کتاب میکاه اساساً به سبکی منظوم نوشته شده است. بسیاری از رسولان به قلمرو پادشاهی شمالی یا جنوبی مینوشتند. میکاه به هر دو قلمرو پادشاهی در زمانهای مختلف بدون در نظر گرفتن تفاوتهای واضح، مینوشت، همان طور که دراین باب این کار را کرده است.
نام شهرها
این قسمت در زبان فارسی غیر عادی به نظر میرسد، چون ساختار اصلی آن به زبان عبری است. این بخش شامل کاری میشود که به آن «جناس کردن» یا «بازی با کلمات» میگویند. نام شهرها جهت توصیف نحوه نابودی آنها به کار رفته است. «لاکیش، شلاق خواهند زد» نمونه این از این نوع ساختار است. چنین حالت شعرگونهای احتمالاً استعارهای است برای توصیف روشی حقیقی که آنها را مجازات میکردند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
خدا از طریق میکاه با قوم اسرائیل و با استفاده از شعر سخن میگوید.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
این اصطلاحی است برای بیان پیغامی که خدا به کسی میدهد. ترجمه جایگزین: «پیغامی که خداوندیهوه میگوید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این نام خدا است که در عهد عتیق خود را بر قومش آشکار کرده است. نگاه کنید به صفحه ترجمه کلمات درباره یهوه که چطور این کلمه ترجمه شده است.
به این معنی که او اهل یکی از شهرهای یهودا به نام مورشت بود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
«هنگامی که یوتام، آحاز و حزقیا، پادشاهان یهودا بودند»
«که در رویای شنید»
کتاب میکاه در آیات ۱: ۲-۷ درباره داوری خدا بر سامره است.
با نبوت میکاه آغاز میشود. میکاه با مردم سامره چنان صحبت میکند که گویی تمامی مردم زمین و حتی سرزمین خودش قادر به شنیدن صدای او بودند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-apostrophe)
میکاه چنان صحبت میکند که گویی خداوند[یهوه] سرباز نیرومندی بوده که از آسمان نزول کرده و بر بالای کوهها شروع به راه رفتن کرده است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«او ... راه میرود»
«کوههای بلند»
میکاه چنان صحبت میکند که گویی خداوند[یهوه] شئی آتشین و جامد است که زمین را ذوب کرده، به طوری که آن را جابهجا کرده است. ترجمه جایگزین: «او در حین خرامیدن، کوهها و وادیها را درهم خواهد شکست ؛ او آنها را نابود و کاملاً ناپدید خواهد کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «خانه» کنایه از خویشاوندانی است که در خانه زندگی میکنند، در این مورد منظور قوم اسرائیل است. ترجمه جایگزین: «به سبب قوم اسرائیل که برعلیه من گناه کردهاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
«پادشاه میآید و قضاوت خواهد کرد»
نام «یعقوب» کنایهایست از نسلش که در قلمرو پادشاهی شمالی اسرائیل زندگی میکنند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
در اینجا «سامره» کنایه است از اعمال شریرانهای که در آنجا واقع شده. میکاه این سؤال را برای تأکید بر این که مردم بدانند حقیقت چیست، مطرح میکند. این را در قالب جمله خبری میتوان ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «میدانی که سامره... است.»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
در اینجا «مکان بلند» جزءگویی از کل است و منظور کل سیستم پرستش بتها میباشد. «یهودا» کنایه از افرادی است که آنجا زندگی میکنند. ترجمه جایگزین: «مردمان یهودا کجا به پرستش بتها میروند؟»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
در اینجا «اورشلیم» کنایه است از اعمال شریرانهای که در آنجا واقع شده. میکاه این سؤال را برای تأکید براینکه مردم بدانند حقیقت چیست، مطرح میکند. این را در قالب جمله خبری میتوان ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «میدانی که اورشلیم ...است.»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
در اینجا «من» به خداوند[یهوه] اشاره میکند.
خداوند[یهوه] از سامره چنان صحبت میکند که گویی شهر همچون زنی است. ترجمه جایگزین: «سامره ... سنگهایش ... همچون بنیاد ساختمانی در شهر»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا «ضمیر مالکیت سوم شخص مؤنث» [درفارسی متفاوت انجام شده است] به شهر سامره اشاره میکند.
خداوند[یهوه] چنان از سامره سخن میگوید که گویی شهر همچون زنی بوده است. ترجمه جایگزین: «بتهای تراشیده شده در شهر ... هدایای که در شهر به پرستشگاه بتها تقدیم میکردند ... تمثالهای شهر»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این جمله را به حالت معلوم میتوان ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «من تمامی بتهای تراشیده شده را خرد خواهم کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این جمله را به حالت معلوم میتوان ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «من تمامی هدایای دریافتیاش را خواهم سوزاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
«مردم به او دادهاند»
خداوند[یهوه] چنان از مردمی که به بتها هدایا تقدیم کردهاند سخن میگوید که گویی مردم به فاحشهگان پول میدهند. وقتی که آشوریان سامره را نابود میکردند، آنها هدایایی را که مردم سامره به بتهایشان تقدیم میکردند، برداشتند و به بتهای خود تقدیم کردند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
کتاب میکاه آیات ۱: ۸-۱۶ درمورد داوری خدا بر یهودا است.
در اینجا «من» به میکاه اشاره میکند.
«ماتم گرفتن» به احساس درونی غم و اندوه اشاره میکند، و «وِلْوَلَه کردن» به عملی که صدای بلند و ناراحتی ایجاد میکند، اشاره میکند.
این علامت غم و اندوه بسیار است. معانی محتمل دیگر «من مانند کسی که لباسش را درمیآورد، عریان خواهم شد»
احتمالاً تنها یک لنگ پوشیده.
شغالها و شترمرغها در بیابان زندگی میکنند، و صدای زوزه آنها مانند کسانی است که ماتم میگیرند و گریه میکنند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
در اینجا «ضمیر مالکیت سوم شخص مؤنث» [درفارسی متفاوت انجام شده است] به شهر سامره اشاره میکند. به این معنی که هیچ چیز نمیتواند ارتش دشمن را از نابود و کشتن مردمی که آنجا زندگی میکنند، باز دارد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
میکاه از بیماری واگیر به عنوان استعاره برای ارتشی استفاده میکند، که خداوند[یهوه] فرستاده تا سامره را داوری کنند. در اینجا «آن» به «زخم» اشاره میکند، که به معنی ارتشی است که خدا برای مجازات سامره به کار میبرد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
شاید نیاز باشد که در پاورقی توضیحی بدهید. «نام این شهر به معنای "خانه غبار" میباشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
مردم تحت داوری خدا، این چنین شدتِ اندوهشان را بیان میکنند. ترجمه جایگزین: «خویشتن را بر زمین غلطانیدم» یا «خویشتن را در گل غلطانیدم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-symaction)
معنای نام روستاها برای میکاه حائز اهمیت است. شاید شما مایل باشید که معانی نام مکانها را در پاورقی ذکر کنید.
به نظر میرسد که نام این شهر به معنای «زیبایی» باشد. این با «عریانی و خجالت» در تضاد است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
این اصطلاح به وضوح بیان میکند که مردم کاملاً عریان شده بودند. ترجمه جایگزین: «کاملاً عریان و خجل شده»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
نام این شهر به معنی «بیرون آمدن» است. آنان بسیار میترسیدند که بیرون بیایند و کمک کنند.
نام این شهر به معنای «فاصله گرفتن از خانه» میباشد.
این جمله را به حالت معلوم میتوان ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «زیرا من هر چه که از آنها حفاظت میکردند را از آنها گرفتم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این نام شهری به معنای «تلخی» است.
از اسم معنای «بلا» در اینجا به عنوان شئي جامد که از تپهای به پایین میغلتد، سخن گفته شده است. آن را در قالب فعل نیز میتوان بیان کرد. ترجمه جایگزین: «خداوند[یهوه] سبب شد که اتفاقات بدی بیافتد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نام «لاكیش» در زبان عبری مانند کلمه «ارابهها» به نظر میرسد. مردم ارابههایشان را برای فرار و نه برای مبارزه میبستند. لاکیش بعد از اورشلیم مهمترین شهر یهودا بود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-irony)
کلمه «دختر» کنایه از مردم شهر است. ترجمه جایگزین: «مردم صهیون» یا «مردمی که در صهیون زندگی میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
این اصطلاح را به حالت معلوم میتوان ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «به سبب نااطاعتی تو همانند مردم اسرائیل»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
میتوانید در پاورقی اضافه کنید که نام «مُورَشَتْ» به معنای «ترک کردن» است. همچنین مشابه کلمه «نامزد» نیز بهنظر میرسد. در این استعاره مُورَشَتْ همچون عروسی توصیف شده و آشور او را میبرد، و «هدیه خداحافظی» [خلعت] جهاز است، هدیهای که خانوادهاش برای ازدواج به او میدهند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
شاید مایل باشید که در پاورقی اضافه کنید که گفتن «نام این شهر تقریباً همچون عبارت عبری برای "چیزی فریب خورده" به نظر میرسد.
در اینجا «من» به خداوند[یهوه] اشاره میکند.
شاید مایل باشید که در پاورقی ذکر کنید، «نام این روستا مانند کلمه عبری به معنای «پیروز» به نظرمیرسد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
این نام شهری سلطنتی در فلسطین است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
اسرائیلیانی که ماتم میکردند قسمتهایی از سر خود را میتراشیدند. معانی محتمل ۱) «بخشهایی از سر خود را به شکلی غیر معمول بتراش» یا ۲) «همه موهایت را کوتاه کن و سرت را بتراش،» رویدادهایی را به ترتیب وقوع بیان میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-symaction)
این کلمه را میتوان «لاشخور» نیز ترجمه کرد.