اولین باب از کتاب امثال با نوعی مقدمه[ معرفی] شروع میشود. این مقدمه سلیمان را پسر داوود معرفی میکند. آیه ۷ آیهای بنیادی را در بر دارد. این آیه حکمت را تعریف میکند.
امثال معمولاً بدون ارائه مضمون و در دو مصرع موازی نوشته شدهاند. هر مصرع رابطهای مشخص با مصرع دیگر دارد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
آیات ۲- ۳۳ منظوم هستند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry)
اسامی معنای «حکمت» و «عدل» را میتوانید به صفت ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «تا نحوه حکیم بودن و زندگی اخلاق مدار را به شما تعلیم دهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
«تا به فهم تعالیم حکیمانه کمک کنند»
در این جا شناسه مستتر فاعلی اشاره به مخاطبین دارد. اگر استفاده از ضمیر «ما» که در برگیرنده همه است در زبان شما طبیعیتر به نظر میرسد، میتوانید در این قسمت استفاده از آن را مد نظر داشته باشید. ترجمه جایگزین: «تا دریافت کنیم» [در فارسی متفاوت انجام شده و فعل حذف به قرینه شده است]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-you and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-inclusive)
این قسمت را میتوانید به نحوی با کلمات دیگر ترجمه کنید که اسم معنای «ادب» به فعل ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «تا نحوه زندگی به شما تعلیم داده شود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
این قسمت را میتوانید به نحوی با کلمات دیگر ترجمه کنید که اسم معنای «زیرکی[حکمت]» به صفتی چون «حکیم» ترجمه شود. این را نیز میتوانید به حالت معلوم ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «همچنین به کسانی که ساده دل هستند حکمت را تعلیم دهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
بیتجربه یا نابالغ
اسامی معنای «معرفت» و «تمیز» را میتوانید در قالب فعل ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «و تا به جوانان آن چه را که لازم است بدانند، تعلیم دهند و نحوه تشخیص کار درست را نشان دهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
این اشاره به دانستن انجام کار درست در موقعیتی خاص دارد.
«آنها که حکیم هستند توجه کنند و بیشتر یاد بگیرند»
«آنها که درک دارند از این امثال استفاده کنند تا تصمیمات نیکو بگیرند»
این اشاره به گفتههایی دارد که مخاطب فقط بعد از اندیشیدن، آنها را درک میکند.
پدر به فرزند خود تعلیم میدهد.
این نام خدا است که در عهد عتیق بر قوم او آشکار شد. برای ترجمه این کلمه به صفحه مربوط به نحوه ترجمه این مربوط به یهوه مراجعه کنید.
«آنهایی که برای آن چه حکیمانه و مودبانه است، ارزش قائل نیستند، جاهلند»
این اصطلاح به معنای «غفلت نکن» یا «رد نکن» است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
آن قدر قواعد و تعالیم آموخته شده به فرزندان توسط والدین مهم است که به نحوی از آنها سخن گفته شده که گویی تاج زیبا یا جواهری هستند که شخص آنها را بر تن میکند. ترجمه جایگزین: «آنها شما را حکیم میسازند درست همان طور که تاجِ بر سر یا جواهرِ بر گردن، شما را زیبا میسازد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این دایرهای بافته شده از برگ یا گل است.
مقصود از این کلمه، جواهری است که بر گردن گذاشته میشود.
«سعی بر متقاعد کردن تو بر انجام گناه خود دارند»
«از آنها اجتناب نما» یا «به آنها گوش نده»[از آنها دوری کن]
اینجا گوینده مثالی از گناهکارانی میزند که سعی بر فریفتن کسی به انجام کاری دارند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hypo)
«مخفی شویم و منتظر زمان مناسب شویم»
آیات ۱۲- ۱۴ بیان تصویری گناهکاری را که سعی بر فریفتن کسی به گناه خود دارد، به پایان میرساند.
اینجا گناهکاران به نحوی از به قتل رساندن بی گناهان سخن میگویند که گویی گناهکاران هاویه[عالم مردگان] هستند و فردی زنده و تندرست را به مکان مردگان فرو میبرند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا به نحوی از گور[عالم مردگان] سخن گفته میشود که گویی شخصی است که انسانها را میبلعد و آنها را به مکان مردگان فرو میبرد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
شروران انتظار دارند که قربانیان خود را چون عالم اموات که تندرستان را فرو میبرد، نابود کنند.
معنای محتمل این کلمات: ۱) اشاره عینی این کلمات به مسافرینی است که به گودالی سقوط میکنند و کسی دیگر آنها را نمییابد یا ۲) بهگویی از کسانی است که میمیرند و به گور[عالم اموات]، مکان مردگان، میروند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-euphemism)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
این یک اصطلاح است. ترجمه جایگزین: «به ما ملحق شو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
کلمه «کیسه» اشاره به چیزهایی دارد که سرقت میشوند. ترجمه جایگزین: «هر چه سرقت میشود را به صورت مساوی تقسیم میکنیم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
کیسهای که برای حمل پول از آن استفاده میشود.
این ادامه جملهای است که در ۱: ۱۱ با «اگر گویند» آغاز شده است.
اینجا به نحوی از اجتناب از رفتار مشابه گناهکاران سخن گفته شده که گویی آن پسر باید از راه رفتن یا حتی لمس کردن مسیری که گناهکاران بر آن قدم میگذارند، اجتناب کند. ترجمه جایگزین: «با گناهکاران همراه نشو و آن چه میکنند را انجام نده»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اشتیاق گناهکاران برای شرارتورزی به نحوی بیان شده که گویی شروران به سوی شرارت میدوند. ترجمه جایگزین: «مشتاق عمل شرورانه هستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«پایها» اشاره به کل شخص دارد. ترجمه جایگزین: «میدوند» (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
اینجا «خون» اشاره به زندگی شخص دارد. «ریخته شدن» خون به معنای به قتل رسیدن شخص است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
این استعاره است و دانایی[حکمت] پرندگان به منظور اجتناب از دام شکارچیان را با جهالت گناهکاران مقایسه میکند، کسانی که در دامهایی که خود پهن کردهاند، گرفتار شدهاند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این قسمت، قیاسی که در آغاز شده را به پایان میرساند. اینجا به نحوی از کسانی که خود را با گناهورزی نابود میکنند سخن گفته شده که گویی دام پهن میکنند و خود را میکشند. ترجمه جایگزین: «اما این مردان از پرندگان جاهلترند. آنها خود را با دامهای خود میکشند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کمین کردن به معنای مخفی شدن و آماده بودن برای انجام کاری است. ترجمه جایگزین: «گویی که به دنبال فرصتی برای کشتن خود هستند» یا «آنها خود کشته میشوند، چون سعی بر کشتن دیگران دارند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «خون» کنایه از مرگی خشونتبار است. ترجمه جایگزین: «تا خود را خشمگینانه بکشند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
اینجا «جان خویش» کنایه از خود آنها است. ترجمه جایگزین: «گویی که منتظر هستند تا ناگهان حمله کنند و بکشند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
اینجا از سرنوشت یا تقدیر شخص به نحوی سخن گفته شده که گویی جادهای است که بر آن راه میرود. ترجمه جایگزین: «برای همه چنین اتفاقی خواهد افتاد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا به نحوی از کسانی که سعی میکنند با کسب ثروت از طرق خشونت بار، دزدی و فریب خود را نابود کنند سخن گفته شده که گویی تملکی ناحق است که آنها را خواهد کشت. ترجمه جایگزین: «درست مثل آن است که تملکی که به ناحق باشد، دارندگان خود را میکشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در آیات ۱: ۲۰- ۱: ۳۳ از حکمت به نحوی سخن گفته شده که گویی زنی است که با مردم سخن میگوید. [در فارسی انجام نشده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
اگر زبان شما امکان این را نمیدهد که حکمت زنی در نظر گرفته شود که بر سر مردم شهر فریاد میزند شاید بهتر باشد عباراتی مانند «مادربزرگ حکمت...فریاد میزند» یا «بانو حکمت...ندا میدهد» یا «حکمت که مانند زنی...فریاد میزند» را استفاده کنید.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
این یک اصطلاح است. ترجمه جایگزین: «با صدایی بلند سخن میگوید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این اشاره به مکانهایی دارد که اشخاص بسیاری در آن بودند. ترجمه جایگزین: «در بازارها» یا «در میدانهای شهر»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
معنای محتمل: ۱) «سر» اشاره به چهارراههای شلوغ دارد یا ۲) «سر» اشاره به بالای دیواری دارد که مردم میتوانستند بر آن بایستند و صدای حکمت را بشنوند.
حکمت از این سوال استفاده میکند تا کسانی که حکیم نیستند را توبیخ کند. ترجمه جایگزین: «تو که جاهلی باید دست از دوست داشتن جهالت بکشی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
بیتجربه یا نابالغ
حکمت با استفاده از این سوال استهزاکنندگان و احمقان را توبیخ میکند. ترجمه جایگزین: «تو که استهزا میکنی، باید دست از شادی کردن از استهزای خود بکشی و تو که ابلهی باید دست از نفرت از معرفت بکشی»
See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
حکمت همچنان به سخن گفتن ادامه میدهد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
«با دقت گوش خواهم داد»
اینجا حکمت به نحوی از بیان همه افکار خود به مردم سخن گفته که گویی افکار او مایعی هستند که آنها را میریزد. [در فارسی متفاوت انجام شده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«آن چه را که میاندیشم، به شما میگویم»
این عبارت اصطلاحی به معنای اشاره کردن یا دعوت کردن کسی به آمدن است. ترجمه جایگزین: «تو را دعوت میکنم تا نزد من آیی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
حکمت همچنان سخن میگوید و به توصیف چیزی میپردازد، که برای کسانی که از او غفلت میکنند، رخ میدهد.
این را میتوانید با کلمهای چون «پس» ترجمه کنید تا نشان دهد که بانو حکمت چون آنها از او غفلت میکنند، میخندد. ترجمه جایگزین: «پس خواهم خندید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-connectingwords)
«وقتی که اتفاقات بد برای شما بیافتد»
اتفاقات بد که برای دیگران رخ میدهد، با ضربه وارده توسط طوفان که سبب ترس و عذاب میشود، مقایسه شدهاند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
باد طوفانی شدید که باعث آسیب میشود.
حکمت همچنان سخن میگوید.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
«سپس آنان که از من غفلت میکنند، از من کمک میخواهند»
اسم معنای «معرفت» را میتوانید در قالب فعلی چون «آموختن» ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «چون از آموختن حکمت سر باز میزنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
اسم معنای ترس را میتوانید در قالب فعل ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «از خداوند[یهوه] نترسیدند» یا «خداوند[یهوه] را احترام و حرمت نگذاشتند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
«سفارشات من را نپذیرفت» یا «توصیه من را رد کرد»
آیه ۳۳ بیانات حکمت را که در امثال ۱: ۲۲ آغاز شده، به پایان میرساند.
اینجا به نحوی از رفتار شخص سخن گفته شده که گویی راه یا جاده است و همچنین به نحوی از رفتار آنها سخن گفته شده که گویی آن شخص ثمر[میوه] رفتار خود را میخورد. ترجمه جایگزین: «عواقب اعمال خود را تجربه میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«آنها میوه نقشه خود را تا هنگام سیر شدن خواهند خورد.» اینجا به نحوی از شخصی که نتیجه نقشههای شرورانه خود را دریافت میکند سخن گفته شده که گویی میوه نقشههای خود را میخورد. ترجمه جایگزین: «آنها از عواقب نقشههای شرورانه خود آزار میبینند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
بیتجربه یا نابالغ
اینجا به نحوی از فردی که حکمت را رد میکند سخن گفته شده که گویی آن شخص جسماً از حکمت رو بر میگرداند. این را میتوان به حالت معلوم بیان کرد. ترجمه جایگزین: «میمیرند چون از آموختن اجتناب میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
اسم معنای «راحت» را میتوانید در قالب فعل ترجمه کنید. ترجمه جایگزین: «ابلهان خواهند مرد، چون به آن چه که باید انجام دهند، اهمیت نمیدهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
فقدان علاقه نسبت به چیزی
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.