بودن اغلب با فروتنی همراه است.
  • این واژه همچنین می‌تواند به‌ عنوان "مهربان" یا "خوش اخلاق" یا "‌خلق شیرین" ترجمه شود.
  • واژه "تواضع" را می‌توان به "مهربانی" یا "ملایمت" ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: humble)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H6035, H6037, G42350, G42360, G42390, G42400

مسکین، پست، حقارت، ذلیل

تعریف:

واژه‌های "مسکین" و "حقارت" به فقیر بودن یا داشتن شرایط پایین زندگی، اشاره دارد. مسکین بودن می‌تواند به معنای فروتنی نیز باشد.

  • عیسی خود را به مقام پایین انسان شدن و خدمت به دیگران، فروتن کرد.
  • تولد او مسکینانه بود زیرا در محلی بدنیا آمد که حیوانات در آنجا نگهداری می‌شدند نه در قصر.
  • داشتن نگرش فروتنی برعکس غرور است.
  • روش‌های ترجمه "مسکین" می‌تواند شامل "فروتن" یا "شرایط پایین" یا "بی‌اهمیت" باشد.
  • واژۀ "حقیر" را می‌توان به "فروتن" یا "کم اهمیت" نیز ترجمه کرد.

(نگاه کنید به: humble, proud)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H6041, H6819, H8217, G50110, G50120, G50140

مصیبت، صدمه ها، زحمت

تعریف:

واژۀ "مصیبت" به زمان سختی، رنج و پریشانی اشاره دارد.

  • در عهد جدید توضیح داده شده است که مسیحیان زمان‌های آزار و اذیت و انواع دیگر مصیبت‌ها را تحمل خواهند کرد زیرا بسیاری از مردم در این جهان با تعالیم عیسی مخالفت می‌کنند.
  • واژۀ "مصیبت" همچنین می‌تواند به عنوان "زمان عذاب سخت" یا "پریشانی عمیق" یا "مشکلات شدید" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: earth, teach, wrath)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H6869, G23470, G44230

مضّر، زحمت، جفا، نفرت، صدمه

تعریف:

اصطلاح "جفا کردن" و "صدمه و زحمت" به برخورد مداوم و سخت با شخص یا گروه خاصی از مردم و آسیب رساندن به آنها اشاره دارد.

  • جفا کردن می‌تواند به یک نفر یا عدۀ زیادی از مردم باشد. اغلب تکرار می‌شود و مداوم است.
  • اسرائیلیان از سوی گروه‌های گوناگون مورد هجوم و آزار قرار گرفتند، اسیر شدند و اموالشان به غارت رفت.
  • مردم اغلب به افراد دیگری که عقاید مذهبی متفاوتی دارند یا ضعیف‌تر هستند، جفا می‌کنند.
  • رهبران مذهبی یهود عیسی را آزار دادند زیرا از تعالیم او خوششان نمی‌آمد.
  • پس از بازگشت عیسی به آسمان، رهبران مذهبی یهود و دولت روم پیروان او را آزار دادند.
  • اصطلاح "جفا کردن" همچنین می‌تواند به "سرکوب مداوم" یا "بدرفتاری" یا "آسیب رساندنِ مداوم" ترجمه شود.
  • ترجمه‌های دیگر "صدمه و زحمت"، می‌تواند "بدرفتاری سرسختانه" یا "ستم" یا "آسیب ‌رساندن مداوم" باشد.

(نگاه کنید به: Christian, church, oppress, Rome)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های کتاب مقدس:

  • داستان ۳۳ تصویر ۷«زمین سنگلاخ، فردی است که تا پیغام خدا را می‌شنود، آن را با شادی می‌پذیرد، ولی درهنگام سختی ها یا وقتی مردم به او آزار می‌رسانند، از خدا رویگردان می‌شود. به بیان دیگر او از اعتماد به خدا دست برمی‌دارد.»
  • داستان ۴۵ تصویر ۶ آن روز بسیاری از مردم اورشلیم شروع به جفا و آزار پیروان عیسی کردند و ایمانداران به مناطق دیگر گریختند.
  • داستان ۴۶ تصویر ۲ سولُس صدایی را شنید که به او گفت: «شائول، شائول، چرا بر من جفا می‌کنی؟» سولس پرسید: «سرورم، تو که هستی؟» عیسی به او پاسخ داد: «من عیسی هستم. همان که به او آزار می‌رسانی»!
  • داستان ۴۶ تصویر ۴ اما حنانیا گفت: «خداوندم! من شنیده‌ام که این مرد چگونه به ایمانداران جفا می‌رساند.»

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1814, H7291, H7852, G13750, G13760, G13770, G15590, G23470

معلم، استاد

تعریف:

معلم شخصی است که اطلاعات جدیدی به دیگران می‌دهد. معلمان به دیگران کمک می‌کنند تا دانش و مهارت به دست آورند و از آنها استفاده کنند.

  • در کتاب مقدس، واژۀ‌ "معلم" به معنای خاص برای اشاره به کسی که در مورد خدا تعلیم می‌دهد استفاده می‌شود.
  • افرادی که از معلم یاد می‌گیرند ، "شاگرد" نامیده می‌شوند.
  • در برخی از ترجمه‌های کتاب مقدس، وقتی این واژه برای عیسی استفاده می‌شود، با حروف بزرگ ("استاد") نوشته می‌شود.

پیشنهادهای ترجمه:

  • برای ترجمۀ این واژه می‌توان از واژۀ معمول معلم استفاده کرد، مگر اینکه این واژه‌ برای استاد مدرسه استفاده شود.
  • برخی از فرهنگ‌ها ممکن است عنوان خاصی داشته باشند که برای معلمان دینی استفاده می‌شود، مانند "آقا" یا "رابی" یا "واعظ".

(نگاه کنید به: disciple, preach)

Bible References:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • __داستان ۲۷ تصویر ۱__روزی یک عالم شریعت یهود نزد عیسی آمد تا او را بیازماید و گفت: "استاد، چه کنم تا وارث حیات جاودانی شوم؟"
  • داستان ۲۸ تصویر ۱ روزی یک حاکم جوان ثروتمند نزد عیسی آمد و از او پرسید: "استاد خوب، برای داشتن زندگی جاودانی چه باید بکنم؟"
  • داستان ۳۷ تصویر ۲ پس از گذشت دو روز، عیسی به شاگردان خود گفت: "بیایید به یهودیه بازگردیم." شاگردان پاسخ دادند: "اما استاد، همین چند وقت پیش مردم آنجا می‌خواستند تو را بکشند!"
  • داستان ۳۸ تصویر ۱۴ یهودا نزد عیسی آمد و گفت:"سلام، استاد،" و او را بوسید.
  • داستان ۴۹ تصویر ۳ عیسی همچنین معلم بزرگی بود و با اقتدار سخن می‌گفت زیرا او پسر خدا است.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3384, H3925, G13200, G25670, G35470, G55720

مقّرر کردن، مقّرر شده، انتصاب، برنامه ریزی شده از گذشته، تنظیم کردن، آماده کردن

تعریف:

مقّرر کردن به معنای تعیین رسمی شخصی برای کار یا نقشی خاص است. این همچنین به معنای رسمی کردن یک قانون یا حکم است.

  • واژه " مقّرر کردن " غالباً به تعیین رسمی کسی به عنوان کشیش، خادم کلیسا و خاخام اشاره دارد.
  • به عنوان مثال، خدا هارون و فرزندانش را به عنوان کشیش منصوب کرد.
  • این واژه می تواند معنای "بنیان نهادن" یا "تأسیس کردن" نیز میدهد. همچون یک جشن مذهبی یا تعهد.
  • با توجه به متن، " مقّرر کردن" می تواند به "منصوب کردن" یا "تعیین کردن" یا "دستور دادن" یا "قانونگذاری" یا "بنیان نهادن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: command, covenant, decree, law, law, priest)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3245, H4390, H6186, H6213, H6680, H7760, H8239, G12990, G25250, G42700, G42820

ملخ

نکته‌ها:

واژۀ ملخ به نوعی از حشرۀ بزرگ و پرنده اشاره دارد که همراه با حشرات همنوع خود ازدحام مخربی را ایجاد نموده و تمام گیاهان را می‌خورند.

  • ملخ‌ها و انواع دیگر آنها حشراتی بزرگ با بال‌هایی راست هستند که پاهای عقب آنها به هم متصل می باشند که به آنها توانایی پرش از مسافت طولانی را می‌دهند.
  • در عهدعتیق اشاره به هجوم ملخ‌ها نمادی از ویرانی عظیمی بود که در نتیجۀ نااطاعتی قوم اسرائیل دچار آنها می‌شد.
  • یکی از ده بلایی که خدا بر مصریان نازل کرد، هجوم ملخ‌ها بود.
  • عهد جدید به ما می‌گوید که وقتی یوحنای تعمیددهنده در بیابان به سر می‌برد، ملخ‌ها منبع اصلی غذایی او بودند.

(پیشنهادهای ترجمه: ترجمه نام‌ها)

(نگاه کنید به: اسیر, مصر, اسرائیل, یحیی (تعمید دهنده), بلا)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0697, H1357, H1462, H1501, H2284, H3218, H5556, H6767, G02000

ملوکانه، سلطنتی، پادشاه، ملکه

تعریف:

واژهٔ "سلطنتی" افراد و چیزهایی را که با یک پادشاه یا ملکه مرتبط هستند توصیف می‌کند.

  • نمونه‌هایی از چیزهایی که می‌توان آنها را "سلطنتی" نامید عبارتند از موقعیت پادشاه (یا ملکه)، لباس، کاخ، تاج و تخت پادشاهی .
  • یک پادشاه یا ملکه به صورت معمول در یک کاخ سلطنتی زندگی می‌کرد.
  • یک پادشاه لباس مخصوصی می‌پوشید که گاهی به آن "لباس سلطنتی" می‌گویند. اغلب ردای پادشاه ارغوانی بود، این رنگ را فقط می‌توانستند با رنگ کمیاب و گران قیمت تولید کنند.
  • در عهد جدید، ایمانداران به عیسی "کهانت ملوکانه" نامیده می‌شدند. راه‌های دیگر برای ترجمه این عبارت می‌تواند شامل "کاهنانی که خدایی را که پادشاه است خدمت می‌کنند" یا "فراخوانده شده برای کهانت خدایی که پادشاه است".
  • واژهٔ "سلطنتی" می‌تواند به عنوان "شاهانه" یا "تعلق داشتن به یک پادشاه" نیز ترجمه شود.

(نگاه کنید به: king. palace, priest, purple, queen, robe)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه

  • Strong’s: H0643, H1921, H1935, H4410, H4428, H4430, H4437, H4438, H4467, H4468, H7985, G09330, G09340, G09370

مملکت، مَلکوت، پادشاهی

تعریف:

یک مملکت، شامل گروهی از مردمی است که توسط یک پادشاه اداره می‌شود. همچنین به قلمرو یا مناطق سیاسی‌ای که پادشاه یا حاکم دیگری بر آنها کنترل و اختیار دارد، اطلاق می‌شود.

  • یک مملکت می‌تواند از هر اندازۀ جغرافیایی باشد. یک پادشاه می‌توانست یک کشور یا یک ملت یا فقط یک شهر را اداره کند.

  • واژۀ "ملکوت" می‌تواند به یک سلطنت یا اقتدار روحانی نیز اشاره داشته باشد، مانند واژۀ "پادشاهی خدا".

  • خدا حاکم همۀ مخلوقات است، اما عبارت "پادشاهی خدا" به ویژه به سلطنت و قدرت او بر مردمی اشاره دارد که به عیسی ایمان آورده‌اند و تسلیم قدرت او شده‌اند.

  • کتاب مقدس همچنین در مورد "ملکوت" شیطان صحبت می‌کند که در آن او به طور موقت بر بسیاری از چیزهای روی زمین حکومت می‌کند. پادشاهی او شیطانی است و از آن به عنوان "تاریکی" یاد می‌شود.

پیشنهادهای ترجمه:

  • این واژۀ وقتی به یک مکان فیزیکی که توسط یک پادشاه اداره می‌شود، اشاره کند، واژۀ "پادشاهی" می‌تواند به عنوان "کشور (که توسط یک پادشاه اداره می‌شود)" یا "سرزمین پادشاه" یا "منطقه تحت حکومت یک پادشاه" ترجمه شود.
  • از لحاظ معنوی، "ملکوت" می‌تواند به عنوان "حکومت" یا "سلطنت" یا "اداره" یا "دولت" ترجمه شود.
  • یکی از راه‌های ترجمه "پادشاهی کاهنان" ممکن است "کاهنان روحانی که توسط خدا اداره می‌شوند" باشد.
  • عبارت "پادشاهی نور" را می‌توان به‌عنوان "حکومت خدا که مانند نور نیکو است" یا "وقتی خدا که نور است بر مردم حکومت می‌کند" یا "روشنایی و خوبی ملکوت خدا" ترجمه کرد. بهتر است کلمه "نور" را در این عبارت حفظ کنیم زیرا این یک واژۀ بسیار مهم در کتاب مقدس است.
  • توجه داشته باشید که واژۀ "پادشاهی" با امپراتوری متفاوت است که در آن یک امپراتور بر چندین کشور حکومت می‌کند.

(نگاه کنید به: اقتدار, پادشاه, پادشاهی خدا, پادشاهی اسرائیل, یهودا, یهودا, کاهن)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۱۳ تصویر ۲ خدا به موسی و قوم اسرائیل گفت: «اگر از من اطاعت کنید و عهد من را نگه دارید، ملک گرانبهای من و پادشاهی کاهنان و قوم مقدس خواهید بود.»
  • داستان ۱۸ تصویر ۴ خدا بر سلیمان خشمگین شد و به عنوان مجازاتی برای بی وفایی سلیمان، قول داد که قوم اسرائیل را پس از مرگ سلیمان به دو پادشاهی تقسیم کند.
  • داستان ۱۸ تصویر ۷ ده قبایل قوم اسرائیل علیه رحبعام شورش کردند. فقط دو قبیله به او وفادار ماندند. این دو قبیله به پادشاهی یهودا تبدیل شدند.
  • داستان ۱۸ تصویر ۸ ده قبیله دیگر قوم اسرائیل که علیه رحبعام قیام کردند، شخصی را به نام یربعام را به پادشاهی خود منصوب کردند. آنان پادشاهی خود را در قسمت شمالی زمین برپا کردند و پادشاهی اسرائیل نامیده شدند.
  • داستان ۲۱ تصویر ۸ پادشاه کسی است که بر یک پادشاهی حکومت می‌کند و مردم را داوری می‌کند.

کدهای واژه:

  • Strong’s: H4410, H4437, H4438, H4467, H4468, H4474, H4475, G09320

منحرف، انحراف، گمراه، فاسد، مخرب، فریبنده، متقلب، تحریف

تعریف:

واژه "منحرف" برای توصیف کسی یا عملی که از لحاظ اخلاقی نادرست یا شرورانه است، استفاده می شود. واژه "منحرف" به معنای "شیوه انحرافی" است. “انحراف” چیزی به معنای پیچاندن یا دور کردن آن از چیزی است که درست یا نیک است.

  • کسی یا چیزی که منحرف است از نیکی و راستی دور شده است.
  • در کتاب مقدس، وقتی از دستورات خدا سرپیچی کردند، اسرائیلیان به انحراف کشیده شدند. آنها غالباً خدایان دروغین را پرستش می کردند.
  • هر عملی که بر خلاف اصول یا رفتار خدا باشد، "انحراف" شمرده می شود.
  • با توجه به متن، روش‌های ترجمه «منحرف» می‌تواند شامل «نقش اخلاقی» یا «غیر اخلاقی» یا «روگرداندن از راه راست خدا» باشد.
  • "کلام منحرف" را می توان به "سخنان شرورانه" یا "صحبتهای فریبکارانه" یا "روش غیراخلاقی صحبت کردن" ترجمه کرد.
  • "افراد منحرف" را می توان اینگونه توصیف کرد: "افراد فاسد" یا "افرادی که اخلاق منحرفی/فاسدی دارند" یا "افرادی که دائماً از خدا نافرمانی می کنند".
  • عبارت "منحرف عمل کردن" می تواند به " اعمال شرورانه" یا "انجام اعمالی بر ضد دستورات خدا" یا " زندگی کردن برخلاف تعالیم خدا" ترجمه شود.
  • واژه "منحرف" می تواند به "فاسد بودن" یا "تبدیل شدن به شرور" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: corrupt, deceive, disobey, شریر, turn)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1942, H2015, H3868, H4297, H5186, H5557, H5558, H5753, H5766, H5773, H5791, H6140, H6141, H8138, H8397, H8419, G12940

مُهر، مُهر و موم، بدون مُهر و موم

تعریف:

واژۀ "مُهر" به معنای بسته نمودن چیزی است که معمولاً "مهر زدن" نامیده می‌شود. این مُهر باز کردن شیء را بدون شکستن آن غیرممکن می‌سازد.

  • اغلب یک مُهر با طرحی مشخص می‌شود تا نشان دهد متعلق به چه کسی است.
  • از موم ذوب شده برای مُهر کردن نامه‌ها یا سایر اسنادی که نیاز به محافظت داشتند استفاده می‌شد. هنگامی که موم سرد و سخت می‌شد، نامه بدون شکستن مُهر باز نمی‌شد. شخصی که نامه را دریافت می‌کرد، مُهر شکسته نشده را می‌دید و می‌دانست که هیچکس آن را باز نکرده است.
  • روی سنگ جلوی قبر عیسی مُهر زده شد تا کسی سنگ را بی‌جا نکند.
  • پولُس به‌طور معنوی به روح القدس به‌عنوان "مهری" اشاره می‌کند که نشان می‌دهد نجات ما امن است.

(نگاه کنید به: Holy Spirit, tomb)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2368, H2560, H2856, H2857, H2858, H5640, G26960, G49720, G49730

موعظه، موعظه کردن، واعظ، اعلام، اعلامیه

تعریف:

"موعظه" به معنای سخنرانی برای یک گروه از مردم، تعلیم به آنها درباره خدا و تشویق آنها به اطاعت از خداست. "اعلام" به معنای خبر دادن یا اظهار کردن چیزی بصورت عمومی و پررنگ است.

  • غالباً موعظه توسط کسی که بزرگ یک جمع است انجام می شود، نه اینکه نوشته شود.
  • "موعظه کردن" و "تعلیم دادن" در عین حال که شبیه هم هستند تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارند.
  • "موعظه کردن" عمدتاً به اعلام معنوی یا حقایق اخلاقی به صورت عمومی اطلاق می شود بطوریکه حضار را برای پاسخگویی تشویق می کند. "تعلیم" واژه ای است که بر آموزش تأکید دارد. به معنا دادن اطلاعات به مردم و آموزش اینکه آنها چه کاری را انجام دهند.
  • واژه "موعظه" معمولاً به همراه کلمه "انجیل" استفاده می شود.
  • آنچه که شخص به عنوان "موعظه" به دیگران می گوید به طور کلی می تواند به عنوان تدریس باشد.
  • غالباً در کتاب مقدس، "موعظه" به معنای اعلام عمومی دستورات خدا یا سخن گفتن درباره خداست و یا بیان اینکه او چقدر عالی است.
  • در عهد جدید، رسولان اخبار خوش در مورد عیسی را به بسیاری از مردم در بسیاری از شهرها و مناطق مختلف اعلام کرده اند.
  • واژه "اعلام" می تواند برای دستوراتی که توسط پادشاهان ابلاغ می شود یا محکوم کردن شیطان استفاده شود.
  • "اعلام" به "آگهی" یا "موعظه آشکار" یا "اعلام علنی" نیز ترجمه می شود.
  • واژه "اعلامیه" می تواند به "آگهی" یا "اعلام کردن عمومی "نیز ترجمه شود.

(نگاه کنید به: declare, good news, Jesus, kingdom of God)

در کتاب مقدس:

نمونه هایی از داستانهای کتاب مقدس:

  • داستان ۲۴ تصویر۲ او برای آنها موعظه می کرد و میگفت: «توبه کنید، زیرا پادشاهی خدا نزدیک است.»
  • داستان ۳۰ تصویر ۱ عیسی رسولان را برای بشارت و آموزش به روستاهای زیادی فرستاد.
  • داستان ۳۸ تصویر ۱ نزدیک سه سال پس از آنکه عیسی آغاز به موعظه و تعلیم همگانی کرد به شاگردانش گفت که می خواهد عید پسخ را با ایشان در اورشلیم جشن بگیرد. او همچنین گفت که در آنجا کشته خواهد شد.
  • داستان ۴۵ تصویر ۶ اما با وجود این اتفاقات، آنها به هرجا که رفتند درباره عیسی موعظه کردند.
  • داستان ۴۵ تصویر ۷ یکی از شاگردان عیسی بنام فیلیپس همراه با بسیاری از دیگر ایمانداران، در زمان جفا از اورشلیم گریخته بود. او به سامره رفته، در آنجا درباره عیسی موعظه کرد و بسیاری از مردم آنجا نجات یافتند.
  • داستان ۴۶ تصویر ۶ سولُس بی درنگ، موعظه برای یهودیان دمشق را آغاز نمود و می گفت: «عیسی پسر خداست!»
  • داستان ۴۶ تصویر ۱۰ سپس آنها را روانه کردند تا خبر خوش را درجاهای دیگر موعظه کنند.
  • داستان ۴۷ تصویر ۱۴ پولس و دیگر رهبران مسیحی به شهرهای زیادی سفر کردند. آنها به تعلیم و موعظه درباره خبر خوش عیسی می پرداختند.
  • داستان ۵۰ تصویر ۲ وقتی مسیح هنوز بر روی زمین زندگی می کرد، چنین فرمود: «شاگردان من خبر خوش پادشاهی خدا را در همه جهان موعظه خواهند کرد. آنگاه پایان فرا خواهد رسید.»

کدهای واژه:

  • Strong’s:
    • preach: H1319, H7121, H7150, G12290, G20970, G26050, G27820, G27830, G27840, G29800, G42830
      • proclaim: H1319, H1696, H1697, H2199, H3045, H3745, H4161, H5046, H5608, H6963, H7121, H7440, H8085, G51800, G59100, G12290, G18610, G20970, G26050, G27820, G27840, G29800, G31420, G41350

میش، بز، گوسفند، آستان گوسفند، پوست گوسفند

تعریف:

گوسفند حیوانی چهار پا با جسامت متوسط است که سراسر بدنش با پشم پوشیده شده است. گوسفند نر را "قوچ" و گوسفند ماده را "میش" می‌نامند. برای حالت جمع "گوسفند"، "گوسفندان" گفته‌می‌شود.

  • بچۀ گوسفند را "بره" می‌نامند.
  • اسرائیلیان اغلب از گوسفندان برای قربانی استفاده می‌کردند به ویژه از گوسفندان نر و گوسفندان جوان بیشتر برای قربانی استفاده می‌کردند.
  • مردم گوشت گوسفند را می‌خورند و از پشم آن برای ساختن لباس و چیزهای دیگر استفاده می‌کنند.
  • گوسفندان بسیار قابل اعتماد، ضعیف و ترسو هستند و آنها به راحتی راه خود را گم می‌کنند. آنها به یک چوپان نیاز دارند تا را رهبری شان کند، از آنها محافظت کند و برای آنها غذا، آب و سرپناه فراهم کند.
  • در کتاب مقدس، مردم با گوسفندانی مقایسه می‌شوند که خدا را به عنوان شبان خود دارند.

(پیشنهادهای ترجمه: ترجمه ناشناخته‌ها)

(نگاه کنید به: اسرائیل, بره, قربانی, شبان)

Bible References:

نمونه‌هایی از داستان‌هایی آزاد کتاب مقدس:

  • داستان ۹ تصویر ۱۲ روزی موسی در حالی که از گوسفندان خود مراقبت می‌کرد، بوته‌ای را دید که آتش گرفته بود.
  • داستان ۱۷ تصویر ۲ داوود چوپانی از شهر بیت لحم بود. داوود در زمان‌های مختلف در حالی که از گوسفندان پدرش مراقبت می‌کرد، شیر و خرسی را که به گوسفندان او حمله کرده بودند، کشته بود.
  • داستان ۳۰ تصویر ۳ از نظر عیسی، این مردم مانند گوسفندان بدون شبان بودند.
  • داستان ۳۸ تصویر ۸ عیسی گفت: «امشب همۀ شما مرا ترک خواهید کرد. نوشته شده است: «چوپان را خواهم زد و همه گوسفندان پراکنده خواهند شد.»

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0352, H1494, H1798, H2169, H3104, H3532, H3535, H3733, H3775, H5739, H5763, H6260, H6629, H6792, H7353, H7462, H7716, G41650, G42620, G42630

نان

تعریف:

نان غذایی است که مخلوط آرد با آب و روغن به شکل خمیر به دست می‌آید. سپس خمیر را به شکل نان در می‌آورند و آن می‌پزند.

  • وقتی واژۀ "قرص" را بکار می‌بریم، این به معنای "قرص نان" است.
  • خمیر نان را به صورت معمول با مخمر درست می‌کنند که باعث ور آمدن آن می‌شود. اما نان را بدون مخمر نیز می‌توان درست کرد تا ور نکند. در کتاب مقدس به این "نان فطیر" گفته می‌شود. اسرائیلیان باستان در عید پسخ "نان فطیر" می‌خوردند.
  • از آنجایی که نان غذای اصلی بسیاری از مردم در زمان‌های کتاب مقدس بود، این واژه در کتاب مقدس نیز برای اشاره به غذا به طور کلی استفاده می‌شود. (نگاه کنید به: بخش گویی، یا ذکر جزء و اراده کل) اکثر اوقات واژۀ "نان" را می‌توان به طور کلی‌تر به عنوان "غذا" ترجمه کرد.
  • عبارت "نان حضور" به دوازده قرص نانی اطلاق می‌شود که بر روی یک میز طلایی در خیمه یا ساختمان معبد به عنوان قربانی برای خدا می‌گذاشتند. این نان ها نماینده دوازده قبیله اسرائیل بود و فقط کاهنان آن را می‌خوردند. این را می‌توان به عنوان "نانی که نشان می‌دهد که خدا در میان آنان زندگی می‌کرد" ترجمه کرد.
  • عبارت "نان آسمانی" به غذای سفید مخصوصی به نام "منا" اشاره دارد که خدا برای ‌اسرائیلیان هنگام سرگردانی در بیابان فراهم کرد. عیسی همچنین خود را "نان فرستاده شده از آسمان" و "نان حیات" نامید.

(نگاه کنید به: فصح, خیمه, معبد, نان فطیر, خمیر مایه)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H2557, H3899, H4635, H4682, G01060, G07400, G42860

نبی کَذَبَه

تعریف:

پیامبر کاذب کسی است که به طور دروغین ادعا می‌کند که پیام او از جانب خدا است.

  • پیشگویی‌های پیامبران دروغین معمولاً برآورده نمی‌شد. بدان معناست که پیشگویی‌های آن به حقیقت نمی‌پیوندند.
  • پیامبران دروغین پیام‌هایی را آموزش می‌دهند که تا حدی و یا کاملاً با آنچه که کتاب مقدس می‌گوید، در تضاد است.
  • این واژۀ همچنین می‌تواند به عنوان "کسی که به دروغ ادعا می‌کند سخنگوی خدا است" یا "کسی که به دروغ ادعا می‌کند سخنان خدا را می‌گوید" ترجمه شود.
  • عهد جدید تعلیم می‌دهد که در آخرالزمان پیامبران دروغین بسیاری وجود خواهند داشت. آنان سعی خواهند کرد مردم را فریب دهند تا آنان فکر کنند از جانب خدا آمده‌اند.

(نگاه کنید به: تمام شدن, نبی, حقیقی)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: G55780

نزاع، مناظره/ مشاجره، درگیری

تعریف:

واژه "نزاع" به درگیری فیزیکی یا عاطفی بین افراد اشاره دارد.

  • فردی که باعث نزاع می‌شود کارهایی را انجام می‌دهد که منجر به اختلاف نظر شدید بین مردم شده و احساسات آنها جریحه دار می‌شود.
  • گاهی اوقات استفاده از کلمه "نزاع" به این معنا است که احساسات قوی مانند خشم یا تلخی در آن دخیل هستند.
  • راه‌های دیگر برای ترجمه این واژه می‌تواند شامل "اختلاف" یا "اختلاف نظر" یا "تعارض" باشد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1777, H1779, H4066, H4090, H4683, H4808, H7379, H7701, G04850, G20520, G20540, G30550, G31630, G53790

نسل، ذریّت، فرزندان

تعریف:

یک "نسل" کسی است که نسبت خانوادگی مستقیم خونی با شخص دیگری در تاریخ گذشته داشته است.

  • مثلاً ابراهیم از نسل نوح بود.
  • نسل یک شخص فرزندان، نوه‌ها، نوادگان و غیره او هستند. فرزندان یعقوب، دوازده قبیلۀ اسرائیل بودند.
  • عبارت "از ذریّت" راه دیگری برای بیان "از نسل" است، همانطور که در "ابراهیم از نسل نوح بود". این همچنین می‌تواند به‌عنوان "از خانواده" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: Abraham, ancestor, Jacob, Noah, twelve tribes of Israel)

در کتاب مقدس:

نمونه‌هایی از داستان‌های آزاد کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0319, H1004, H1121, H1323, H1755, H2232, H2233, H3205, H3211, H3318, H3409, H4294, H5220, H6849, H7611, H8435, G10740, G10850, G46900

نصیحت، تقویت، دلیر، جرات، تشویق، دلسرد کردن، نومیدی

نکته ها:

اصطلاح "جرات" اشاره دارد به: با شجاعت، امری دشوار، سخت، ترسناک و یا خطرناک را انجام دادن یا با آن روبرو شدن.

  • اصطلاح "دلیر" یا "شجاع" در باره کسی است که از خود، نترسی نشان می دهد. کسی که حتی در شرایط سخت، ترسناک و زیر فشار، تسلیم نمی شود و آنچه را که درست است انجام می دهد.
  • کسی که شجاع است، در روبرویی با سختی های جسمی یا روحی، از خود قوت و پایداری نشان می دهد.
  • معنی اصطلاح "جرات داشته باش": "مترس" یا "خاطر جمع باش که همه چیز درست خواهد شد."
  • هنگامی که یوشع خود را برای سفر به سرزمین خطرناک کنعان آماده می کرد، موسی او را تشویق کرد که "شجاع و قوی" باشد یا "دلیر و نیرومند" باشد.
  • واژه "دلیر" را می توان "شجاع" یا "نترس" و یا "بی باک" نیز ترجمه کرد.
  • بستگی به متن، "جرات داشتن" را میتوان اینگونه نیز ترجمه کرد: "قوی بودن از لحاظ احساسی" یا "اعتماد به نفس داشتن" و یا "محکم ایستادگی کردن"
  • "سخن به شجاعت گفتن" را می توان ترجمه کرد: "بی پروا سخن گفتن" یا "بی ترس سخن گفتن" یا "با اعتماد به نفس سخن گفتن"

اصطلاح های "تشویق" و تشویق کردن" یعنی: گفتن چیزی که باعث راحتی خیال، امیدواری، اعتماد به نفس و جرات پیدا کردن دیگری شود.

  • واژه همانند آن "پرهیزاندن" یا "برحذر داشتن" است، که بدین معنی می باشد: جلوگیری از کاری که اشتباه است، و به جای آن تشویق به کاری که درست است و نیکوست.
  • پولس رسول و دیگر نویسندگان عهد جدید، به ایمان داران آموختند که یکدیگر را تشویق و محبت کنند و دیگران را خدمت نمایند.

"دلسرد کردن" یعنی گفتن چیز هایی که دیگران را: نا امید، بی اعتماد و ترسان کند. بدین گونه آن ها تمایل کمتری پیدا خواهند کرد که برای آنچه که باید انجام دهند، سخت کوش باشند.

پیشنهاد های ترجمه

  • بسته به متن، برای ترجمه کردن "تشویق"، می توان از این عبارت ها کمک گرفت: "وادار کردن"، آسوده خاطر کردن"، "کلام مهربانانه گفتن" یا "کمک و پشتیبانی"
  • عبارت "کلام تشویق آمیز گفتن" یعنی "چیزی بگو که باعث شود مردم احساس کنند که به آنها محبت شده، پذیرفته و تقویت شده اند."

(نگاه کنید به: confidence, exhort, fear, strength)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0533, H0553, H1368, H2388, H2388, H2428, H3820, H3824, H7307, G21140, G21150, G21740, G22920, G22930, G22940, G38700, G38740, G39540, G43890, G48370, G51110

نعلین

نعلین

نعلین یک کفش ساده با کفی صاف است که ‏با بندهایی که دور پا یا مچ پا ‏می‌چرخند، روی پا قرار می‌گیرد.‏ نعلین را هم خانم‌ها و هم آقایان می‌‏پوشند.‏

  • در اسرائیل باستان، گاهی اوقات از ‏نعلین برای تأیید معاملۀ حقوقی مانند ‏فروش زمین یا ساختمان استفاده می‌شد. یک طرف معامله نعلین را از پایش در می آورد و ‏به طرف مقابل می‌داد تا نشان دهد که ‏معامله قانونی است و قرارداد بسته شده است.
  • یوحنای تعمیددهنده گفت که او حتی لیاقت باز کردن ‏بند نعلین عیسی را ندارد، که این یک ‏کار عادی برای غلام یا برده بود که پایین ترین مقام را در یک خانوادۀ یهودی داشت.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5274, H5275, H8288, G45470, G52660

نفرت داشتن، منفور، مکروه

نکته‌ها:

واژه "مکروه/منفور" توصیف کننده چیزی است که باید ناپسند دانست و نپذیرفت. «نفرت داشتن» از چیزی به معنای دوست نداشتن شدید آن است.

  • معمولاً کتاب مقدس درباره بیزاری از شریر سخن می‌گوید. این به معنای نفرت از شریر و نپذیرفتن آن است.
  • خدا از واژه " منفور" برای توصیف اعمال شیطانی کسانی استفاده کرد که خدایان دروغین را می پرستیدند.
  • به بنی اسرائیل دستور داده شد که از اعمال گناه آلود و غیراخلاقی که برخی از قوم¬های مجاور انجام می‌دادند "بیزار باشند".
  • خداوند همه اعمال جنسی نادرست را “منفور” نامیده.
  • پیشگویی، جادوگری، و قربانی کردن کودکان، همگی نزد خدا «منفور» بودند.
  • واژه "نفرت" را می توان به عنوان “به شدت نپذیرفتن” یا “بیزار بودن” یا “بسیار شریر دانستن” ترجمه کرد.
  • واژه "منفور" همچنین می تواند به "به طور وحشتناک شریر" یا "نفرت انگیز" یا "مستحق نپذیرفتن" ترجمه شود.
  • هنگامی که درباره درستکار بودن “منفور و نفرت‌انگیز” برای شریر به کار می¬رود، این¬گونه نیز می-توان ترجمه کرد: «بسیار ناخوشایند تلقی شود» یا «ناخوشایند» یا «نپذیزفته شده» ترجمه شود.
  • خدا به بنی اسرائیل گفت که "نفرت دارد" از انواع خاصی از حیوانات که اعلام کرده بود که «ناپاک» هستند و برای غذا مناسب نیستند. این همچنین می تواند به عنوان "به شدت دوست نداشتن" یا "نپذیرفتن" یا "غیر قابل قبول شمردن" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: divination, clean)

درکتاب مقدس:

کد‌های واژه:

  • Strong’s: H1602, H6973, H8130, H8251, H8262, H8263, H8441, H8581, G09460, G09470, G09480, G47670, G34040

نقره

تعریف:

نقره یک فلز گرانبهای درخشنده و خاکستری است که از آن برای ساخت سکه، جواهرات، ظروف و زیورآلات استفاده می‌شود.

  • ظروف مختلفی که ساخته می‌شود شامل فنجان‌ها و کاسه‌های نقره‌ای و چیزهای دیگری است که برای پخت و پز، غذا خوردن یا پذیرایی استفاده می‌شود.
  • در ساختن خیمه و معبد از نقره و طلا استفاده شده است. معبد اورشلیم دارای ظروف نقره‌ای بود.
  • در زمان‌های کتاب مقدس، یک مثقال یک واحد وزن بود، و قیمت خرید اغلب به تعداد معینی مثقال نقره بود. در زمان عهد جدید سکه‌های نقره‌ای با وزن‌های مختلف وجود داشت که بر حسب مثقال اندازه گیری می‌شد.
  • برادران یوسف او را به عنوان برده به بیست مثقال نقره فروختند.
  • یهودا به خاطر خیانتش به عیسی، سی سکهٔ نقره گرفت.

(نگاه کنید به: tabernacle, temple)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3701, H3702, H7192, G06930, G06940, G06950, G06960, G14060

نوبر

تعریف:

اصطلاح "نوبر محصولات" به بخشی از نخستین محصول میوه‌ها و سبزیجات اشاره دارد که پیش‌رس است و در فصلش برداشت می‌شود.

  • اسرائیلی‌ها نوبر محصولات خود را به عنوان قربانی به خدا تقدیم می‌کردند.
  • در کتاب مقدس، از این اصطلاح به صورت مجازی برای اشاره به نخست‌زادهٔ پسر در خانواده، همانند نوبر میوه‌ها، استفاده می‌شود؛ کسی که پسر نخستین از خانواده بوده مسئولیت نام و آبروی خانواده را بر دوش خود داشته است.
  • از آنجا که عیسی از مردگان برخاست، به او عنوان "نوبر خوابیدگان" ، در میان افراد مؤمن، داده شده است. کسانی که به عیسی ایمان داشته و مرده‌اند، روزی دوباره مانند او زنده خواهند شد.
  • کسانی که به عیسی ایمان دارند نیز به عنوان "نوبر" آفرینش نامیده می‌شوند. این به موقعیت برتر و ویژهٔ آنها اشاره دارد و نشان‌دهندهٔ کسانی است که عیسی آنها را بازخرید کرده و به قوم خود تبدیل کرده است.

پیشنهادهای ترجمه:

  • ترجمهٔ لغت به لغت این واژه می‌تواند اینگونه باشد: نخستین محصول، نخستین برداشت.
  • اگر ممکن است، برای معنی مجازی هم همین اصطلاح را به کار بگیرید تا خواننده بسته به متن، برداشت خود را بکند. بدین ترتیب رابطهٔ میان معنی لغوی واژه و کاربرد مجازی آن نمایش داده می‌شود.

(نگاه کنید به: firstborn)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1061, H6529, H7225, G05360

نی

نکته‌ها

واژه "نی" به گیاهی اطلاق می‌شود که ساقه بلندی دارد و در آب در کنار رود یا رودخانه می‌روید.

  • به نی‌های رود نیل که موسی در کودکی در آنها پنهان بود، "پره" نیز می‌گفتند. آنها ساقه‌های طولانی بلندی بودند که به صورت توده‌های متراکم در آب رودخانه رشد می‌کردند.
  • این گیاهان فیبری در مصر باستان برای ساختن کاغذ، سبد و قایق استفاده می‌شدند.
  • ساقه گیاه نی انعطاف‌پذیر است و به راحتی با وزش باد خم می‌شود.

(پیشنهادهای ترجمه: ترجمه نام‌ها)

(نگاه کنید به: مصر, موسی, رود نیل)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0098, H0100, H0260, H5488, H6169, H7070, G25630

همراه، همکار، دوست

نکته ها:

واژه "همراه" اشاره به کسی دارد که با شخص دیگری می‌رود یا کسی که با شخص دیگری مرتبط است، همان‌طور که در دوستی و در ازدواج است. واژه "همکار" اشاره به کسی دارد که با شخص دیگری کار می‌کند.

  • همراهان هم دیگر را در تجربیات همراهی می‌کنند، وعده های غذایی را با هم تقسیم می‌کنند، و همدیگر را تشویق و حمایت می‌کنند.
  • با توجه به متن، این واژه را میتوان به جای کلمه یا عبارتی که معنی، "دوست" یا "دوست همراه (همسفر)" یا "کسی که حمایت می‌کند" یا "کسی که با آن شخص کار می‌کند" ترجمه کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0251, H0441, H2269, H2270, H2273, H2278, H3674, H3675, H4828, H7453, H7462, H7464, G28440, G33530, G48980, G49040

همسایه

تعریف:

واژۀ "همسایه" به صورت معمول به شخصی اطلاق می‌شود که در مجاورت زندگی می‌کند. همچنین می‌تواند به طور کلی به شخصی اشاره کند که در همان جامعه یا گروه افراد زندگی می‌کند.

  • "همسایه" کسی است که از او محافظت می‌شود و با مهربانی با او رفتار می‌شود زیرا او بخشی از همان جامعه است.
  • در مَثل عهد جدید درباره سامری نیکو، عیسی واژأ "همسایه" را به صورت معنوی به کار برد و معنای آن را به همه انسان‌ها، حتی کسانی که دشمن تلقی می‌شوند، گسترش داد.
  • در صورت امکان، بهتر است این واژه را به معنای واقعی واژه‌ یا عبارتی به معنای "فردی که در نزدیکی زندگی می کند" ترجمه کنید.

(نگاه کنید به: adversary, parable, people group, Samaria)

Bible References:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H5997, H7138, H7453, H7468, H7934, G10690, G20870, G40400, G41390

وارث

تعریف:

"وارث" کسی است که به طور قانونی مال و اموال شخصی که فوت شده است به ارث می برد.

  • در زمان کتاب مقدس، شخص اصلی‌ای که بیشترین اموال پدرش را به ارث می‌برد پسر اول بود.
  • کتاب مقدس همچنین به طور استعاره از "وارث" برای اشاره به مسیحیان استفاده می‌کند که از خداوند،پدر روحانی خود فواید روحانی دریافت میکنند.
  • به عنوان فرزندان خداوند، گفته می شود که مسیحیان "وارث مشترک" با عیسی مسیح هستند. این را همچنین می‌توان به عنوان "هم میراث" یا "شریک ارث" یا "با کسی هم ارث بودن" ترجمه کرد.
  • واژه‌ی "میراث" را میتوان به عنوان "کسی که فواید را دریافت می‌کند" یا هر اصطلاح دیگری که به معنای کسی باشد که بعد از فوت پدر یا مادر یا سایر اقوام ارث به او میرسد.

(نگاه کنید به: نخست زاده, ارث)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H1121, H3423, G28160, G28180, G28200, G47890

واگذار کردن، ترک کردن، رها کردن

تعریف:

واژۀ "واگذاریدن" به معنای رها کردن یا ترک کردن چیزی است. کسی که "واگذار" شده است توسط شخص دیگری رها شده یا ترک شده است.

  • وقتی مردم خدا را "ترک" می کنند، با نافرمانی از خدا به او بی وفایی می‌کنند.
  • وقتی خدا مردم را "ترک" می‌کند، او از کمک به آنان دست برداشته و به آنان اجازه می‌دهد تا رنج و سختی‌ها را تجربه کنند. این کار باعث می‌شود که آنان به سوی خدا برگردند.
  • این واژ می‌تواند به معنای ترک چیزهایی مانند ترک یا پیروی نکردن از تعالیم خدانیز باشد.
  • واژۀ "ترک شده" را می‌توان در زمان گذشته به کار برد، مانند "او شما را ترک کرده بود" و یا برای اشاره به کسی که "ترک شده است" بکار برد.

پیشنهادهای ترجمه:

  • در ارتباط با متن، روش‌های دیگر برای ترجمۀ این واژۀ می‌تواند شامل "رها کردن" یا "غفلت" یا "تسلیم شدن" یا "دور رفتن از" یا "پشت سر گذاشتن" باشد.
  • "ترک کردن" شریعت خدا را می‌توان "عدم اطاعت از قانون خدا" ترجمه کرد. این همچنین می‌تواند به عنوان "رها کردن" یا "تسلیم شدن" یا "اطاعت نکردن" از تعالیم یا قوانین خدا ترجمه شود.
  • عبارت "ترک شدن" را می‌توان به عنوان "رها شده" یا "ممنوعه" ترجمه کرد.
  • بسته به اینکه واژۀ "ترک" در متن ترک شخص یا چیز را توصیف می‌کند، باید از کلمه‌های مختلف برای وضاحت این موضوع استفاده کرد.

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0488, H2308, H5203, H5428, H5800, H5805, H7503, G06460, G06570, G08630, G14590, G26410

وحوش

نکته‌ها:

در کتاب مقدس، واژه "وحوش" اغلب روشی دیگر برای گفتن "حیوان" است.

  • جانور وحشی نوعی جانور است که آزادانه در جنگل یا مزارع زندگی می‌کند و توسط افراد تربیت نشده است.
  • حیوان اهلی حیوانی است که با مردم زندگی می کند و برای غذا یا برای انجام کارهایی مانند شخم زدن زمین نگهداری می شود. معمولاً واژه "دام" برای اشاره به این نوع حیوان به کار می‌رود.
  • کتاب عهد عتیق دانیال و کتاب مکاشفه عهد جدید، تصاویری را توصیف می‌کنند که دارای جانورانی هستند که نشان دهنده قدرت‌های شریر و مقامات می‌باشند. آن‌ها با خدا مخالفت می‌کنند. (نگاه کنید به: استعاره)
  • برخی از این جانوران دارای ویژگی‌های عجیبی هستند، مانند چندین سر و چندین شاخ‌. آنها اغلب دارای قدرت و اقتداری هستند که نشان دهندۀ نمایندۀ کشورها، ملت‌ها یا سایر قدرت‌های سیاسی باشند.
  • راه‌های ترجمه این می‌تواند شامل «مخلوق» یا «آفریده شده» یا «حیوان» یا «حیوان وحشی» باشد که بستگی به متن دارد.

(نگاه کنید به: اقتدار, دانیال, دام, ملّت, قدرت, آشکار, بعل زبول)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0338, H0929, H1165, H2123, H2416, H2423, H2874, H3753, H4806, H7409, G22260, G23410, G23420, G29340, G49680, G50740

وکیل، مباشر، مباشرت

تعریف:

واژه "وکیل" یا "مباشر" در کتاب مقدس به خادمی که وظیفه مراقبت از اموال و معاملات تجاری ارباب خود را داشته، اشاره دارد.

  • به یک مباشر مسئولیت زیادی همچون نظارت بر کار سایر خادمان داده شد.
  • واژه "وکیل" واژه مدرن‌تری برای مباشر است. هر دو واژه به کسی که مسائل کاری دیگر افراد را مدیریت می کند، اشاره دارند.

پیشنهادهای ترجمه:

  • این می تواند همچنین به "ناظر" یا "سازمان دهنده مستخدم‌های خانه" یا "خادمی که مدیریت می کند" یا "کسی که سازمان دهی میکند" ترجمه شود.

(نگاه کنید به: خادم)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0376, H4453, H5057, H6485, G20120, G36210, G36230

ویران، خراب، تباهی، تنها

تعریف:

واژه‌های ویران کردن و ویرانی به تخریب کردن یک منطقه مسکونی به گونه‌ای که دیگر قابل سکونت نمی‌باشد، اشاره دارد. واژۀ "ویران" هنگامی که برای یک شخص استفاده می‌شود، وضعیتی از تباهی، تنهایی و اندوه را توصیف می‌کند.

  • اگر زمینی که در آن محصولات در حال رشد است، متروک شود، به این معنی است که چیزی مانند حشرات یا مهاجمین دیگر محصولات کشاورزی را از بین برده است.
  • "منطقه متروکه" به منطقه‌ای اطلاق می‌شود که افراد کمی در آن زندگی می‌کنند، زیرا محصولات کمی یا سایر گیاهان هرزه در آنجا رشد می‌کنند.
  • اگر شهری "ویرانه شود" به این معناست که ساختمان‌ها و کالاهای آن تخریب یا دزدیده شده و مردم آن کشته یا اسیر شده‌اند. شهر "خراب شده" و "ویران شده" مشابه به این است که "تخریب" یا "متروکه شده است"، اما بیشتر به خالی بودن شهر تاکید می‌شود.
  • "سرزمین متروکه" یا "بیابان" اغلب جایی بود که افراد رانده شده (مانند جذامیان) و حیوانات خطرناک در آن زندگی می‌کردند.
  • بسته به متن، این واژه، زمانی که به یک شهر یا منطقه اشاره می‌کند، می‌تواند به عنوان "ویران‌شده" یا "از بین رفته" یا "تخریب‌شده" یا "مهجور شده" یا "متروکه" ترجمه شود.
  • بسته به متن، این واژۀ می‌تواند به عنوان "ویران شده" یا "ویران شده" یا "متروکه شده" یا "تنها و طرد شده" یا "ویرانه" ترجمه شود.
  • "ویرانگر" به شخصی گفته می‌شود که باعث ویرانی می‌شود.

(نگاه کنید به: صحرا, ویران کردن, خراب کردن, هرزه)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H0490, H0816, H0910, H1565, H2717, H2720, H2721, H2723, H3173, H3341, H3456, H3582, H4875, H4923, H5352, H5800, H7582, H7701, H7722, H8047, H8074, H8076, H8077, G20480, G20490, G20500, G34430

یوغ، هم‌قطار

تعریف:

یوغ ابزاری است از چوب یا جنس دیگر که دو یا چند حیوان را، به منظور شخم زدن و یا راندن گاری، به ‌یکدیگر می‌بندد. یوغ معنی‌های مجازی دیگری هم دارد.

  • "یوغ" به گونۀ مجازی، نشان دهندۀ پیوستن مردم به هم، برای همکاری با یکدیگر است. برای نمونه، به هم پیوستن برای خدمت کردن مسیح.
  • پولس واژۀ "هم‌قطار" را به کار می‌گیرد تا به کسی اشاره کند که همانند خودش مسیح را خدمت می‌کند. هم‌قطار را می‌توان "همکار" یا "هم‌خدمت" یا "همکار وفادار" نیز ترجمه کرد.
  • "یوغ" به گونۀ مجازی، به باری که بر دوش کسی سنگینی می‌کند، نیز اشاره ‌می‌کند. مانند بار سنگین بردگی.
  • در بیشتر موارد بهتر است که واژۀ یوغ، به همین معنا ترجمه شود. یعنی هر واژه‌ای که در زبان بومی شما معنی یوغی را می‌دهد که در کارهای کشاورزی استفاده می‌شود.
  • ترجمه‌های دیگر برای معنی مجازی یوغ: "بار گران"، "بند" یا "بار سنگین".

(نگاه کنید به: bind, burden, oppress, persecute, servant)

در کتاب مقدس:

کدهای واژه:

  • Strong’s: H3627, H4132, H4133, H5674, H5923, H6776, G20860, G22180